eitaa logo
خودشناسی و روانکاوی
365 دنبال‌کننده
152 عکس
49 ویدیو
244 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
📌احساس شرم ▫️احساس شرم به عنوان صورتی از حمله به خود درمان می‌شود ولی در برخی شرایط، برخورد با شرم به عنوان یک احساس می‌تواند مفید واقع شود. در حین بازگشایی ناهشیار احساس گناه باید تجربه شود. ▫️با این حال، اغلب زمانی که افراد می‌گویند "احساس گناه" می‌کنم، دچار احساس گناه اصیل نیستند. ▫️احساس گناه اصیل با آگاهی از آسیب رساندن به کسی و تکانه‌ای برای تعامل و جبران همراه است. ▫️در عوض، حسی کلی مبنی بر اینکه "من بد هستم" نمونه‌ای از حمله به خود است که بدان اشاره شد. ▫️این احساس همراه ممکن است نوعی شرم باشد که با تکانه‌ای برای رفتن به درون و پنهان شدن همراه است. ▫️بیماران ممکن است صورت خود را به صورت کامل یا جزئی بپوشانند. ▫️جهت تسهیل تجربه احساس گناه پس از یک تجسم و جهت متمایز کردن آن از شرم دفاعی، مقابله کردن با تکانه و افکار مرتبط با آن مفید خواهد بود: ▫️احساس گناه: تکانه‌ای معطوف به بیرون و عمل ما، "من در حق کسی که برایم مهم است، کار بدی انجام دادم" ▫️شرم: تکانه‌ای معطوف به درون و خودمان است، "من بد هستم" ✍نات کوهن @selfknowledge1401
ما جذب چه افرادی می شویم؟ فرنزی در باب سرمایه گذاری روانی افراد می گوید ◼️ما به چیزهایی که همیشه به ما عشق می دهند معمولا توجهی نمی کنیم، انگار که تصور می کنیم این ها همیشه هستند و برای ما اهمیت خاصی ندارند. ◼️از آن طرف آدمهایی هستند که همیشه خصومت آمیز هستند ما معمولا از آنها کناره می گیریم یا انکارشان می کنیم به هر حال مسئله آنها را نیز برای خود حل می‌کنیم و موضوعیت ندارند. ◼️اما چیزهایی هستند که به طور نامشروط به دلخواه ما عمل نمی کنند، یعنی از یک طرف ارضا کننده هستند و به دلیل همین رضایتی که به ما می‌دهند ما دوستشان داریم و از یک طرف دیگر تسلیم مطلق ما هم نیستند، یک جایی ما را ناامید می کنند به ما نه می گویند چیزی شبیه والدین، گاهی ارضا کننده هستند و کودک دوستشان دارد، گاهی ناکام کننده هستند و کودک عصبانی می شود و فکر می کند چه پدر یا مادر بدی دارد. در کل والدین زمانی خوب و رضایت بخش و زمانی دیگر ناامیدکننده و محروم کننده هستند. ◼️فرنزی معتقد بود ما بیشترین سرمایه گذاری روانی را به این نوع روابط اختصاص می دهیم، افرادی که شبیه والدین گاهی ارضا کننده و گاهی ناکام کننده هستند. @selfknowledge1401
‍ سوگواری 💢 سوگ ما مشکل نیست، بلکه یک راه است. ما با سوگواری خود را تسلیم حقیقتی می کنیم که همه‌ی دروغ‌ها را می‌شوید و واقعیت‌ها را باقی می گذارد. ما از شر سوگ خلاص نمی شویم، بلکه در مشارکت با آنچه وجود دارد، سوگ را تحمل می‌کنیم. در این مشارکت نیازی نیست توهمات خود را رها کنیم، زیرا اشک‌هایمان وابستگی ما را به تخیلاتی که زندگی را از ما دور نگاه می دارند می شوید و با خود می برد. به عنوان مثال، از قدرت شفابخش سوگ، به مرد خودویرانگری اشاره می کنم که همه‌ی پل‌ها را پشت سرش خراب کرده بود و وقتی به درمان روی آورد که دنیایش فرو ریخته بود. او در مواجهه با خودویرانگری دیرپایش که همه ی روابط اصلی او را نابود کرده بود، گفت: "باید از این شرمندگی و احساس گناه خلاص شوم" اما اگه این‌ها راهی برای شفای تو باشن چی؟ شرمندگی علامتی از درونته که میگه تو اون کسی که می خواستی باشی نبودی. وی با گریه جواب داد: «درسته.» این احساس گناه درباره‌ی کسانی که بهشون صدمه زدی به عشق تو اشاره میکنه، به بخش والای شخصیت تو که ازت میخواد به طرفش برگردی فکر نمی کنم هرگز بخش والای شخصیتمو بروز داده باشم.» تو نباید از احساس شرمندگی و گناهت خلاص شی، باید به درونشون پا بذاری. این عواطف به تو نشون میدن در زیر نقاب بی تفاوتت چه کسی هستی علت رنج او احساس شرمندگی و گناه نبود، بلکه دروغ‌های او بودند. احساسات عمیق هرگز ما را رنج نمی دهند، مقاومتمان در برابر این احساسات علت رنج است. با قبول زندگی آن طور که هست عميقا درد خواهیم کشید. ما تصور می‌کنیم خودمان در حال مرگیم، در حالی که تخیلاتمان در حال مرگ‌اند و پرده‌ی میان ما و واقعیت در حال کنار رفتن است. و سرانجام، می توانیم در حقیقت خود آرام بگیریم. در جلسه ای دیگر، آن مرد به سوگ روابطی نشست که پیشتر نابود کرده بود. اکنون او متوجه شده بود که در همه ی عمر یک شخصیت ساختگی بوده که هیچ کس نمی توانسته است او را دوست بدارد. او در حالی در غم خسران‌هایش به شدت اشک می ریخت و گناه دروغ هایش روی دوشش سنگینی می کرد، گفت: «هرگز نمی تونم از اینکه انسانیتم را به من برگردوندی به اندازه‌ی کافی ازت تشکر کنم.» اما واقعیت این است هرگز نمی توانستم انسانیتش را به او برگردانم، زیرا این انسانیت همیشه در درون وی وجود داشت اگرچه زیر دروغ هایش پنهان مانده بود. @selfknowledge1401
شیوه ارتباطی‌مان، مرزهایی که داریم و یا نداریم، اینکه چقدر اعتماد می‌کنیم و یا چقدر آسیب پذیر هستیم؛ همه‌ی این‌ها سرنخی را به ما می‌دهد. همه‌یِ این ویژگی‌ها می‌تواند به حل و تکمیل شدن پازل ما، یعنی خودِ ما کمک کند. اینکه ما چه تیپ شخصیت‌ها و انسان‌هایی را جذب می‌کنیم، به خوب شدن حال ما کمک می‌کند. این آئینه‌ای است از گذشته‌مان، از الگوهای حل نشده‌مان! اگر ما به خودمان در روابط خیانت می‌کنیم، در کودکی به نوعی به ما خيانت شده است؛ به بیانی دیگر، اگر ما خودمان را از عشق محروم می‌کنیم، شاید ما والدی را مشاهده کرده‌ایم که ناهشیار خود را از عشق محروم می‌کند. بنابراین، ما یاد گرفته‌ایم( ناهشیار) که همان کار را انجام دهیم. در نتیجه اگر دلمان می‌خواهد خوب شویم یا درمان شویم یا شفا پیدا کنیم، بهتر است به الگوهایی که داریم نگاه کنیم. یادمان باشد که “همیشه” الگوهایی وجود دارند. بهتر است از اینکه آن را به شانس یا سرنوشت و یا هر دلیل بیرونی نسبت دهیم، دست برداریم و توجه‌مان را به آن‌چه که در ذهن‌مان اتفاق می‌افتد و به درون‌مان ببریم. شاید این سؤالات بهتر راه را نشان دهد: ۱. چه چیزی در این الگو برای‌مان جالب است؟ ۲. آیا من به آنچه که دیگری در موردم فکر می‌کند، می‌کنم یا روی بدنم می‌ماند ، یا تمایل تنها به پاسخ‌دهی دارم؟ ۳. آیا در این ارتباط من احساس شنیده شدن و دیده شدن کردم یا (می‌کنم) ؟ ۴. آیا این یک داینامیک ارتباطی آشنا‌ست؟ آیا در کودکی نیز این مدل را تجربه کرده‌ام؟ ۵. آیا من تلاش کرده‌ام انتخاب شوم یا انتخاب آگاهانه‌ای داشته باشم؟ ۶. آیا این یک ارتباط عاطفی سالم است؟ آیا هر دوی ما دچار یک بازی و سرگرمی هستیم؟ ۷. آیا این رابطه برای من مثل زندگی سابق در خانه است؟ @selfknowledge1401
چرا اشتباهاتمان را تکرار میکنیم؟ ناهشیار چیست؟ ناهشیار فقط در اشتباهات لپی یا کنش پریشی ها یا رویاهای ما متجلی نمیشود، بلکه بسیار مهمتر و عمیقتر است. ناهشیار نیروی حاکمی است که ما را در انتخاب همسر، انتخاب شغل که به هویت اجتماعی ما گره خورده، و انتخاب محل زندگیمان هدایت میکند. بهعبارت دیگر، همه آن چیزهایی که تصور میکنیم آگاهانه و هدفمند انتخاب کرده ایم، درحقیقت به دست ناهشیارمان و با ظرافت خاصی به ما تحمیل شده است. بااینحال، به تجربه دریافته ام که ناهشیار وجه دیگری هم دارد که بسیار نیرومندتر است و موضوع متن حاضر است، یعنی تکرار. ناهشیار نیرویی است که میتواند ما را به تکرار رفتارهای سالم و خوشایند سوق دهد _ از این منظر، ْ تکرار سالم است و ناهشیار هم رانه زندگی محسوب میشود. از طرفی، ناهشیار ممکن است ما را به تکرار اجبارگونه اشتباهات قبلی و رفتارهای محکوم به شکستمان سوق دهد.از این منظر تکرار مرضی است.و رانه خود آسیبی محسوب میشود. اما فارغ از اینکه ناهشیار نیروی زندگی باشد یا یا خود آسیبی، فارغ از اینکه منشأ رفتارهای تکراری خوشایند باشد یا ناخوشایند، تنها موضوع مسلم این است که آن چیزی که موجب بروز یا بروز مجدد اتفاقات خوشایند یا ناخوشایند میشود و به زندگی ما شکل میدهد ناهشیار است. اما تکرار چیست؟ در ادامه مطالب در کانال این مطلب را برای شما روشن میکنیم. @selfknowledge1401
خودآگاهی آیا می خواهید شادتر باشید، نفوذ بیشتری داشته باشید، تصمیم گیرنده بهتری باشید و رهبر موثرتری باشید؟ پس خودشناسی و خودتحلیلی مهمترین عنصری است که باید رشد دهید. این چیزی است که شما را در مسیر هدف نگه می دارد @selfknowledge1401
خودش را در جهان اطرافش پیدا میکرد، در گرمای آفتاب در خنکی رودخانه در هیاهوی آدمهای اطرافش در برخورد موج‌ها به دیواره‌ی سنگی در بوی چمن معلق در هوا در بازی سگ‌های کوچکِ کمی آنطرف‌تر در آغوش گرفتن دو فردی که سمت راستش نشسته بودند و در دعوای دو نفر دیگری که سمت چپش نشسته بودند و حتی در گُذر‌‌‌‌ بی اعتنای ِ اُردک‌های سوار بر تلاطم‌ موج‌ها. او در سکوتِ کوچک خودش، به شکل و فرمِ پر هیاهو اما آرامِ اکنونِ زندگی‌اش در اتصال بود. او مد‌ت‌ها بود رابطه‌اش را با زندگی ترمیم کرده بود. و اکنون میدانست هر لحظه‌ای که زندگی بر او ظاهر میشود، فرصتی برای ترمیم کردنِ رابطه‌اش با خودش است. چه با درد و جنگ و مبارزه ظاهر شود چه با آرامش و سکون و آزادی. هر روز، هر لحظه، به هر شکل و فرمی که زندگی‌ظاهر شود، قرار است او در مورد خودش شناخت پیدا کند. و او هیچوقت، اینقدر، با خودِ در حالِ پیدا شدنش، راحت و آرام و صبور و کنجکاو نبوده است. و این نتیجه‌ی اعتماد او به زندگی در هر شکل و فرم، تحمل دردهایش بدون غر زدن و تلاش برای شناخت خودش بود. مهران ترکزبان @selfknowledge1401
آنچه که یک مراجع روانکاوی از درمانگرش می آموزد این است که به اندیشه های معینی اجازه دهد که برایش در دسترس باشند و به آن ها از نقطه نظری نگاه کند که از روانکاوش به دست آورده است. @selfknowledge1401