برونی سازی چیست؟
وقتی منبع مشکل را در بیرون از خودمان ببینیم و برای مشکلی که منبع درونی دارد به دنبال مقصر بگردیم به این میگویند برونی سازی که منبع این برونی سازی میتواند همسر ، والدین ، فرزندان یا دیگر افراد نزدیک ما باشند.
تفاوتی که یک روانکاو با دیگر روان درمانگران دارد این است که مشکلات را از دیدگاه درونی جستجو میکند و میخواهد بداند فرد چه تعارضی با مشکل خود دارد و خود در مشکلش چه سهم یا نقشی دارد.
📕درمانگرانی که برونیسازی را نمیبینند، مرتکب یکی از چند اشتباه زیر می شوند. آنها بیمار را قربانی میپندارند و با او همدردی میکنند، بدون آنکه بررسی کنند که چطور خود او موجب رنجاش شده است. آنها خشم بیمار را نسبت به "قربانی کنندگان" کنکاش میکنند و، به این ترتیب، موضع قربانی بودن او را تقویت مینمایند. درمانگران می توانند، در عین حال، با "حل مسئله" مرتکب اشتباه دیگری شوند و آن کمک کردن به بیمار برای ابراز خودش در برابر سایرین "بی رحم" است.
📘 وقتی بیمار برونی سازی میکند، نمیبیند که خودش موجب تنبیه خودش است. او، به اشتباه، فکر می کند که نیاز دارد در برابر به اصطلاح "سوءاستفاده گران" بایستد، نه اینکه در برابر سوءاستفاده از خود موضع بگیرد. به او کمک کنید تا تعارض درونی اش (عصبانیت، اضطراب، خودتنبیه و، به دنبال آن، مقصر پنداشتن دیگری به خاطر تصمیم خود بیمار به تنبیه خودش) را ببیند. سپس، او می تواند از دفاعش دست بردارد، مسئولیتش را بپذیرد، با احساساتش روبه رو شود و تصمیمات انطباقی جدیدی بگیرد.
ترکزبان ( روانکاو شمیم رضوان )
@selfknowledge1401
🔹ملا نصرالدین در خیابان پی چیزی می گشت.
کسی از او پرسید: ملا دنبال چه می گردی؟
ملا گفت: کلیدهایم را گم کرده ام. آن شخص
پرسید: آنها را کجا گم کرده ای؟ ملا پاسخ داد:
در خانه. شخص با حیرت پرسید:پس چرا دراینجا
به دنبال آن می گردی؟ ملا گفت: چون داخل
خانه تاریک است و این بیرون روشن!
🔸 به همین روال هم چون روبرو شدن با درون تاریک و پر از رنج دردناک تر و مشکل است ،ترجیح میدهیم با گلایه و شکایت و متهم کردن دیگران و در کل برونی سازی ،راهکار مسایل را در بیرون جستجو کنیم
مثالی از یک مورد برونی سازی
🔸یک بیمار #افسردۂ آزارطلب گزارش می دهد که شوهرش از او خواسته اجازه دهد که، هنگام عشق بازی، به او سیلی بزند. او به شوهرش گفته است که این کار اشکالی ندارد. چند دقیقه بعد، در جلسه، این گونه ادامه داد.
بیمار: دیشب اذیتم کرد.
درمانگر: چطور؟
بیمار: بهم چند تا سیلی زد که دردم گرفت.
درمانگر: چند تا سیلی بهتون زد. درسته؟
بیمار: بله. بهتون که گفتم.
درمانگر: اشکالی نداره یک دیدگاه دیگه رو بهتون معرفی کنم؟
بیمار: بفرمایید.
درمانگر: اون ازتون پرسید که می تونه بهتون سیلی بزنه یا نه. درسته؟
بیمار:بله
درمانگر: اون زمان، شما می تونستید بگید آره یا نه. اما، تصمیم گرفتید بگید آره.
بیمار: اما،ازم نمیخواست که بگم نه.
درمانگر: بنابراین، در عوض، به خودتون نه گفتید. [با بله گفتن به شوهرش، به خودش نه گفت.]
درمانگر: به اون گفتید بله. اون تونست بزندتون. در عمل، شما سیلی اونُ به خودتون زدید، چون
بهش گفتید که می تونه این کارُ بکنه. [علیت را اصلاح کنید: او خودش را تنبیه کرد]. اما، بعد اونُ به خاطر تصمیم خودتون سرزنش میکنید. شما تصمیم گرفتید که به خودتون نه بگید و اون به خاطر این تصمیم مقصر میدونید. [برونی سازی: به جای روبه رو شدن با اینکه او،خودش را تنبیه کرده است، شوهرش را سرزنش میکند.] متوجه منظورم میشید؟
بیمار:ایدهشُ دوست نداشتم.[دفاع: #عقلانیسازی]
درمانگر : اما، چه احساسی بهش داشتید؟
بیمار: این جوری بهش فکر نکرده بودم.
بیمار: عصبانی بودم.
درمانگر: ازش عصبانی بودید. بعد، می بینیم که روش برخوردتون با عصبانیتتون این بود که، با
دعوت از اون برای آزار دادنتون، عصبانیتُ به خودتون برگردوندید.
بیمار:یادم رفته بود که ازش عصبانی بودم. [شواهد #واپسرانی.]
درمانگر: درست. ازش عصبانی شدید، عصبانیتتونُ فراموش کردید و، با دعوت از اون برای آزار دادنتون، عصبانیت به خودتون برگردوندید. مثل این می مونه که، به خاطر عصبانی بودن از اون، ازش خواستید که تنبیهتون کنه.
بیمار: و بعد ازش دعوت کردم که به خاطر غذایی که برای شام درست کرده بودم، ازم انتقاد کنه.
[افزایش بینش نسبت به خودتنبیه به عنوان دفاع.]
🔹او تعارض عصبانیت، #اضطراب و دفاع خود تنبیهاش را میبیند و دیگر شوهرش را، به خاطر روش هایی که او با آنها خودش را تنبیه میکند، مقصر نمیداند. حالا، او یک کانون درون روانی دارد.