🌱تفکر روز
زندگی با افرادی که دوستشان دارید میتواند متعارض باشد. گاهی اوقات افرادی را که عاشقشان هستید، دوست ندارید. دو سوگرایی وجود همزمان احساسات متضاد است. این طبیعی است که گاهی اوقات احساس تعارض کنید. تحمل دوسوگرایی یک مهارت حیاتی برای حفظ روابط صمیمانه است، اما مردم اغلب زمانی که دوسوگرا هستند احساس گناه میکنند. پذیرفتن خود، دیگران و زندگی به عنوان داشتن جنبههای خوب و بد یکی از ویژگیهای تعیین کننده سلامت روان است. دوسوگرایی طبیعی است و پذیرش آن میتواند تسکینی احساسی باشد، با این حال بسیاری از مردم احساس میکنند که احساسات دوسوگرایانه مستلزم پایان دادن به یک رابطه است.
🌱-روانکاوی علمی برای شناخت هرچه بیشتر تکه های بیشتر خود.
تنظیم وقت درمان ۰۹۳۳۶۰۵۴۳۰۱
✨تعارض، دوسوگرایی، و مصالحه
📖فرایندهای ذهنی، انگیزشی و عاطفی به صورت موازی عمل می کنند، به گونه ای که فرد ممکن است نسبت به یک شخص یا موقعیت خاص احساسات متعارضی داشته باشد که وی را به سوی راههای متعارض، و در اغلب موارد راه حلهای مصالحه ای، هدایت کند.
تمرکز بر تعارض مشخصه دوم تفکر روان پویشی است. بر این اساس تجربه و رفتار هشیار میتواند انعکاسی از رویدادهای روان شناختی نسبتا مستقل باشد که در سطح زیرهشیاری به وقوع می پیوندند. این رویدادها ممکن است با هم همکاری، رقابت، یا تعارض داشته باشند. آنچه هر متخصص بالینی در مراجعان خود مشاهده میکند، تعارض بین میل به رهایی از نشانه های اختلال و احساس ناتوانی در مهار و یا حذف آنهاست.
📒بر همین اساس، فروید بسادگی چنین نتیجه گرفت: اگر شخصی آگاهانه قصد غلبه بر یک نشانه آزاردهنده (همچون شستن مکرر دستها) را دارد، اما قادر به انجام آن نیست، و ضایعه ارگانیکی نیز قابل ردیابی نه درونی ای در تضاد با قصد آگاه شخص این میل را سد کرده به عبارتی دیگر، اگر رفتار سازمان یافتهای(همچون پرخوری یا الکلیسم) از فرد سر می زند که قادر به یافتن چرایی آن نیست، اما مایل است آن را ترک کند، نشان می دهد که نه تنها انگیزه ظهور رفتار از قصد وی قویتر است، بلکه این انگیزه ماهیتی ناهشیار نیز دارد.
@selfknowledge1401
اگر خودتان را زیاد سرزنش میکنید این متن را از دست ندهید.
🔻فردی که خودش را بعد از انجام خطایی، سرزنش میکند فرصت جبران و اصلاح رفتار را از خودش گرفته. گویی که با سرزنش کردن خود، بهای خطایش را اینگونه میپردازد و همین سرزنش کردن باعث تکرار همان رفتار اشتباه شود. چیزی شبیه به فردی که به مواد مخدر اعتیاد دارد و بعد از هر بار مصرف، با آمدن عذاب وجدان شروع به سرزنش خودش میکند و کل مواد را به چاه فاضلاب میریزد و مجدد در فردای آن روز مواد را میخرد و روز از نو، روزی از نو.سرزنش کردن خود باعث میشود که فرد با هر خطا، نجوای سالمی در درونش شکل نگیرد که به جای تنبیه یا سختگیری فراوان، با لحنی منعطف تر و سالمتر، دست به گفتگو با وی بزند و در رابطه با عواقب رفتارش و تاثیری که اول از همه بر خودش میگذارد فکر کند. این نجوای درونی را وجدان سالم میدانم.
در مقابل خودسرزنش گری، احساس گناه سالم یا میل به جبران (ملانی کلاین) وجود دارد. به این معنا که به جای دادن بهای کار اشتباه از طریق سرزنش کردن خود، مسئولیت رفتار و احساس خود را قبول کند و در صدد برطرف کردن آسیبی که به روح و روانش وارد کرده بر آید.
در اتاق درمان چطور این شرایط فراهم میشود؟
به یاد جمله جان فردریکسون، معلم بزرگ رواندرمانی پویشی میافتم که در کتاب همآفرینی تغییر نوشته بود، درمانگر با هر بار مقابله و ایستادن در برابر مکانیزم های دفاعی که فرد برای آسیب به خودش استفاده میکند، پیام عشق و مهم بودن را بهوی منتقل میکند. گویی که یک انسان سفت و سخت در برابر بخش پرخاشگر و سرزنشگر ذهن وی ایستاده ومیگوید دست نگه دار، کافی است، اجازه بده خودش باشد و خودش در صدد جبران کارش برآید. با کنار رفتن این سایه سنگین، عمدتا خارها گل میشود.
خودمان برای خودمان چهکار میتوانیم بکنیم؟.
🔻۱- با آگاه شدن از سرزنش کردن خودمان، و متوقف کردن آن به صورت هشیار و ارادی ( بارها و بارها تمرین کردن) میتوانیم مراقبت شایانی از خودمان بکنیم اما رواندرمانی چیز دیگریست.
🔻۲- افسار ذهن سرزنشگر خود را به دست بگیرید ، ناظر و مدیر شمایید نه ذهن سرزنشگر شما. تا زمانی که مدیر حضور کافی نداشته باشد، ذهن سرزنشگر هرچه میخواهد جولان میدهد و کسی هم نیست که متوقفش کند، پس نکته دوم، توجه و تمرکز بر نقش شما در حالی است که تجربه میکنید. .
🔻۳- ممکن است بارها سرزنش خودتان را متوقف کنید و مجدد این حالت برگردد، این طبیعیست، نا امید نشوید.
مهران ترکزبان
@selfknowledge1401
درمان روانکاوی چگونه فوبیا را توضیح میدهد؟
در دیدگاه روانپویشی اعتقاد بر این است که فوبیا ناشی از ترسهای سرکوبشده در دوران کودکی است. نیروهای پویشی متعارض در ناهشیار ما افکار و اعمال آگاهانهی ما را تعیین میکند. مکانیسم دفاعی مورداستفاده در این اختلال «جابهجایی» است.
ما در «جابهجایی» احساسات منفی خود را از منبعی که موجب آن احساسات منفی شده، به فرد یا چیزی که کمتر تهدیدکننده است منتقل میکنیم. ما اضطراب خود را بر روی یک موضوع بیخطر متمرکز میکنیم تا بتوانیم از اضطراب درونی خود فرار کنیم. به جای اینکه احساس کنیم اضطراب و خطر در درون ما است، فوبیا به ما اجازه میدهد تا منبع اضطراب را در خارج پیدا کنیم، جایی که میتوانیم از آن اجتناب کنیم. این به ما امکان میدهد تا عملکرد بهتری داشته باشیم.
از نظر روانکاوی موضوع ترس بیمارگون منبع اصلی اضطراب نیست و ممکن است به طور نمادین نشاندهندهی عقده، درگیری یا آسیب باشد. اگرچه فرد از خود موضوع ترس پاتالوژیک میترسد، اما ترس اصلی چیز دیگری است. در واقع، موضوع ترس مرضی تنها یک نماد مشخص از ترس اصلی است.
مثلا زنی را تصور کنید که قربانی تجاوز جنسی شده است و بعد از آن از مارها میترسد. ترسهای مرضی نمادین، تأثیر و احساسات بیشتری همراه خود دارند. به طور قابل توجهی ناراحتکننده هستند؛ اختلال بیشتری در عملکرد فرد دارند؛ با اجتناب بیشتری همراه هستند. احتمال بیشتری وجود دارد که فرد در پاسخ به فوبیایی با معنای نمادین مکانیسمهای دفاعی بیشتری از خود نشان دهد.
@selfknowledge1401
شیوه ارتباطی مان، مرزهایی که داریم و یا نداریم، اینکه چقدر اعتماد می کنیم و یا چقدر آسیب پذیر هستیم؛ همه ی اینها سرنخی را به ما می دهد. همه یِ این ویژگی ها می تواند به حل شدن و تکمیل شدن پازل، یعنی خودِ ما کمک کند.
اینکه ما چه تیپ شخصیت ها و انسان هایی را جذب می کنیم، به خوب شدن حال ما کمک می کند. این آئینه ای است از گذشته مان، از الگوهای حل نشده مان!
اگر ما به خودمان در روابط خیانت می کنیم، در کودکی به نوعی به ما خيانت شده است؛ به بیانی دیگر، اگر ما خودمان را از عشق محروم می کنیم، شاید ما والدی را مشاهده کرده ایم که ناخودآگاه خود را از عشق محروم می کند. بنابراین، ما یاد گرفته ایم( ناخودآگاه ) که همان کار را انجام دهیم. در نتیجه اگر دلمان می خواهد خوب شویم یا درمان شویم یا شفا پیدا کنیم، باید به الگوهایی که هست نگاه کنیم.
یادمان باشد که “همیشه” الگوهایی وجود دارند. بهتر است از اینکه آن را به شانس یا سرنوشت و یا هر دلیل بیرونی نسبت دهیم، دست برداریم و توجه مان را به آنچه که در ذهن مان اتفاق می افتد و به درون مان ببریم.
شاید این سؤالات بهتر راه را نشان دهد:
۱. چه چیزی در این الگو برای مان جالب است؟
۲. آیا من به آنچه که طرف مقابلم در موردم فکر می کند، توجه می کنم یا تمرکزم روی آنچه که بدنم حس می کند و متمایل به پاسخدهی ست، است؟
۳. آیا در این ارتباط من احساس شنیده شدن و دیده شدن کردم یا (می کنم) ؟
۴. آیا این یک دینامیک ارتباطی آشنا ست؟ آیا در کودکی نیز این مدل را تجربه کرده ام؟
۵. آیا من تلاش کرده ام انتخاب شوم یا انتخاب آگاهانه ای داشته باشم؟
@selfknowledge1401
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گوش نواز 🎶🎶
شعر از شاملو
کیستی؟
@selfknowledge1401