هشام ازین جوونای پرشور بود❤️
که میرفت با بزرگان ادیان مختلف بحث میکرد و همیشه هم طرفو مغلوب میکرد
یه عمویی داشت که شیعه بود و شاگرد #امام صادق علیه السلام💚
یه روز هشام بهش میگه منو ببر پیش امام صادق،میخوام باهاش بحث کنم😊
عموش میگه اول باید از امام #اجازه بگیرم!
میاد خدمتامام و عرض میکنه آقا ما یه برادر زاده داریم دوس داره شما رو ببینه.میشه اجازه بدید خدمت برسه؟
امام میگن :بله،بگو بیاد
#هشام
@selmrah
عموی هشام میگه :
از پیش اماماومدم بیرون.
چند قدم نرفته بودمکه یادم اومد اوه اوه.هشام خیلی بچه پرروعه😐
نکنه بیاد پیش امام،امامو سوال پیچ کنه،بد شه🥲
برگشتم و خدمت امام عرض کردم که آقاجان داستان اینه😓
امام فرمودن: میترسی نتونمجوابش رو بدم؟
آب شدم از خجالت!
برگشتم و به هشام گفتم #اجازه صادر شد
بیا #اقای_ما رو ببین🥰
#هشام
@selmrah
هشام میره محضر امام صادق❤️
امام یکی دوتا سوال میپرسن
هشام نمیتونه جواب بده
از آقا فرصت میخواد بهش فکر کنه😬
چند روز فکرمیکنه و به نتیجه نمیرسه
برمیگرده خدمت امام و میگه آقا جوابو پیدا نکردم
(تشویق حضار👏😁)
امام هم دو سه تا سوال دیگه ازش میپرسن،درباره اعتقادات باطلی که داشته
بازم نمیتونه جواب بده و خیلی ناراحت و داغان از پیش امام برمیگرده😅
#هشام
@selmrah
وقتی امام عزیزمون پیام میدن و میگن باید خونخواهی رهبر شهید پیگیری شه
اقای بقایی ،توییت میزنه و دم از رحمت میزنه!
لااقل تو ظاهر یه جوری رفتار کنید که انقد تابلو مخالف فرمایشات رهبر انقلاب نباشه😕
#اسلام_صورتی
@selmrah
سِلم
هشام میره محضر امام صادق❤️ امام یکی دوتا سوال میپرسن هشام نمیتونه جواب بده از آقا فرصت میخواد بهش فک
بخاطر سخت گیری های حکومت،تو حیره،یه منطقه اطراف کوفه قرار میذارن
قرار میشه امام تشریف بیارن❤️
و هشامم بیاد و اقا رو ببینه وسوالشو بپرسه
هشاممیگه رفتم سر قرار🥰
اقا سوار بر مرکب تشریف اوردن
سلام علیک کردیم
اقا فرمودن بسم الله!سوالات رو بپرس هشام
هیبت و نورانیت آقا منو گرفته بود
من که بلبل همه ی مجالس بودم،زبونم از عظمت و بزرگی آقا بند اومد
دوباره حضرت فرمودن:
هشام سوالت رو بپرس
و من باز مثل یک عاشق شیدا فقط حضرت رو نگاه کردم
نگاه کردم و عظمت و بزرگی ای از حضرت تو دلم افتاد که وصف ناشدنیه
نگاه کردم و یک آن دیدم غرق وجود امام صادق شدم🥰
انقدر سکوت کردم و چیزی نگفتم و فقط نگاه کردم که اقا خدا حافظی کردن و تشریف بردن...
من موندم و یه دنیا عشق به جعفر ابنمحمد❤️
#هشام
@selmrah
یونس بن یعقوب میگه پیش امام صادق بودم که یه نفر از شام اومد پیش امام صادق
گفت:
من امامت شمارو قبول ندارم و میخوام با شاگرداتون بحث و مناظره کنم !🥸
اقا یکم اون فرد رو به چالش کشیدن و بعد به من فرمودن:
یونس چقدر خوب بود اگر فن مناظره رو بلد بودی و میتونستی جواب این فرد رو بدی.
*(بچه ها ما بااااید انقد استدلال داشته باشیم برای عقایدمون که بتونیم تو هر شرایطی از اعتقاداتمون دفاع کنیم)*
یونس میگه خدمت امام عرض کردم:
بله آقا جان.چقدر حسرت میخورم که بلد نیستم جواب این مرد رو بدم.😓
بعد حضرت فرمودن برو ببین کسی از شیعیانهست که مناظره بلد باشه و بیاد جواب این مرد رو بده؟
یونس میگه منم رفتمو ۴ نفر از متکلمین (کسانی که علم کلام بلد هستن) رو آوردم پیش حضرت❤️
#هشام
@selmrah
وقتی اون چهارنفر که همه از شاگردان اهل بیت بودن اومدن ،مجلس تشکیل شد
اون روز حضرت در اطراف مکه خیمه زده بودند و این مجلس در این خیمه شکل گرفت.💚
امام لحظاتی سر مبارک رو از خیمه بیرون بردند و دیدند یک نفر شتر سوار داره با سرعت به سمت خیمه ی امام میاد
حضرت فرمودند:
*به خدای کعبه سوگند که این فرد هشامه.*
اونایی که تو مجلس بودن فکرکردن اقا هشام از نواده های عقیل رو میگن که خیلی دوسش داشتن🥰
ولی وقتی شتر سوار رسید،همه دیدن #هشام_ابن_حکم اومده
یه نوجوون که تااااازه محاسنش داشت در می اومد و از هممممه ی افراد اون جلسه کوچولو تر بود🥰
امام بلند شدند و هشام رو کنار خودشون نشوندن❤️😍
و بعد فرمودن:
*ناصرنا بقلبه و لسانه و یده
هشام با قلب و زبان و دستش یار و کمک کار ماست*
#هشام
@selmrah