بخاطر سخت گیری های حکومت،تو حیره،یه منطقه اطراف کوفه قرار میذارن
قرار میشه امام تشریف بیارن❤️
و هشامم بیاد و اقا رو ببینه وسوالشو بپرسه
هشاممیگه رفتم سر قرار🥰
اقا سوار بر مرکب تشریف اوردن
سلام علیک کردیم
اقا فرمودن بسم الله!سوالات رو بپرس هشام
هیبت و نورانیت آقا منو گرفته بود
من که بلبل همه ی مجالس بودم،زبونم از عظمت و بزرگی آقا بند اومد
دوباره حضرت فرمودن:
هشام سوالت رو بپرس
و من باز مثل یک عاشق شیدا فقط حضرت رو نگاه کردم
نگاه کردم و عظمت و بزرگی ای از حضرت تو دلم افتاد که وصف ناشدنیه
نگاه کردم و یک آن دیدم غرق وجود امام صادق شدم🥰
انقدر سکوت کردم و چیزی نگفتم و فقط نگاه کردم که اقا خدا حافظی کردن و تشریف بردن...
من موندم و یه دنیا عشق به جعفر ابنمحمد❤️
#هشام
@selmrah
یونس بن یعقوب میگه پیش امام صادق بودم که یه نفر از شام اومد پیش امام صادق
گفت:
من امامت شمارو قبول ندارم و میخوام با شاگرداتون بحث و مناظره کنم !🥸
اقا یکم اون فرد رو به چالش کشیدن و بعد به من فرمودن:
یونس چقدر خوب بود اگر فن مناظره رو بلد بودی و میتونستی جواب این فرد رو بدی.
*(بچه ها ما بااااید انقد استدلال داشته باشیم برای عقایدمون که بتونیم تو هر شرایطی از اعتقاداتمون دفاع کنیم)*
یونس میگه خدمت امام عرض کردم:
بله آقا جان.چقدر حسرت میخورم که بلد نیستم جواب این مرد رو بدم.😓
بعد حضرت فرمودن برو ببین کسی از شیعیانهست که مناظره بلد باشه و بیاد جواب این مرد رو بده؟
یونس میگه منم رفتمو ۴ نفر از متکلمین (کسانی که علم کلام بلد هستن) رو آوردم پیش حضرت❤️
#هشام
@selmrah
وقتی اون چهارنفر که همه از شاگردان اهل بیت بودن اومدن ،مجلس تشکیل شد
اون روز حضرت در اطراف مکه خیمه زده بودند و این مجلس در این خیمه شکل گرفت.💚
امام لحظاتی سر مبارک رو از خیمه بیرون بردند و دیدند یک نفر شتر سوار داره با سرعت به سمت خیمه ی امام میاد
حضرت فرمودند:
*به خدای کعبه سوگند که این فرد هشامه.*
اونایی که تو مجلس بودن فکرکردن اقا هشام از نواده های عقیل رو میگن که خیلی دوسش داشتن🥰
ولی وقتی شتر سوار رسید،همه دیدن #هشام_ابن_حکم اومده
یه نوجوون که تااااازه محاسنش داشت در می اومد و از هممممه ی افراد اون جلسه کوچولو تر بود🥰
امام بلند شدند و هشام رو کنار خودشون نشوندن❤️😍
و بعد فرمودن:
*ناصرنا بقلبه و لسانه و یده
هشام با قلب و زبان و دستش یار و کمک کار ماست*
#هشام
@selmrah
لینک ثبت نام زائرین:
https://nayebalziareh.ir/ثبت-نام-اعزام/
اعزام برای شرکت در تشییع امام خامنه ای درکربلا و نجف
مدت سفر ۸ روز،با زیارت دوره ی کامل(سامرا کاظمین نجف)
اسکان حسینیه
غذا با کاروان
هزینه ۸ و ۲۰۰
لطفا موقع ثبت نام معرف رو خانم عاطفه ذوالفقاری بزنید
امام به اون چهارنفر گفتن که با این مرد شامی مناظره کنید
اونا دونه دونه مناظره کردن و هر چهارتاشون تقریبا مرد شامی رو شکست دادند.
بعد امام به مرد شامی فرمودن حالا با این جوان مناظره کن💚
مرد شامی رو به هشام کرد و گفت:
از من راجع به امامت این اقا(یعنی امام صادق )سوال کن😊
هشام خیلیییی ناراحت شد و گفت:
خدا بیشتر در امور بنده هاش صاحب نظر و صاحب اختیاره،یا بنده ها برا خودشون؟
مرد شامی گفت:
معلومه خدا😕
هشامپرسید:
خدا با این نظر و اختیار و تدبیر برا بنده هاش چیکار میکنه؟🤨
مرد شامی گفت:
راهنما میفرسته تا گمراه نشن،دچار اختلاف نشن و به سمت هدایت قدم بردارن
هشامگفت:
اون راهنما کیه؟
مرد شامی گفت:
داداش معلومه دیگه پیامبر خدا😕
هشام گفت :
بعد پیامبر چی؟😎
مرد شامی گفت:
قرآن و سنت پیامبر
هشام جواب داد:
الان ینی قرآن و سنت پیامبر برا هدایت و رفع اختلاف ما کافیه؟😕
مرد شامی گفت:
بعله😐
هشام گفت:
پس چرا از شام کوبیدی اومدی اینجا تا با ما درباره اختلافات بحث کنی؟😁
مرد شامی ساکت شد
(تشویق حضار😁👏)
#هشام
@selmrah
مرد شامی رو به هشام گفت:
ایا خدا نظر و تدبیرش بیشتره یا مردم
هشام گفت:
خدا❤️
مرد شامی گفت:
ایا خدا کسی رو قرار داده که مردم رو از اختلاف به وحدت سوق بده و اونها رو هدایت کنه؟
هشام گفت:
در زمان پیامبر یا الان ؟🤨
مرد شامی گفت:
زمان پیامبر که معلومه.الانو میگم.الان کسی هست؟
هشام گفت:
همین آقایی که الان اینجا نشسته،مارو از خبر های آسمان و زمین خبر میده و مردم گروه گروه میان خدمت ایشون و ایشون علمی داره که از رسول خدا و ائمه قبلی بهشون رسیده❤️
مرد شامی گفت:
از کجا معلوم؟🤨🤔
هشام گفت:
خب داداش سوال کن😐
هر سوالی داری از امام بپرس.اگر تونست جواب بده امامه
اگر نتونست امام نیست خب😕
مرد شامی رو کرد به امام صادق
امام شروع کردند تمام جزییات سفر مرد از شام به مکه رو گفتن.
و به مرد خبر هایی دادند که مرد شامی خیلی متعجب شد
مرد شامی ایمان اورد و #شیعه شد❤️❤️❤️❤️
#هشام
@selmrah