مادر سالمندی ۶۵ ساله، تنها و بیمار، همراه نوه شون که کار سرایداری میکنه در یه زیر زمین بسیار کوچیک زندگی میکنند. برای تمدید قرارداد، ۸ میلیون تومان باید پرداخت کنن و توان پرداخت آن را ندارند.
۱۰تومن پول پیش داشتن و ۴تومن کرایه
بیایید با هم سقف این خانه را برایش حفظ کنیم.
اگر هر نفر فقط ۱۰۰ هزار تومان مشارکت کند، به لطف خدا این مبلغ فراهم خواهد شد.
هر مبلغی، هرچند اندک، میتواند گرهگشای زندگی این مادر باشد.
۶۲۸۰۲۳۱۳۷۵۱۶۰۹۳۳
بانک مسکن.زهرا رحمانی
*دوستان تا سه شنبه ۳۰ تیر کارت مخصوص این کار هست ونیاز به ارسال فیش نیست،لطفا بعد از سه شنبه به هیچ عنوان مبلغی برای این عزیزمون به کارت بنده نزنید*
@selmrah
به نظر میرسه
*امسال #اربعین ما کف خیابونای تهرانه*🌱
رهبر شهیدمون ۶۹ سال بخاطر مبارزه با باطل و رهبری جامعه اسلامی،نتونستن کربلا برن اما کربلایی ترین بودن❤️
حفظ سنگر
و حفظ کشور امام زمان
بر زیارت امام حسین اولویت داره
اگر هم میرید خیلی سریع،دوسه روزه برگردید
صحنه ی عاشورا رو
به خاطر زیارت کربلا
خالی نکنیم
به هوای زیارت امام شهید
امام حی رو تنها نذاریم🌹
@selmrah
مرد سياه چهره اي بود به نام «أفلح» از دوستان حضرت بود. خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و اقرار كرد كه سرقت كرده است. آقا فرمودند بر من لازم شد كه انگشتانت را قطع كنم. گفت هر طور صلاح می دانید. حضرت انگشتانش را قطع كردند. انگشتانش را به اين دست گرفت و در بازار كوفه راه افتاد. ابن كوّاء او را دید و از او پرسيد كه: هان! كي انگشتانت را بريده؟ گفت امیر المومنین علیه السلام و بعد شروع كرد مدح اميرالمؤمنين عليه السلام را در حد نصفه صفحه خواند. ابن كوّاء خدمت اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و عرض كرد كه آقا قضیه خيلي عجيبی امروز ديدم. اين مرد سياهي كه امروز دستش را قطع كرديد را من الان دیدم. از او پرسیدم چه كسي دست شما را قطع كرد؟ جواب داد علی و بعد شروع کرد مفصل مدح شما را گفت. آقا اميرالمؤمنين رو كردند به امام حسن علیه السلام و فرمودند: «عليك بعمّك الاسود» یعنی برو عموی سیاه رنگت را بياور. آقا امام حسن مجتبي عليهالسلام رفتند و آوردندش. در روایت دارد كه آقا انگشتانش را گرفتند و دستی که انگشتانش را قطع کرده بودند را گذاشتند روی ران مبارکشان و انگشتانش را هم روبروی دستش گذاشتند و عبايشان را روي دست كشيدند و شروع کردند زیر لب يك دعایی خواندند. بعد که عبا را برداشتند دستش سالم شد. بعد از خوب شدن دستش حضرت فرمودند. ما دوستاني داريم كه اگر قطعه قطعه شان هم بكنيم باز محبت ما در دلشان زیادتر شود و دست از ما برنمي دارند و دشمناني هم داريم كه اگر عسل و روغن به كامشان بريزيم محبت ما به دلشان رسوخ نمی کند بلکه بغض و کینه ما در دلشان زیادتر می گردد. ( بحار الأنوار، ج41، ص210) اين محبت متاعی خدادادي است که منبع آن طهارت باطن است. این شخص در بعضي از جنگها محضر آقا بود و شمشير میزد تا اینکه در جنگ نهروان شهيد شد.
🌱شیخ جعفر ناصری🌱
@selmrah