هدایت شده از ریحانه
🖥 آنجا دیوارها صورتی نیست
❤️ روایتهای زنانه از غزه
📝 من و حسین دوقلو بودیم؛ همسنوسال همان پسرکِ توی فیلم. اتاقخوابمان مثل توی کارتونها، دور تا دورش حصار چوبی و صورتی رنگ داشت. یک روز دعوایمان شد. رگ قلدری پسرانهاش زد بالا و دایناسور اسباببازی را بیهوا کوبید توی سرم. پوست سرم شکافت و سرخی خون، روی انگشتهای نازکم نشست. مامان کمتجربه بود و دست تنها. از ترس، من را با هول و ولا برد حمام و سرم را گرفت زیر شیر آب. از لای سیاهی مو و شرهی آب، حسین را دیدم. سرش را از چهارچوب در داخل آورده بود. خبری از شیطنتهای چند دقیقه پیش نبود. با چشمهای حیرتزده خیره شده بود به من. پسرک توی فیلم هم، قاب خیس و مات حمام را یادم میآورد. نگرانی حسین را برای خواهری که از سرش خون میآمد.
او هم ترسیده. برادرش کمجان افتاده روی تخت، آرام و خسته پلک میزند. پسرک قدش کوتاه است و نگاهش به برادر نمیرسد. دست کوچکش را به تخت تکیه میدهد. گردن میکشد و پابلندی میکند. با چشمهای حیرتزده زل میزند به دست باندپیچی برادر. وحشت "از دست دادن" به دنیای کودکانهاش چنگ انداخته؛ وحشت از دیدن خون و زخم روی سر و دست برادرش. نگاهش را میرساند به مرد امدادگر. مرد، لباس کادر درمان ندارد. پشت سرش میز چوبیست با علامت بهداشت و درمان. یک بال علامت ازبین رفته، مثل پایه سرم و امکانات دیگر. پسرک گوش تیز میکند به حرف بزرگترها. انگار دنبال رد و نشانهای میگردد یا چیزی شبیه سوزن تا حباب جدایی را در فکرش بترکاند. او اتاقِ کارتونی ندارد. شاید هم به جای حصار صورتی، پارچه برزنتی خاکستری، دیوار پناهگاهش شده. چشمهایش با چرخهای تخت، سُر میخورد دنبال برادر. دو دستی پاره جانش را چسبیده. دقیقتر که تماشایش میکنم، انگار به جای حسین، هم قد و قواره مادرم شده.
✍🏻 زهرا حسنلو، رسانه «ریحانه»؛
💬 مجموعه روایت «مینویسم تا صدای غزه باشم»
🖥 ایتا | بله | روبیکا | سروش پلاس
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید.
📲 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از مدرسه مهارت آموزی مبنا
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨📖 هرچه ما پیش برویم، احتیاج ما به کتاب بیشتر خواهد شد.
جای کتاب را هیچ چیزی نمیگیرد!
(مقام معظم رهبری)
#روز_کتاب_و_کتابخوانی
| @mabnaschoole |
هدایت شده از مجلهٔ مدام
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آه که کاش عدم، نام یکی اسب بود سوارش میشدم مرا میبرد...
عرض تسلیت شهادت حضرت زهرا (س) 🖤🏴
بخشی از نمایشنامهخوانی #یاسین_حجازی در رونمایی سوگ مدام در تهران
مدام؛ یک ماجرای دنبالهدار | @modaam_magazine
هدایت شده از حلقه کتاب مبنا
خانمها و آقایان، این شما و این
«آغاز ثبت نام حلقه کتاب چهاردهم»
📚 در این حلقه، قراره با چهار کتاب زیر به دنیای جدیدی ورود کنیم:
🔸چشمهایش
🔹خواب در باغ گیلاس
🔸میان آنها
🔹انقلاب ما به ما چه داد؟
همراه با برنامههای متنوع:
📝 وبینار آشنایی با بزرگ علوی
🌸 وبینار تحلیل روانشناختی میان آنها
🥇ماراتن کتاب
🔍 بررسی کتاب با حضور منتقدین
📖 برنامه یکنفسخوانی
و...
در کنار یک جمع چند صد نفره کتابخوان
♨️ اگه شما هم مثل ما همیشه سرتون توی کتابه، پس به جمع ما اضافه بشید از:
🔗 Mabnaschool.ir/product/halghe14
🔗 Mabnaschool.ir/product/halghe14
⚠️ توجه:
برای تهیه کتابها با تخفیف، باید از طریق سایت مبنا اقدام کنین.
#حلقه_کتاب
#همیشه_سرمون_توی_کتابه
📚 @halghemabna
﷽
______________
فقط یک تیم درجه یک و حرفهای میتواند انقدر خوش فکر و خوش ذوق باشد.✨
یک ماهی میشود که داستانم با نام " زیر بالهای سفید" در شماره هشتم مجله مدام با موضوع سوگ به چاپ رسیده.
اگر خواندید خوشحال میشوم که نظراتتان را به گوشم برسانید.🌱
سوگ موضوعی نیست که به راحتی بتوانم به کسی پیشنهاد دهم؛ اما به بهانه این هدیه، یک نسخه از سوگ را به قید قرعه تقدیم خواهم کرد.
اینجا درخدمتم🌱
@Z_hassanlu
@selvaaa
سِلوا
﷽ ______________ فقط یک تیم درجه یک و حرفهای میتواند انقدر خوش فکر و خوش ذوق باشد.✨ یک ماهی میش
﷽
______
خانم سیمین پورمحمود مبارکتون باشه✨
ممنونم از مشارکت دوستان🌱
@selvaaa
هدایت شده از ریحانه
21.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎬 رجب، ماه دعا
👈 در آستانه ماه رجب از خدا چه بخواهیم؟
💚 «#از_نو» مجموعه بیانات رهبر انقلاب درباره فرصتهای ماه رجب
رسانه «ریحانه» را دنبال کنید
🖥 @khamenei_reyhaneh
هدایت شده از گاه گدار
من دارم چه کار میکنم؟
شدهام مثل هزارتا پکیج فروش اینترنتی که به آدمها رویای رسیدن به چیزی را میفروشند؟
شدهام دکانداری که یک گوشه فضای مجازی دارد پولپارو میکند؟
آدم سرخوشی هستم که توی زمانه فشارهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی و درگیریهای سیاسی، دنبال هنر و ادبیات و این قرتیبازیها هستم؟
نه برادر من، نه خواهر من.
من وسط لجنزار همه فریبهایی که توی فضای مجازی هست، کنار فلان سلبریتی دوزاری که ذکر و ورد میفروشد و آن یکی که غذا تست میکند و دیگری که ادای آرایش و پوشش را آورده جلو دوربین و آن ابلهی که بچههایشان را تبدیل کردهاند به اسباب دیده شدن و آن یکی که فحش سیاسی میدهد و آن دیگری که عینک بدبینی و بدبختی میزند به چشم مخاطبهایش، من چراغ زندگی دست گرفتهام. من دارم از ادبیات حرف میزنم نه چون قشنگ است، نه چون میشود تبدیلش کرد به ژستهایی برای استوری، نه چون پز روشنفکری دارد اهل ادبیات بودن، نه.
من ادبیات را آوردهام دم دست همه تا زندگیشان معنا و هویت پیدا کند. من تکنیکهای نویسندگی را پیوند زدهام به زندگی تا آدمها وقتی مینویسند، زندگیشان را بهتر کشف کنند.
ادبیات خیلی چیز مهمی است. تزیینی نیست. ادا نیست. خود خود زندگی است.
من دارم چه کار میکنم؟ من دارم برای انقلاب اسلامی آدم جمع میکنم. میخواهم آنهایی که دغدغه انقلاب دارند، بلدند زندگی را بدون شعار بفهمند، دوست دارند روی خودشان و روی دیگران اثر بگذارند و همه آنهایی که ایده و حرفی و تجربهای برای گفتن دارند، روایت کردن را، ماجراگویی را، درست تعریف کردن را و داستان نوشتن را یاد بگیرند.
و شما چه میدانید برای انقلاب اسلامی آدم جمع کردن چقدر سخت است.
حالا زمستان است و این روزها ترم جدیدمان دارد شروع میشود. من آن شیخم که گفت با چراغ همی گشت دور شهر، کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست.
من در آرزوی شما هستم. بیایید تا دیر نشده.
https://eitaa.com/mabnaschoole
https://eitaa.com/mabnaschoole
.
«محمدرضا جوان آراسته»
zil.ink/mrarasteh