🕊️ در کوچهباغ خاطرهها...
🌹 یادی از عزیز بفروئیه که در تاریخ 17 شهریورماه آسمانی شدند.
در تقویم امروز، نامی از دیارمان را مرور میکنیم؛ آدمهایی که روزگاری در میان ما بودند و امروز، یادشان در کوچههای خاطرهمان جاری است.
🖤 1⃣ ابوالفضل باغبان (فرزند حاجی عباسعلی)
📅 1400/6/17
🕯️ روحش شاد و یادش گرامی باد.
#در_کوچه_باغ_خاطره_ها #سپاس_صبحگاهی_بفروئیه
🇮🇷 @sepasbafroo
درود و شادباش
اسامی کانال ها و گروه های بفروئیه
تاریخ بروزرسانی: ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
👇👇👇
1⃣ گروه ندای شهر بفروئیه (زیرنظر شورای شهر بفروئیه جهت گفت و گوی پیرامون صرفا بفروئیه عزیز)
👥 مخاطب: 4221 نفر
🆔 https://eitaa.com/joinchat/3784835277Ce5e492dd5c
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
2⃣ کانال بفروئیه فردا
👥 مخاطب: 1400 مخاطب
🆔 @bafruiyeh_farda
〰️〰️〰️〰️〰️〰️
3⃣ کانال بفرونیوز
👥 مخاطب: 1800 نفر
🆔 @BafrooNews
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
4⃣ گروه بفروئی ها
👥 مخاطب: 2563 نفر
🆔 https://eitaa.com/joinchat/1288699917C3636d78e68
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
5⃣ کانال مراسمات شهر بفروئیه
👥 مخاطب: 1700 نفر
🆔 @mrsmdfruh
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
6⃣ کانال سپاس صبحگاهی بفروئیه
👥 مخاطب: 418 نفر
🆔 @sepasbafroo
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
7⃣ کانال تیم اندیشه دختران بفروئیه
👥 مخاطب: 530 نفر
🆔 @adbafroo
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
8⃣ کانال خانه شهروند بفروئیه
👥 مخاطب: 992 نفر
🆔 @shahrvandbafroo
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
9⃣ کانال روابط عمومی شهرداری و شورای شهر بفروئیه
👥 مخاطب: 649 نفر
🆔 @ebafroo
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
🔟 کانال نشریه فرهنگی اجتماعی صبح بفروئیه
👥 مخاطب: 239 نفر
🆔 @sobhbafruiyeh
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
1⃣1⃣ کانال کسب و کارهای بفروئیه
👥 مخاطب: 223 نفر
🆔 @businessbafruiyeh
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
🕊️ در کوچهباغ خاطرهها...
🌹 یادی از عزیزان بفروئیه که در تاریخ 21 شهریورماه آسمانی شدند.
در تقویم امروز، نامهایی از دیارمان را مرور میکنیم؛ آدمهایی که روزگاری در میان ما بودند و امروز، یادشان در کوچههای خاطرهمان جاری است.
🖤 1⃣ محمدعلی برزگر بفروئی (پسر حاجی هاشم)
📅 1399/06/21
🖤 2⃣ زهرا خانم نائینی
📅 1396/06/21
🕯️ روحشان شاد و یادشان گرامی باد.
#در_کوچه_باغ_خاطره_ها #سپاس_صبحگاهی_بفروئیه
🇮🇷 @sepasbafroo
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌅 فردا در «سپاس صبحگاهی بفروئیه»...
فردا صبح قرار است از بانویی بگوییم
که سالهاست خیلی از زنان بفروئیه او را میشناسند...
بانویی که منتظر بخشنامه و بودجه نماند؛ آستین بالا زد و خودش شروع کرد.
گاهی پای دار قالی نشست،
گاهی بهانهای برای دورهمی ساخت
و گاهی کاری کرد که زنان شهر، خودشان بخشی از یک اتفاق باشند.
او سالها برای باهمبودن زنان بفروئیه تلاش کرد؛ بیسروصدا، اما اثرگذار.
فکر میکنید فردا صبح، قصه کدام بانوی بفروئیه را خواهیم خواند؟ 👀
🌱 سپاس صبحگاهی بفروئیه | شماره ۲۳
فردا صبح منتظرتان هستیم...
طراحی پوستر: مهندس راجی
@sepasbafroo
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه
شماره بیست و سوم || بافتن عشق و امید در تار و پود بفروئیه
پشت این چهره، قصهای از سالها باهمبودن، امید و همراهی پنهان است...
اما این فقط یک عکس نیست؛ روایتی است که شاید خیلیها از آن خبر نداشته باشند.
قصه حاجیه خدیجه برزگر بفروئی (خدیج حسن) را از ۶ سالگی تا ۶۸ سالگی را بخوانید، بانویی که بیش از هر مسئولی در حوزه مشارکت بانوان بفروئیه تسهیل گری کرد.
👇👇👇
برای خواندن روایت سرکار خانم حاجیه خدیجه برزگر بفروئی اینجا کلیک کنید.
📅 یکشنبه ۲۲ شهریورماه ۱۴۰۵
#سپاس_صبحگاهی_بفروئیه
🇮🇷 @sepasbafroo
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه
شماره ۲۳ || روایت بانویی که نه تنها تار و پود قالی، که تار و پود یک جامعه را به هم گره زد.
بعضی منتظر بخشنامه میمانند، بعضی منتظر بودجه و بعضی آستین بالا میزنند و شروع میکنند. «خدیج حسن» از همین آدمهاست.
حاجیه خدیجه برزگر بفروئی، متولد ۱۳۳۷، برای بسیاری از مردم بفروئیه همان «خدیج حسن» است؛ نامی که از نام پدرش، حسن، به یادگار مانده و سالهاست با خودش در کوچههای این شهر قدم میزند.
از ششسالگی پای دار قالی نشست. آنقدر کوچک بود که قدش به تخته قالی نمیرسید و زهرا خانم نائینی او را بغل میکرد تا بالای دار بنشیند. پنج کلاس درس خواند و دوباره برگشت سراغ قالی. اما شاید هیچکس آن روز نمیدانست دختربچهای که رج به رج نخ میبافد، روزی قرار است رج به رج آدمها را هم به هم نزدیک کند.
بعدها، سالها فرمانده پایگاه بسیج خواهران ربیع بفروئیه شد. اما اگر بخواهیم کار خدیج حسن را فقط در عنوان «فرمانده پایگاه» خلاصه کنیم، شاید اصل قصه را ندیدهایم.
کار بزرگ او، بستر ساختن بود. برای مشارکت زنان. برای با هم بودنشان. برای اینکه زن بفروئیهای فقط در خانه نماند؛
بیاید، ببیند، یاد بگیرد، تجربه کند، سفر برود، شادی کند و در اجتماع سهمی داشته باشد.
او برای این کار، منتظر امکانات بزرگ نماند. گاهی یک دار قالی کافی بود. اولین قالی را با پیشنهاد سرکار خانم حاجاشرف احمدی، در خانه آقااکبر طباطبایی برای حرم امام حسین(ع) به پا کرد. بعدی هم برای حرم امام حسین(ع). سومی برای حرم حضرت ابوالفضل(ع) و چهارمی برای صحن حضرت زهرا(س) در نجف.
اما قصه فقط قصه قالی نبود. زنها میآمدند برای قالیبافی؛ اما با خودشان، قصه و رفاقت و خنده هم میآوردند. یکی شولی میآورد، یکی مشتوگ، یکی اشکنه یزدی، یکی صبحانه و عصرانه.
دو شیفت پای دار مینشستند. حتی برای قالیبافی نوبت میگرفتند. دار قالی، شده بود پاتوق زنان بفروئیه. جایی برای بافتن قالی، اما مهمتر از آن، جایی برای بافتن رابطهها. او نه تنها تار و پود قالی،
که تار و پود یک جامعه را به هم گره زد.
بعد نوبت سفرها رسید. شیراز، قم، تهران، مشهد، اردوهای داخل استان و حتی مناطق جنگی. سالی یک سفر شیراز، سالی یک سفر قم و تهران و هر چند وقت یکبار، مشهد. گاهی خودش آشپز کاروان میشد تا هزینه سفر کمتر شود.
برای بعضی زنان، این سفر فقط یک اردو نبود؛ اولین خروج از خانه بود. دو زن را میشناسد که تا آن روز هیچ سفری نرفته بودند؛ او برای اولین بار آنها را به مشهد و کربلا برد و هنوز اولین نگاهشان به ضریح را فراموش نکرده است. همان نگاههایی که خودش میگوید، شاید از بهترین دعاهای زندگیاش بودهاند.
وقتی اتوبوس برمیگشت، زنها میگفتند: «اگر ما را نمیآوردی، کسی دیگر ما را از خانه بیرون نمیآورد.» برای خدیج حسن، همین جملهها از هر تقدیری ارزشمندتر بود.
و قصه هنوز تمام نشده. حدود چهار سال پیش، تعزیهخوانی بانوان را آغاز کرد. با پیشنهاد طاهره برزگر، «طاهره مولاعلی». چند همسایه، چند نسخه تعزیه، تمرین در یک خانه و بعد...
هر شنبه، زینبیه بفروئیه و صدای زنان تعزیهخوان. باز هم یک «بستر». باز هم یک فرصت برای حضور. باز هم یک قدم برای اینکه زنان شهر، تماشاگر نباشند، خودشان بخشی از صحنه باشند.
وقتی از او میپرسیم: «خسته نشدید؟» انتظار داریم از سالهای طولانی کار و مسئولیت بگوید. اما غمش چیز دیگری است.
میگوید: «افسوس میخورم که چرا مثل قبل انرژی ندارم و نمیتوانم مثل قدیم اردو برگزار کنم.» خسته نیست از آنچه کرده؛ غمگین است از اینکه امروز توانش کمتر شده است و شاید این، زیباترین تعریف از یک عمر خدمت باشد.
اینکه آدم از تمام شدن راه خسته نباشد؛
از اینکه هنوز راههایی برای رفتن دارد و دیگر توانش مثل گذشته نیست، دلش بگیرد.
«خدیجِ حسن» شما همان بانویی هستید که برای شهر، نشاط بافتید. شما زنی نبودید که تنها قالی بافتید؛ شما بودید که امید را در بفروئیه، رج به رج بافتید. اگر امروز جسمتان کمی خسته است، یادتان باشد بذرهایی که سالها پیش کاشتید، حالا در دل صدها زن بفروئیهای جوانه زده است.
شاید خودتان کمتر بتوانید اردو ببرید؛
اما زنانی که روزی با شما راه افتادند، حالا خودشان راه رفتن را بلدند. شاید دیگر مثل گذشته پای دار قالی ننشینید؛
اما تار و پود آن باهمبودن، هنوز باقی است و شاید بزرگترین کار شما همین باشد: اینکه به زنان بفروئیه نشان دادید
مشارکت، همیشه از یک جای بزرگ شروع نمیشود؛ گاهی از یک خانه، یک دار قالی، یک اتوبوس و حتی یک شنبه در زینبیه شروع میشود.
سرکار خانم حاجیه خدیجه برزگر؛ برای سالهایی که فقط زندگی نکردید، بلکه بخشی از زندگی اجتماعی زنان این شهر را ساختید؛ از سرکار عالی صمیمانه سپاسمندم. 🌱
✨ روایتی از: ابوالفضل برزگر بفروئی
🇮🇷 @sepasbafroo
سپاس صبحگاهی بفروئیه
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره بیست و سوم || بافتن عشق و امید در تار و پود بفروئیه پشت این چهره، ق
دلنوشته سرکار خانم خدیجه موسوی مدیر اسبق مدرسه فاطمیه بفروئیه در سپاس از سرکار خانم حاجیه خدیجه برزگر
👇👇👇
بانو خدیجه حسن،
در سالیانی که نامت با خدمت گره خورده، هر گامت نشانی از اخلاص داشته است. بانویی که ردای سبز بسیج را بر جان پوشید و در این راه، از هیچ کوششی دریغ نکرد.
از تو سپاسگزاریم؛ از سفرهایی که دلدادگان را به مشهد برد و دلها را به بارگاه رضوی گره زد، از تعزیهخوانیها و روضهخوانیهایت که عشق به اهل بیت را در دلها زنده کرد، و از هر لحظهای که بیادعا و خالصانه، در راه خدمت گذاشتی.
نامت چون ستارهای در آسمان خدمت بدرخشد و دستانت همیشه پربرکت باد
دوست و خواهر تو،خدیجه موسوی
🇮🇷 @@sepasbafroo
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سپاس صبحگاهی شماره ۲۳ برای سرکار خانم حاجیه خدیجه برزگر بفروئی(خدیج حسن) به روایت تصاویر
تنظیم کننده: مهندس راجی
🇮🇷 @sepasbafroo
🕊️ در کوچهباغ خاطرهها...
🌹 یادی از عزیز بفروئیه که در تاریخ 23 شهریورماه آسمانی شدند.
در تقویم امروز، نامی از دیارمان را مرور میکنیم؛ آدمهایی که روزگاری در میان ما بودند و امروز، یادشان در کوچههای خاطرهمان جاری است.
🖤 1⃣ نصرالله خوشنظر
📅 1403/6/23
🕯️ روحش شاد و یادش گرامی باد.
#در_کوچه_باغ_خاطره_ها #سپاس_صبحگاهی_بفروئیه
🇮🇷 @sepasbafroo
🕊️ در کوچهباغ خاطرهها...
🌹 یادی از عزیز بفروئیه که در تاریخ 24 شهریورماه آسمانی شدند.
در تقویم امروز، نامی از دیارمان را مرور میکنیم؛ آدمهایی که روزگاری در میان ما بودند و امروز، یادشان در کوچههای خاطرهمان جاری است.
🖤 1⃣ علی اکبر برزگر(اکبر جواد)
📅 1395/6/24
🕯️ روحش شاد و یادش گرامی باد.
#در_کوچه_باغ_خاطره_ها #سپاس_صبحگاهی_بفروئیه
🇮🇷 @sepasbafroo
هدایت شده از فرمانداری ویژه شهرستان میبد
🧵 ۲۵ شهریور؛ سالروز ثبت ملی «کاربافی میبد»
تار و پودِ هنر، فرهنگ و هویت یک شهر؛
کاربافی میبد، هنر دیرینهای که به دستان توانمند زنان این دیار جان گرفته و نسلبهنسل تا امروز حفظ شده است
این هنر ارزشمند در ۲۵ شهریور ۱۳۹۴در فهرست میراث فرهنگی ناملموس کشور به ثبت ملی رسید؛ گامی برای پاسداشت یکی از جلوههای اصیل فرهنگ و هنر میبد
📜 شماره ثبت ملی: ۱۱۰۹
میبد؛ خاستگاه کاربافی ایران
جایی که تاریخ، هنر و زندگی در تار و پود یکدیگر تنیدهاند 🌿
#میبد #کاربافی_میبد #ثبت_ملی #میراث_فرهنگی #میراث_ناملموس #صنایع_دستی #هنر_ایرانی
🇮🇷@fmeybod_gov
🕊️ در کوچهباغ خاطرهها...
🌹 یادی از عزیز بفروئیه که در تاریخ 27 شهریورماه آسمانی شدند.
در تقویم امروز، نامی از دیارمان را مرور میکنیم؛ آدمهایی که روزگاری در میان ما بودند و امروز، یادشان در کوچههای خاطرهمان جاری است.
🖤 1⃣ صغری بگم موسوی (مادر مداح اهل البیت علی نیکونژاد)
📅 1402/06/27
🕯️ روحش شاد و یادش گرامی باد.
#در_کوچه_باغ_خاطره_ها #سپاس_صبحگاهی_بفروئیه
🇮🇷 @sepasbafroo