eitaa logo
سپاس صبحگاهی بفروئیه
197 دنبال‌کننده
38 عکس
1 ویدیو
0 فایل
سپاس‌ صبحگاهی بفروئیه، روایتِ قصه‌های ناگفته‌ی فرزندان این دیار است؛ فرزندانی که با رفتار، تلاش یا مهربانی‌شان قدمی برای آبادانی شهر برداشته‌اند. قدردانی از نیک‌رفتاران، جان شهر را گرم‌تر می‌کند و ما را به هم نزدیک‌تر. @abolfazlBarzegar
مشاهده در ایتا
دانلود
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره هجدهم || پرنسا مصطفایی بفروئی امروز جمعه، «سپاس صبحگاهی» متفاوتی داریم. به تماشای ویدئوی ۱۵۵ ثانیه‌ای «پرنسا مصطفایی» بنشینید تا ببینید چگونه یک دختربچه‌ی ۴ ساله، با جان و دل، شاهنامه می‌خواند. 🇮🇷 خانواده‌های بفروئیه! وقتی پرنسا با آن زبان شیرینش می‌گوید «چو ایران نباشد تن من مباد🇮🇷🇮🇷»، یعنی بذر عشق به وطن در همین کودکی در وجودش کاشته شده است. همراهان عزیز، این ویدئو و این متن سپاس، تقدیم به این عزیز هنرمند و خانواده‌ی گرامی‌اش که چراغ فرهنگ را روشن نگه داشته‌اند. خاطره‌ای از شاهنامه‌خوانی یا دلبستگی به زبان فارسی در خانه‌تان دارید؟ برایمان ارسال نمایید. 👇 @abolfazlbarzegar برای خواندن متن کامل سپاس صبحگاهی مهردخت پرنسا مصطفایی بفروئی اینجا کلیک کنید. 📆 جمعه ۳۰ مرداد ماه ۱۴۰۵ 🇮🇷 @sepasbafroo
سپاس صبحگاهی بفروئیه
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره هجدهم || پرنسا مصطفایی بفروئی امروز جمعه، «سپاس صبحگاهی» متفاوتی داریم
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه 📖 شماره 18 | ققنوس کوچک بفروئیه؛ «پرنسا» و حماسه‌ی ایران جمعه‌ها باید با «عطر اصالت» آغاز شود. امروز، این «حس خوب صبح جمعه» را هدیه می‌کنیم به دختری که با سن ۴ سال و ۱۰ ماهه‌اش، ایستاده بر سکوی حماسه‌سرایان «خردسرای فردوسی»، روح فردوسی بزرگ را به پرواز درآورده است. مهردخت «پرنسا مصطفایی بفروئی »، فرزند عزیز شهرمان، با صدایِ لرزان اما استوارش در میان شاهنامه‌خوانان، فریاد زد: «چو ایران نباشد تن من مباد...🇮🇷🇮🇷» و در همان لحظه، جان همه‌ی ما با او گره خورد. این شکوفایی زیبا، بدون شک مرهون تلاش‌های پدر و مادر و حمایت خانواده‌ی هنردوست پرنسا و همچنین راهبری دلسوزانه‌ای استاد گرانقدر جناب آقای سید حسین پایدار در «خردسرای فردوسی اردکان» است. پرنسای نازنین! تو فقط داری شعر نمی‌خوانی؛ تو داری «رگ و ریشه‌ی» این خاک را در وجودت آبیاری می‌کنی. و اگر روزی بزرگ شدی و این نوشته را دیدی، یادت باشد یک صبح جمعه، در بفروئیه، شهری که به تو افتخار می‌کند، کسانی بودند که صدای کودکی‌ات را شنیدند و گفتند: پرنسا، بخوان... شاید آینده‌ی زبان فارسی، همین صدای کوچک تو باشد. ❤️ به امید روزی که بلندای نامت را در قله‌های فرهنگ و ادب ایران‌زمین ببینیم. سپاس این صبح جمعه تقدیم به پرنسا مصطفایی بفروئی فرزند مجتبی مصطفایی متولد ٢ آبان‌ ۱۴۰۰ و به پدر و مادری که از همین امروز، بذر عشق به فرهنگ و ادبیات فارسی را در دل دخترشان می‌کارند. روایتی از: ابوالفضل برزگر بفروئی 🇮🇷 @sepasbafroo
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره نوزدهم || جناب آقای حسین برزگر بفروئی از دعای ندبه‌های صبح جمعه تا ساختن جامعه‌ای برای نزدیک به ۴۰۰ نفر؛ از کارگری در کارخانه تا سال‌ها فعالیت اجتماعی... حسین برزگر بفروئی از آن آدم‌هایی‌ست که بی‌سروصدا برای دیگران قدم برداشته. حالا «نشان نیکی» جامعه نابینایان میبد، بهانه‌ای شد تا بگوییم: سپاس برای سال‌ها نیکی بی‌ادعا. 🌱 برای خواندن متن کامل سپاس صبحگاهی جناب آقای حسین برزگر بفروئی اینجا کلیک کنید. 📆 شنبه ٣١ مرداد ماه ۱۴۰۵ 🇮🇷 @sepasbafroo
سپاس صبحگاهی بفروئیه
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره نوزدهم || جناب آقای حسین برزگر بفروئی از دعای ندبه‌های صبح جمعه تا ساخ
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره ۱۹ || مردی که نشان داد برای «دیدن» همیشه چشم‌ها کافی نیستند... گاهی آدم‌هایی در میان ما زندگی می‌کنند که سال‌ها کنارشان بوده‌ایم، اما تازه وقتی نامشان جایی می‌درخشد، می‌فهمیم چه مسیر بزرگی را بی‌سروصدا طی کرده‌اند. حسین برزگر بفروئی متولد ۱۳۵۱ است؛ مردی که سال‌هاست در کنار کار روزانه‌اش، دلش درگیر آدم‌ها و دغدغه‌های جامعه بوده است. داستان یکی از مهم‌ترین کارهای اجتماعی او از سال ۱۳۸۹ آغاز شد؛ زمانی که برای راه‌اندازی جامعه نابینایان میبد قدم برداشت. این مجموعه، پس از مرکز استان، به عنوان دومین جامعه نابینایان استان یزد شکل گرفت و امروز حدود ۴۰۰ نفر از خدمات این مؤسسه غیرانتفاعی و سمن بهره می‌برند. حالا نام حسین برزگر دوباره بر سر زبان‌ها افتاده است؛ این بار در نخستین جشنواره دوسالانه سمن‌های برتر استان یزد، جایی که جامعه نابینایان میبد به عنوان سمن برگزیده انتخاب شد و شایسته دریافت «نشان نیکی» شد. اما حسین برزگر فقط مدیر یک مؤسسه نیست. در بفروئیه، او به همراه جمعی از دوستانش مجمع عاشقان حضرت مهدی(عج) را راه‌اندازی کرد؛ مجمعی که سال‌ها صبح‌های جمعه، مردم را به مسجد انصارالحسین(ع) می‌کشاند تا دعای ندبه را زمزمه کنند. حسین آقا بخش‌های زیادی از دعاهای ندبه، کمیل و توسل را از حفظ دارد و صدایی خوش که سال‌ها با آن برای اهل دل خوانده است. و شاید جالب‌تر اینکه همه اینها را در کنار شغل اصلی‌اش انجام داده؛ کارگری در یک شرکت کاشی. نه پشت میز مدیریت، نه با عنوان‌های پرزرق‌وبرق؛ بلکه با همان سادگی یک کارگر، اما با دلی که سال‌هاست برای خدمت به دیگران می‌تپد. فعالیت‌های اجتماعی و حضور پررنگش در عرصه‌های مختلف نیز بخش دیگری از زندگی اوست؛ حضوری که نشان می‌دهد بعضی آدم‌ها برای اثرگذاری، منتظر شرایط ایده‌آل نمی‌مانند. شاید «نشان نیکی» که این روزها به نام جامعه نابینایان میبد ثبت شده، فقط یک عنوان برای یک مؤسسه باشد؛ اما پشت این نشان، سال‌ها تلاش آدم‌هایی ایستاده‌اند که بی‌سروصدا کار کرده‌اند. و امروز، سهم بفروئیه از این افتخار، نام مردی است که سال‌ها در همین شهر زندگی کرده، کار کرده، دعا خوانده، فعالیت اجتماعی داشته و برای دیگران قدم برداشته است: جناب آقای حسین برزگر بفروئی به پاس سال‌ها تلاش بی‌ادعا برای جامعه نابینایان؛ به پاس اینکه نشان دادی برای «دیدن» و «دیده شدن»، همیشه چشم‌ها کافی نیستند... سپاس صبحگاهی بفروئیه، این شماره را تقدیم می‌کند به شما. 🌱 ✨ روایتی از: ابوالفضل برزگر بفروئی 🇮🇷 @sepasbafroo
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره بیستم || به مناسبت روز پزشک و سپاس از جناب آقای دکتر مختار زرفتن از کوچه سوراخی بفروئیه تا جبهه‌های کربلای ۴ و ۵، از مطب و ویزیت‌های رایگان پنجشنبه‌ها تا خیریه، از کوچه‌های بفروئیه تا صحن شورای شهر، و از شهر تا مسیر نجف و کربلا... قصه دکتر مختار زرفتن، قصه مردی است که انگار عشق به مردم، از همان کوچه‌های کودکی در وجودش ریشه دوانده است. او هرجا میدان خدمتی دیده، ایستاده؛ گاهی با لباس رزم، گاهی با لباس پزشکی، گاهی پشت میز شورا، و گاهی در مسیر زائران اباعبدالله(ع). شاید عنوان‌ها عوض شده باشند، اما یک چیز هیچ‌وقت عوض نشده است: عشق او به مردم. ❤️ بیستمین سپاس صبحگاهی بفروئیه، تقدیم به مردی که خدمت برایش شغل نیست؛ عشق است، عهد است، سبک زندگی است. برای خواندن متن کامل سپاس صبحگاهی جناب آقای دکتر زرفتن اینجا کلیک کنید. 📅 یکشنبه 1 شهریورماه 1405 🇮🇷 @sepasbafroo
سپاس صبحگاهی بفروئیه
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره بیستم || به مناسبت روز پزشک و سپاس از جناب آقای دکتر مختار زرفتن از
🌅 سپاس صبحگاهی بفروئیه شماره 20|| 🩺 از کربلای جبهه تا کربلای عشق‌؛ روایتی از دکتر مختار زرفتن بعضی آدم‌ها یک‌بار انتخاب می‌کنند که خدمت کنند؛ اما بعضی‌ها تمام زندگی‌شان را برای خدمت انتخاب کرده‌اند. از نوجوانی تا امروز؛ از خاکریزهای جنگ تا درمانگاه، از خیریه تا شورای شهر، از کوچه‌های بفروئیه تا مسیر نجف و کربلا... این قصه مردی است که هرجا مردم به او نیاز داشتند، ایستاد. دکتر مختار زرفتن؛ متولد ۱۳۵۰. قصه‌اش از ۱۵ سالگی آغاز می‌شود؛ وقتی هنوز نوجوان بود، اما دلش برای دفاع از این سرزمین آرام نداشت. کپی شناسنامه‌اش را دستکاری کرد، سنش را بیشتر نشان داد و راهی جبهه شد. 🇮🇷 کربلای ۴ و کربلای ۵ را دید؛ سال‌هایی که خیلی‌ از هم‌سن‌وسال های او هنوز در کوچه‌های شهر بازی می‌کردند. اما جبهه، تنها میدان زندگی او نبود. در نوجوانی، عضو گروه‌های تئاتر و سرود بود، گاهی مداحی می‌کرد و در تعزیه‌خوانی نیز دستی داشت. محبت اهل‌بیت(ع) در زندگی‌اش ریشه‌ای قدیمی دارد؛ خودش می‌گوید همه زندگی‌اش را مدیون حضرت ابوالفضل(ع) است و این عشق را از پدر و مادرش آموخته است. 🏴 سال‌ها گذشت و آن نوجوان، پزشک شد. اما پزشکی برای او پایان مسیر نبود؛ شکل دیگری از خدمت بود. سال‌ها، صبح پنجشنبه را برای مردم بفروئیه کنار گذاشت؛ ویزیت رایگان، برای مردمی که دوستشان داشت. 🩺 بعد، وقتی دید می‌توان کاری بیشتر کرد، مؤسسه خیریه «مهر آئین محبت بفروئیه» را راه انداخت. وقتی دید برای شهرش مطالبه‌گری لازم است، «بفروئیه فردا» را شکل داد، و وقتی احساس کرد باید خودش در میدان تصمیم‌گیری شهر حاضر باشد، وارد انتخابات شد. امروز، ۵ سال است که رئیس شورای شهر بفروئیه است. برای بفروئیه دوید، برای مردمانش جنگید، و برای هویتش ایستاد. من اما اینجا قضاوت نمی‌کنم. چرا که خودم بخشی از این ۵ سال بوده‌ام. خوبی‌ها و ضعف‌ها را به مردم بفروئیه می‌سپارم؛ همان مردمی که بهترین قاضی برای قضاوت درباره خدمتگزارانشان هستند. اما یک چیز را نمی‌توان نادیده گرفت: خدمت دکتر زرفتن در مرزهای شهر متوقف نمی‌شود. چند سالی است در مسیر پیاده روی اربعین، از نجف تا کربلا، پزشک موکب‌ می‌شود؛ تا اگر زائری به کمک نیاز داشت، باز هم دستی برای یاری باشد. 👣 شاید راز محبوبیتش همین باشد؛ خیلی زود با آدم‌ها رفیق می‌شود، از مردم فاصله نمی‌گیرد، و مردم را دوست دارد. و البته، هیچ‌کس به تنهایی نمی‌تواند سال‌ها چنین زندگی‌ای را ادامه دهد. لذا کنار نام دکتر مختار زرفتن، باید از یک نفر دیگر هم یاد کنیم؛ از همسرش. از زنی که سال‌ها، همسرش را با تمام مسئولیت‌ها، دغدغه‌ها، جلسات، سفرها، خدمت‌ها و بی‌خوابی‌هایش همراهی کرده است. چون وقف مردم شدن، فقط از وقت و انرژی یک نفر هزینه نمی‌کند؛ گاهی از آرامش یک خانواده می‌گیرد و پشت مردی که سال‌ها خودش را وقف مردم کرده، بی‌تردید همسری ایستاده که همراهی را زندگی کرده است. 💍 امروز، در روز پزشک، سپاس ما برای مردی است که هرجا میدان خدمتی دیده، قدمی جلو گذاشته؛ از جبهه تا شهر، از مطب تا خیریه، از شورای شهر تا مسیر نجف و کربلا. بیستمین سپاس صبحگاهی بفروئیه، تقدیم به او که در تمام این میدان‌ها، نمره‌اش بیست است... دکتر مختار زرفتن؛ مردی که هنوز در میدان است. 🌹 ✨ روایتی از: ابوالفضل برزگر بفروئی 🇮🇷 @sepasbafroo