eitaa logo
سپیدِمن.
2 دنبال‌کننده
1 عکس
0 ویدیو
0 فایل
از ادبیات، جنون جاری‌ست، و از عشق، تولدِ واژه‌ها...
مشاهده در ایتا
دانلود
-
به احترامِ تارهای سپیدِ پیچیده در پودِ پیراهنش...
امروز، از هر زمان دیگری عاشق‌ترم؛ و نمی‌دانم باید این همه جنون را، کُجای این تن بنشانم... بین رگ‌هایم، حدِفاصل ریه‌هایم، در بطن و مااضافاتش... همه جا جنون‌تان پخش است... و از من جاری‌ست، از چشم‌هام... این همه حُب...
سپیدِمن.
-آه! مادر. چشم‌هایی داشت، که وقتی می‌خندید... آدم می‌خواست دست بیندازد و زمان را نگه دارد؛ و تا ابد... و تا ابد... در آن دریای ستاره غوطه‌ور بماند...
هدایت شده از اوی‌من;
اما عزیزِ من. هر سایه‌ای که می‌رود، هر بیدی که تکان می‌خورد، هر ستاره‌ای که خاموش می‌شود، چیزی در من فرو می‌ریزد . . . . هرگز گمانم نبود بیمِ رفتن‌تان این چنین در خانه‌ام قد بکشد؛ سین‌حانون.
دلم برای روزهای مستی از عشق، لک زده. برای روزهای اشک شوق... برای کلمه‌های محتاج، برای آرزو، برای خواستن، برای ذوق، برای تو عزیزم...