خیلی سخت است
در مجلس علیاکبر (ع) بین جمعیت بنشینی و ناگهان یادت بیاید دوستانت امروز مهمان روضهای دیگرند...
روضهای در بهشت
رفیقان میروند نوبت به نوبت🙂💔
بسم الله .
تصمیم داریم ان شاالله از فردا ؛ شنبه ..
ی سری جلسات خفنی داشته باشیم ؛
📌هدف!؟
• خوندن با تفکرِ کتاب های آسمانی✨ .
📌اقا من وقت ندارم ؛ تایمش چطوریه!؟
• مقدارش خیلی کم ؛ اما عمیقه ؛ فقطم ی روز ت هفتس😁 .
📌دقیقا چطوریه!؟
• پیام سنجاق گروه رو بخونی میفهمی
اقا بسم الله ؛ برای اینکه همراهمون باشی .
https://eitaa.com/joinchat/828114593Cd70fcf152a
دوستاتم با خودت بیار..
و من الله توفیق👀:)
هدایت شده از سدخارجی
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما هم خیلی دوستتون داریم❤️
دمتون گرم که با وجود برخی بیمهریها، آبروداری کردید 🇮🇷🫡
@Sedkhareji ✔️
سِراج؛
ما هم خیلی دوستتون داریم❤️ دمتون گرم که با وجود برخی بیمهریها، آبروداری کردید 🇮🇷🫡 @Sedkhareji ✔️
اینو دیدم دلم نیومد نذارم :)))
واقعا لذت بردم ؛ دمشون گرم
برای اون رفیقمون که دو دل بودن معلم شن یا پزشک پاسخ یکی از بچه های کانال 😁👇🏻
خیلی خوبه که قشر مذهبی جامعه به معلم شدن رو آوردن من خودم به شخصه از این مسیر راضی ام و شاگردها و کسایی که از من مشاوره میگیرن اگه مذهبی باشن به این مسیر سوق میدم
سِراج؛
و من الله توفیق 😁.. میشنوم نظراتتونو👀
دقیقا ۲ ساعت داشتم امامت رو ثابت میکردم بعد یهو به خودم اومدم دیدم هنوز نه قران رو اثبات کردم ؛ نه اسلام رو ؛ نه ...😄..
هیچی دیگه خدا قبول کنه ؛
اینم بوخونین
مهدی رسولینماهنگ باور ندارم 320.mp3
زمان:
حجم:
13.6M
از روی عادت ؛ باز کف دستم..
نوشتم اقا جونمو برات میذارم❤️🩹:))))
میخوام ساعت ۱ شب ی چیزی بگم که فکرمو خیلی درگیر کرده...
اون ایه از قران رو شنیدید که میگه از قدم های شیطان پیروی نکنین👀..
من همیشه با خودم فکر میکردم که این یعنی چی..
قدم های شیطان چطوریه ؛ همیشه فکر میکردم شیطان ی دفعه ای تورو میندازه تو گناه یا از ی کار خوب دورت میکنه🦦..
بنده اگر خدا بخواد قرار بود برم حرم ؛ قراره بود برای اولین بار برم سر مزار رفیق شهیدم اونم با صمیمی ترین رفیقم و میدونستم قراره خیلی خوش بگذره و از لحاظ معنوی ام خیلی کیف کنم ..
دقیقا همون جایی که داشتیم از ذوق رو ابرا پرواز میکردیم جنگ شروع شد و آمریکا دوباره شروع کرد به زدن ...🚶
و نمیدونید چه حالی شدم! حس ی پرنده رو داشتم که لحظه اخر بال هاشو چیدن..
به قدری حالم بد بود که گرفتم خوابیدم...
اذان صبح رو دادن.. من.. طوریم که دم مرگم باشم نمازم رو باید اول وقت بخونم.. ی جور تعهدیه به امام حسین ..🙃
بگذریم ؛ اذان صبح رو دادن و من پاشدم اذان رو خاموش کردم و دراز کشیدم تو جام ..
با خودم فکر کردم که.. خب این الان منم؟ همون سید یاسر دیروزی؟؟ پس چرا اذان رو خاموش کردم و ...
ولش کن... این همه نماز خوندم مگه خدا چیکار کرد؟ حالا ظهر پامیشم میخونم..
همینجوری چند دقیقه دراز کشیده بودم که رفیقم زنگ زد ...
گفت .. پاشو نمازتو بخون🙂..
هیچی دیگه.. با اینکه اصلا دلم نمیخواست نمازمو بخونم..
( ی جور لج با خدا شاید🤷♂ ) خود به خود ؛ پاشدم و خوندم ..
حالا که بهش فکر میکنم.. میبینم شیطان چقدر راحت... چقدر یواشکی .. ادم رو گمراه میکنه..
چقدر وحشتناکه.. وقتی متوجه میشی که دیگه دیر شده..
دقیقا مثل قورباغه توی دیگ که اب رو کمکم براش داغ میکنن.. باید حواسمونو خیلی جمع کنیم ..
ابدیت در پیش داریم رفیق‼️.
هیچی دیگه.. دلم خواست بگم..
#یاسرنوشت
سِراج؛
تا الان از دو جهت سعی کردیم قطره ای از دریای ولایت و امامت رو بررسی کنیم ؛ و از نظر عقلی و سیاسی ضرو
ی صلوات بفرستین بریم سراغ قسمت بعدی .