21.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام بر آنان که با هیچ پروازی به این دنیا باز نمیگردند 🕊
سلام برشهدا✋
Ali FaniAli Fani - Hossein.mp3
زمان:
حجم:
4.9M
و در سلام بر شما
دست را برسینه میگذاریم
تا قلب از جایش کنده نشود.💔
صلی الله علیک مظلوم
یا ابا عبدالله...✋
مرحوم شیخ جعفر شوشتری می گوید..
در روز عاشورا، چهار جا، چهار عضو بدن ابی
عبدالله به خاطر بی آبی از کار افتاده بود، که حتی شاید اگر آب هم میدادند..
کار از کار گذشته بود و فایده نداشت.😭
اولین
جایی که از عطش از کار افتاد چشمان امام حسین (علیه السّلام) بود، امام
صادق (علیه السّلام) می فرماید: جدّ ما در روز عاشورا، از شدت عطش چشمانش
آسمان را دود می دید.😭😭
دومین
عضو، لبهای آقا بود، می دونی چرا؟ حمیدبن مسلم می گه دیدم لب های حسین
علیه السلام مانند دو چوپ خشک شده به هم می خورد، دیدم از لبهای حسین داره
خون می آید.💔😭آه یا حسین 😭
سومین عضو زبان حضرت بود، همان زمان که علی اکبر را بغل گرفت، زبان در دهان علی گذاشت، علی اکبر دید بابا از خودِ او تشنه تر است.😭😭
چهارمین
عضو جگر حسین بوده، هلال بن نافع می گوید، آمدم نزدیک گودال، جنگ تمام
شده، از بالای گودال نگاه کردم، دیدم لبهای حسین تکان می خورد، نزدیک تر
رفتم، گفتم شاید حسین نفرین می کنه، دیدم می گوید..
لشگر جگرم از تشنگی میسوزد💔😭
از گودال آمدم بیرون، سریع رفتم آب آوردم، دیدم شمر داره بیرون می
آید، گفت کجا می روی، گفتم می روم پسر فاطمه را سیراب کنم، گفت زحمت نکش،
من سیرابش کردم … 😭
لعنت خدا بر قاتلین امام حسین علیه السلام
#روضه_شب_جمعه
#آه_یا_حسین
#یارالی_اورگیه_قوربان😭💔
@Matrood213|مطرودآقا غلط کردم . ..mp3
زمان:
حجم:
3.9M
باحال مناسب گوش بدین💔
التماس دعا
از عاشقان خانوم سه ساله✋😭
روضه خواندن خود امام حسین (علیه السّلام)
مرحوم آیت الله تکابنی در مواعظ المتقین می نویسد...
سلمان فارسی تو کوچه ها و پس کوچه ها عبور می کرد، دید آقا امام حسین (علیه
السّلام) در سن کودکی، گوشه ای دور از بچه های دیگر ایستاده اند و گریه می
کنند.
سلمان جلو رفت، سؤال کرد یابن رسول الله ! جانم به فدای شما، آیا اتفاقی افتاده است، اینچنین گریه می کنید؟
ابی عبدا… جواب نداد، باز سلمان اصرار کرد، گفت آیا کسی شما را اذیت کرده،
دائم سؤال می کرد. آخر پسر زهرا فرموده باشد: سلمان ! اگر بگویم طاقت
شنیدنش را نداری، عرضه داشت یابن رسول ا… ! مگر نشنیدید پیغمبر فرمود:
سلمان از ما است به من بگویید چی شده است؟
شروع
کرد وقایع کربلا را تعریف کند. ای سلمان ! یک روز من بزرگ می شوم، گذر من
به کربلا می خورد، خدا به من یک پسر می دهد، اسم او علی اکبر است، سلمان
فرشته ها صف می بندند جمال این پسر را ببینند، اما همین پسر را تو کربلا جلوی من می کشند … .
سلمان
! خدا یک پسر دیگر به من می دهد اسمش علی اصغر است. این پسر را با لب تشنه
وقتی از لشگر برای او آب می خواهم او را روی دستم با تیر سه شعبه می کشند.
سلمان ! خدا به من یک برادر می دهد اسم او عباس (علیه السّلام) است کنار نهر آب او را با لب تشنه می کشند …. .
سلمان نگاه می کرد، دید گریه ی آقا شدیدتر شد،
نفس بند آمد صدا زدند ای سلمان ! زینبم😭
اینقدر گفت ….
سلمان آخر کار سؤال کرد، آقا جان ! شما که همه کاره ی خلقت هستید اراده کنید همه چیز را عوض کنید.
آقا امام حسین (علیه السّلام) فرموده باشند: سلمان درست می گویی، ولی من
دوست دارم فدایی دوستانم بشوم، دوستانم فردا دور هم جمع بشوند اسم من را
بیاورند … شفاعت دوستانم را فردا بکنم نگذارم در آتش جهنم بسوزند. سلمان !
نشونه ی دوستان من دو چیز است، یکی اشک چشمشون، یکی هم دلهای آنهاست که برای کربلا پر می زند، برای دیدن کربلا می میرند
#شب_جمعه💔
#روضه_امام_حسین😭
#روضه_علی_اکبر😭
#روضه_علی_اصغر💔
تا آسمان راهی نیست🕊
روضه خواندن خود امام حسین (علیه السّلام) مرحوم آیت الله تکابنی در مواعظ المتقین می نویسد... سلمان ف
آه یاحسین...کتاب لهوف اگر نخوندید حتما بخونید..اونجا که علی اکبر از پدر درخواست آب میکنه و حضرت شرمنده میشن😭😭
بر این خاک امام زمان (عج) سه تا سلام در زیارت ناحیه می دهد..
السلام علی ساکن تربت الزاکیه💔
السلام علی من جعل شفاء فی تربته🥺
السلام علی خدا التریب و شیب الخضیب😭
میگفت کربلا بودم یه پیرمرد ۷۰ ساله خیابون پشت قبله، تو کوچه پس کوچه ها
مهر فروشی داشت، دیدم اهل دله، رفتم دیدنش، یه سؤال ازش کردم، گفتم این همه
ساله دارند تربت کربلا درست می کنند مگه این خاک چقدر است، چرا تمام نمی
شود، پیرمرد گفت: من بچه ی کربلام، ۷۰ ساله دارم تو کربلا زندگی می کنم، هر
سال سه بار این شهر گرد و غبار عجیبی می آد، یکی دو روز اینقدر زیاد است
که همه جا رو خاک می گیره، عبارت او این طور بود سالی سه بار خدا خاک کربلا
را از آسمون می فرسته … 💔
#آه_یا_حسین
آیت الله سیبویه سوال شد...
کدام یک از روضه هاست،که دل شمارو بیشتر
میسوزونه؟فرمودند..
اسیری بی بی ؛از مرحوم آقا
شیخ جعفر شوشتری،رفع الله درجاته نقل شده،ایشان فرموده بودند دو مصیبت،دو
غصه بود،که امام حسین و کشت،آقا رو از پا انداخت،یکی غصه تشنگی بچه ها ..😭
یکی غصه اسیری خانوم بود😭،این دو مصیبت،واین که آقا امام زمان عجل الله تعالی
فرجه الشریف،خون گریه می کنه،مال همین اسیری عمه شون حضرت زینب سلام الله
علیهاست💔،اینم،بعضی ها می گن ،امام زمان ارواحنا فداه می گن:یا جدا،اگه اشک
چشمم تمام بشود،خون گریه می کنم،من می گم،نه،امام زمان عجل الله تعالی فرجه
الشریف از اول خون گریه می کنه..😭