برنامه شاعران طلبه 21 تا 27 شهریور.pdf
حجم:
531.6K
🗓 گزارش شعرخوانی شاعران طلبه در هفتۀ گذشته
در تجمّعات شهر قم
از ۲۱ تا ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
🔹بر اساس روزهای هفته
🔸مطابق با برنامهریزی بعثۀ شعر #هنگامه
🆔 @setad_sher
برنامه شاعران طلبه تا 27 شهریور.pdf
حجم:
532.3K
🗓 گزارش شعرخوانی شاعران طلبه در هفتۀ گذشته
در تجمّعات شهر قم
از ۲۱ تا ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
🔹بر اساس نام شاعران
🔸مطابق با برنامهریزی بعثۀ شعر #هنگامه
🆔 @setad_sher
إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
در سوگ تو شد عالم اسلام عزادار🏴
🆔 @setad_sher
ستاد راهبری شعر و ادب حوزه
إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ در سوگ تو شد عالم اسلام عزادار🏴 🆔 @setad_sher
جرعهای از دریا کتابی چهار جلدی است که آثار کتابشناسی، مقالات، شخصیتشناسی، تعلیقات و گفتارهای شفاهیِ مرحوم آیتالله سید موسی شبیری زنجانی را گردآوری کرده است.
این کتاب که برگزیده سیامین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شده است، نخستین بار توسط انتشارات مؤسسه کتابشناسی شیعه در سال ۱۳۸۹ش منتشر شد و پس از آن نیز چندین بار تجدیدچاپ شده است.
هر جلد از کتاب جرعهای از دریا در سه فصل شامل آثار عربی، آثار فارسی و طریقیات گردآوری شده است. آثار عربی و فارسی، شامل مقالات و تعلیقات مرحوم آیتالله شبیری زنجانی بر برخی کتابهاست. طریقیات نیز شامل نکات علمی و حکایاتی از زندگی عالمان و بزرگان شیعه است که مرحوم ایشان آنها را در مسیر رفت و آمد یا در نشستهای علمی خود بیان کرده است.
در این کتاب حکایاتی درباره شعر و شاعران از آن مرحوم نقل شده است که چند نمونه را در فرستههای بعد میآوریم.
🆔 @setad_sher
💠 فصل شباب
⬛️ به نقل از مرحوم آیتالله شبیری زنجانی رضواناللهعلیه
🔹 شاعر میگوید:
طی نگشته روزگار کودکی پیری رسید
از کتاب عمر ما فصل شباب افتاده است
من میگفتم: طبق این شعر باید اوراقی از ایام کودکی هم افتاده باشد. اگر بخواهیم مصراع دوم کاملاً تصدیق شود، باید بگوییم: «تا که شد طی روزگار کودکی پیری رسید... ».
🔸 این شعر درباره من هم صادق است؛ چون در جوانی سلامت مزاج را مراعـات نمیکردم. مشکل دندان داشتم و به آن رسیدگی نمیکردم، کم میخوابیدم، غذای مناسب نمیخوردم، بیش از استعداد مزاج، درس و بحث داشتم. اینها سبب شد که از جوانی بهره کافی نبرم. اگر به سلامت مزاج توجه میکردم، از نظر موفّقیّت خیلی تفاوت میکردم.
📚 جرعهای از دریا؛ ج۲ ص۶۳۵.
🆔 @setad_sher
💠 ملّا علی کنی و قاآنی
⬛️ به نقل از مرحوم آیتالله شبیری زنجانی رضواناللهعلیه
🔹 شخصی نقل میکرد: قاآنی، اهل شیراز و شاعر دربار بود. وقتی از دنیا رفت، نزد مرحوم حاج ملّا علی کنی به عنوان بزرگترین عالِم تهران میروند و از ایشان درخواست میکنند که بر وی نماز بگزارد ولی چون قاآنی به مَلاهی مبتلا بود، ملّا علی قبول نمیکند.
برای ملّا علی نقل میکنند که بر روی قلمدان قاآنی این شعر نوشته شده بود:
- شرمنده از آنیم که در روز مکافات
- اندر خور عفو تو نکردیم گناهی
همین سبب میشود که ملّا علی کنی بپذیرد و بر قاآنی نماز بگزارد.
البته از صحّت این نقل مطمئن نیستم. چون در زمان وفات قاآنی، حاج ملا محمّد اندرمانی عالم درجه اوّل بود(۱) نه حاج ملّا علی و وقتی حاج ملّا محمّد از دنیا رفت، حاج ملّا على شخص اوّل شد.
🔸 قاآنی در حرم حضرت عبدالعظیم نزدیک قبر ابوالفتوح رازی دفن شده است.
📚 جرعهای از دریا؛ ج۳، ص۳۰۸.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. المآثر و الآثار؛ ج۱، ص۲۰۶.
🆔 @setad_sher
💠 تضمین شعر سعدی
⬛️ به نقل از مرحوم آیتالله شبیری زنجانی رضواناللهعلیه
🔹 سعدی میگوید:
- در آن مدت که ما را وقت خوش بود
- ز هجرت ششصد و پنجاه و شش بود
که تاریخ نگارش گلستان است.
🔸 مرحوم حاج آقای والد در تاریخ نگارش «الکلام» میگوید:
- در آن مدت که ما را وقت خوش بود
- هزار و سیصد و پنجاه و شش بود
و نوشتهاند: کسی به من ایراد کرد که چطور در آن تاریخ شما را وقت خوش بود؛ در حالی که در آن تاریخ حاج شیخ عبدالکریم حائری تازه از دنیا رفته بود؟ و ایشان هم توضیح داده بود که خوشی وقت عبارت است از اینکه نه مستی جوانی بود و نه سستی پیری، از نظر سن وقت خیلی مناسبی بود.¹ از این جهت خوش بود.
🔹 ایشان میفرمود که من شعر سعدی را تضمین کردم و آشیخ عبدالنبی اراکی هم این شعر را تضمین ثانوی کرده و گفته:
- در آن مدت که ما را وقت خوش بود
- هزار و سیصد و پنجاه و نه بود
مرحوم والد در ادامه میفرمود: شاید سعدی تضمین مرا اجازه بدهد، ولی تضمین آشیخ عبدالنبی را اجازه نمیدهد.
🔸 آقای حاج فقیهی به آشیخ عبدالنبی میگفت: آقا! اشعار شما عَروض خاصی دارد، غیر از عَروض خليل بن احمد! (عَروضیِ معروف).
📚 جرعهای از دریا؛ ج۲، ص۵۹۰.
🆔 @setad_sher
💠 باور عمیق به آخرت
⬛️ به نقل از مرحوم آیتالله شبیری زنجانی رضواناللهعلیه
🔹مرحوم والد، آخرت را باور کرده بود و در امور دینی تابع خوشامد زید و عمرو نبود. بعضی مواقع کاری ظاهراً به ضررش بود و برای وجههاش لطمه ظاهری داشت، ولی وظیفه شرعیاش را انجام میداد.
زبان حالش این شعر حافظ بود:
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافری است رنجیدن
📚 جرعهای از دریا؛ ج۲، ص۶۲۲.
🆔 @setad_sher
💠البدایع نگار
⬛️ به نقل از مرحوم آیتالله شبیری زنجانی رضواناللهعلیه
🔹مرحوم میرزا علی اکبر نوقانی خیلی شیرین و اهل ذوق بود. وی نقل میکرد: شخصی به نام «بدایع نگار لاهوتی» از اعضای آستان حضرت رضا (ع) مجلهای به نام «الکمال» منتشر میکرد. چون در ایران مرسوم نیست که مجلات را با «ال»، نامگذاری کنند، شاعری نامگذاری بدایع نگار را این چنین مسخره کرده بود:
البدایع نگار را دیدم
پشت الميز الإداره خويش
القلم را گرفته بر الدست
الدواتی نهاده در اَلپیش
پی اَلمُشتری همی گردید
همچو اَلگرگ در پی اَلميش
مرحوم والد نیز کتابش را «الکلام یجر الکلام» نام گذاشت ولی چون اسم کتاب عربی است و مرادش همان مثل معروف الكلام یجر الكلام است، قهراً باید با «ال» باشد.
📚 جرعهای از دریا؛ ج۳، ص۳۱۸.
🆔 @setad_sher
💠 کمالات ظاهری و باطنی
⬛️ به نقل از مرحوم آیتالله شبیری زنجانی رضواناللهعلیه
🔹 آسیّد حسن پسر بزرگ آسیّد ابوالحسن اصفهانی بسیار لایق بود و اگر زنده میماند، شاید مرجعیّت به او میرسید. هم فاضل، هم بسیار خوش اخلاق و هم در زیبایی آیتی بود. در سال ۱۳۴۹ به دست شخصی به نام علی قمی که احتمالاً اختلال حواس داشته، در حال سجود نماز گردن زده شد.
وقتی در سال ۱۳۴۱ - ۱۳۴۲ اواخر دوره احمد شاه، آقای آسیّد ابوالحسن و آقای نائینی به ایران تبعید شدند و حدود یازده ماه در قم ماندند(۱) آسیّد حسن هم با آقای آسیّد ابوالحسن آمده بود.
🔸 از حاج آقا شهاب اشراقی شنیدم میگفت: در جلسهای در قم آسیّد حسن همراه آقای آسیّد ابوالحسن بود. در آن جلسه پدرم و حاج شیخ عباس تهرانی - اخلاقی معروف - هم بودند.
پدرم وقتی آسیّد حسن را که در جمال آیتی بود دید، مرتجلاً گفت: «بیپرده یار بین که چه سان جلوهگر شده». آشیخ عباس تهرانی هم فوراً به دنبال آن گفت: «احوال دل نگر که چه زیر و زبر شده!».
🔹 پیداست از دست دادن چنین فرزندی با این کمالات ظاهری و باطنی برای آسیّد ابوالحسن چقدر دشوار و شکننده بود. با این حال آسیّد ابوالحسن قاتل فرزندش را عفو کرد.
📚 جرعهای از دریا؛ ج۳، ص۴۴۱.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. آغاز تبعید شب پنجشنبه ۱۳ ذی قعده ۱۳۴۱ و پایان آن ۱۸ ماه رمضان ۱۳۴۲ بود. (شناختنامه مرحوم آيةالله سیّد ابوالحسن اصفهانی، ص۱۳۹).
🆔 @setad_sher