eitaa logo
ستاد راهبری شعر و ادب حوزه
167 دنبال‌کننده
41 عکس
7 ویدیو
36 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 باور عمیق به آخرت ⬛️ به نقل از مرحوم آیت‌الله شبیری زنجانی رضوان‌الله‌علیه 🔹مرحوم والد، آخرت را باور کرده بود و در امور دینی تابع خوشامد زید و عمرو نبود. بعضی مواقع کاری ظاهراً به ضررش بود و برای وجهه‌اش لطمه ظاهری داشت، ولی وظیفه شرعی‌اش را انجام می‌داد. زبان حالش این شعر حافظ بود: وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافری است رنجیدن 📚 جرعه‌ای از دریا؛ ج۲، ص۶۲۲. 🆔 @setad_sher
💠البدایع نگار ⬛️ به نقل از مرحوم آیت‌الله شبیری زنجانی رضوان‌الله‌علیه 🔹مرحوم میرزا علی اکبر نوقانی خیلی شیرین و اهل ذوق بود. وی نقل می‌کرد: شخصی به نام «بدایع نگار لاهوتی» از اعضای آستان حضرت رضا (ع) مجله‌ای به نام «الکمال» منتشر می‌کرد. چون در ایران مرسوم نیست که مجلات را با «ال»، نام‌گذاری کنند، شاعری نامگذاری بدایع نگار را این چنین مسخره کرده بود: البدایع نگار را دیدم پشت الميز الإداره خويش القلم را گرفته بر الدست الدواتی نهاده در اَلپیش پی اَلمُشتری همی گردید همچو اَلگرگ در پی اَلميش مرحوم والد نیز کتابش را «الکلام یجر الکلام» نام گذاشت ولی چون اسم کتاب عربی است و مرادش همان مثل معروف الكلام یجر الكلام است، قهراً باید با «ال» باشد. 📚 جرعه‌ای از دریا؛ ج۳، ص۳۱۸. 🆔 @setad_sher
💠 کمالات ظاهری و باطنی ⬛️ به نقل از مرحوم آیت‌الله شبیری زنجانی رضوان‌الله‌علیه 🔹 آسیّد حسن پسر بزرگ آسیّد ابوالحسن اصفهانی بسیار لایق بود و اگر زنده می‌ماند، شاید مرجعیّت به او می‌رسید. هم فاضل، هم بسیار خوش اخلاق و هم در زیبایی آیتی بود. در سال ۱۳۴۹ به دست شخصی به نام علی قمی که احتمالاً اختلال حواس داشته، در حال سجود نماز گردن زده شد. وقتی در سال ۱۳۴۱ - ۱۳۴۲ اواخر دوره احمد شاه، آقای آسیّد ابوالحسن و آقای نائینی به ایران تبعید شدند و حدود یازده ماه در قم ماندند(۱) آسیّد حسن هم با آقای آسیّد ابوالحسن آمده بود. 🔸 از حاج آقا شهاب اشراقی شنیدم می‌گفت: در جلسه‌ای در قم آسیّد حسن همراه آقای آسیّد ابوالحسن بود. در آن جلسه پدرم و حاج شیخ عباس تهرانی - اخلاقی معروف - هم بودند. پدرم وقتی آسیّد حسن را که در جمال آیتی بود دید، مرتجلاً گفت: «بی‌پرده یار بین که چه سان جلوه‌گر شده». آشیخ عباس تهرانی هم فوراً به دنبال آن گفت: «احوال دل نگر که چه زیر و زبر شده!». 🔹 پیداست از دست دادن چنین فرزندی با این کمالات ظاهری و باطنی برای آسیّد ابوالحسن چقدر دشوار و شکننده بود. با این حال آسیّد ابوالحسن قاتل فرزندش را عفو کرد. 📚 جرعه‌ای از دریا؛ ج۳، ص۴۴۱. ـــــــــــــــــــــــــــــــــ ۱. آغاز تبعید شب پنج‌شنبه ۱۳ ذی قعده ۱۳۴۱ و پایان آن ۱۸ ماه رمضان ۱۳۴۲ بود. (شناختنامه مرحوم آيةالله سیّد ابوالحسن اصفهانی، ص۱۳۹). 🆔 @setad_sher
💠 دیدار با شهریار ⬛️ به نقل از مرحوم آیت‌الله شبیری زنجانی رضوان‌الله‌علیه 🔹 در ایّامی که در تبریز مهمان مرحوم حاج میرزا عبدالله مجتهدی بودم، يک روز به ایشان عرض کردم: دلم می‌خواهد شهریار را ببینم. پدر شهریار آمیرآقا، سیّدی بود از اصحاب حاج میرزا حسن آقا مجتهد - جدّ آقای حاج میرزا عبدالله - که وقتی در جریان مشروطه حاج میرزا حسن آقا را به تهران شِبْهِ تبعید کردند و قریب به یک سال در تهران ماند، او نیز همراه حاج میرزا حسن آقا رفت و همراه وی به تبریز برگشت. شهریار نیز به آقای مجتهدی ارادت داشت و در اختیار وی بود. آقای مجتهدی فرمود: من به شهریار می‌گویم بیاید. لذا به محمّد شفیق¹ فرمود که به شهریار بگو بیاید تا او را ببینیم. شفیق نزد شهریار رفت و شهریار عذرخواهی کرد و گفت که متأسفانه الآن مریض هستم و هیچ قدرت حرکت ندارم. اگر ممکن است آنها تشریف بیاورند. 🔸 در خدمت آقای مجتهدی به منزل شهریار رفتیم و در زدیم. خود شهریار آمد و در را باز کرد و گفت: اگر می‌دانستم حالم مثل الآن خواهد بود، خودم شرفیاب می‌شدم. آن‌وقت که جواب نفی دادم، بچه‌ام را بغل گرفته و چند قدم برده بودم ولی آن‌قدر دست و پایم درد گرفت که خیال می‌کردم نمی‌توانم از جایم حرکت کنم. ظاهراً آقای مجتهدی می‌فرمود: شهریار معتاد بود و در آن‌وقت مشغول ترک بود و چون اوایل ترک بود، نمی‌توانست حرکت کند. وقتی وارد منزل شدیم، شهریار دست آقای مجتهدی را بوسید. 🔹 آقای مجتهدی قبلاً به شهریار پیشنهاد کرده بود شعری درباره مدینه بسراید تا مداحان در هنگام ورود به مدینه آن را بخوانند و مضمون و محتوای آن را آقای مجتهدی به شهریار تعلیم کرده بود. شهریار در آن جلسه اشعاری را که سروده بود، خواند. یکی از ابیاتی که از آن مجلس در خاطرم مانده این است: ـ بیان ما رسای این صفت نیست ـ به قاموس بشر اینجا لغت نیست 🔸 چند روز قبل از آن ملاقات، در کتابی درباره ستارخان از حاج اسماعیل آقای امیرخیزی که از رجال سطح بالای تبریز و منشی ستارخان بود، خواندم: در فلان روز حاج میرزا حسن آقا مجتهد از تهران وارد تبریز شد. من از شهریار پرسیدم: شما در چه تاریخی متولّد شدید؟ شهریار گفت: تاریخ تولّدم را نمی‌دانم ولی موقعی که پدرم در خدمت حاج میرزا حسن آقا به تبریز بازگشت، من کودکی حدوداً سه ماهه بودم. من به شهریار گفتم: حاج اسماعیل آقای امیرخیزی تاریخ دقیق ورود حاج میرزا حسن آقای مجتهد را نوشته است. آن وقت من تاریخ دقیق ورود را حفظ بودم ولی الآن فراموش کرده‌ام. نتیجه‌اش این بود که شهریار حدود سال ۱۳۲۶ متولّد شده است. وقتی این را گفتم، شهریار تاریخ تولّدش را یادداشت کرد. 🔹 از شهریار پرسیدم: شما از کی شاعر شدید؟ گفت: وقتی ۷ - ۸ ساله بودم، کم و بیش اشعاری می‌سرودم ولی فوران ذوق شعری من در هجده سالگی بود. قضیه‌اش این بود که موقعی که من به مدرسه می‌رفتم، با دختری در مدرسه‌مان آشنا شدم. او گاهی مطالبی درسی از من می‌پرسید. در حدود هجده سالگی قرار شد با هم ازدواج کنیم. در همان موقع پسر عموی رضاخان خواستگار این دختر شد و چون زور ما به دستگاه رضاخان نمی‌رسید، تسلیم شدیم و سرانجام آن دختر با پسر عموی رضاخان ازدواج کرد. در همان وقت‌ها خواب دیدم: من با آن دختر در استخری مشغول شنا کردن هستیم که ناگهان دختر در آب غرق شد و من برای نجات دادن او در آب فرو رفتم ولی ناگهان چیزی به دستم آمد. افرادی که در اطراف استخر نشسته بودند، گفتند: «گوهر شب چراغ» پیدا کرده! «گوهر شب چراغ» پیدا کرده! از همان وقت ذوق شعری در من فوران پیدا کرد. شهریار می‌خواست بگوید: «گوهر شب چراغ» همان ولایت اهل بیت (علیهم السلام) است و قریحه شعری من درباره ولایت اهل بیت است. 🔸 از جمله مطالبی که در آن جلسه از شهریار شنیدم این بود: وی درباره آیه: (وَ لَقَدْ آتَيْنَاكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثَانِي وَ الْقُرْآنَ الْعَظِيم) گفت: من سجده‌ای کردم و گفتم: سر از سجده برنمی‌دارم تا این آیه برایم حل شود. در آن وقت به من اینگونه تفهیم شد که مراد از «سبعاً مِنَ الْمَثَانِ» چهارده معصوم (علیهم السلام) است و این آیه یکی از مواردی است که قرآن را با عترت توأم قرار داده است. من اشکالی به نظرم آمد و آقای مجتهدی هم می‌گفت: این اشکال به نظر من هم آمد. اشکال این بود که به پیغمبر، سیزده معصوم داده شد. فرمود با خود گفتم: او اشکال را دفع خواهد کرد. همین‌گونه هم شد و شهریار در دفع این اشکال گفت: خدا به پیغمبر چهارده نور داده است: یکی نور نبوّت و دیگری سیزده نور ولایت. 🔹 موقعی که از منزل شهریار بیرون می‌آمدیم، شهریار دستم را بوسید. 📚 جرعه‌ای از دریا ؛ ج ۳ ص ۵۸۷. 🆔 @setad_sher
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔹«شعر در حقیقت عنصر اصلی ادبیات است. این ارزش نفس شعر است. باید به این نكته در انقلاب توجه داشت و به آن بها داد. شعر را نسبت به دیگر هنرها باید اولی شمرد.» 📚 بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای سومین كنگرۀ شعر و ادب دانشجویان؛ ۱۳۶۵/۹/۲۷. 🆔 @setad_sher
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🔹برای حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها ✍️ سید عبدالله حسینی ای اولین مسافر مشهد سفر بخیر ای ماه خاندان محمّد سفر بخیر هجرت کنان به سوی برادر شتافتی زینب‌ترین نبیرۀ احمد سفر بخیر ای رهسپار حادثه، ای زینب الرضا آه ای نخست زائر مشهد سفر بخیر معصومه جان اگر بنویسند. بگذرد مدح تو از هزار مجلّد سفر بخیر من عاجزم ز مدح تو ای آفتاب قم وصف تو در کلام نگنجد سفر بخیر با جرعه‌ای زجام تو مستم إلی الأبد مست تو در بهشت مخلّد سفر بخیر کفوی نبود تا که تو را همسری کند ماندی چو روح خویش مجرّد سفر بخیر سوی بهشت باز شد از قم دری و گشت قبر تو، عُشِّ آل محمّد سفر بخیر می‌پرورد امام خمینی گر آب قم جامی به من دهید ولی از شراب قم ای کاش گرددم ز غمت ساغری نصیب یا از مقام قرب تو ام باوری نصیب کاظم ز شوق روی تو بر سجده سر گذاشت آخر شده‌ست مثل تو اش دختری نصیب برداشت دست شکر رضا سوى آسمان کز لطف حق شده‌ست چو تو خواهری نصیب یعنی که جلوه‌های جمال و جلال را شد باطلوع طلعت تو مظهری نصیب گردید قم زمقدم تو، عُشِّ اهلبیت یعنی بهشت را شده از قم دری نصیب دل کندی از مدینۀ اجداد تا شود بر دل‌سپردگان ولا دلبری نصیب ای خواهر خجستۀ خورشید، فاطمه کفوی نبود تا شودت همسری نصیب از کویت ای کریمۀ طه کجا روم کس را شدہ‌ست از تو مگر بهتری نصیب باری برای سوختن آورده است و بس پروانۀ توراست اگر از پری نصیب باید به گرد گنبد پاکت کند طواف خورشید را اگر که شود محوری نصیب شعر تر مرا صله‌ای هست اگر بکن بانوی آب و آیینه چشم تری نصیب عبدالَّه شکسته دلِ دردمند را جز درگهت مباد در دیگری نصیب در توس اگر ستارۀ هشتم طلوع کرد ماه منیر فاطمه از قم طلوع کرد 🆔 @setad_sher
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🗓 ۱ مهرماه؛ سالروز ولادت 🔹حضرت آيت‏‌اللَّه العظمی امام سيدروح اللَّه موسوی خمينی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه در اول مهر سال ۱۲۸۱ ه‍.ش برابر با بيستم جمادی‌الثان ۱۳۲۰ ه‍.ق، همزمان با زادروز حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در شهرستان خمين به دنيا آمدند. 🔸دیوان اشعار امام نخستین‌بار در خرداد ۱۳۷۲ توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی منتشر شد. این دیوان شامل ۱۵۰ غزل، ۱۱۸ رباعی، سه قصیده، یک ترجیع‌بند و قطعات و اشعار پراکنده است. 🆔 @setad_sher
🔷انتظار فرج از نیمۀ خرداد کشم ✍️غزلی از امام خمینی رحمه‌الله از غم دوست در این میکده فریاد کشم دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم داد و بیداد که در محفل ما رندی نیست که برش شکوه برم، داد ز بیداد کشم شادی‌ام داد، غمم داد و جفا داد و وفا با صفا منّت آن را که به من داد کشم عاشقم، عاشق روی تو، نه چیز دگری بار هجران و وصالت به دل شاد کشم در غمت ای گل وحشی من ای خسرو من جور مجنون ببرم تیشۀ فرهاد کشم مردم از زندگی بی‌تو که با من هستی طرفه سرّی‌ست که باید بَرِ استاد کشم سال‌ها می‌گذرد، حادثه‌ها می‌آید انتظار فرج از نیمۀ خرداد کشم 🆔 @setad_sher
🔷تأمل در سیمای ادبی و عرفانی امام خمینی رضوان‌الله‌علیه بررسی شخصیت امام خمینی (ره) معمولاً در بسترهای سیاسی، فقهی و اجتماعی صورت می‌گیرد؛ با این حال، وجود یک «بنیه ادبی» و «سلیقه شاعرانه» در پشت پرده‌ی این نقش‌ها، ابعادی متفاوت از شخصیت ایشان را پیش روی پژوهشگران قرار می‌دهد. اشعار منتشر شده در «دیوان شعر»، تنها مجموعه‌ای از کلمات منظوم نیستند، بلکه بازتاب‌دهنده جهان‌بینی عمیق و پیوند میان معرفت عرفانی امام و زبان فارسی هستند. ۱. ساختار فرمی و سنت شعری از منظر سبک‌شناسی، اشعار ایشان عمدتاً در قالب‌های کلاسیک مانند غزل، مثنوی، قصیده و رباعی سروده شده‌اند. برخلاف بسیاری از اندیشمندان که در پی آزمودن فرم‌های نو هستند، ایشان بر سنت‌های اصیل ادبی استوار بوده‌اند. استفاده از قالب غزل نشان‌دهنده تمایل به بیان مفاهیم عمیق در قالبی آهنگین و ملموس است. این رویکرد، نشان از پیوند ایشان با «مکتب عراقی» دارد؛ مکتبی که در آن زبان صیقل‌یافته و پر از استعاره‌های عرفانی، با ساختاری منضبط همراه است. ۲. درون‌مایه: پیوند عرفان و اخلاق محور اصلی اشعار ایشان را می‌توان «عرفانِ اخلاق‌محور» دانست. در تحلیل مقالات موجود، مشخص است که اشعار ایشان صرفاً تجربیات انتزاعی نیستند، بلکه با رگه‌هایی از توصیه‌های اخلاقی و آموزه‌های دینی گره خورده‌اند. اگر در اشعار بزرگان عرفان (مانند حافظ یا مولانا) با غلبه‌ی جنبه‌های شهودی و گاه استعاره‌های پیچیده روبرو هستیم، در اشعار امام خمینی، این شهود در خدمت «تجلی حقیقت در عمل» است. مفاهیمی چون فنا، بقا، توکل و عشق الهی، در اشعار ایشان نه به عنوان مفاهیم دور از دسترس، بلکه به عنوان پیش‌نیازهای سلوک اخلاقی و انسانی تبیین می‌شوند. ۳. تحلیل زبان‌شناختی و استعاره زبان شعری ایشان، زبانی است که از ریشه‌های عمیق ادبیات فارسی تغذیه کرده است. بهره‌گیری از نمادهای سنتی (مانند می، ساغر، معشوق و...) در اشعار ایشان، نه به قصد تقلید از سنت، بلکه به عنوان یک «زبان مشترک» برای انتقال مفاهیم قدسی به کار رفته است. با این حال، ویژگی متمایز ایشان، «صراحت در عین ظرافت» است. برخلاف برخی عرفای که زبانشان به سمت ابهام مطلق می‌رود، اشعار ایشان با وجود حفظ استعاره‌های کلاسیک، همواره پیوند خود را با واقعیت‌های موجود و ضرورت‌های اخلاقی حفظ کرده‌اند. ◾️◾️◾️ شخصیت ادبی امام خمینی را نمی‌توان در حاشیه قرار داد؛ بلکه این شخصیت، یکی از ابزارهای اصلی برای فهم «روحیه معنوی» ایشان است. اشعار ایشان نشان می‌دهد که اندیشه‌ی سیاسی و فقهی ایشان، از یک بستر عمیق ادبی و عرفانی برخاسته است. در واقع، شعر برای ایشان نه یک تفریح یا تزئین، بلکه روشی برای «بیانِ حقیقت» و بازتاب دادنِ نظم هستی بوده‌ است. مطالعه این آثار، دریچه‌ای است به سوی فهم آن لایه‌ی درونی که میان «دانش فقهی» و «شهود عرفانی» پلی ساخته است. 🆔 @setad_sher