eitaa logo
ستاد راهبری شعر و ادب حوزه
176 دنبال‌کننده
69 عکس
8 ویدیو
43 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔷 اشاره‌ای درباره تصحیح علامه حسن‌زاده آملی بر کلیله و دمنه ✍️ محمدمهدی خان‌محمدی بخش دوم آیت الله حسن زاده، در کارنامه علمی متنوع خود، تصحیح‌های بسیار زیادی دارد. از جمله تصحیح کتابهای فلسفی و کلامی بزرگ تاریخ فرهنگ اسلامی. در میان آن‌ها، ایشان در ابتدای دهه ۱۳۴۰، اقدام به تصحیح کتاب کلیله و دمنه می‌کنند و اثری ارزشمند به جا می‌گذارند. تحقیق آیت الله حسن‌زاده، از دو جهت قابل تقدیر و ارزشمند و شایان توجه است؛ نخست از جهت تصحیحی متقن و قابل دفاع از متن، و دیگر از جهت توضیحات. ایشان برای این تصحیح، به عمده نمونه‌ها مراجعه کرده‌اند. آیت الله حسن زاده به نسخه‌های متعددی که از کتاب نصرالله منشی در دست بوده، مراجعه کرده‌اند. ایشان علاوه بر مراجعه به نسخه‌های خطی موجود، دیگر آثار تحقیق‌شده و چاپ شده را نیز ملاحظه کرده‌اند. از این رو ایشان تحقیقات دیگران را نیز مدنظر قرار داده اند و کار مستقل خود را نیز با مراجعه به نسخ به انجام رسانده‌اند. اما ایشان علاوه بر ملاحظه نسخ، کار دیگری نیز انجام داده‌اند که به اتقان بسیار خدمت کرده است. ایشان به تمام بازنویسی‌ها و سرایش‌های عربی و فارسی این کتاب مراجعه کرده‌اند و در پیچش‌ها و دشوارها و ابهام‌های متن از آن‌ها کمک فراوانی گرفته‌اند، چنانکه در انتقاداتی که در مقدمه خود به تصحیح قریب و امیرنظام گرفته اند، قابل مشاهده است. و این کار، خود در تصحیح روشی ارزشمند و آموختنی است. اما اهمیت دیگری که تصحیح ایشان دارد، توضیحات و افزوده‌های روشن‌کننده ایشان است. آیت الله حسن زاده، با تسلطی که بر شعر و نثر عربی و فارسی داشته‌اند، بسیاری از عبارات دشوار متن را توانسته‌اند توضیح خوبی بدهند و در عین حال سند و مدرک آن را بیابند. این کار خود تحقیق ارزشمند و مستقلی می‌توانست باشد. چنان که برخی از گذشتگان نیز چنین تک‌نگاری‌هایی کرده‌اند و ایشان نیز اشاره نموده‌اند. علاوه بر این موارد ذکرشده، آیت الله حسن زاده اقدامی دیگر نیز کرده‌اند که کتاب ایشان را در موقعیت بلند قرار می‌دهد. نصرالله منشی هنگام ترجمه نسخه عربی ابن مقفع، دو باب را ترجمه نکرده‌است. دلیل آن هر چه هست، در نسخه ابن مقفع این دو باب هست ولی در ترجمه منشی دیده نمی‌شود و ظاهرا اصلا ترجمه نشده است. علامه حسن زاده کوشش کرده‌اند بنا بر سبک و سیاق نثر و نوشتار نصرالله منشی، این دو باب را نیز ترجمه کنند و آن را به انتهای کتاب افزوده‌اند. لازم به ذکر است کمی بعد از آیت الله حسن زاده، دکتر مینوی اقدام می‌کند به تصحیح کلیله و دمنه. مشخص نیست دکتر مینوی این تصحیح را دیده‌ است یا خیر، اما اشاره‌ای به آن ندارد. با این حال شاید امتیاز تصحیح دکتر مینوی ملاحظه نسخه‌های خطی بیشتر باشد. اما اشاره ای نسبت به ملاحظه تمام بازنویسی‌های کلیله و دمنه (آثار عربی و یا منظوم) در کار ایشان دیده نمی‌شود. همچنین در مواجهه با اشعار نیز به صرف ترجمه بسنده کرده اند و مثل آیت الله حسن زاده به بیان سند و توضیح بیشتر نپرداخته‌اند. این پرسش ممکن است خطور کند چرا اساساً شخصیتی مانند آیت الله حسن زاده، سراغ تصحیح یک متن ادبی رفته است؟ اساساً این اقدام در نگاه ایشان به متون ادبی ریشه دارد. ایشان برای فهم مراتبی قایل هستند و معتقدند فهم در مراتب بالا مبتنی برا فهم در مراتب پایین تر است. و پایین ترین مرتبه فهم نیز فهم لفظی است. از این رو علم زبان و دانش‌های زبانی در نزد ایشان اهمیت بالایی داشته است. به همین دلیل در زبان فارسی و عربی کوشش کردند تا جایی که می‌توانند پیش بروند و غور کنند. حتی به آموختن زبان فرانسه هم مبادرت کردند. در کنار این اهمیت زبان در فهم، نگاه زیبایی‌شناسانه و علاقه هنری و ادبی ایشان را هم باید افزود که اهل شعر و ادب بودند و درک خوبی در ادبیات داشتند. مسأله دیگر حکمت موجود در دل کتابهای ادبی است. همانطور که ایشان در مقدمه اشاره می‌کنند، این کتاب مشتمل بر حکمت‌های بزرگ و درخشانی برای زندگی است و خواندن آن هموازه آموزنده و راهگشا و حکمت‌آموز است. 🆔 @setad_sher
─┅࿇࿐ྀུ༅𖠇࿇𖠇࿐ྀུ༅࿇┅─
🔷 نگهبان خط ادب؛ استاد آية الله حسن زاده آملى ✍️ جواد محدثی بخش اول گرچه گسترش دامنه علوم، دانش دانشوران را تخصصى ساخته است، ولى جامعيت «عالم دينى» در زمينه‌هاى مختلف و دانشهاى گوناگون، خصلتى ارزشمند است، در عين حال، كمياب. انگشت شمارند عالمانى فرزانه، كه نگهبان اين خط و تداوم بخش اين ويژگى باشند. استاد بزرگ آية الله حسن زاده - كه عمر پر بركتش بلند باد - يكى از اين نوادر روزگار است كه حكمت و هيئت و نجوم را، در كنار فقه و حديث وتفسير، و هندسه و رياضيات را همراه با شعر و ادب فارسى و اخلاق وعرفان و سلوك را در كنار علوم غريبه داراست! معارف عقلى و نقلى و علوم قرآنى و برهانى و عرفانى را به هم نيكو آميخته است و حسن صورت وسيرت و معاشرت، سليقه در نگارش و خط و تدوين و... را يكجا دارد. ذوق ادبى و سرشار استاد، زبانزد همگان است. طبع لطيف وى، در آينه سروده‌ها و قطعات ادبى و الهى نامه‌اش متجلى است. تنوع آثار قلمى ومباحث علمى نيز شاهد ديگرى بر اين مدعاست. وقتى «گلستان سعدى» با تصحيح و تعليق او چاپ مى شود، وقتى «نصاب الصبيان» ابو نصرفراهى - كه يك فرهنگنامه عربى به فارسى منظوم است - با تصحيح و تعليقات و توضيحات حضرتش طبع مى‌گردد، وقتى ديوان اشعارش به زيور طبع، آراسته مى‌شود، وقتى طبع جديدى از «كليله و دمنه» با دو فصل الحاقى جديد كه تا كنون به فارسى برگردان نشده بود، به خامه پر توان آن استاد، به جامعه ادبى كشورمان عرضه مى‌گردد، و گامها و اقدامهايى از اين دست... اينها همه شاهدى است بر احياگرى استاد نسبت به «تجلى ادب فارسى در فرزندان حوزه»، حقيقتى كه متاسفانه در يكى دو قرن اخير، رو به سستى يا فراموشى رفته است و قلمرو شعر و ادب فارسى با غناى بالا ووالا، كه پيشتر به جلوه هاى دانش و فرزانگى حوزويان و عالمان دين روشن بود، از فارسان و تكسواران حوزوى اين عرصه تهى بود. بويژه كه در ذهنيت جامعه و باور عموم، چنان مطرح بود كه حوزويان را با شعر و ادب و ذوقيات وهنرهاى قلمى چه كار؟ عالم دينى چه مى‌داند كه شعر و عروض و موسيقى و فلكيات چيست؟ و متون ادب فارسى و دستور زبان كدام است و نقد شعر وادب چيست و معيارهاى زيبايى در كلام و نوشته كدام؟ براى زدودن هر تهمت و بدبينى يا سوء برداشت، حجت و برهانى عينى لازم است. درخشش استاد در زمينه‌هاى شعر و ادب، شاهدى بر سابقه فرزندان حوزه در اين قلمرو، و خط بطلانى بر باور نادرست و ذهنيت انحرافى نسبت به اينان بود. يك بار، خود استاد مى‌فرمود كه سالها پيش، وقتى چاپ منقّحى از«كليله و دمنه» با تصحيح و تحشيه و توضيحات حضرتش به چاپ رسيده بود و مورد توجه استادان ادب و دانشگاهيان قرار گرفته بود، - بى آنكه استاد را به شكل و شمايل بشناسند - يكى از همين حضرات به ايشان گفته بود: «كتاب، در محافل ادبى دانشگاهى مورد اقبال و استقبال و توجه قرار گرفته است، مواظب باشيد كه ندانند «حسن حسن زاده» يك روحانى و معمم است، كه كتاب و فروش آن افت كرده و مشتريان را از دست خواهد داد!» (قريب به اين مضمون). شگفتا از القاءات سوء بيگانه و دريغا از مظلوميت فرزندان حوزه! ادامه دارد 🆔 @setad_sher
🔷 نگهبان خط ادب؛ استاد آية الله حسن زاده آملى ✍️ جواد محدثی بخش دوم استاد بزرگوار را اغلب به صبغه و وجهه عرفانى‌اش مى‌شناسند، اما بعد ادبى و تسلط وى بر ادبيات فارسى چيزى نيست كه بتوان از آن گذشت. زمانى كه بخشى از گلستان سعدى را (بويژه ديباچه آن را) در جوانى خدمت استاد مى‌آموختيم، لطايف بيانى و دقتهاى ادبى و وسعت دانش ادبى استاد را به عيان مى‌ديديم و طبع روان و مشرب دلنشين وى را شاهد بوديم. آثار استاد، خود، بهترين گواه است، گرچه در اين مختصر نمى‌نجد. «الهى نامه» استاد، از لطافت ذوق و سيلان طبع، موج مى‌زند و از تسلط بر واژه‌ها و مفاهيم نشانه است: «الهى! از من آهى و از تو نگاهى». «الهى! عمرى آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم». «الهى! در بسته نيست، ما دست و پا بسته‌ايم». «الهى! در راهم و همراه درد و آهم، آهم ده و راهم ده». «الهى! دل چگونه كالايى است كه شكستۀ آن را خريدارى و فرموده‌اى: پيش شكسته‌دلانم». «الهى! آمدم، ردم مكن، آتشينم كرده‌اى، سردم مكن». راستى... اين كدام خواجه انصار است كه ديگر بار از ديار طبرستان سر برآورده و نمى از يم عرفان و شوريدگى را در كام كويريان مى نشاند؟!.. «ديوان اشعار» استاد نيز درياى مواج ديگرى است كه نشان مى دهد استاد در به كارگيرى قالب شعر در بيان حكمتهاى متعالى و معارف والاى دين و رهنمودهاى تربيتى و تهذيبى تا چه حد اصرار دارد و به تعبير استادش مرحوم الهى قمشه‌اى: «لذا استاد دانشمند، اشعار آبدارى براى نشر معارف الهى و ترغيب نفوس شيق به كمال و روحهاى عالى طالب حقايق، اين اشعار را كه مضامينش همه طبق اخلاق فاضله و توحيد و تزكيه و تربيت روح است، بدين مقصد عالى سروده، و از طبع وقاد خداداد، گوهر فشانى كرده‌اند». استاد، ديوان خود را به مجموعه‌اى دلنشين از اشعار عرفانى، حكمت ناب و موعظه و خاطره و گراميداشت، در قالبهاى غزليات، قصايد، رباعيات، ترجيع بند و... آراسته، و حتى از مطايبات ادبى هم استفاده كرده است. و با استفاده از صنعت «تعريب »، در نكوهش نفس و وسوسه‌هايش شعرى دارد كه در اواخر آن مى‌خوانيم: ان جاوزت عن حدها بموئي فانها امارة بالسوءِ رب پنهت بك من هواها بدبخت، من لا يترس اذاها و «الحسن» يا ايها الهمادم فى عجب من هذه المرادم جواد محدثی قم - آذر ۱۳۷۶ 🆔 @setad_sher
ستاد راهبری شعر و ادب حوزه
#تبار_ادب شماره۳ 🔷درخشش و پرچمداری شاعران طلبه در دفاع مقدس سوم (جنگ رمضان) #حوزه_علمیه #شعر_حوزه
شماره۳ 🔷درخشش و پرچمداری شاعران طلبه در دفاع مقدس سوم (جنگ رمضان) 🔸دو شعار محوری تجمعات شبانه‌ی ضداستکباری مردم (از ۱۰ اسفند ۱۴۰۴ش)، از سروده‌های شاعران طلبه است. 🔹حجت‌الاسلام و المسلمین علی مقدم متولد ۱۳۷۱ اهل مشهد مقدّس، شاعر شعر «بزن که خوب می‌زنی» با اجرای «مهدی رسولی» که شعار محوری تجمعات شبانه مردم در روزهای جنگ رمضان و پس از آن شد. 🔸بنا به گفته شاعر (علی مقدم): این شعر در شب حمله موشکی ایران به پایگاه «العدید» سروده شد. شاعر انتظار فراگیری شعر را نمی‌داد. «مهدی رسولی» آن را به نماهنگ تبدیل کرد و ابیاتی از آرش براری و امیرعلی شریفی به آن افزوده شد. در ایام جنگ رمضان و پس از آن، این اثر به شعری محبوب در میان مردم تبدیل شد. 🔹«باید برخاست» سرودۀ حجت‌الاسلام و المسلمین محمد مروستی‌زاده (اهل یزد) این قطعه به عنوان سرود پایانی دهه محرم (محرم ۱۴۴۷ق _ تیر ۱۴۰۴ش) هیئت «انصارالولایه یزد» خوانده شد. محسن محمدی‌پناه این اثر را اجرا کرد. 🔸«باید برخاست» به عنوان شعار محوری و نشان رسمی مراسم «بدرقه آقای شهید ایران» انتخاب شد. (دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب اسلامی ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ مصادف با اول محرم‌الحرام ۱۴۴۸). 🔹فراگیریِ دو اثر «بزن که خوب می‌زنی» و «باید برخاست» نشان می‌دهد که شعر حوزوی بار دیگر توانسته در عرصهٔ ظهور و تأثیرگذاری، در میان عامهٔ مردم نفوذ کند. هر دو اثر به زبان معیار و ادبیات فاخر سروده شده‌اند. این آثار و همچین شعرخوانی هر شب شاعران طلبه در تجمعات (که تاکنون به بیش از ۲۰۰ شب رسیده است) جریان شعر انقلابی حوزویان را در جبهه حق نمایندگی می‌کنند.   🆔 @setad_sher
شماره۴ 🔹«شاعران جوان می‌توانند منعكس كنندهٔ همهٔ آرمان‌ها، سیاست‌ها، روش‌ها و واقعیّت‌های انقلاب در آثار شعری خود باشند... پیام انقلاب باید به زبان شعر و هنر كه اصیل‌ترین و خالص‌ترین و گیراترین زبان‌ها است، منتقل شود.» 📚 بیانات رهبر شهید انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای سومین كنگرۀ شعر و ادب دانشجویان؛ ۱۳۶۵/۹/۲۷. 🆔 @setad_sher