بسم رب الشهداء والصدیقین🌹
دوستان عزیز و بزرگوار خوش آمدید،ان شاءالله که مارو همراهی کنید.
#التماس دعا
ستارگان آسمانی ولایت⭐️
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
فداییِ سیدعلی(ره):
مـدافـعان حـرم:
✅حتمــابخوانیـــد
🔵❌یکی بود یکی نبود
❌یه روز یه خانم مثل هر روز بعد از کلی آرایش کنار آینه,مانتو تنگه و کفش پاشنه بلنده شو پا کرد و راهی خیابونای شهر شد ...
❌همینطوری که داشت راه میرفت ...
👣
❌وسط متلک های جوونا یه صدایی توجهش رو جلب کرد :
❌خواهرم حجابت !!
❌خواهرم بخاطر خدا حجابت رو رعایت کن !!.
❌نگاه کرد، دید یه جوون ریشوئه
❌از همون ها که متنفر بود ازشون با یه پیرهن روی شلوار و یه شلوار پارچه ای داره به خانم های بد حجاب تذکر میده
❌به دوستش گفت من باید حال اینو بگیرم وگرنه شب خوابم نمیبره
مرتیکه سرتاپاش یه قرون نمی ارزه، اون وقت اومده میگه چکار بکنید و چکار نکنید ...
❌تصمیم گرفت مسیرش رو به سمت اون آقا کج کنه و یه چیزی بگه که دلش خنک بشه ...
❌وقتی مقابل پسر رسید چشماشو تا آخر باز کرد و دندوناش رو روی هم فشار داد و گفت تو اگه راست میگی چشمای خودتو درویش کن با این ریشای مسخره ات
❌بعدم با دوستش زدن زیر خنده و رفتن
❌پسر سرشو رو به آسمون بلند کرد و زیر لب گفت :
❌خدایا این کم رو از من قبول کن !!
❌شبش که رفت خونه به خودش افتخار میکرد ...
❌گوشی رو برداشت و قضیه رو با آب و تاب برای دوستاش تعریف میکرد
❌فردای اون روز دوباره آینه وآرایش و بعد که آماده شد به دوستاش زنگ زد و قرار پارک رو گذاشت
❌توی پارک دوباره قضیه دیروز رو برای دوستاش تعریف می کرد و بلند بلند میخندیدند
❌شب وقتی که داشت از پارک برمیگشت یه ماشین کنار پاش ترمز زد : خانمی برسونیمت ...
❌لبخند زد و گفت برو عمه تو برسون بعد با دوستش زدن زیر خنده
❌پسره از ماشین پیاده شد و چند قدمی کنار دختر قدم زد و بعد یک باره حمله کرد به سمت دختر و اون رو به زور سمت ماشین کشید
❌دختر که شوکه شده بود شروع کرد به داد و فریاد
❌اما کسی جلو نمیومد
❌اینبار با صدای بلند التماس کرد
❌اما همه تماشاچی بودن
❌هیچ کدوم از اونایی که تو خیابون بهش متلک مینداختن و زیباییشو ستایش میکردن، حاضر نبودن جونشون رو به خطر بندازن
❌دیگه داشت نا امید میشد که دید یه جوون به سمتشون میدوه و فریاد میزنه :
❌آهای ولش کن بی غیرت !!
❌مگه خودت ناموس نداری ؟؟
❌وقتی بهشون رسید، سرشو انداخت پایین و گفت خواهرم شما برو
و یه تنه مقابل دزدای ناموس ایستاد !!
❌دختر در حالی که هنوز شوکه بود و دست و پاش میلرزید یک دفعه با صدای هیاهو به خودش اومد و دید یه جوون ریشو
از همونا که پیرهن رو روی شلوار میندازن
از همونا که به نظرش افراطی بودن
افتاده روی زمین و تمام بدنش غرق به خونه
ناخودآگاه یاد دیروز افتاد
اون شب برای دوستاش اس ام اس فرستاد :
❌وقتی خواستن به زور سوارش کنند، همون کسی از جونش گذشت که توی خیابون بهش گفت : خواهرم حجابت !!
❌همون ریشوی افراطی و تندرو ❌همون پسری که همش بهش میخندید..
اما الان به نظرش یه پسر ریشو و تندرو نبود ، بلکه یه مرد شجاع و باایمان بود💪
دیگه ازنظرش اون پسر افراطی نبود ، بلکه باغیرت بود✌️
💥حالا متوجه شدیم که این جوون ریشو کسی نیس جز شهید امر به معروف ونهی ازمنکر 🌹 #علی_خلیلی🌹
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
جوانی خدمت امام جواد علیه السلام رسید وعرض کرد:
حالم خوب نیست، از مردم خسته شدم، #تهمت،. #غیبت. و… چه کنم؟
بریده ام،نفسم در این بلاد بالا نمی آید
امام جواد(ع) فرمود:
به سمت حسین ع فرار کن.❤️
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
هدایت شده از کانال رسمی هیات جنت الحسین(ع) بهبهان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎬نظرهمشهریان عزیز پس ازتماشای سینمایی به وقت شام درسینمافجر.....🎬
✔تماشای این فیلم تحسین شده راازدست ندهید
✔
💠 کاری از گروه رسانه ای قدمگاه
@jannat_info
#وصـیتعـاشـقـے❤️🍃
بـسـم الله الـرحـمـن الـرحـیـم
إِنـا لله و إِنـا الـیـہ راجـعـون
خـدایـا ، خـدایـا ، تو را به جان مهدی (عج) تا انقلاب مهدی (عج) خمینی را نگهدار . به خدا قسم من از شهدا و خانواده شهدا خجالت می کشم وصیت نامه بنویسم . حال سخنانم را برای خدا در چند جمله انشاالله خلاصه می کنم.
خدایا مرگ مرا و فرزندان و همسرم را شهادت قرار بده.
خدایا ، همسر و فرزندانم را به تو می سپارم.
خدایا ، در این دنیا چیزی ندارم ، هرچه هست از آن توست.
پدر و مادر عزیزم ، ما خیلی به این انقلاب بدهکاریم.
#عـباسبـابـایـے
۲۱ رمـضان ۱۳۶۱ ❣
ماروهمراهی کنید
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
🌺 مهریه ما یک جلد کلام الله مجید بود و یک سکه طلا. سکه را که بعد عقد بخشیدم. اما آن یک جلد قرآن رامحمد بعد از ازدواج خرید و در صفحه اولش اینطور نوشت:
"امید به این است که این کتاب اساس حرکت مشترک ما باشدو نه چیز دیگر ؛ که همه چیز فنا پذیر است جز این کتاب."
حالا هر چند وقت یکبار وقتی خستگی بر من غلبه می کند، این نوشته ها را می خوانم و آرام می گیرم.
🌹شهید محمد جهان آرا🌹
❤خادم شهدا❤
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
#شهیدانــــه
عشــق را
خلاصه می ڪنم
در نگاه مـادری که
به عشــق فرزنـدش
سنگِ تمام شهداے گمنام را
به آغـوش ڪشیـــد ....
#پنجشنبه_های_دلتنگی
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
#دهها_گلوله مستقیم
سپس تیر خلاص و #سوزاندن_پیکر مطهرش
باورکردنی نیست ، اما حقیقت داره
پای این انقلاب و #امنیت_کشورمان خونه دل ها خورده شده
🌷 #شهید_مدافع_وطن رضاشهرکی میرانی 🌷
#_قرارگاه_شهدا
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
هدایت شده از ستارگان آسمانی ولایت⭐️
#چادرمرابادنیاودڪهبادببرد....:
🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
#شهدا همه نشانه ای هستند،برای اینکه به ما نشان دهند راه را.
همه #نور_السماوات_فی_الارض_هستند،برای ما
با این ستاره ها میشود #راه را پیدا کرد،به شرط و شروطها...
#کمی_خلوص
#کمی_تقوا
#کمی_امید
#کمی_اعتقاد،میخواهد.
باور کنیم که شهدا
#عند_ربهم_یرزقون ،هستند.
باور کنیم که #شهـــــدا مصداق ایه
نور السماوات فی الارض ،هستند.
#ای_شهـــــدا
#ای_شهـــــید
#ای_شاهـــــد
ای کسی که خدا ،جانشین تو در میان خانواده است
خودمان را به تو سپردیم،خودت مارا به سرمنزل #مقصود برسان.
#از_شهدا_بخواه_دستت_را_مےگیرند❣
#ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شما دعوت شدید به ڪانال " #ستارگان_آسمانی_ولایت" در ایتا ↙️↙️
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
با نشر مطالب در ثواب آن سهیم باشید
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
یک بار یک سخنرانی از حجت الاسلام و المسلمین پناهیان شنیده بودم که ایشان گفتند: امیرمومنیان (ع) فرموده اند: #شهادت نه اجل #مقدم است، نه اجل #موخر، گفته بودند شهدای ما در همین سن عمرشان به پایان می رسد اما شهادت یک توفیق است، یک جهت مردن؛ که این سخن دل من را برای همیشه قرص کرد، پس شهادت نه اجل مقدم است نه موخر، و حضرت علی هم که دروغ نمی گویند و چه سخنی از این پرمعناتر و چه اطمینانی از این خدایی تر…؟
https://eitaa.com/setaregan_velayat313
ستارگان آسمانی ولایت⭐️
#حمیدشمایلی به تاریخ ۲۷ بهمن ۱۳۴۲ در #بهبهان متولد شد. اواخر سال ۱۳۵۶ که اندک اندک شعله های انقلاب اسلامی از زیر خاکستر زبانه می کشید، حمید مشغول تحصیل در دوم راهنمائی بود اما مانند بسیاری از همسالان خود، در تجمعات انقلابی و تظاهرات ها شرکت کرده و افتخار حضور در تظاهرات خونینِ ماه رمضان را که رژیم طاغوت برای اولین بار در بهبهان ، دست خود را به خون مردم رنگین نمود، در کارنامه خود ثبت نمود.
با پیروزی انقلاب اسلامی و همزمان با آغاز فعالیت های جهاد سازندگی حمید به این نهاد برخاسته از متن انقلاب پیوست. حمید پشت نیمکت های کلاس دوم دبیرستان نشسته بود که جنگ تحمیلی شروع شد .علی رغم مراجعات مکرر حمید به پایگاه های بسیج ، برای اعزام به جبهه ، به دلیل حضور دو برادر بزرگش در میادین نبرد ، از اعزام او ممانعت به عمل می آمد. با این حال حمید به ترفندی ، خود را به سپاه سوسنگرد رساند و مدتی را در کنار مدافعان این شهر به نبرد با متجاوزان بعثی پرداخت.او پس از بازگشت از جبهه به تحصیل خود در مقطع سوم دبیرستان ادامه داد.
پس از عملیات ثامن الائمه(ع) حمید به آبادان رفت و به واحد مهندسی رزمی جهاد استان فارس ملحق شد. این جوان ، در کسوت سنگر سازان بی سنگر ، در عملیات طریق القدس حضوری فعال داشت و زیر سنگین ترین آتش دشمن به کار احداث خاکریز و جاده مشغول بود و پس از آن نیز در عملیات فتح المبین به وظایف جهادی خود عمل نمود.
در عملیات « الی بیت المقدس» چند روز قبل از آزادی خرمشهر ، هنگامی که حمید با بولدوزر مشغول احداث خاکریز بود ، مورد اصابت موشک دشمن قرار گرفت و مجروح شد که البته پس از چند ساعت با بدن مجروح دوباره به خط مقدم نبرد بازگشت.
پس از شرکت در عملیات رمضان ، حمید، خرقه ی سبز پاسداری از انقلاب اسلامی را بر تن نمود و در فروردین ماه ۱۳۶۲ به عضویت واحد مهندسی رزمی تیپ ۱۵ امام حسن مجتبی(ع) درآمد و به فاصله کوتاهی، به «معاونت واحد مهندسی رزمی تیپ ۱۵ امام حسن مجتبی(ع) »منصوب گردید.هر زمان مأموریت و کاری به او محول می شد با وجود مشکلات و کمبودهای موجود نه نمی گفت و با توکل بر خداوند متعال کارش را شروع می نمود.

سرانجام در روز جمعه ، دهم فروردین ماه سال ۱۳۶۳ ،در منطقه عملیاتی جزیره مجنون شمالی ، پس از ادای فریضه نماز ظهر و عصر ، همراه برادران همرزمش بهروزی،اندامی،موسویون،آبرومند و حاج عبدالخالق اولادی ، مورد اصابت راکت های صدامیان قرار گرفت و بال در بال ملائک گشود.
https://eitaa.com/setaregan_velayat313