eitaa logo
کانال ستایشگران (فارسی)
244 دنبال‌کننده
3 عکس
1 ویدیو
2 فایل
گلچین اشعار نوحه و روضه فارسی و نواهای مداحی در سبک های مختلف با صدای مداحان مشهور و بروزترین اشعار از شعرای آئینی... @setayeshghar آیدی مدیریت جهت تبادل و تبلیغ باقری @kh_Bagheriii
مشاهده در ایتا
دانلود
کربلایی نریمان پناهی4_5904483990705803661.mp3
زمان: حجم: 4.7M
شور 📌 کربلایی نریمان میریزه رو خاک صحرا خونِ تو می کشی دور لبت زبون تو افتادن جلو چشای خیسم پیرمردا با عصا به جونِ تو از چه رو می زدنت حسین مو به مو می زدنت حسین از خدا بی خبرا چرا...؟؟ با وضو می زدنت حسین *(وای من وای من ای حسین) ۴ روی خاکا پرتو میکشیدی نفس آخرتو میکشیدی وقت دست و پا زدن تو گودال چادر مادرتو میکشیدی تو ببین این تن خسته رو این دل به خون نشسته رو تو بگو چجوری جمع کنم؟ این همه نیزه شکسته رو *(وای من وای من ای حسین) ۴ می بینی بند دلم پاره شده دخترت تو صحرا آواره شده پاشو که میون این حرومیا صحبت غارت گهواره شده دورِ تو یه عده کردن شادی با لب تشنه دیدم جون دادی نیزه رو وقتی به پهلوت میزد یادِ درد مادرم افتادی *(وای من وای من ای حسین) ۴ رو خاک صحرا چرا می زدنت بمیرم که بی هوا می زدنت جون من به لب رسید تا دیدم پیر مردا با عصا می زدنت زیر و رو شد بدنت واویلا خاک و خون شد کفنت واویلا جوری گیر افتادی تو گودال که پاره شد پیروهنت واویلا *(وای من وای من ای حسین) ۴
بسم الله الرحمن الرحیم امام محمدباقر(علیه السلام) خیل ملک گدای تو یا باقرالعلوم دست من و عطای تو یا باقرالعلوم صبرم ز سرگذشت وگره واشودازآن دست گره‌گشـای تو یا باقرالعلوم اهل زمین واهل زمان،برلبانشان مـدح و ثنـای تـو یا باقرالعلوم، گشتم اسیر زلف تو ای آشنــای دل باشد دل آشنــای تـو یا باقرالعلوم ای شاهد اسیری عمه به شهرشام آن چشم دلربــای تــو یا باقرالعلوم برپاهمیشه بوده نوای غصه وغم ازشورنینوای تو یا باقرالعلوم پــر می‌زنــد کبوتــرقلب دل همه پیوستـه در هـوای تو یا باقرالعلوم ای شاهد اسیری طفلان ،دلم زده رخ بـر در ســرای تـو یا باقرالعلوم تو کیستـی؟ توشاهد سرهابه نیزه ای من کیستم؟ گدای تو یا باقرالعلوم بایــد هـزار زاده ی مرجانه ، وقت بحث صـورت نهد به پای تو یا باقرالعلوم شمروسنان وخولی ملعون ،پابه فرار چون بشنود صدای تو یا باقرالعلوم دیدی به روی نیزه،سر جداطهرت ای جـان مـا فـدای تو یا باقرالعلوم زین العبادجمله سرآمدبه عالم است دلــداده ی دعـای تـو یا باقرالعلوم دشمن زده است دست توسل به دامنت مــا را بــود ولای تــو یا باقرالعلوم قبــر مطهــر تــو بوددرخاک بقیع دل‌های ماست جای تویا باقرالعلوم ازمرثیه هــر آنچــه بگوییم کم است وکم بـر اندوه رســای تو یا باقرالعلوم هرگـــز رضا ز کس نشــوی زین عزا ،زمین یک لحظه بی‌رضای تو یا باقرالعلوم این غم کجابرم که ستم شدبه پیکرت از اهل بی‌وفــای تــو یا باقرالعلوم آقا هرآنچه شد ستم وظلم برشما دانــد فقط خــدای تــو یا باقرالعلوم از زهره زین شده تن وجسم توبس کبود گریان شدم بـرای تـو یا باقرالعلوم آتش گرفت پیکره ات، چون دلت چوزهر از اشک بی‌صـدای تـو یا باقرالعلوم جسمت کبودگشته وکس یاری ات نکرد گریان شدم برای تــو یا باقرالعلوم این گریه ها رواست کــه مرغـان آسمان گرینــد در عــزای تــو یا باقرالعلوم عمری شما وفــا و محبت نموده ای شد زهر کین سزای تویا باقرالعلوم «مجنون» به ناله‌ های شماگریه میکند شد مرثیه‌سرای تو یا باقرالعلوم آرمین غلامی(مجنون کرمانشاهی)
. الهی بِدَمِ المظلوم الهی بِدَمِ العطشان الهی به غم زینب  کنار بدن عریان یارب الحسین ... به همون تنی که شد غرقه به خون یارب الحسین ... فرج منتقمش رو برسون اللهم عجل لولیک الفرج عبدالحسین ✍ .................. . پناه آخر زینب غریب مادر زینب بدون من کجا میری تو ای همسفر زینب مهلاً یاحسین ... حالا که میری بزار که خواهرت مهلاً یاحسین ... گلو تو ببوسه جای مادرت وای حسین کجا رفته اباالفضلت علمدار جهان گیرت نخور غصه حسین من خودم میشم عنان گیرت واویلا حسین ... بگو فردا خواهرت چها کنه واویلا حسین ... کی من و سوار ناقه ها کنه وای حسین اگر چه بی سپاه هستی برای من همان شاهی بگو به من چرا از من لباس کهنه می خواهی واویلا حسین ... نگو غارت می کنن پیکرتو واویلا حسین ... میشه در بیاری انگشتر تو وای حسین 👇
ختم و ترحیم خوانی گروه گل نرگس آیدی مالک کانال @kh_Bagheriii @Khatmvtarhim
حسن عطاییشد شد نشد میرم کربلا.mp3
زمان: حجم: 2.9M
شور_احساسی کربلایی حسن ▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️▪️ دوباره خورده زمین مثل عباس نوکرش شفای مادرمو میگیرم از مادرش شد شد نشد میرم کربلا پیش عموم اباالفضل میزنم زیر گریه شد شد نشد میرم روبرو ضریحش داد میزنم تو رو جون رقیقه مادرم دلش برات تنگ شده من برا خودم که چیزی نمیخواهم گریه هام کار داده دستم دوباره اومدم صدات کنم گرفت صدام حسین جانم ... پدرم بود که منو غلام خونه ات کرده انقدر دلش میخواهد به کربلات برگرده دل دل نمیکنم اربعین نمیخواهم جا بمونم که میشم بیچاره ها دنیا یک سفر کربلا با پدر و مادرم به من بدهکاره ها به ما یاد دادن اینو از بچگی زیارت قشنگه خونوادگی همه خیر در خونه توئه با زیارت میشه بیمه زندگی
یوسف رحیمی : ماجرا هر چه بود پایان یافت هر کسی بود عازم کویش زنی انگار چشم در راه است از سفر، چه می آورد شویش لحظه ها بی قرار و دلواپس غصه هایش بدون حد می‌ شد مرد او از سفر نیامده بود شب هم از نیمه داشت رد می ‌شد آسمان تار و تیره و خونبار آه آن شب نبود معمولی نیمه ی شب پرید زن از خواب آمده بود از سفر خولی گفت خولی بگو چه آوردی که چنین غرق تاب و تب شده ام چیست سوغات تو که اینگونه دل پریشان و جان به لب شده ام گفت هر چند تحفه ی خولی زر و سیم و طلا و درهم نیست ولی این بار گنجی آوردم که نظیرش به هر دو عالم نیست چیزی از ماجرا نمی دانست چشمش اما اسیر شیون بود متحیر شد و سراسیمه دید آخر تنور روشن بود رفت با واهمه به سمت تنور به سر و سینه زد نشست و گریست ناگهان دید صحنه ای خونبار آه این سر، سر بریده ی کیست؟ به سر او مگر چه آمده است شده این گونه غرق خون، پرپر بر لبش آیه های قرآن است می دهد عطر زمزم و کوثر سر او را گرفت بر دامن خاک و خون پاک کرد از رویش گفت بیچاره مادرت، اما ناگهان حس نمود پهلویش ـ ـ بانویی قد خمیده، آشفته که گرفته ست دست بر پهلو ضجه که می زند همه عالم روضه خوان می شود شبیه او * گفت بانو تو کیستی که غمت قاتل این دلِ پر از محن است گفت من دختر پیمبرم و این سر غرق خون، حسین من است گفت: دیدم میانه ی گودال غرق خون بود پیکرش ای وای پیش چشمان زینبم می رفت بر سر نیزه ها سرش ای وای با دو چشم ترش روایت کرد یک جهان درد و داغ و ماتم را گفت از نیزه ها که بوسیدند بوسه گاه نبی اکرم را گفت از خیمه های آل الله گفت از ماجرای غارت ها گفت با چشم های خونبارش از شروع همه مصیبت ها آتشی که گرفت راه حرم پیش از این در مدینه برپا شد پشت در که شکست بازویم پای دشمن به خیمه ها وا شد اگر امروز روی دستانش کُشتن شیرخواره ممکن شد این سه شعبه ز جنس میخی بود که سبب ساز قتل محسن شد گفت غصه اگر چه بی پایان ولی این قصه انتها دارد می رسد وارثی به خونخواهی خونِ مظلوم خونبها دارد **
فقط نگاه تو جان می‌دهد به نوکر تو گدای کوی تو دنبال هر نگاهی نیست خدا گواست پی مردم جهان نروم به جز حسین مرا ملجا و پناهی نیست ره نجات حسین است و دوستی حسین به سوی حق به جز این ره طریق و راهی نیست قسم به تربت اعلای کربلا هرگز به جز حسین مرا ملجا و پناهی نیست