میخواهمازدیروزبرایتانبگویم ، ازدیروزیکهپرازروایتهایریزودرشتبود.
ازدیروزیکهازخارچشمصهیونستها ، ازنوزادی۲۲روزه ، مناطقمسکونیشهرکشهیدبروجردی ، ازپژوهشگاهدانشگاهشریف،کهدانشمندان آیندهدرآنتحصیلمیکردندودرحالپژوهش بودندوخاطراتیدرآنجا داشتند ، ازخیابان کشوردوست ، ازقابهایماندگار ، ازدیوار هاییکهدلتنگیهارافریادمیزد ، اریاینجا کشورمردمانیاستکهاستقامتمیکنند و شهادترامیطلبند و هرگزنمیگذارندیک مشتخاکازوطنشانبهدستبیگانگان بیوفتد.
اینجاست،خانهیآنخارچشمصهیونست
اینجاست،خانهایکهیکشبکربلارارقمزد
_خانهیشهیدرستمی
ازچهبگویم؟
ازپارکیکهبرایکودکاناینخانه،بازیگاهبود ولیتکههایبدنشانرادراینپارکپیداکردهاند؟
ازدرختیمیگویمکهمحمدعلیِ۲۲روزه مارادرآغوشخودگرفت،مانندحسین (ع)کهعلیاصغرخودراکهبیسرشدهبود بغلگرفتهبود
بیخودنمیگویمکهیکشبهدراینکوچهکه بهزودیعلیاصغرایرانناممیگردکربلاشدبود