eitaa logo
یافارس الحجاز
104 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
588 ویدیو
3 فایل
با سلام مطالب با ذکر صلوات قابل کپی می باشد #امام_زمان #منتظران313 #یافارس_الحجاز
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحیم🌺 ┄┅═══✼✼═══┅┄ فرازی از عزیزان دلم اگر امروز من ، سرباز کوچیک و رهبر عزیز برای از حرم و دفاع از میرم فقط و فقط اندازه ناچیزی به حرف عمل می‌کنم و پیرو خط میشم. پس تو این راه منو کنید که بشم و پرچ و شهدا رو ببرم بالا. ┄┅═•°••⃟🕊⃟•°•═┅┄ از شما چند درخواست دارم: آی رفقا تو رو بحق برای فرجه الشریف دعا کنید و همیشه و در همه حال به حرف‌های عزیزمون گوش کنید و به حرف‌های حضرت آقا کنید و مثل عمل کنید. گلم همیشه در همه حال را کن و به و بگذار. @seyed313yar
بسم الله الرحمن الرحیم🌺 ┄┅═══✼✼═══┅┄  محمد هادی، جوان ، کاری، اما بدون ادعایی بود. هادی بسیار شوخ طبع و خنده رو و در عین حال زرنگ و قوی بود. ایده های خوبی در کارهای فرهنگی داشت. با این حال همیشه کارهایش را در انجام می داد. دوست نداشت اسم او مطرح شود. همیشه بود. مداحی می کرد. اکثر اوقات ذکر سینه زنی هیئت را می گفت. او زبانزد رفقا بود. اگر کسی از او تعریف می کرد، خیلی بدش می آمد. وقتی که شخصی از زحمات او تشکر می کرد، می گفت: خرمشهر را آزاد کرد، یعنی ما کاری نکرده ایم. همه کاره خداست و همه کارها برای خداست.  ┄┅═•°••⃟🕊⃟•°•═┅┄ هادی میگفت : بعد از سفر دیگر دوست ندارم توی خیابان بروم. من مطمئن هستم چشمی که به نگاه عادت کند، خیلی از چیزها را از دست می دهد. چشم لایق نمی شود. از خواهرانم میخواهم، را مثل رعایت کنند. نه مثل حجاب های امروز، این حجاب ها بوی حضرت زهرا سلام الله علیها نمی دهد. شادی روحش صلوات... اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین 🌺 @seyed313yar
بسم الله الرحمن الرحیم 🌺 ┄┅═══✼✼═══┅┄ شهید محمد جمالی مدافع حرم استان در سال ۹۲ بود. برای مراسم تدفین ایشان، به کرمان آمد و خودش کار را به دست گرفت. به من گفت: بیا با هم داخل قبر برویم و این شهید عزیز را داخل قبر بگذاریم. نمی‌دانید موقع انجام کار‌های تدفین شهید جمالی، سردار دل ها چطور اشک می‌ریخت... من گریه می‌کردم، خسته می‌شدم و اشکم تمام می‌شد، اما هق‌هق حاج‌قاسم تمامی نداشت. من دوباره با دیدن اشک‌های او، به گریه می‌افتادم..... کار‌ها که تمام شد، حاج قاسم انگشترش را درآورد و گفت: "این را بگذار زیر زبان شهید. بعد هم تربت خاص کربلا را که همراه داشت، در قبر گذاشت. آخر کار هم، خم شد و پای شهید جمالی را بوسید و گفت: برای سپاسگزاری از طرف مردم و رزمندگان اسلام پایت را بوسه میزنم. راوی: سردار حسنی سعدی ┄┅═•°••⃟🕊⃟•°•═┅┄ @seyed313yar
بسم الله الرحمن الرحیم🌺 می‌گفت دوست دارم ریحانه ولایتی بار بیاید. عبدالمهدی عاشق رهبری بود. هر زمان چهره ایشان را نگاه می‌کرد دست بر سینه می‌گذاشت و می‌گفت:جان ناقابلی دارم، فدای رهبر عزیزم. سفارش کرد که می‌خواهم بچه‌ها را زینب‌وار بزرگ کنید. اِن شاءالله حجابشان زینبی باشد. رفتارشان زهرایی باشد. نمونه باشند. یک بار ریحانه تب کرد یک هفته تمام تب داشت. خوب نمی‌شد. به بیمارستان بردم و دارو دادم، تبش پایین نمی‌آمد. نگران بودم تشنج نکند. نمی‌دانستم چه کار کنم. عبدالمهدی قبل‌تر به من گفته بود که کمک خواستی به حضرت زهرا (سلام الله علیها) متوسل شو و من را صدا کن. توسل کردم و زیارت عاشورا خواندم. سلام آخر را که دادم، به حضرت زهرا (سلام الله علیها) گفتم: امروز پنج‌شنبه است و من می‌دانم همه شهدا امروز در محضر ارباب جمع هستند. گفتم به عبدالمهدی بگویند اگر برای دخترش اتفاقی بیفتد نگوید که من نتوانستم از بچه‌اش نگهداری کنم. آنها امانت هستند دست من. رفتم بالای سر ریحانه ناگهان بوی عطری در خانه پیچید. عطری که هر لحظه زیاد و زیادتر می‌شد. ناگهان من صدای عبدالمهدی را شنیدم. گفت همسرم بخواب من بالای سر ریحانه هستم. خوابیدم وقتی بلند شدم دیدم ریحانه تبش پایین آمده و از من آب می‌خواهد. حس کردم که عبدالمهدی در کنارم است. او به قولش عمل کرده بود، آمده بود تا کمکم کند. بحق فرموده‌اند که شهدا عند ربهم یرزقونند. بعد از آن شب تا مدت‌ها هر کسی وارد خانه می‌شد، متوجه آن بوی خوش می‌شد. راوی : همسر شهید @seyed313yar
بسم الله الرحمن الرحیم🌺 ┄┅═══✼✼═══┅┄ این شهید بزرگوار، سیار غیور و شجاع و بخشنده بودند. خانواده‌ش در این باره تعریف می‌کنند: یه روز با یه لباس بسیار زیبا و‌ گران قیمت رفت بیرون و با یه لباس ساده و‌کهنه برگشت، وقتی علتش رو پرسیدیم، گفت دادم به نیازمند.. نحوه شهادت : سه ماشین پر از مهمات در تیررس نیروهای عراقی بود. حملات به قدری شدید بود که کسی جرات نمی‌کرد جلو بره و ماشین را از تیررس بعثی‌ها جابجا کنه. شهید اسدپور با شجاعت رفت جلو و دو ماشین رو منتقل کرد به عقب خاکریز. موقع آوردن ماشین سوم، مورد اصابت خمپاره قرار می‌گیره و با وجود ترکشهای فراوان در سراسر بدن، حتی قلب، در ماشین رو باز میکنه و چند قدمی راه میرند و با گفتن سه تکبیر به شهادت می‌رسه..💔 ┄┅═•°••⃟🕊⃟•°•═┅┄ 🌹شهیدان از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم، قامت خم کردند تا ما قامت خم نکنیم، به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم .. شادی روح امام ، شهدا بویژه صلواتی هدیه بفرمایید. @seyed313yar
بسم الله الرحمن الرحیم🌺 ┄┅═══✼✼═══┅┄ شهید سید مرتضی آوینی از مردان با اخلاصی بود که در طول عمر با برکت خود، همیشه در صدد انجام بود. او همواره گوش به فرمان ولایت بود و به دوستان خود بارها گفته بود: نباید راضی شد و گذاشت که اوامر آقا در پیچ و خم توجیهات و تفسیرهای غلط معطل بماند. او را ادامه ولایت اهل بیت علیهم السلام می دانست. شهیدآوینی تا پایان عمر ماند. زندگی ساده و بی پیرایه به دور از زرق و برق، بی تکلف بودن، و ، و از مهم ترین ویژگی های وی بود. همواره به دوستان خود می گفت: «کارتان را انجام بدهید مسائل مالی خودش درست می شود، روزی را خدا می فرستد». چیزی که برایش اصلاً مهمّ نبود، و دنیا و مسئله های خودش بود. مهم نبود که چه می خورد و کجا می خوابد. گاهی یک کارتن بر زمین می انداخت و روی آن می خوابید که سریع تر بلند شود و به کارهایش برسد.. ┄┅═•°••⃟🕊⃟•°•═┅┄ از مهم ترین مسئله زندگی شان مسئله بود و مقیّد بودند بخوانند، خیلی هم نمازشان حال داشت» به یکی از دوستانش که به او گفته بود، نمی دانم چرا همیشه سر نماز حواسم پرت است..، گفتند: «مواظب باش کسی که سر نماز حواسش همیشه پرت است، در زندگی همیشه حواسش پرت خواهد بود؛ یعنی زندگی اش هیچ حالت منظمی ندارد..» شهید آوینی تنها چیزی که دنبالش بودند، مسئله بود. ایشان تنها دست مزدی که از خداوند می خواست، این بود که فوز عظیم شهادت را نصیبشان کند. سالروز شهادت شهید آوینی... @seyed313yar