بسم الله الرحمن الرحیم🌺
#اوج_بندگی
#سیره_شهدا
┄┅═══✼✼═══┅┄
فرازی از #وصیتنامه
#شهید_مدافع_حرم_اصغر_الیاسی
عزیزان دلم اگر امروز من #اصغر، سرباز کوچیک #امام_زمان_عجل_الله_تعالی_فرجه_الشریف و رهبر عزیز برای #دفاع از حرم #حضرت_زینب_سلام_الله_علیها و دفاع از #مظلوم میرم فقط و فقط اندازه ناچیزی به حرف #رهبرم عمل میکنم و پیرو خط #امام_حسین_علیه_السلام میشم. پس تو این راه منو #دعا کنید که #پیروز بشم و پرچ #اسلام و شهدا رو ببرم بالا.
┄┅═•°••⃟🕊⃟•°•═┅┄
از شما چند درخواست دارم: آی رفقا تو رو بحق #حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها برای #ظهور_امام_زمان_عجل_الله_تعالی فرجه الشریف دعا کنید و همیشه و در همه حال به حرفهای #رهبر عزیزمون گوش کنید و به حرفهای حضرت آقا #عمل کنید و مثل #شهدا عمل کنید.
#خواهر گلم همیشه در همه حال #حجابت را #رعایت کن و به #پدر و #مادرت #احترام بگذار.
#شهید_مدافع_حرم_اصغر_الیاسی
#عِنْدَرَبِّهِمْيُرْزَقُون
@seyed313yar
بسم الله الرحمن الرحیم🌺
#اوج_بندگی
#سیره_شهدا
┄┅═══✼✼═══┅┄
محمد هادی، جوان #فعال، کاری، #پرتلاش اما بدون ادعایی بود. هادی بسیار شوخ طبع و خنده رو و در عین حال زرنگ و قوی بود.
ایده های خوبی در کارهای فرهنگی داشت. با این حال همیشه کارهایش را در #گمنامی انجام می داد. دوست نداشت اسم او مطرح شود.
همیشه #دائم_الوضو بود. مداحی می کرد. اکثر اوقات ذکر سینه زنی هیئت را می گفت. #اخلاص او زبانزد رفقا بود. اگر کسی از او تعریف می کرد، خیلی بدش می آمد. وقتی که شخصی از زحمات او تشکر می کرد، می گفت: خرمشهر را #خدا آزاد کرد، یعنی ما کاری نکرده ایم. همه کاره خداست و همه کارها برای خداست.
┄┅═•°••⃟🕊⃟•°•═┅┄
هادی میگفت : بعد از سفر #کربلا دیگر دوست ندارم توی خیابان بروم. من مطمئن هستم چشمی که به نگاه #حرام عادت کند، خیلی از چیزها را از دست می دهد. چشم #گناهکار لایق #شهادت نمی شود.
از خواهرانم میخواهم، #حجابشان را مثل #حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها رعایت کنند.
نه مثل حجاب های امروز، این حجاب ها
بوی حضرت زهرا سلام الله علیها نمی دهد.
#شهید_سامرا_محمد_هادی_ذوالفقاری
#عِنْدَرَبِّهِمْيُرْزَقُون
شادی روحش صلوات...
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم اجمعین 🌺
@seyed313yar
بسم الله الرحمن الرحیم 🌺
#اوج_بندگی
#سیره_شهدا
┄┅═══✼✼═══┅┄
شهید محمد جمالی #اولین_شهید مدافع حرم استان #کرمان در سال ۹۲ بود.
#حاج_قاسم برای مراسم تدفین ایشان، به کرمان آمد و خودش کار را به دست گرفت.
به من گفت: بیا با هم داخل قبر برویم و این شهید عزیز را داخل قبر بگذاریم.
نمیدانید موقع انجام کارهای تدفین شهید جمالی، سردار دل ها چطور اشک میریخت...
من گریه میکردم، خسته میشدم و اشکم تمام میشد،
اما هقهق حاجقاسم تمامی نداشت.
من دوباره با دیدن اشکهای او، به گریه میافتادم.....
کارها که تمام شد، حاج قاسم انگشترش را درآورد و گفت:
"این را بگذار زیر زبان شهید. بعد هم تربت خاص کربلا را که همراه داشت، در قبر گذاشت. آخر کار هم، خم شد و پای شهید جمالی را بوسید و گفت: برای سپاسگزاری از طرف مردم و رزمندگان اسلام پایت را بوسه میزنم.
راوی: سردار حسنی سعدی
┄┅═•°••⃟🕊⃟•°•═┅┄
#سردار_شهید_حاج_محمد_جمالی
#عِنْدَرَبِّهِمْيُرْزَقُون
@seyed313yar
بسم الله الرحمن الرحیم🌺
#اوج_بندگی
#سیره_شهدا
میگفت دوست دارم ریحانه ولایتی بار بیاید. عبدالمهدی عاشق رهبری بود. هر زمان چهره ایشان را نگاه میکرد دست بر سینه میگذاشت و میگفت:جان ناقابلی دارم، فدای رهبر عزیزم.
سفارش کرد که میخواهم بچهها را زینبوار بزرگ کنید. اِن شاءالله حجابشان زینبی باشد. رفتارشان زهرایی باشد. نمونه باشند.
یک بار ریحانه تب کرد یک هفته تمام تب داشت. خوب نمیشد. به بیمارستان بردم و دارو دادم، تبش پایین نمیآمد. نگران بودم تشنج نکند. نمیدانستم چه کار کنم.
عبدالمهدی قبلتر به من گفته بود که کمک خواستی به حضرت زهرا (سلام الله علیها) متوسل شو و من را صدا کن. توسل کردم و زیارت عاشورا خواندم. سلام آخر را که دادم، به حضرت زهرا (سلام الله علیها) گفتم: امروز پنجشنبه است و من میدانم همه شهدا امروز در محضر ارباب جمع هستند.
گفتم به عبدالمهدی بگویند اگر برای دخترش اتفاقی بیفتد نگوید که من نتوانستم از بچهاش نگهداری کنم. آنها امانت هستند دست من.
رفتم بالای سر ریحانه ناگهان بوی عطری در خانه پیچید. عطری که هر لحظه زیاد و زیادتر میشد. ناگهان من صدای عبدالمهدی را شنیدم.
گفت همسرم بخواب من بالای سر ریحانه هستم. خوابیدم وقتی بلند شدم دیدم ریحانه تبش پایین آمده و از من آب میخواهد. حس کردم که عبدالمهدی در کنارم است.
او به قولش عمل کرده بود، آمده بود تا کمکم کند.
بحق فرمودهاند که شهدا عند ربهم یرزقونند.
بعد از آن شب تا مدتها هر کسی وارد خانه میشد، متوجه آن بوی خوش میشد.
راوی : همسر شهید
#شهیدمدافع_حرم_عبدالمهدی_کاظمی
#عِنْدَرَبِّهِمْيُرْزَقُون
@seyed313yar
بسم الله الرحمن الرحیم🌺
#اوج_بندگی
#سیره_شهدا
┄┅═══✼✼═══┅┄
#شهید_محمدرضا_اسدپور
این شهید بزرگوار، سیار غیور و شجاع و بخشنده بودند.
خانوادهش در این باره تعریف میکنند:
یه روز با یه لباس بسیار زیبا و گران قیمت رفت بیرون و با یه لباس ساده وکهنه برگشت، وقتی علتش رو پرسیدیم، گفت دادم به نیازمند..
نحوه شهادت : سه ماشین پر از مهمات در تیررس نیروهای عراقی بود. حملات به قدری شدید بود که کسی جرات نمیکرد جلو بره و ماشین را از تیررس بعثیها جابجا کنه. شهید اسدپور با شجاعت رفت جلو و دو ماشین رو منتقل کرد به عقب خاکریز.
موقع آوردن ماشین سوم، مورد اصابت خمپاره قرار میگیره و با وجود ترکشهای فراوان در سراسر بدن، حتی قلب، در ماشین رو باز میکنه و چند قدمی راه میرند و با گفتن سه تکبیر به شهادت میرسه..💔
┄┅═•°••⃟🕊⃟•°•═┅┄
🌹شهیدان از نفس افتادند تا ما از نفس نیفتیم، قامت خم کردند تا ما قامت خم نکنیم، به خاک افتادند تا ما به خاک نیفتیم ..
شادی روح امام ، شهدا بویژه
#شهید_محمدرضا_اسدپور
صلواتی هدیه بفرمایید.
#عِنْدَرَبِّهِمْيُرْزَقُون
@seyed313yar
بسم الله الرحمن الرحیم🌺
#اوج_بندگی
#سیره_شهدا
┄┅═══✼✼═══┅┄
شهید سید مرتضی آوینی از مردان با اخلاصی بود که در طول عمر با برکت خود، همیشه در صدد انجام #تکلیف بود.
او همواره گوش به فرمان ولایت بود و به دوستان خود بارها گفته بود: نباید راضی شد و گذاشت که اوامر آقا در پیچ و خم توجیهات و تفسیرهای غلط معطل بماند.
او #ولایت_فقیه را ادامه ولایت اهل بیت علیهم السلام می دانست.
شهیدآوینی تا پایان عمر #بسیجی ماند.
زندگی ساده و بی پیرایه به دور از زرق و برق، بی تکلف بودن، #صفا و #صمیمیّت، #وفا و #صداقت از مهم ترین ویژگی های وی بود.
همواره به دوستان خود می گفت: «کارتان را انجام بدهید مسائل مالی خودش درست می شود، روزی را خدا می فرستد».
چیزی که برایش اصلاً مهمّ نبود، #مادیات و دنیا و مسئله های خودش بود.
مهم نبود که چه می خورد و کجا می خوابد. گاهی یک کارتن بر زمین می انداخت و روی آن می خوابید که سریع تر بلند شود و به کارهایش برسد..
┄┅═•°••⃟🕊⃟•°•═┅┄
از مهم ترین مسئله زندگی شان مسئله #نماز بود و مقیّد بودند #اوّل_وقت بخوانند، خیلی هم نمازشان حال داشت» به یکی از دوستانش که به او گفته بود، نمی دانم چرا همیشه سر نماز حواسم پرت است..، گفتند: «مواظب باش کسی که سر نماز حواسش همیشه پرت است، در زندگی همیشه حواسش پرت خواهد بود؛ یعنی زندگی اش هیچ حالت منظمی ندارد..»
شهید آوینی تنها چیزی که دنبالش بودند، مسئله #شهادت بود. ایشان تنها دست مزدی که از خداوند می خواست، این بود که فوز عظیم شهادت را نصیبشان کند.
سالروز شهادت شهید آوینی...
#شهید_سید_مرتضی_آوینی
#عِنْدَرَبِّهِمْيُرْزَقُون
@seyed313yar