eitaa logo
آسِیدْاِبرآهیم؛
1.7هزار دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.6هزار ویدیو
1 فایل
از قلب به رسانه*بدون دخالت عقل. اینجا؟ازدَردهای حق*میگیم؛ . -من؟همه با یار خوش و من به غمِ یار خوشم سخت کاری‌ست ولی من به همین کار خوشم- . -سندخورده ب نام آسید-³⁰`⁰⁴تا وصال آسید. +دکه تلفنی مون | @dakedel📞 •کپی؟ سنجاق .. +رسانه اختصاصی شهید +
مشاهده در ایتا
دانلود
آسِیدْاِبرآهیم؛
-لبوبو پزوزو چیه بابا؛ جذابیت کار فقط لبید ابن اعصم💀🤌🏽
•داستان کاملا واقعی در تاریخ اسلام که با پیامبر ارتباط دارد💀✨ « داستان طلسم شدن پیامبر (ص) توسط لبید بن اعصم» در مدینه، مردی یهودی به نام لبید بن اعصم زندگی می‌کرد. او به جادوگری و سحر شهرت داشت. از دشمنی و کینه‌ای که نسبت به پیامبر اسلام (ص) داشت، تصمیم گرفت به او آسیبی برساند. لبید موهای پیامبر (ص) را که هنگام شانه زدن افتاده بود، برداشت و با دندانه‌های همان شانه، طلسمی ساخت. او این موها و شانه را با نخ‌های گره‌خورده به هم بست و در میان برگ‌های درخت خرما پنهان کرد، سپس آن را در عمق یکی از چاه‌های مدینه انداخت. پس از این کار، پیامبر (ص) مدتی بیمار و ناتوان شدند. احساس ضعف می‌کردند، گاهی خیال می‌کردند کاری انجام داده‌اند در حالی که انجام نداده‌اند. یاران نگران بودند، ولی علت را نمی‌دانستند. تا اینکه یک روز، فرشته وحی، جبرئیل، نزد پیامبر (ص) آمد. او دو سوره‌ی نورانی از قرآن آورد: فلق و ناس. جبرئیل گفت: «ای محمد، این دو سوره را بخوان، تا خداوند تو را از شرّ این جادو رها کند.» پیامبر (ص) این دو سوره را تلاوت کردند. هر آیه که خوانده می‌شد، یک گره از آن نخ‌های بسته باز می‌شد، و با هر گره‌ای که باز می‌شد، حال پیامبر بهتر می‌گشت. در پایان، وقتی آخرین گره باز شد، پیامبر (ص) کاملاً سبک و سالم شدند. سپس علی (ع) و جمعی از یاران، آن شانه و موها را از چاه بیرون آوردند و از بین بردند. از آن روز، مسلمانان فهمیدند که این دو سوره، سپری نیرومند در برابر هرگونه سحر، حسادت و شرارت است. | @seyedebram |
ناس و فلق زیاد بخونید 🗿✌🏽
بنازممممم💀🇮🇷 +مال موزیک ویدیوعه.
به طرز عجیبی اینو با عشق درست کردم🗿✌🏽
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از صَـبــاࢪ | ‌𝘚𝘢𝘣𝘢𝘳
دمتون گرم🕶♥️ : ) .
هدایت شده از صَـبــاࢪ | ‌𝘚𝘢𝘣𝘢𝘳
ورزقان قبل ِتو ، دشت دور افتاده‌اي بیش نبود خون تو بهر این خاك ، آبرو آورد به ارمغان
آسِیدْاِبرآهیم؛
ورزقان قبل ِتو ، دشت دور افتاده‌اي بیش نبود خون تو بهر این خاك ، آبرو آورد به ارمغان
چِنان گلستان ساختی آتَـــشی بر زمان، خاک و مه که چه گویم!مبارک باد بر ورزقـــــان؛ :)
آسِیدْاِبرآهیم؛
دمتون گرم🕶♥️ : ) .
بردن دختر رئیس جمهور وقتی تعلقی به جمع سیاسی و ریاست نداره واجبه؟🗿
نگاه آسید بهتون؛ شبتون نشه ³⁰ اردیبهشت:)