هدایت شده از روایتنامه| محمدحسین عظیمی
#روزنوشت ۱۴۰۴/۱۲/۹
تا مسیر خانه تا محل کار را طی کنم، خیابانها را میپاییدم. جز صف طولانی بنزین و جمعهای پنج شش نفره دانشآموزانی که مدرسهشان زودتر تعطیلشان کرده بود، چیزی به چشمم نیامد.
رادیو قرآن را که روشن کردم، اولین آیهای که قاری خواند:
قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ(۵۱) قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ ۖ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا ۖ فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ(توبه، ۵۲) بود.
هنوز دو ساعت از حمله آمریکا و اسراییل نگذشته که صدای شلیک موشکهای خودمان مثل موسیقی نشاطآوری پردههای گوشها را نوازش میکند.
بعد از نماز ظهر، با مجتبی و سیدعباس از دفتر حوزه زدیم بیرون تا ببینیم خیابانها چه وضعی دارند. عبورومرور آرام و ترافیک مرکز شهر کاملا روان بود. اکثر مغازهها باز بودند و فروشندهها چند نفری دور هم ایستاده بودند و گپ میزدند. دلم برایشان سوخت که در این وضع اقتصادی، منتظر شب عید بودند تا بتوانند کمی جبران کنند و حالا هم جنگ شده.
دو نفر تا ما را دیدند التماس دعا و یاحسین گفتند. دستفروش سر میدان ستاد هم با صدای بلند "اسراییل بیناموس"ی گفت.
گشتهای بسیج خیلی سریعتر از چیزی که فکر میکردم راه افتادهاند. اوضاع آرام بود. وقتی قیافه دختر و پسرهای نوجوان توی خیابان را میدیدم که بَگ خریدهای عیدشان را دست گرفته بودند، احساس کردم از صبح تا حالا حتی گوشیشان را هم باز نکردهاند تا بفهمند در کشور چه خبر است.
حدود ساعت۳ صدای شلیک پدافند آمد. از پنجره اتاق آسمان و زمین را پاییدم. توی آسمان نقطههای سرخ و زردی دیدم که پهپادی را نشانه گرفته بود و روی زمین هم مغازهدارها دستشان را سایهبان چشمها کرده بودند و پس سرشان را تا جایی که میتوانستند به کمرشان نزدیک کرده بودند تا آسمان را با دقت بیشتری ببینند و با دست، محل حرکت پهپاد را به هم نشان میدادند.
خودمان را رساندیم روی پشتبام حوزه تا تصاویر را با وضوح بیشتری ببینیم. دیدیم همسایهها همه خودشان را رساندهاند روی شیروانیها و بالای خرپشتهها. انگار میخواهند فیلم سینمایی ببینند. دو دختر نوجوان مکشفه خانه کوچه کناری هم روی نیمدیوار نشسته بودند و بیخیال آسمان را میپاییدند.
پدرم تماس گرفت و بعد از چند تا بیشرف گفتن به آمریکا و اینکه دوباره با مذاکره خرمان کردند، برای زمان نامعلومی دعوتمان کرد تا برای افطار به خانهشان برویم. انگار نه انگار جنگ است.
پایان/ ساعت۱۵:۵۳
@ravayat_nameh
هدایت شده از استراحت بماند بعداز شهادت🇵🇸
امشب هم صدا با هر رزمنده ، با هر مجاهد ، با هر صاحب غیرتی که دلش با وطن هست و در سرش هوای مبارزه هست #فریاد_انتقام سر می دهیم
یادتون باشه مبارزه با ویروس صهیون همیشگی است
جزء خوانی ساعت ۲۰
تجمع مردمی و استغاثه ۲۱
سهم شما حضور و جهاد اطلاع رسانی حداکثری
@seyedghafar
استراحت بماند بعداز شهادت🇵🇸
بنویسید که اولین شهدای ثبت شده در سومین دفاع مقدس، دختربچههای دانش آموز در مدرسه بودند...💔 #فتنه_
همه شاگرد اولید امروز
جاودانه شُدید بی تردید
کارنامه چه زود صادر شد
دخترانم قبولِ اسفندید
#دخترانِ_میناب
یه جوری جمهوی اسلامی داره بیاعصاب و از دم همه رو میزنه، قشنگ نشون میده سر ظهر ماه رمضونه😅
@seyedghafar
استراحت بماند بعداز شهادت🇵🇸
#فوری_نذرقربانی برای امنیت، اقتدار و عزت ایران عزیز در برابر هجوم و توطئههای بیگانگان عالم ❤️
این رو تا میتونید انتشار بدید و سهیم بشید 👌
وال استریت ژورنال :
امریکا هیچگاه اینچنین با حمله به تمامی پایگاه های خود مواجه نشده بود.
@seyedghafar
سردار جباری:
امشب بسیار سرنوشتساز است.
بسیجیها و نیروهای امنیتیها امشب شهر را کنترل کنند. پایگاهها را پر کنید.
ان شاءالله در موکب عزیزم حسین《ع》تا اذان صبح برای نیروهای امنیتی و بچه بسیجی هایی که در حال گشت هستن ، چایی ، دمنوش و قهوه آماده میکنیم و به راهه ✌️
@seyedghafar