📖 تفسیر سوره حمد، آیات ۴ الی ۵
مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
[و] خداوند روز جزا است * [بار الها] تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
●| رها شدن از اسارت طاغوتها با ترک هوا و هوس |●
ما قبل از انقلاب این کتابهای روشنفکری مربوط به آمریکای لاتین و آفریقا و مانند اینها را میخواندیم، مخصوصاً آمریکای لاتین، آنجایی که فرهنگ غربی و آمریکایی خیلی مسلط است.
میدانید دیگر؛ آمریکای جنوبی یک سایه ای است، یک شکل بدلی ای است از اروپا. اروپایی ها- پرتغالی ها، اسپانیایی ها، انگلیسی ها-رفتند جاهای مختلف این قاره ی وسیع و پربرکت را در طول دو سه قرن مالک شدند؛
همه چیز را آنجا بردند، از جمله فرهنگ خودشان را؛ علمشان را فقط نبردند. یعنی هیچ کدام از کشورهای آمریکای لاتین - از آرژانتین و شیلی و مانند اینها تا حتی برزیل که بزرگترین و پیشرفته ترین کشور آمریکای لاتین است، و کشورهای کوچک اروگوئه و نیکاراگوئه و مانند اینها - از علم غرب برخوردار نیستند، [امّا] از فرهنگ غرب صد درصد برخوردارند.
ملتهایی که در این کشورها سالیان متمادی، دیکتاتورهای نظامی گذاشته شده ی مستقیم و صریح از سوی آمریکا و اروپا را تحمل کردند، حال اینکه از آب جُوِ عصرانه شان- که از محل کار برمیگردند، از مزرعه بر میگردند- بگذرند نداشتند؛
این قدر هوای نفس بر اینها غالب بود. توجه میکنید؟ آدم بخواند این کتابها را.
من نمیدانم حالا این کتابها رایج و در دسترس جوانها هست یا نه.
زمانهای پیش از انقلاب چون مسائل مبارزاتی خیلی مطرح بود، از این جور کتابها زیاد ترجمه میشد، زیاد هم به جوانها میدادیم.
خود بنده هم میخواندم، همه ی این کتابها را تقریباً آن وقت خوانده ام.
این جوری بود. یعنی یک ملت پانزده سال، سی سال، پنجاه سال یک دستگاه دیکتاتوری را تحمّل میکند، در مقابلش قیام نمیکند،
برای خاطر اینکه میگوید خب من دارم عصر که از سر کار برمیگردم، میرویم در میخانه می نشینیم، یک آب جُویی میخوریم یک استراحتی میکنیم، خب چرا این را به هم بزنیم؟
ببینید؛ به این پستی، به این حقارت [ افتاده بودند]؛
«ايَّاكَ نَعبُد» این حقارتها را از انسان میگیرد.
ایاک نَعبُد؛ تو را عبادت میکنم.
بندگی نمیکنم هوسها و خواستهای انسان را که من را به پستی و حقارت میکشاند. ابعاد إِيَّاكَ نَعبُد و توحيد الهى عبادت انحصاری خدا این است.
📚تفسیر سوره حمد، آیات ۴ الی ۵، ص۵۶_۵۷
🎙امام خامنهای مدظلهالعالی
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سوره_حمد
@sh_hosein
📖 تفسیر سوره حمد، آیات ۴ الی ۵
مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
[و] خداوند روز جزا است * [بار الها] تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
در آیه ی شریفه ی «أیاک نعبد و إیاک نستعین» وارد شدیم؛ عرض کردیم که این بندگی که به طور منحصر آن را در این آیه به خدای متعال نسبت میدهیم و میگوییم فقط تو را میپرستیم یا عبودیت کرده یا بندگی میکنیم، اولا بندگی خیر و فضیلت است، بندگی زیبایی و نیکی است؛ با بندگی انسان در مقابل انسان، تفاوت جوهری و اساسی دارد.
بندگی خیر، مستلزم حرکت به سمت خیر و صیرورت به جانب خیر است؛
تحوّل جوهری و ذاتی در انسان، به سمت قله ی خیر و نیکی؛ این بندگی برای انسان، کمال و مقدّمه ی کمال برتر و والاتر است.
و عرض کردیم که آنهایی که نسبت میان انسان و خدا را نسبت فرزندی و پدری دانستند، در عمل، این بندگی انحصاری را نقض کردند و بنده ی غیر خدا شدند؛
در فرهنگ رایج مسیحی روز و آنچه به این فرهنگ منتهی شده، انسان فرزند خدا است نه بنده ی او.
ظاهراً شیرین است که انسان فرزند خدا باشد و خدا را پدر خطاب كند اما روح مطلب بکلی با این مغایر است.
این فرزند - فرزند ادعائی و دروغین - با فکر و در عمل، بنده ی بسیاری از پدیده های زندگی شد؛
بنده ی قدرتها شد، بنده ی ضعفها شد، بنده ی ناتوانها و نازیباها و نازیبایی ها شد و بنده ی نفس خود شد.
فرهنگ اسلامی و آموزش اسلامی که میگوید فقط بنده خدا باش، به معنای این است که بنده ی این پدیده ها نباش.
این نکته ی اول بود و گفتیم که این بندگی با عشق و پرستش و احساس نزدیکی و با محبت همراه است و اگر کسی بتواند این بندگی را در خود به وجود بیاورد، به همان نقطه ای که بشربرای آن آفریده شده و نقطه ی اوج کمال انسان است خواهد رسید.
مطلب دوّم که عرض کردیم، این بود که این بندگی مربوط به محراب عبادت نیست؛ یا به تعبیر بهتر محراب این بندگی، همه ی زندگی است.
در همه ی امور شخصی و اجتماعی، فقط باید بنده ی خدا بود؛
این جورنیست که در حال ذکر و دعا و نیایش فقط رو به خدا باید داشت و او را پرستش باید کرد بلکه در انتخاب نظام زندگی، در تشکیل جامعه ای که بشر از آن ناگزیر است، در انتخاب قدرتی که بر این جامعه حکومت خواهد کرد، در جنگ و صلح، در اقتصاد و سیاست و همه چیز و همه چیز فقط باید خدا را بندگی کرد و او را به عنوان معبود انتخاب کرد ولاغیر.
بنابراین عبودیت انحصاری خدا که ما در این جمله از این آیه که میگوییم «ايَّاكَ نَعبُد»، آن را بر زبان و در دل جاری میکنیم، در حقیقت نظام ساری و جاری زندگی است؛
نه فقط یک بخشی از زندگی انسان بلکه همه ی قلمرو زندگی انسان را شامل است. بنده ی خدا بودن در امر سیاست، در امر حکومت، در امر مبارزه، در امر جهاد، در اداره ی زندگی یک مفهوم بسیار والایی است که اصلاً اسلام یعنی همین؛
همه ی احکام اسلامی در همه ی این صحنه ها و عرصه های گوناگون، برمیگردد به بنده ی خدا بودن و بندگی خدا کردن.
این مطالب را عرض کردیم.
📚تفسیر سوره حمد، آیات ۴الی ۵، ص۶۵_۶۷
🎙امام خامنهای مدظلهالعالی
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سوره_حمد
@sh_hosein
📖 تفسیر سوره حمد، آیات ۴ الی ۵
مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
[و] خداوند روز جزا است * [بار الها] تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
●| فطری بودن پرستش خدا |●
یک نکته ی دیگر در ذیل این آیه ی شریفه این است که این بندگی کردن، در فطرت و خمیره ی انسان وجود دارد؛
انسان به مقتضای طبیعت خود، مجذوب یک نقطه ی قدرت است، مجذوب یک کانون اقتدار و سلطه است که او را از خود برتر و والاتر میداند و تسلیم او میشود؛
این در روح انسان، در ذات انسان و در خمیره ی انسان هست که در بعضی از آیات قرآن هم به این توجّه، اشاره شده؛ مثلاً «فَإِذا رَكِبوا فِي الفُلكِ دَعَوُا اللهَ مُخلِصينَ لَهُ الدین»؛
در کشتی، آنجایی که بر حسب عوامل ظاهری دست انسان از اسباب ادامه حیات کوتاه است و
خود را در محاصره ی مشکلات و بلاها میبیند، در انجا انسان دل به سمت خدا دارد؛
چه آگاه و چه ناخودآگاه.
همه ی پرستش های عالم، پرستش خدا است؛
حتی بت پرست هم در باطن، از الهام درونی و ذاتی او که او را به خداپرستی میکشاند و دعوت میکند، دارد پیروی میکند.
بت پرست هم در باطن دل، خداپرست است؛
آنچه در کار او مشکل ایجاد کرده، اشتباه در شناخت مصداق آن قدرت برتر و سیطره ی ربوبی است؛
خدا را نمی شناسد و خیال میکند که خدا همان بتی است که او آن را عبادت میکند. پس در خمیره ی انسان، این روح عبادتگر و روح ستایشگر وجود دارد و انسانها بالفطره عابد و بنده ی خدا هستند؛
نقش ادیان این است که این وجدان خفته ی بشری را بیدار کنند و چشم او را باز کنند، مصداق خدا را به او نشان بدهند و بگویند که آن قدرت برتر و فائقه کیست و چیست و چگونه است، در آن حدّی که ذهن بشر و قدرت دراکه ی بشر قادر به فهم آن است.
📚تفسیر سوره حمد، آیات ۴الی ۵، ص۶۷_۶۸
🎙امام خامنهای مدظلهالعالی
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سوره_حمد
@sh_hosein
📖 تفسیر سوره حمد، آیات ۴ الی ۵
مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
[و] خداوند روز جزا است * [بار الها] تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
●| تسلیم نشدن در مقابل غیرخدا؛درس«اِیّاک نَعبُد»|●
یک نکته ی دیگر این است که اگر ما«اِيّاكَ نَعبُد» را در نماز و در غیر نماز، به صورت یک درس زندگی و الهام خدایی بر زبان و بر دل جاری میکنیم، در عمل باید در مقابل اندادالله - رقبای خدا - تسلیم نشویم.
اندادالله یعنی رقیبان خدا، آن عناصر و ذوات و موجوداتی که در ذهن ما جایگاه خدا را اشغال کرده اند؛
یعنی چه جایگاه خدا را؟ یعنی همچنان که باید از خدا اطاعت و او را عبادت کنیم، از آنها اطاعت و آنها را عبادت میکنیم؛ این دیگر باید نسخ بشود.
نماز برای صرف خم و راست شدن نیست، نماز هر کلمه اش درس است، هر حرکتش هم درس است؛
آیه ی قرآن یک درس است برای خواننده ی آن؛ و از هر کلمه ی آن باید برای زندگی درسی گرفت و آن را به کار بست.
پس ما که در قرآن و در نماز میخوانیم «اِيَّاكَ نَعبُد» باید در مقابل آنهایی که خود را در جای خدا
گذاشته اند، یعنی مدعیان قدرت مطلقه بلکه مدعیان قدرت، آنهایی که سرپنجه ی قدرت خود را در ذهن ما و جان ما وجسم ما و توان و قدرت ما اعمال میکنند و اینها را در خدمت خود میگیرند، تسلیم نشویم. تأثیر درس«إِيَّاكَ نَعبُد» یعنی فقط تو را بندگی میکنیم و عبودیت کرده، ساختن انسانی است مثل مسلمان صدر اسلام که در مقابل هیچ عامل مقتدری از آن گونه که در نفس انسان و ذهن انسان و جسم انسان تأثیرمیگذارند، تسلیم نمیشد؛
مثل ابی ذر، مثل عمّار، مثل یاسر و مثل همه ی مسلمین مبارز و مجاهد صدر اسلام و مثل عناصر مؤمنی که در زمان خود ما بوفور دیده شدند در جبهه های مختلف، از جمله در جبهه جنگ تحمیلی که شماها حضور داشتید؛
جوانهایی که هیچ [چیز] جز اراده الهی و جلب رضای الهی نمیفهمیدند و برای خودشان چیزی را معیار قرار نداده بودند. تجسّم عملی «اِيَّاكَ نَعبُد» یعنی این.
📚تفسیر سوره حمد، آیات ۴الی ۵، ص۶۸
🎙امام خامنهای مدظلهالعالی
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سوره_حمد
@sh_hosein
📖 تفسیر سوره حمد، آیات ۴ الی ۵
مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
[و] خداوند روز جزا است * [بار الها] تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
●| طاغوتها و شرکای خدا |●
این اندادالله و رقباء الله، شرکاء الله، آنهایی که رقیب خدا هستند به تعبیر فارسی رایج ما - چون کلمه ی رقیب در اصطلاح عربی غیر از آن است که در فارسی به کار میرود، یعنی هماوردان خدا در زبان فارسی - کسانی که در عرض خدا سینه سپر میکنند و خودشان را بر روح ما و فکر ما و دل ما و ذهن ما تحميل میکنند، چه کسانی هستند؟
آیا برای شناختن شرکای خدا، شرکای ادعائی و پوچ و خیالی باید به سراغ بتهای بیجان که بر در و دیوار کعبه یا امروز در بسیاری از بتخانه های گوناگون عالم خودنمایی میکنند رفت؟ نه
💠قدرتهای مادی
قدرتهای مسلط مادی هم از این قبیل هستند که این قدرتهای مادی، مخصوص امروز نیستند تا ما خیال کنیم امروز است که امپراتوران زر و
زور بر ذهن انسانها و جسم انسانها و دل انسانها و زندگی عملی انسانها سنگ میاندازند و در آنها اعمال نفوذ و [اعمال] قدرت میکنند؛
در طول تاریخ، بشر مبتلای به یک چنین پدیده ی زشت و دردآور و مصیبت باری بوده؛در مقابل اینها بایستی ایستادگی کرد.
تسلیم خدا شدن، یعنی تسلیم این قدرتها نشدن.
در آیه ی شریفه ی قرآن[ آمده]:
و اتخذوا من دونِ اللهِ الهَةً لَعَلَّهُم يُنصَرون؛ که به غیر از خدا خدایانی را انتخاب کردند تا از سوی آنان یاری بشوند و کمک بشوند؛ اینها بایستی نفی بشوند.
همین طور است که ما در اصطلاح رایج خودمان به این عناصر میگوییم طاغوتها، طغیانگران که حقیقتاً مصداق اتم طاغوت، همين قدرتهای مادی و سیاسی و اقتصادی و شاید فرهنگی عالم هستند، اینها طغیانگرند؛
طغیانگر بر ارزشهای الهی و انسانی و طغیانگر بر زندگی انسانها و محیط حيات آنها.
💠صاحبان تأثیر باطل
آن کسانی که بر روی روح و دل انسانها بناحق اثر میگذارند، همین طور هستند که باز در قرآن کریم داریم:
اِتَّخَذوا أحبارَهُم وَ رُهباتهم أربابا مِن دونِ اللهِ وَ المَسيحَ ابن مريم؛ یعنی اهل کتاب - يهود و نصارا - عالمان و راهبان خود را و مسیح بن مریم را ربّ خود قرار دادند و خدای خود قرار دادند.
حالا در مورد مسیح بن مریم در مورد مسیح بن مریم مسئله معلوم است؛
او را خدا میدانستند و میدانند، در مورد احبار و رهبان - که احبار مال یهود است، حبر یهود [یعنی] عالم یهودی و رهبان مال راهبها و کشیشهای مسیحیت است - اینها عالمان را خدا میدانند؛
چون در جهان بینی مسیحی، سلسله مراتب انسان تا خدا، با وجود پدري
خدا، یک سلسله مراتب مشخصی است. یعنی هیچ انسانی مستقیم به خدا وصل نمیشود؛ از راه پدر و پدر و پدر تا میرسد به آن پدر آسمانی؛
لذا راهب هم پدر مقدس او است، کشیش،هم پدر مقدس او است، اسقف هم پدر مقدس او است، کاردینال هم پدر مقدس او است، پاپ هم پدر مقدس او است، و پدر آسمانی آنها مسیح است و این دارای سلسله مراتبی است؛ یعنی از این طریق عبادت میکنند خدای متعال را. مستقیم و رابطه ی بدون واسطه با خدا در جهان بینی مسیحیت مطرح نیست؛
سهمی از خدایی به این واسطه ها میرسد؛ این غلط است.
در مورد احبار یهود هم چیزی شبیه این است اما آنچه در همه ی اینها وجود دارد، این است که کسی سخنی را بی آنکه انتساب آن سخن را به خدا بداند، بی قید و شرط بپذیرد و تسلیم آن حرف و آن فکر بشود؛
این عبادت است، این همان چیزی است که در اسلام، در زمینه ی فرهنگی توحید بایستی مورد توجه قرار بگیرد.
لذاست که در روایت داریم: مَن أَصغى إلى ناطِقٍ فَقَد عَبَدَه؛ هر کس گوش فرا بدهد به ناطقی به سخنگویی، او را عبادت کرده؛
فَإِن كَانَ النَّاطِقُ عَنِ اللهِ فَقد عبد الله؛ اگر ناطق از زبان خدا سخن میگوید، آن شنونده عبادت خدا کرده، و إن كانَ النَّاطِقُ يَنطِقُ عَن لِسانِ إبليس فَقَد عَبَدَ إِبليس؛ اگر ناطق از زبان ابلیس حرف میزند، آن شنونده عبادت ابلیس کرده؛
یعنی به هر سخنی دل نمیتوان داد و تسلیم نمیتوان شد؛ این کار نوعی اتخاذ رب و إله است؛
این با ايّاكَ نَعبُد از صحنه ی اعتبار حذف میشود. این هم یک جور از شرکای الهی است.
📚تفسیر سوره حمد، آیات ۴الی ۵، ص۷۰_۷۱
🎙امام خامنهای مدظلهالعالی
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سوره_حمد
@sh_hosein
📖 تفسیر سوره حمد، آیات ۴ الی ۵
مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
[و] خداوند روز جزا است * [بار الها] تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
●| طاغوتها و شرکای خدا |●
💠هوای نفس خطرناک تر از همه
از همه اینها خطرناکتر نفس انسان و هوسها و هواها و شهوات
انسانی است که در قرآن میفرمايد: أَفَرَءَيتَ مَنِ اتَّخَذَ الهَه هَواه؛ آن کسی که هوای نفس خود را خدای خود گرفته.
شما وقتی که نفستان به شما دستور میدهد که فلان کار را انجام بدهید، فلان سخن را بگویید، فلان فعل را بکنید، فلان قدم را بردارید، برای خاطر لذتتان، برای خاطر امتیاز مادی تان، برای خاطر مقام، برای خاطر مطرح شدن، خلاصه این کار را برای خاطر یک عنصر و عامل غیر خدایی و به خاطر یک انگیزه ناسالم این کار را انجام میدهید، نفس خودتان را عبادت کرده اید که این با «ايّاكَ نَعبُد» دیگر نمیسازد.
پس وقتی میگوییم «إِيَّاكَ نَعبُد» - فقط تورا بندگی میکنیم - یعنی همه ی این بندگی های دیگر با انواع و اقسامی که گفتیم، نسخ میشود.
●| علت جمع بودن فعل «نَعبُد» |●
یک نکته دیگر در این آیه شریفه این است که میفرماید: ايَّاكَ نَعبُد؛ تو را بندگی میکنیم؛
نمیگوید ایاک آعبُد؛ تو را بندگی میکنم؛
در حالی که یک نفری دارید با خدا حرف میزنید [و میگویید] «اِيّاكَ نَعبُد».
در نماز که «ايّاكَ نَعبُد» میگوییم و این سوره حمد در نماز تکرار میشود، شاید علت این است که وضع اولین نماز، اجتماعی است؛
چون اولین نمازی که بر پیغمبر واجب شد و گزارده شد به وسیله او، یک نمازجماعت بود.
نماز فرادی-یعنی تنها نماز خواندن - یک رخصت است؛
اصل تشریع نماز دسته جمعی و جماعت است؛
پس بنابراین در نماز که هر کسی میگوید «ايَّاكَ نَعبُد» در حقیقت گویی یک مجموعه ای را با خود به عبادت خدا و بر سر خوان نعمت بزرگ بندگی خدا می آورد.
در آیه ی شریفه قرآن هم که میگوییم «ايَّاكَ نَعبُد»، یعنی عبادت را، بندگی را از حیطه ی شخص خودمان خارج میکنیم؛ این جور نیست که بگویم« اِيَّاكَ اَعْبُد»؛ «من» در یک مجموعه بر حسب بینش اسلامی باید حل بشود؛
«من»، در یک جمع باید به حضور خدا برسد.
📚تفسیر سوره حمد، آیات ۴الی ۵، ص۷۱_۷۳
🎙امام خامنهای مدظلهالعالی
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سوره_حمد
@sh_hosein
📖 تفسیر سوره حمد، آیات ۴ الی ۵
مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
[و] خداوند روز جزا است * [بار الها] تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
●|همنوایی موحد با همه ی موجودات در عبادت خدا|●
إيّاك نَعبُد؛ تو را عبادت میکنیم؛
خب آن غیری که من با او میشوم «ما» و ما «عبادت میکنیم» کیست؟
«نَعبُد» برحسب تعبيرات صرف زبان عرب، متكلم مع الغیر است؛ یعنی گوینده خودش با غیر خودش، دارند گویا با هم حرف میزنند: ما تو را عبادت میکنیم؛
این «ما» چه کسانی هستند؟ یکی اش منم.
ممکن است بگوییم این «ما» غیر از من، بقیه ی افراد جامعه اند؛ من دارم از سوی بقیه ی افراد جامعه ی خودم با خدا حرف میزنم.
هر کدام از شما که تنها هم نماز میخوانید یا تنها هم این آیه ی کریمه قرآن را تکرار میکنید، در حقیقت از [سوی] همه ی افراد جامعه تان سخن میگویید؛
در آن لحظه خودتان را در مجموع افراد جامعه تان احساس میکنید و میگویید که ما تو را فقط عبادت میکنیم که تعبیر درست و کاملی هم هست.
میتوان گفت که این «غیر» در «ما»، همه آحاد انسانی هستند؛ نه فقط افراد جامعه ی شما که موحدند، نه فقط موحدين عالم بلکه حتی غیر موحدین هم خدا را عبادت میکنند.
همچنان که گفتیم، فطرتشان عابد خدا است، درون ناآگاهشان عبادتگر خدا است و بنده ی خدا است؛ اگر چه ذهن آگاه آنها به این نکته توجه ندارد.
بنابراین شما از زبان آن انسانی که - در استدلال - منکر خدا است، از زبان آن انسانی که معتقد به خدا بودن سنگ و چوب و بت است، از زبان آن انسانی که خدا را دو یا سه عنصر میداند، در حقیقت دارید ادعا میکنید عبادت انحصاری خدا را؛ اشکالی ندارد، چون در خمیره و باطن و فطرت همه ی آنها عبودیت انحصاری خدا است.
این هم یک احتمال و یک وجه ممکن که میتوان با این تصوّر و با این
ذهنیت گفت «إِيَّاكَ نَعبُد».
میتوان دایره را از این هم وسیع تر گرفت و شامل همه ی کَون دانست آن غیر را؛ یعنی همه ی کَون و مکان محراب عبوديت خدا باشد.
إِيَّاكَ نَعبُد؛ من و همه ی اجزای عالم و همه ی جانها و بی جان ها تو را عبادت میکنیم؛ یعنی هر ذره ای از ذرات عالم هم در حال عبودیت پروردگار است همچنان که در قرآن هست: اِن کُلُّ في السَّماواتِ وَ الأرض إلا اتى الرَّحمن عبدا؛ همه ی آنچه در آسمانها و زمینها هست، همه با هیئت بندگی به نزد خدای متعال می آیند، بنده ی خدا هستند.
همه ی این ذراتی که در عالم هست، به اراده ی الهی، با قدرت الهی، با سازماندهی خدا، پیرو امر خدا دارند حرکت میکنند؛ بنابراین همه دارند اطاعت از خدا میکنند و بندگی و عبودیت خدا میکنند.
میتوانید «اِيَّاكَ نَعبُد» را این بدانید: شما و همه ی عالم؛
و این همان چیزی است که اگر انسان این را احساس بکند، خیلی به مرتبه ی عالی عبودیت رسیده که کار ماها نیست.
عارفان تمام و کامل، انسانهای بزرگ و نورانی وقتی که میگویند الله اکبر، وقتی میگویند سبحان الله، وقتی میگویند الحمد لله، احساس میکنند که همه ی طبیعت با آنها دارد میگوید :الحمد لله و سبحان الله و الله اکبر؛
این نغمه ی توحید را از همه ی طبیعت میشنوند و این وجود دارد؛ این یک چیز واقعی است، این یک چیز حقیقی است. گوش عارف باید که این نغمه ی معنوی را بشنود و امیدوارم که ماها در عبودیت خدا و در اطاعت پروردگار، برسیم به جایی
که بتوانیم این حقایق را درک کنیم.
📚تفسیر سوره حمد، آیات ۴الی ۵، ص۷۴
🎙امام خامنهای مدظلهالعالی
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سوره_حمد
@sh_hosein
📖 تفسیر سوره حمد، آیات ۴ الی ۵
مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
[و] خداوند روز جزا است * [بار الها] تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
●|هماهنگی همه ی موجودات با انسان موحد|●
این، همسانی میان انسان و طبیعت را هم نشان میدهد؛ یعنی کاروان هستی با همه ی قوانین و مقررات و سننی که بر این مجموعه ی هستی حكم فرما است، با انسان همگام و هم جهت و هم آوازید؛
این یکی از اصول اسلامی است که ان شاء الله در طی آیات کریمه ی قرآن به این خواهیم رسید.
زندگی انسان بر طبق امرالهی، با همه ی سدن تاریخی و طبیعی هماهنگ است؛
آن وقتی که شما اطاعت امر خدا را میکنید، با تمام قوانینی که خدا برای مجموعه ی عالم قرار داده، دارید کار هماهنگی انجام میدهید؛ آن وقتی که ناهماهنگ حرکت میکنید و عبادت خدا نمیکنید، با مجموعه ی کَون ناهماهنگ هستید؛
این از آن مطالب بسیار عالی تفکر اسلامی و اندیشه ی قرآنی است.
مثل اینکه یک ماشینی را بدهند دست یک مهندس ناشی و این مهندس ناشی که از ساختمان این ماشین و از روال حرکت این ماشین و از مسیری که برای گردش چرخ های این ماشین معین شده خبر ندارد، ماشین را بعکس به کار ببرد، پیچ و مهره ها را در جای نامناسب بگمارد، آنچه را برای کاری هست، به کار دیگری بزند، ماشین بد کار میکند؛ این آن انسانی است که با سنن و قوانین ناسازگاری میکند.
اما این انسانی که طبیعت این قانون را میشناسد، روال و سنت حاکم بر این دستگاه را میشناسد، خود را با آن قوانین هماهنگ میکند و طبق اقتضای آن قوانین با این ماشین کار میکند و عمل میکند، آن انسانی است که خودش را منطبق کرده؛ این موفق تر است در زندگی.
انسانی که با نام خدا زندگی میکند و عبودیت خدا میکند و امر و نهی خدا را در زندگی مسیر عمل خودش و برنامه کار خودش قرار میدهد، با قوانین حاکم بر این مجموعه - که قوانین این مجموعه را خدا گذاشته؛سنن طبیعت و همچنین سنن تاریخ، قوانینی که بر تاریخ حاکم است - خودش را هماهنگ میکند؛
لذا موفق تر است. [اگر] انسان برخلاف مسیر جریان آب حرکت بکند، احتمال توفیقش کمتر است؛ نیروی زیادتری مصرف میشود، کار کمتری انجام میگیرد؛ بر وفق جریان آب، بر وفق طبیعت
و قانون حاکم براین طبیعت که حرکت میکند، توفیق بیشتری با سهولت بیشتری خواهد داشت.
مبارزات مبتنی بر حق، پیروزتر و موفق تر و ماندگارتر و اثرش همه گیرتر است از مبارزات مبتنی بر ناحق.
البته ممکن است حقی هم باشد، مبارزه و تلاشی پای آن نباشد، آن هم پیروز نخواهد شد امّا مبارزه اگر چنانچه بر مبنا و در مسیر و در جهت حق باشد، سرنوشت قطعی این مبارزه پیروزی است؛
اینها جزو سنتهای لايتغيّر الهی است و جزو معارف قرآنی است.
این هم نکته ی دیگر در[ مورد]«إِيَّاكَ نَعبُد».
📚تفسیر سوره حمد، آیات ۴الی ۵، ص۷۵_۷۶
🎙امام خامنهای مدظلهالعالی
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سوره_حمد
@sh_hosein
📖 تفسیر سوره حمد، آیات ۴ الی ۵
مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
[و] خداوند روز جزا است * [بار الها] تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
●|دلیل استفاده از ضمیر مخالف در«اِیّاکَ»|●
آخرین مطلبی که در این بخش از آیه ی شریفه عرض میکنم این است که در«ايّاكَ نَعبُد» شما خطاب میکنید؛ قبلاً خطاب نبود.
از «اَلحَمدُ لله رَبّ العالَمينَ * الرَّحمنِ الرَّحِيمِ * مَلِكِ يَوم الدين» تا اینجا خطاب نبود، حقیقتی را داشتید بر زبان جاری میکردید؛
در«ايّاكَ نَعبُد» که سخن را به خطاب برمیگردانید، این خطاب مستلزم و متضمن معنای حضور است؛ حضور در مقابل خدا.
پس در حال تلاوت قرآن، در حال قرائت نماز و گزاردن نماز که این آیه شریفه در نماز هست، این حالت حضور مفروض است؛ بایستی این حضور را حفظ کنید، غافل حرف نزنید؛ غافل سخن گفتن با در حضور بودن و سخن گفتن خیلی تفاوت میکند؛
نتیجه ی درست، بر سخن گفتن مترتب است و سخن گفتن، حضور لازم دارد؛
بدون حضور، هر حرف زدنی پوچ و بی معنا است؛ حرف زدن بدون اینکه انسان مخاطب خودش را بداند و متوجّه به این باشد که چه دارد میگوید؛ انسان حرف میزند بدون توجه.
دیده اید گاهی دو نفر با هم دارندصحبت میکنند، یکی حواسش هم پرت میشود، در عین حال کلماتی هم [برزبان] می آورد؛ خب این کلمات فاقد معنی مطلوب و صحیح است؛ حضور لازم است.
●|کمک خواستن فقط از خدا|●
«وَ إِيَّاكَ نَستَعين» این هم جمله ی دوم این آیه است-و فقط از تو کمک میجوییم. «نَستَعین» از مادّه ی «عون» است؛ از تو طلب «عون»، یعنی طلب کمک میکنیم. گاهی ترجمه میشود که تنها از تو «یاری»، میطلبیم.
یاری معنای دقیق عون نیست. عون یعنی کمک کردن، یاری به معنای نصرت، شاید به طور کامل در فارسی بر این کلمه تطبیق نکند.
وَ إِيَّاكَ نَستَعين، فقط از تو کمک میخواهیم و فقط از تو یاری میجوییم.
خب، در چه چیزی از تو کمک میجوییم؟ اوّلاً در همین عبادت؛ چون گفتیم - إِيَّاكَ نَعبُد - تو را بندگی میکنیم؛
این بندگی کردن انحصاری خدا، احتیاج دارد به کمک خدا.
و اياك نستعين في العبودية الانحصاريّة لك؛ از تو کمک میخواهیم در اینکه فقط تو را بندگی کنیم و نه غیر تو را؛ حقیقتش هم همین است.
بندگی نکردن غیر خدا به زبان آسان است اما در عمل مشکل ترین کارها است؛ بندگی نکردن غير خدا يعنى رفض همه ی قدرتهای غیر خدایی و بناحق که خیلی سخت است؛
در زندگی فردی هم سخت است، در زندگی اجتماعی هم سخت است، به عنوان یک ملت هم سخت است و شما میبینید سختیهایش را امروز در مقابله ی قدرتها با جمهوری اسلامی که پرچم توحید را بلند کرده؛ از خدا باید کمک خواست.
از این سخت تر، رفض آن شيطان و طاغوت درونی ما است؛ این از آن سخت تر است. مبارزه با آمریکا، آسان تر است از مبارزه ی با
خواهش نفس و شهوات نفسانی؛ این سخت تر از همه است؛ پایه ی آن مبارزه هم این مبارزه است.
📚تفسیر سوره حمد، آیات ۴الی ۵، ص۷۶_۷۸
🎙امام خامنهای مدظلهالعالی
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سوره_حمد
@sh_hosein
📖 تفسیر سوره حمد، آیات ۴ الی ۵
مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
[و] خداوند روز جزا است * [بار الها] تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
●| مبارزه با نفس، پایه مبارزه با طاغوتها |●
اگر انسان توانست بر طاغوت درون خودش، بر شیطان درون خودش، بر آن شاه غاصبی که در درون او است-[ یعنی آن] خودکامه واقعی- بر شهوات خود، بر خواستهای ناحق خود فائق بشود و غلبه پیدا کند، خواهد توانست بر بزرگترین قدرتهای عالم هم غلبه پیدا کند.
البته اینها شعر هم نیست انشاء هم نیست، اینها واقعیتهای عینی است؛
همیشه به اینها معتقد بودیم؛
[ما] بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، کمتر از آن در دوران مبارزات و به طور کامل در دوران انقلاب اسلامی اینها را یافتیم.
اگر کسانی بر نفس خود غلبه کردند، فداکاری خواهند کرد؛ و اگر ملتی، جمعی فداکاری کند، هیچ قدرتی بر او قادر به غلبه نیست.
آنجایی ما شکست میخوریم که از فداکاری کم میگذاریم؛ آنجایی دشمن برما پیروز میشود که ما بر نفس خود نتوانستیم پیروز بشویم؛
اولین وهله ی شکست یک انسان، شکست درونی خود او است. آنجایی که عشق به زندگی و زیبایی های زندگی و سایر عوامل شبیه به عشق به زندگی - مثل حسدها و تنافسها و چشم و همچشمی ها و مانند این چیزها - بر انسان فائق می آیند، دست انسان را در کار میلرزانند؛
وقتی دست شما لرزید، دست دشمنت قوی میشود؛ وقتی سر شما خم شد، او سرش بالا میرود؛ این یک چیز قهری است.
شما می بینید آنجایی که قدرتِ فائقه هست، قدرتهای آمریکایی در لبنان از چند جوان مسلمان شکست میخورند؛ جوان مسلمانی که جان برایش مطرح نیست و زدند سفارت و آن تشکیلات آمریکایی ها رانابود کردند، بعد تشکیلات فرانسوی ها را؛ [آنها هم] دیدند اما برایشان لبنان قابل ماندن نیست، گذاشتند رفتند.
آنجایی که نفس است، هواهای نفسانی قوی است، انگیزه های معنوی خاموشی است، وجدان معنوی بیدار نیست، مثل این همسایه نگون بخت ما است که صد ساعت هم نتوانست مقاومت بکند - نه خودش، به آنهایی که با او بودند زدند- عقب.
پس بنابراین اولین جایی که ما از خدا کمک میخواهیم در این مبارزه است؛
در این مبارزه درونی و هر آنچه بر آن مبارزوی درونی مترتب است. یعنی در حقیقت اولین جایی که ما از خدا کمک میخواهیم، عبارت است از عبادت انحصاری و بندگی انحصاری و عبودیت انحصاری حق؛ و بعد در همه ی امور زندگی از خدا فقط بایدکمک خواست.
📚تفسیر سوره حمد، آیات ۴ الی ۵، ص۷۹
🎙امام خامنهای مدظلهالعالی
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سوره_حمد
@sh_hosein
📖 تفسیر سوره حمد، آیات ۴ الی ۵
مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
[و] خداوند روز جزا است * [بار الها] تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
●|معنای کمک خواستن از خدا برای عبادت|●
یک نکته را قبلاً بگویم، بعد یک سؤال را مطرح بکنم.
اینکه ما میگوییم برای عبودیت تو و بندگی تو، باید تو به ما کمک کنی و از تو کمک مبخواهیم، اصل کمک خواستن از خدا - منهای جنبه ی انحصارش که بعد عرض میکنم - گویی به این معنا است که من بشر ناقص و قاصر، اگر همه قوایم را هم بر روی هم بگذارم در راه عبودیت تو و عبادت تو،باز حق عبودیت و عبادت تو را به جا نیاورده ام و به آن عمل نکرده ام، تو باید کمک اضافی بکنی تا بتوانم؛ حقیقتش هم این است.
ما اگر بندگی خدا را بکنیم، پرستش خدا را بکنیم، ولو با تمام قوایمان هم این کار را بکنیم، باز به بخشی از آنچه حق عبودیت خدا است، عمل نکرده ایم.
شما میبینید که بزرگانی، اولیائی مثل پیغمبر و ائمه میگویند:ما عَبَدناك حَقَّ عِبادَتِك؛ ما تو را عبادت نکردیم آن چنان که شایسته ی عبادت تو است.
این دعاها را ببینید؛ کسی مثل امام سجاد، کسی مثل امام حسین، کسی مثل امیرالمؤمنین، زبان به قصور و کوتاهی خودشان در مقام عبادت خدا باز میکنند؛
با اینکه کاری که آنها میکردند، برای ما حتّى تصويرش هم درست روشن نیست و حتی نمیتوانیم تصوّرش بکنیم.
خب، پس کمک خواستن از خدا برای عبادت، به معنای اعلام عجز ما است در مقابل وظیفه ی عبادت؛ میخواهیم بگوییم ما با همه ی قوایمان هم این وظیفه را بخوبی نمیتوانیم انجام بدهیم مگر تو خودت کمک کنی.
●|مقصود کمک خواستن انحصاری از خدا|●
حالا آن سؤالی که میخواستیم مطرح کنیم وقتی ما میگوییم «اِيَّاكَ نَعبُد وَ إِيَّاكَ نَستَعين»، فقط از تو عون و کمک میجوییم، آیا این به معنای این است که از هیچ عنصر دیگری نباید کمک گرفت؟
خب ما از مردم کمک میگیریم؛ث از انسانها، از برادر، از دوست، از هم کلاس، از دیگری کمک میگیریم.
اصلاً در خود قرآن، کمک گرفتن از دیگران و کمک کردن به یکدیگر در کار خیر توصیه شده: تَعاوَنوا عَلَى البِر وَ التَّقوى، کمک کنید.
بنابراین شما میتوانید کمک بگیرید از دیگری در کار خیر.
اینکه میگوییم - إياك نستعين - فقط از تو کمک میگیریم معنایش چیست؟
جواب اجمالی اش را عرض بکنم تا شاید تفصیل بیشترش را در جلسه ی بعد گفتم. اجمالاً این به معنای آن است که انسان موحد، همه ی نیروها و قدرتها را از آنِ خدا میداند؛
آن کسی هم که به شما کمک میکند، او کمک کننده و قادر نیست؛ قادر خدا است. قدرت حقیقی متعلق او است؛ این قدرتهای ما قدرتهای مجازی است؛
قدرتی است که اگر خدا بخواهد، این صورت قدرت، قدرت واقعی خواهد شد. خب، قدرت بدنی یک قدرتی است، قدرت سیاسی یک قدرتی است، قدرت پولی یک قدرتی است؛
آیا کسانی که این قدرتها را دارند بر همه ی کارهایی که میخواهند میتوانند فائق بیایند؟ میتوانند دست بیابند؟ بالضروره این جور نیست؛
می بینیم که نه، اگر خدا اراده بکند و بخواهد، این قدرت مجازی و صوری کارایی و گره گشایی خواهد داشت. پس قدرت حقیقی متعلق به خدا است؛ با اراده او است که صورتهای قدرت معنای قدرت پیدا میکنند و حقیقت قدرت در آنها به وجود می آید.
اگر شما از کسی منهای خدا کمک بگیرید که او را صاحب قدرت بدانید، شرک است؛ شما فکر کنید که من به خدا کاری ندارم، سراغ خدا بروم چه کار کنم؛ میروم سراغ فلان صاحب قدرت از او میگیرم؛ این شرک است بر حسب دید اسلام و فرهنگ اسلامی.
📚تفسیر سوره حمد، آیات ۴الی ۵، ص۷۹_۸۱
🎙امام خامنهای مدظلهالعالی
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سوره_حمد
@sh_hosein
📖 تفسیر سوره حمد، آیات ۴ الی ۵
مَلِكِ يَوْمِ الدِّينِ * إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
[و] خداوند روز جزا است * [بار الها] تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
●|همه ی قدرتها متعلق به خداست|●
قدرت مال خدا است، متعلق به او است، قدرت در قبضه ی او است؛
به دلیل اینکه آنجایی که خدا اراده میکند، مقتدرترین قدرتهای عالم هم از انجام کار خودشان باز میمانند. هلیکوپتر دارد، بی سیم های مجهز دارد، پول دارد، سوخت دارد، دستگاه جاسوسی دارد، ماهواره دارد، جاسوس داخلی و ستون پنجم دارد و همه چیز در اختیارش است
اما وقتی می آید وارد ایران بشود، در طبس آن بلا سرش می آید؛
چه کسی میتواند بگوید که او قدرت نداشت؛ قدرت صوری و ظاهری که داشت. خب، اینجا خدای متعال اراده نکرده این قدرت به ثمر برسد؛ به ثمر نمیرسد.
همین الان قدرتهای استکباری، صهیونیست های بزرگ، سرمایه دارها و کمپانی دارهای بزرگ و صاحبان امتیازات جهانی بزرگ- اینهایی که نفت این منطقه و بقیه ی ذخایر و ثروتهای این منطقه و انسانهای این منطقه و بازارهای این منطقه، همه چیز زندگی آنها را تشکیل میدهد - از وجود یک حاکمیت اسلامی و حکومت اسلامی بسیار نگرانند؛
دوازده سال هم هست دارند تلاش میکند آن را از بین
ببرند؛ خب، نتوانستند؛
در حالی که بر حسب ظاهر همه چیز هم دارند- پول دارند، قدرت دارند، اتم دارند، امکانات سیاسی دارند، امکانات تبلیغاتی دارند - [ولی] این خواسته ی آنها تحقق پیدا نکرده.
پس قدرتهای مادّی این جور هستند؛ صورتِ قدرت است.
یک وقت خدای متعال اراده میکند که این قدرت اثر نکند، اثر نمیکند؛
یک وقت اراده ی الهی بر این نیست که این قدرت اثر نکند، اراده بر این است که قدرت اثر بکند خب میکند؛
یک وقت اراده الهی بر این است که همین آتش که یک عنصر مشخصی است و کار معلوم و معینی دارد، اثر نکند بر روی جسم انسان و گوشت و پوست و استخوان یک انسانی - مثل آتشی که بر ابراهیم برد و سلام شد؛ خب اثر نمیکند - یک وقت اراده ی الهی بر این قرار میگیرد که آب که یک جسم سیالی است و بدون کمک نیروی خارجی امکان ندارد که آن را ما قالب کنیم و سرپا بداریم، مثل اینکه قالب کردند آب را، میانش باز بشود و انسانی عبور کند - مثل قضیه ی حضرت موسی که از دریا عبور کرد، از بحر احمر عبور کرد - اینها تأثیر و نقش اراده الهی را نشان میدهد در قدرت بخشیدن به قدرتها، در جان بخشیدن به قدرتها در به ثمر نشاندن اقتضاها.
بنابراین اگر خدا اراده بکند، این چیزی که صورت قدرت دارد، قدرت خواهد شد؛
اگر غیر از این ما تصوّر بکنیم، شرک به قدرت الهی است؛
همه ی قدرتها غیر از قدرت خدا قدرت پوشالی است، قدرت دروغین است.
و مؤمن و موحد فقط قدرت را پیش خدا میبیند و به او مراجعه میکند و از او میخواهد گره گشایی را و کار راه اندازی را و قدرت نمایی را؛
ایّاك نَستعِین، از تو میخواهم.
حالا گاهی اقتضا میکند که در جهت خدا، در راه مورد خشنودی خدا، از مرکز مورد خشنودی خدا انسان کمکی هم بگیرد، اشکالی ندارد؛
شما پول هم از یکی میگیرید اما میدانید که گره گشا این نیست، آن قدرت واقعی این نیست؛ قدرت، متعلق به او است.
از هر کسی، از هر جایی که جمع میکنید این دانه های قدرت را تا برای کارتان از آن استفاده کنید، باید بدانید که این متعلق به او است، ولو در جیب این، ولو در بازوی او، ولو در چنته ی سیاسی فلان و بهمان؛
این معنای «اِیّاکَ نَستعِین» است.
📚تفسیر سوره حمد، آیات ۴الی ۵، ص۸۰_۸۱
🎙امام خامنهای مدظلهالعالی
#تفسیر_قرآن
#تفسیر_سوره_حمد
@sh_hosein