📝 #چند_خط_روضه...
السلام علیکِ یا عزیزة الحسین
از قتلگاه بدم میاد، چکمه سیاه بدم میاد
از قتلگاه بدم میاد چکمه سیاه بدم میاد
از اونی که آتیش زده به خیمه گاه بدم میاد
از هرچی جنگ بدم میاد، از چوب و سنگ بدم میاد
یک شب پدر را خواب دید، وقتی بیدار شد خیلی بیتابی کرد.
هرچه خواستند او را ساکت کنند نشد بلکه بیتابی اش بیشتر شد.
زنان و دختران دیگر اختیار از دستشان رفت.
از گریه و حال او به گریه افتادند.
بهانه پدرش رو کرد، سر بریده پدر رو روی دامن او گذاشتند.
تا نگاهش به سر افتاد.
فَقالَت: ما هذا راسُ؟ این سر کیست؟!
قالُوا: رأسُ أبیک! سر پدرت!
سر بریده پدر را به دامان گرفت، شروع کرد به صحبت کردن و درد و دل کردن با سر مطهر!
در حالی که میگفت:
يَا أبَتَاهُ! مَنْ ذَا الَّذِي خَضَبَكَ بِدِمَائِكَ؟
يَا أبَتاهُ! مَنْ ذَا الَّذي قَطَعَ وَرِيدَيْكَ؟
يَا أَبَتَاهُ! مَنْ ذَا الَّذي أَيتَمَنِي عَلَي صِغَرِ سِنِّي؟
يَا أبَتَاهُ! لَيتَنِي كُنتُ قَبلَ هَذَا اليَومِ عُميَاً!
يَا أبَتَاهُ! لَيتَنِي وَسَدتُ الثَّرَى وَلَا أَرَى شَيبَكَ مُخَضِّبَاً بِالدِّمَاءِ!
الا لعنه الله علی القوم الظالمین
#شب_سوم_محرم
✍حسین ابراهیمی
@sh_hosein