پهلوان پیروز با خرسندی و احساس رضایت از خودش برگشت. جناب خسرو و پهلوان حیدر هردو موافقتشون را اعلام کردند و چند روز دیگه به ملاقاتمون میان تا یه نقشه ی خوب بکشیم.
پهلوون هم بار اولی که ماهلین رو دید گفت «این مرد جوون کیه؟» و برادرم قابلمه به دست رفت بیرون. فکر کنم می خواست برای عمو پیروز نذری بپزه! به پهلوون و ماهلین نگاه کردم تا ببینم چی میشه. اما انگار ماهبین قبل از نگاه من حساب پهلوون رو رسیده بود. البطه باهاش دعوا نکرد چون احترام بزرگترها واجبه اما تا یه مدت عمو پیروز کمر درد داشت.
حسام با ماهلین رفته بودن آهنگریه روستا تا حسام از شهاب سنگ شمشیر بسازه. من و شایان هم داشتیم برنامه هایی برای دیدار با همپیمانانمون می ریختیم. همه چیز خوب بود تا فردا که ماهلین با دوتا شمشیر برگشت. یکیشون نقره ای و اون یکی سیاه_نیلی. نفس نفس می زد، انگار تا ایجا دوییده بود. یه لیوان آب دادم دستش و گفتم:
- «چی شده؟ پس حسام کو؟»
همینجور که نفس نفس می زد گفت:
- «وقتی حسام ساخت شمشیر رو تموم کرد و خواست امتحانش کنه ... نگهبانا دیندش ... شمشیرشو می خواستن ولی بهشون نداد... یه دعوای حسابی راه افتاد و...»
- «گرفتنش؟»
- «آره اما نه»
همه گیج شدیم و منتظر باقی حرفش موندیم. ادامه داد:
- «وقتی رفتم نجاتش بدم نبودش ... بجاش این دوتا شمشیر بود.»
همه به هم و سپس به شمشیر ها نگاه کردیم که ماهلین ادامه داد:
- «شمشیر تیره همونیه که حسام از اون تکه شهاب ساخت ... اما شمشیر نقره ای بنظرتون آشنا نیست؟»
همه به شمشیر دقت کردیم. تیغه ای نقره ای که اشکال گل رویش حکاکی شده بود و دسته ای که با کریستال دو رنگ سرخ و آبی تزئین شده بود. ناگهان برادرم سمت کیف من رفت و کتابی درآورد، سریع ورق زد و گفت:
- «خودشه، شمشیر شبنم نشسته بر گل!! ولی اینجا چی کار می کنه؟»
منم تعجب کردم. یعنی حسام شمشیر رو به سربازا داده؟ پس واقعا جای شمشیر افسانه ای رو می دونسته. رشته افکارم با حرف ماهلین پاره شد که گفت:
- «منظورم این نیست که شمشیر افسانه ایه. دقت کنید، شمارو یاد کسی نمیندازه؟!»
همه لحظه ای سکوت کردیم و به شمشیر خیره شدیم. یکجا و همزمان گفتیم:
- «!!!حسام!!!»
هدایت شده از انیماتیک | Animatick
⭕️دوره آموزش طراحی کمیک و مانگا انیماتیک
🔥هفته آخر طرح تخفیفی ویژه
👨🎨در ۸۱ ساعت دوره آموزشی اختیاری همراه باشید با بهترین هنرمندان سراسر جهان در سه سبک کمیک، مانگا و کارتونی
❌قیمت دوره: ۳.۵۵۰.۰۰۰
✅با تخفیف ویژه: ۴۵۹,۰۰۰
🎥ویدئو توضیحات دوره: https://aparat.com/v/Afldc
🌐برای ثبت نام کلیک کنید
🆔@animatick_ir
#انیماتیک #دوره_آموزشی #کمیک #مانگا
شبنام🌟
مولانا #سروده ⭐️@shabnum
هر چیزی در عالم هستی به اندازه ظرفیتش زیبایی و کمال دارد ♡
اما تنها جمال آفرین است که ارزش دلبستن دارد ❤️
آدما دنبال چین که اینهمه میدون و
اکثراً هم بهش نمیرسن؟ چخبرشونه؟
چخبرمونه؟
جهتِ باخبرشدن از خبرهای درجهیکِ عالم؟ با ثبتنامِ دور دوازدهم از مسابقهٔ مجازی و رایگان بینهایتشو! ^^
راستی! بهونهٔ درس و مدرسه/دانشگاه رو هم قبلِ ثبتنام، بذار یهگوشه! این دوره مخصوصِ ایام تحصیلیت، بروز شده و بهدردِ دُرست درس خوندنت هم میخوره!
ــ دوس داری آخر مسابقه دستت با کدوم جایزه پُر بشه؟
▪️۵٠ میلیون تومان وجه نقد
▫️سفر به مشهد
▪️کمکهزینهی سفر به کربلا
▫️لپتاپ
▪️پی اس ۵
▫️گردنبند طلا
▪️اسکوتر برقی حرفهای
▫️کوله پشتی شگفتانگیز
▪️ربع سکه بهار آزادی
▫️کوادکوپتر
▪️ساعت هوشمند
➕هزاران جایزه بدون قرعهکشی
کِی و کجا بیام؟
۵ رو به ۱٠٠٠۸۸۸ پیامک کن!
لینک ثبتناممون به روی همهٔ دهه هشتادیا + [نودویکیها هم] بازه: bn.javanan.org
آستانقدسرضوی
#بینهایت
♾ @binahayat_ir
⭐️@shabnum
سلام به دلهایی که قراره دوباره با صدای قرآن جان تازه بگیرن🌱
رمضان:
ماهی که سفره رحمت گستردهتره، دلها آسمونی تره و آسمون نزدیکتر… 🌌
بیایید در این ماه دل هامون رو آماده کنیم ❤️
از همین حالا نیت کنیم که هر روزمون با یک آیه گره بخوره 💫
🔹یک آیه برای فکر کردن
🔹یک آیه برای عمل کردن
🔹یک آیه برای تغییر کردن
نهضت ملی «#زندگی_با_آیه_ها» فقط یک پویش نیست؛ یک اتفاق ملیه با میلیون ها دل همراه، برای اینکه قرآن از کلمات به رفتار برسه…
از تلاوت به تحول ✨
🌟کد معرف: 8B97AA🌟
app.ayeh.net
این پست رو برای عزیزانتون بفرستید و با هم همقدم بشید 📲💌
هر دل که اضافه میشه، این مسیر روشنتر میشه ☀️