#تلنگر 👌
فردی هنگام راه رفتن،
پایش به سکه ای خورد.
تاریک بود، فکر کرد طلاست!✨
کاغذی را آتــــ🔥ـــش زد تا آن را ببیند.
دید ۲ ریالی است!!
بعد دید کاغذی که آتش زده،
هزار تومانی بوده!!
گفت: چی را برای چی آتش زدم!
✅ و این حکایت زندگی خیلی از ماهاست،
که چیزهای بزرگ را برای چیزهای کوچک
آتش میزنیم و خودمان هم خبر نداریم!
💢اعمالمان را با یک حرف(تهمت، غیبت، دروغ، ریا و ...)آتش نزنیم.
🍃💕🌸🍃💕🌸🍃💕
https://eitaa.com/shadinha
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
♥ بارالهـا..
✨به حق خـوبیت
✨به حق بـزرگیت
✨به حق حقـانیتت
✨به حق مهـربانیت
✨بهترین ها را
✨ در این شب زیبا پاییزی 😍
✨براے همه دوستانم
✨مقدربـفرما🙏
#شبتون_بخیر😊
🍃💕🌸🍃💕🌸🍃💕
https://eitaa.com/shadinha
7.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍂صبح یعنى همه شهر پر از بوی خداست
عابرى گفت که این مطلق نادیده کجاست ؟!
🍂شاپرک پر زد و با رقص خود آهسته سرود
چشمِ دل باز کن این بسته به افکار شماست
☀️ سلام دوستان عزیز
صبح اولین روز هفته تون بخیر🌻
🍃💕🌸🍃💕🌸🍃💕
https://eitaa.com/shadinha
مراقب خودمون باشیم....mp3
4.84M
#رادیو_مرسی
۱۳ آبان ۱۴۰۲
بفرست و انرژی بده😍
حس خوب_شادین🌺
عضو بشید👇
🍃💕🌸🍃💕🌸🍃💕
https://eitaa.com/shadinha
#شکرگزاری
دوستای جان سعی کنید همیشه صبحتون رو با شکرگزاری شروع کنید 😍🌱
سه تا نفس عمیق بکشید 💓
چشماتو ببندین😌 و از ته قلبت شکرگزار باشین😍
🌼با من تکرار کنید👇
💕خدایا شکرت یک صبح دیگه به من هدیه دادی
💕خدایا شکرت که راحت نفس میکشم
💕خدایا شکرت که بهم فرصت رشد کردن و تغییر دادی
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت🙏🙏
🍃💕🌸🍃💕🌸🍃💕
https://eitaa.com/shadinha
زندگی ما اومدیم.mp3
10.71M
💥زندگی ما اومدیم
اگر صبح را عالی آغاز کنی روز خوبی خواهی داشت.🌱
اگر صبح خود را با غم و درگیری آغاز کنی قطعا آن روز، روز خوبی نخواهد بود.🌱
هر وقت که فکر می کنی هیچ نعمتی نداری در زندگی ات که به خاطر آن شکرگزاری کنی،🌱
کافیه دستت را بگذاری روی سینه سمت چپت صدای ضربان قلبت را بشنوی.❤❤❤
🍃💕🌸🍃💕🌸🍃💕
https://eitaa.com/shadinha
🌴🌴
💰روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را بـه ده برد تا بـه او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند.
👬آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند. در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟پسر پاسخ داد:
🌾عالی بود پدر! پدر پرسید آیا بـه زندگی آن ها توجه کردی؟پسر پاسخ داد: بله پدر!
و پدر پرسید:
چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟
پسر کمی اندیشید و بعد بـه آرامی گفت:
🐕 فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آن ها چهار تا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و آنها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد.
✨ما در حیاطمان فانوس های تزیینی داریم و آن ها ستارگان را دارند.
🌻حیاط ما بـه دیوارهایش محدود میشود اما باغ آن ها بی انتهاست! با شنیدن حرفهای پسر، زبان مرد بند آمده بود. بعد پسر بچه اضافه کرد :
🙏 متشکرم پدر، تو بـه من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم.
#تلنگر👌
🍃💕🌸🍃💕🌸🍃💕
https://eitaa.com/shadinha