𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜 𝕷𝖆𝖉𝖞|بانوی سایه🩶
مشخصه ناراحته یا چی؟!😔😂 اینم نتیجه آرت با کاجی💙 :))) #آرت_کلاب - 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜 𝕷𝖆𝖉𝖞
باد ملایمی در میان علفها میپیچید و رنگهای شطرنجیِ پسزمینه را با حرکتِ خود به لرزه درمیآورد. کاجی، با آن پیراهن سبز و تاج گلی که از برگهای تازه ساخته شده بود، دستهایش را به نشانه خوشامدگویی باز کرده بود. مثل همیشه، آرام و بیتکلف به نظر میرسید🌱🧙🏻♀
اما لونا، با تاج گلهای سرخی که با دقت روی موهای تیرهاش چیده بود، نگاهش را به نقطهای خیره کرده بود. نگاهش دنبال سه پروانه بود؛ یکی آبی، یکی بنفش و یکی زرد. این پروانهها دور کاجی میچرخیدند و هر از گاهی، سبکیِ بالهایشان را به شاخههای تاج گل او میزدند.🦋💙
لونا دستهایش را مشت کرد. تاج گل خودش را که با گلهای سرخِ درخشان درست شده بود، با دست لمس کرد. این گلها همانهایی بودند که با دقتِ فراوان انتخابشان کرده بود تا شاید زیبایی اش را دوچندان کنند. او فکر میکرد حالا که هر دو تاج گل دارند، اتفاقی که قرار بود بیفتد برابر خواهد بود. اما پروانهها به هیچوجه نگاهش نمیکردند. گویی تاج سرخش برایشان نامرئی بود...🥀
چشمان قرمزِ لونا، در میان موهای کوتاهِ سیاهش، به آرامی برقِ ناامیدی را بازتاب میداد. او کاجی را نگاه کرد که به پروانهها لبخند میزد؛ انگار که این حشراتِ کوچک، میانِ سادگیِ او پناهی پیدا کردهاند. لونا سرش را پایین انداخت. سنگینیِ حسادت در سینهاش جای گرفته بود. نه به خاطرِ توجهِ پروانهها، بلکه به خاطر این احساسِ عمیقِ نادیده گرفته شدن. او درخششِ تاجِ سرخش را درک میکرد، اما دنیایِ اطراف فقط سادگیِ سبزِ کاجی را میدید. و همین، باعثِ سکوتِ عمیقی در دلِ او شده بود...❤️🩹
#لونا
#فیا
- 𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜 𝕷𝖆𝖉𝖞
هدایت شده از " مِیــو آرت ¦ ★
𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜 𝕷𝖆𝖉𝖞|بانوی سایه🩶
آقای لیمو احیانا به پرتقال علاقه ای داره ؟👀
𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜 𝕷𝖆𝖉𝖞|بانوی سایه🩶
آقای لیمو احیانا به پرتقال علاقه ای داره ؟👀
میخوام یه اوسی بزنم اسمشو بزارم پرتقال خانوم
میشه اینا شیپ شن؟😭😂🙏🏻
https://eitaa.com/miuooy/307
آخ گلبم🥲😂
(لبخندش خدایا :))))
-
پ.ن: چرا حس میکنم پیش یکی اعتراف کردم و ردم کرده؟!😂🤦🏻♀