کانال #شهید والامقام ❣
نوجوان بسیجی 🍀محمدمهدی قرجهلو🍀
شهید ۱۶ ساله گردان تخریب سپاه زنجان
که در ظهر جمعه خونین ۱۱ اردیبهشت ماه ۱۴۰۵ در پی عملیات تخصصی کشف و خنثی سازی مهمات عمل نکرده دشمن آمریکایی و صهیونی، به درجه رفیع شهادت نایل آمد ✅
🔰 شهیـــد محمدمـــهدی قرجهلو
https://eitaa.com/shahid_balam
طوبی لکم ایها السعداء.....
💔 شهیدان دانش آموز گردان تخریب
آنانکه بر خلاف رویه، قبل از نیمه اردیبهشت قبول سال گشتند و با امضای شهادت راهی سرای فخر آوران و بخت آوران شدند.....✅
🔰شهیـــد محمدمـــهدی قرجهلو
https://eitaa.com/shahid_balam
📣 محورهای فعالیت کانال:
بیان خاطرات خانواده و دوستان و همرزمان
نشر روایات تأیید شده راجع به شهید
گزیده ای از مصاحبه با خانواده
انتشار تصاویر شهید بسیجی
✅ تحت نظر و با همکاری خانواده معظم شهید.
✅
📸 تصویری از شهدای #گردان_تخریب چند روز پیش از حادثه دردناک ظهر جمعه ۱۱ اردیبهشت ماه ۴۰۵💔
🔰 نفر اول ایستاده از راست:
نوجوان بسیجی #شهید محمدمهدی قرجهلو
🔰نفر اول نشسته از راست:
مربی تخریب #شهید حاج تقی حاتمی
🔰 نفر سوم نشسته از راست:
فرمانده گردان تخریب #شهید سرهنگ ناصر بیات
🔰 نفر دوم نشسته از چپ:
رزمنده بسیجی #شهید ناصر جمالخانی
🔰نفر سوم نشسته از چپ:
بسیجی تخریبچی #شهید علی رستم خانی
🔰 نفر سوم ایستاده از چپ:
بسیجی تخریبچی #شهید محمدحسین سودی
🔰شهیـــد محمدمـــهدی قرجهلو
https://eitaa.com/shahid_balam
شهید بالام
🔹مشهدی سلمان پیرمرد با اخلاق و خوش صحبت روستا، عصرها جلوی خانه کاهگلی و قدیمی اش روی تکه چوبی می نشست و به عصایش تکیه می زد.
جاذبه عجیبی داشت، لبخند مهربانانه و رواداری اش نوجوانِ بازی دوستی مثل مرا بین رفتن و ماندن مردد میکرد.
عادت کرده بودم روزهایی که با خانواده به روستا می رفتیم، در کنار زیارت اقرباء سراغ بزرگان فامیل را هم بگیرم. از قضا مشهدی سلمان همسایه دیوار به دیوار «خاله قدمْ خیر» بود.
هر بار که از خانه حاج خاله درمیومدم، پابند مصاحبت او بودم بهانه گپ و گفت مان هم شکستن تکه چوب های خشک و زخمتی بود که هیزم خانه او بود.
نمیدانم مشهدی سلمان اصلا به کمک یه بچه شهری آفتاب و مهتاب ندیده نیازی داشت یا نه.
🌹 اما خلاصه بساط عصرگاهی خوبی برایم پهن کرده بود. از زمان های قدیم و داستان ها و گذشته روستا صحبت به میان میامد و روایت های جذابی در ذهنم تداعی می گشت. بعید بود در آن تابستان به یادماندنی عصری بر من بگذرد که در روستا باشم و به دیدار آقا سلمان نروم.
آخر چرا باید یک نوجوان ۱۲ ساله هم صحبتی با پیرمرد حدودا ۹۰ ساله را به هم بازی با بچه های شر و شور روستا ترجیح بدهد؟ آن هم در میانه کوچه ای که پاتوق همیشگی بچه های «آشاقی محل» آبادی است!
چند صباحی گذشت و مشهدی سلمان خوش اخلاق و خوش صحبت به رحمت خدا رفت اما در همه این ۱۶-۱۷ سال سوال جالب و جذابی در ذهنم ماند.
یعنی واقعا ارتباط من با آن پیرمرد با اخلاق آبادی تمام شد ؟ یعنی من نباید آن داستان ها و روایت های قدیمی که از او شنیده بودم را روزی تلافی می کردم؟
✅ بالاخره معمای ۱۷ ساله خودم را در بهار سیامین سال زندگی ام پیدا کردم.
جمعه غمبار و خونین ۱۱ اردیبهشت ۴۰۵ دوباره مرا به جلوی خانه مشهدی سلمان کشاند. خودش دیگر نبود. به جای آن خانه قدیمی هم ساختمان آجری نو ساخت سبز شده بود. سرتاپای کوچه ناهموار و خاکی دیروز و آسفالت شده امروز، پر بود از ماشین های بزرگ و کوچک میهمانان.
دنبال نشانه ای از پیرمرد خاطراتم بودم. چند قدم به سمت مسجد روستا حرکت کردم. مسافتی نبود پس زود به مقصد رسیدم. حالا تصویر یک نوجوان بسیجی و نام آشنا چشمانم را نوازش می داد. محمدمهدی همان لبخند معروف و شیرین آن سال ها را برایم تداعی می کرد. با دیدنش مسافر زمان شدم و دوباره خودم را مقابل پدربزرگش دیدم که با همان لبخند شیرینش به من می گفت:
«آقا میثم! شهید بالامنان دانش! بورجوو اَدا اِله قارداش!!» من هم با کمال میل و اشتیاق سری تکان دادم و خاطرش را جمع کردم.
از بستگان شنیدم که عمه شهید دو سه شب پیش بابا سلمانش را در خواب دیده که به او می گوید:
«قیزیم! گلموشم شهید بالامو آپارام!!»
✍️🏻میثم صحبت لو، دبیر انجمن قلم جوان
#یادداشت۱
🔰شهیـــد محمدمـــهدی قرجهلو
https://eitaa.com/shahid_balam
هدایت شده از هیئت فاطمیون زنجان
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استوری | برای محمدمهدی خستگی معنا نداشت…
به یاد شهید گردان تخریب
برادر محمدمهدی قرهجلو
هیئتفاطمیونزنجان
• @fatemiunzanjan |
شهیـــد محمدمـــهدی قرجهلو🥀
#استوری | برای محمدمهدی خستگی معنا نداشت… به یاد شهید گردان تخریب برادر محمدمهدی قرهجلو هیئتفا
با تشکر از اعضای محترم
هیات معظم فاطمیون زنجان 🌹🌹
قبولِ اردیبهشتماه 📃✅
آقا محمد مهدی!
چه کارنامه قشنگی 🌹
قبولی ات مبارک پسر
چه زود توانستی درس هایت را تمام کنی..
ایثار، وطن دوستی، ولایت مداری، شهادت...
به خدا قسم ما مدعیان در فهم کامل اینها هم عاجز مانده ایم...
خوش به حالت نگار من! به غمزه مسئله آموز صد مدرس شدی
راستی چه شد که کارنامه ات را عرشیان صادر کردند، با چه کسی بستی هم ولایتی ؟
چه شد که حضرت مادر صدر و ذیل سنگ مزارت را معطر و مزین نمود ؟
سفر به خیر شاهد و شهید روستا، دست ما مجازی خوانان مجازِ دنیا را هم بگیر ✋🏻
✍️🏻میثم صحبت لو، دبیر انجمن قلم جوان
#یادداشت۲
🔰شهیـــد محمدمـــهدی قرجهلو
https://eitaa.com/shahid_balam