13980618000290_test.mp3
22.66M
ای لشگر صاحب زمان #آماده_باش #آماده_باش
👌👌👌
♥️ کانال #شهید_هادی و
#شهید_تورجی_زاده👇👇
@shahid_hadi124
#السلامعلیڪ_یاعلےاڪبر_ع🌹
🌺وقتے ڪه باز میڪنے از رخ نقاب را
💗بیچاره میڪنے زِ پِے اٺ #آفتاب را
🌺چشم پدر زِ شوق وشعف برق میزند
💗وقتے #سلام میڪنے عالیجناب را
#میلاد_حضرت_علی_اکبر(ع)✨❣️
#روز_جوان_مبارکباد✨❣️
مداحی آنلاین - شیعه وقتی که امامش شاد است - نریمانی.mp3
4.71M
🌸 #میلاد_حضرت_علی_اکبر(ع)
💐شیعه وقتی که امامش شاد است
💐روحش از سلسله ها آزاد است
🎤 #سید_رضا_نریمانی
👏 #سرود
👌فوق زیبا
5.41M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام
میلاد پسر بزرگ ارباب مبارک
می گن اگر با کسی کار دارید باید
برید در خونه پسر بزرگش و اونو واسطه
قرار بدید
آهای جوونا امروز ب ید در خونه
پسر بزرگ ارباب
خوشبختی همه جوونها و زندگی
علوی نصیبشون بشه. 5 صلوات
6.31M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 آدمهای حکومتی
🔻امام زمان یاران ویژه لازم دارد!
#مهدویت
سه دقیقه در قیامت 40.mp3
35.37M
🔈 شرح و بررسی کتاب #سه_دقیقه_در_قیامت
🔈 تجربه نزدیک به مرگ جانباز مدافع حرم
🔊 جلسه چهلم
* ادامه روایات صدقه
* حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَة
* آثار صدقه در کم شدن علاقه به دنیا
* چه چیزی را صدقه بدهیم؟
* صدقه از رئوس مستحبات است
* چرا صدقه را پنهانی بدهیم، بهتر است؟
* حد و مرز صدقه
* واسطه شدن در صدقه
* اثرات فوقالعاده صدقه و انفاق
* صدقه را به چه کسی بدهیم؟
* سخنی با خانوادههایی که عزیزانشان را بر اثر کرونا از دست دادند
* حالت تعلق چگونه است؟
* فشار قبر چه حالتی است؟
* در عظمت صدقه همین بس که....
* صدقه دادن باعث سختی خانواده نشود
* چه توشهای برای اموات بفرستیم؟
📅99/01/12
#مشهد
#صدقه
#خاطرات_شهدا 🌷
💠آخرین دیدار
🔰عصر 14فروردین 95 بود، جلسه دورهمی خانمای #فامیل خونه آبجی حمیده. محمدتقی هم خانمش رو آورد. غروب شد🏜 محمدتقی دوباره اومد اونجا با لباس کار گفتیم #داداشی چرا لباس کار پوشیدی⁉️
🔰گفت: می خواستم برم شالیزار🌾 به بابا کمک کنم که زمین رو برای نشا آماده کنه، که #بابا زنگ زد وگفت: نیا🚷 ما داریم میایم خونه. اون روز ما خواهر برادرا دور هم جمع بودیم و کلی با هم میگفتیم و #می_خندیدیم.
🔰گوشی محمدتقی زنگ خورد📳 پشت خط یکی از دوستاش بود که برای #خداحافظی زنگ زده بود؛ وقتی صحبتاش تموم شد، گفتم دوستت بود؟ می خواست بره #ماموریت ازت خداحافظی کرد⁉️ گفت آره...بعد سرش و پایین آورد و با #حسرت تکون داد. لبخندی زد، به ما نگاهی کرد وگفت: ماموریت..!!
🔰آخه کردستان وکرمانشاه و....این جور جا هم شدن ماموریت؟؟!!😏 گفتم پس بنظر تو ماموریت #کجاست؟ سوریه؟؟؟!! با همون لبخند نگام کرد وبا صلابت گفت: "وسسطططط تلاویو"
بند دلم یهو پاره شد. چیا تو سرش بود😢
🔰چند ساعتی با هم بودیم، بعد هر کدوممون رفتیم خونه هامون🏘 حدود ساعت یازده ونیم شب بود که اومد خونمون؛ اون شب #تولد_دخترم عارفه بود. بچهها داشتن کیک🎂 میخوردن. اومد تو. گفت: به به تنهایی #شیرینی ها رو میخورین!! بعد شروع کرد کیک های ته مونده بشقاب بچهها رو میخورد.
🔰گفتم داداش این دهنی بچه هاست؛ صبرکن برات یه بشقاب کیک بیارم🍰 گفت نه...نه...اسراف میشه، اینجوری بیشتر می چسبه😋 بهش گفتم چرا تنها اومدی؟ زنداداش نرگس وذ#زینب جون و چرا نیاوردی؟ از جاش بلند شد وگفت: عجله داشتم اومدم #خداحافظی. گفتم کجا به سلامتی❓
🔰نگاهی بهم کرد، نمیدونست چجوری بهم بگه‼️ اینجور موقع ها حالت بخصوصی داشت، هرکی #روحیات داداش و میشناسه میدونه چه حالتی میشد این جور مواقع. دستاش و رو هم میزاشت روی دلش، کمی سرش رو پایین می نداخت. #لبخند با احساسی توی صورتش بود☺️ و...
🔰این حالت رو که میگرفت، همیشه #نازش میکردم، اما اون شب یهو دلم ریخت😥 وقتی گفت می خوام #سوریه برم دنیا روسرم چرخید. بغض کرده بودم، نمیتونستم حرف بزنم😔 فقط به زور گفتم ما که تا چند ساعت پیش باهم بودیم، چرا چیزی نگفته بودی! گفت #یکدفعه ای شد..
🔰خیلی سعی کردم گریه نکنم😭شوهرم یواشکی بهم اشاره میکرد که #گریه نکنم. مادرمون هم همیشه سفارشمون میکرد که هر وقت #محمدتقی میره ماموریت گریه نکنین❌ موقع خداحافظی. بچه ام دلش میگیره. اون شب واقعاً نتونستم خودمو کنترل کنم😭 اومد جلو بغلم کرد، یهو بغضم ترکید.
🔰شوهر وبچه هامم زدن زیر گریه. قد من به سینه ش میرسید هی می بوسیدمش #داداشم هم سرمو میبوسید. خودشم بغض کرده بود اشکش در اومده بود😢 گفت: آبجی تو رو خدا منو شرمنده نکن وقتی اینجوری #بی_طاقت میشی، دلم میگیره💔
گفتم داداش گلمی، خدا نکنه شرمنده باشی!! مابه تو و شغلت #افتخار میکنیم.
🔰گریه م فقط از سر دلتنگیه دست خودم نیست. گفت آبجی جون #دلتنگ نباش، ایندفعه زیادطول نمیکشه🚫 گفتم: گولم نزن؛ دفعه قبل نزدیک دو ماه بودی. گفت باورکن این دفعه فرق میکنه، قول میدم #هفت_روز دیگه خونه باشم. اگه مستقیم از خودش نمی شنیدم شاید بعدا باورم نمیشد. ولی خیلی محکم و قاطع گفت: هفت روز دیگه #میام. نگفت حدودا مثلاً هفت هشت روز دیگه ممکنه بیام؛ فقط گفت هفت روز📆 دیگه میام ومثل همیشه سر قولش بود😔
🔰تا دم در باهاش رفتم هی میرفت و برمیگشت نگام میکردو با #لبخند میگفت خداحافظ. رفت وگفت برم از آبجی محبوبه هم خداحافظی👋 کنم. از در که رفت بیرون شروع کرد به دویدن🏃♂ دلم می خواست یواش بره من بتونم بیشتر #ببینمش اما دوید و دقیقه ای نشد که از جلو چشمام رفت و رفت
و.... #رفففتت.....😞 و دیگه هیچوقت اون خنده ها وصورت زیباش وندیدم.. اون #آخرین_دیدارمون بود تا هفت روز دیگه که برگشت ومن دیدمش اما کجا⁉️
چه طوری..😔
#شهید_محمدتقی_سالخورده
♥️ کانال #شهید_هادی و
#شهید_تورجی_زاده👇👇
@shahid_hadi124
part25.mp3
2.83M
📚 #صوتی_کتاب_یادت_باشد
🍃قسمت بیست و پنجم
#پیشنهادویژه_دانلود 👌👌👌
نمایش نامه صوتی زتدگی #شهید_حمید_سیاهکالی را بیان میکند
♥️ کانال #شهید_هادی و
#شهید_تورجی_زاده👇👇
@shahid_hadi124
part26.mp3
3.39M
📚 #صوتی_کتاب_یادت_باشد
🍃قسمت بیست و ششم
#پیشنهادویژه_دانلود 👌👌👌
نمایش نامه صوتی زتدگی #شهید_حمید_سیاهکالی را بیان میکند
♥️ کانال #شهید_هادی و
#شهید_تورجی_زاده👇👇
@shahid_hadi124
سلام
#گروه_جهادی_خواهران_درتهران
برش و دوخت و دوز ماسک
همه توسط خواهران بزرگوار
عزیزان روبروی ما یک عکس از
شهید ابراهیم هادی نصب شده
امروز به نیت همه اعضای این کانال
و به نیت شهدا و شهید هادی وشهید
تورجی زاده و سردار سلیمانی و............
ماسکها را می دوختم
گاها دیر به خونه می رسیم
لطفا در مناجات و دعای شعبانیه
مارا هم یاد کنید
👆👆👆👆👆👆👆👆👆