✨🌼✨🌼✨🌼
🌼✨🌼✨🌼
✨🌼✨
فصل دوم
از کودکی تا شهادت خلیل
{به نقل از پدر و مادرشهید}
خلیل آسا
یک بار خلیل را سوار موتور کرده بودم و از سمت فلکه برق رد میشدیم. خلیل آن زمان حدودا کلاس دوم یا سوم ابتدایی بود و شعری در بالای سردر بانک سپه در فلکه برق زده بودند به عنوان «خلیل آسا خمینی)ره( بت شکن شد،ز عزمش اهرمن دور از وطن شد»، هر دوی ما که این بیت شعر را دیدیم و خواندیم به دلمان نشست، هم به دل من و هم به خلیل و او این شعر را بسیار در خانه تکرار می کرد که بعد از آن موقع من و مادر خلیل در منزل خلیل را«خلیل آسا» صدا می زدیم. ولی بعدها علی و فهیمه، داییها عموها و کل فامیل و محله به ایشان خلیل آسا میگفتند. و خلیل در کل بین اقوام و محل به آسا معروف شده بود و خودش هم بااین اسم لذت می برد و خوشش می آمد.
✍🏻تدوین و نگارش:حسن آدمی
#خلیل_آسا
#قسمت_نهم
#شهید_خلیل_تختی_نژاد
•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾•••••••• @shahid_khalil_takhtinezhad
•••••••••✾•🌿🌺🌿•✾••••••••