eitaa logo
روایتگری شهدا
25.7هزار دنبال‌کننده
11.7هزار عکس
5.2هزار ویدیو
72 فایل
🔰 #مقام_معظم_رهبری: 🌷 #شهدا را برجسته کنید،سیمای #منوّر اینها را درست در مقابل چشم جوانها نگه دارید. 🛑لطفا برای نشر مطالب با #مدیر_کانال هماهنگ باشید.🛑 📥مدیر کانال(شاکری کرمانی،راوی موسسه روایت شهدا،قم) 📤 @majnon313
مشاهده در ایتا
دانلود
سول_الله   🔸نام پدر: عباس 🔹تاریخ تولد: ۷ اردیبهشت ۱۳۴۴  🔸محل تولد: تهران 🔹تاریخ شهادت: ۲۲ فروردین ۱۳۶۶  🔸محل شهادت : شلمچه  🔹محل دفن: بهشت زهرای تهران : ✍حسین(ع)جان وقتی کہ مابہ جبهه میرویم بہ این نیت میرویم انتقام بازوی ورم و سینہ سوراخ شده را بگیریم ❇پیکر پاک شهید پلارک در بهشت زهرای تهران (قطعه 26، ردیف 32، شماره 22) به خاک سپرده شده است، اما نکته قابل توجه درباره این شهید که آن را از سایر شهدا متمایز می کند، بوی گلابی ست که از مزار مطهرش به مشام می رسد. به همین دلیل او را «شهید عطریِ قطعه 26» لقب داده اند 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷 ☀️روایتگری شهدا ✅ @shahidabad313 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
💥☄ 🔸 ...😓 •زمانی ڪه عڪس شهدا رو بہ دیوار اتاقم چسبوندم ، ولی بہ دیوار دلم نہ !😱 🔹 ...😓 •زمانی ڪه اتیڪت خادم الشهدا و ... رو بہ سینہ م میچسبونم ، اما " خادم پدر و مادر " خودم نیستم !😨 🔸 ...😖 •زمانی ڪه اسمم توی لیست تمام اردو های جهادی هست! ، ولی توی خونہ🏠 خودمون هیچ ڪاری انجام نمیدم ! 🔹 ...😧 •زمانی ڪه برای مادرای شهدا اشڪ میریزم.😢 اما " حرمت مادر " خودم رو حفظ نمیڪنم !😰 🔸 ...↓ •زمانی ڪه فقط رفتن شهدا رو میبینم ،👀 ولی " شهیدانہ زیستنشون " رو نہ !❌ 🔺شهدا شرمنده‌ایم😓 ڪه مدام شرمنده ایم 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷 ☀️روایتگری شهدا ✅ @shahidabad313 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌷 ‌سلام دوستان مهمون امروزمون حاج مرتضی هست✋ 🕊️ شهید مرتضی عطایی🌹 تاریخ تولد: ۱۲/ ۴ / ۱۳۵۵ تاریخ شهادت: ۲۱/ ۶ / ۱۳۹۵ محل تولد: مشهد مزار: مشهد محل شهادت: سوریه 🌹فرمانده گردان تیپ فاطمیون ملقب به ابوعلی💫 هر وقت پشت بی‌سیم‌ها صدای ابوعلی می‌آمد داعشی‌ها واقعا می‌ترسیدند. حتی یک مرتبه یکی از اسیران که با داعشی ها مبادله شده بود میگفت اسیران ما را شکنجه میکردند🖤تا از ابوعلی برایشان بگویند💫 همسرش میگوید←هر بار که به سوریه می‌رفت مجروح می‌آمد🥀 موج‌های انفجار اذیتش می‌کرد و دچار تشنج می شد🖤 چند روز قبل از آخرین باری که به سوریه رفت خواب دیدم تیر به گلویش خورده🖤. دو روز قبل از رفتنش هم گفتم این دفعه که بروی مطمئنم از دستم رفتی🥀 آقا مرتضی خندید و گفت: روز قیامت که بشود وقتی گلوی خونی امام حسین(ع) را ببینم و گلوی من سالم باشد شرمنده می شوم🥀🖤 در نهایت پس از رشادت های فراوان، او همزمان با روز عرفه در منطقه لاذقیه با تیری که به گلویش خورد🖤 شربت شهادت را نوشید و به آرزویش رسید🕊️ وقتی پیکرش را آوردند دخترش گفت شهیدان زنده اند🌷 اگر هستی یک نشانی بده💫 حرف دخترش که تمام شد دیدند از گوشه چشم چپ آقا مرتضی قطره اشک سرازیر شد و بخشی از پارچه کفن خیس شد💫طبق وصیتش او را در بهشت رضا دفن کردند🕊️🕋 🌷 شهید مرتضی عطایی 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷 ☀️روایتگری شهدا ✅ @shahidabad313 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✍ اسلام برای محکم شدن ریشه هایش نیاز به فداکاری و جانبازی و از خود گذشتگی روحانیون و جوانان و تمام اقشار مسلمین دارد و به خاطر است و مطهری ها و بهشتی ها و رجایی ها و باهنرها و ... هزاران شهید والامقام دیگر را از دست می دهیم تا اسلام پابرجا باشد با این اوصاف دیگر چه چیز باعث درنگ ما شده است و نمی گذارد خود را به قافله آنها برسانیم خداوندا ما را جزء سربازان خودت قرار بده که سربازان تو همیشه هستند. 📚منبع:وبلاگ سرداران عشق 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷 ☀️روایتگری شهدا ✅ @shahidabad313 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷
✍در عملیات بدر، تیپ 15 امام حسن‏ علیه‏السلام، الصخره و البیضه را به تصرّف خود درآورد؛ اما در جناح چپ، از برخى یگانها موفقیت چندانى دیده نشد و به اهداف از پیش تعیین شده نرسیدند؛ از اینرو، سردار حبیب اللّه شمایلى دستور داد به پایگاه‏هاى خود به روى آبهاى هور برگردیم. 🍀به او گفتم: «برادر حبیب! شما چون فرمانده هستید، به عقب بروید و نگران نباشید. من گردان را برمى‏گردانم و لازم نیست شما اینجا بمانید.‌» در همان بین گلوله خمپاره‏اى به قایق ایشان اصابت كرد و برادر شمایلى از ناحیه پا مجروح شد. ♻️باز اصرار كردم كه خون‏ریزى پاى شما مشكل‏ ساز شده و بهتر است بچه‏ ها شما را عقب ببرند؛ ولى باز مخالفت كرد و گفت: «تا زمانى كه تمام نیروها عقب برنگردند، از اینجا نمى‏روم.‌» بعد از آنكه بچه‏ ها را عقب فرستادیم، به ایشان گفتم: «دیگر جاى نگرانى نیست. حال اجازه دهید شما را به پایگاه بفرستیم.‌» باز نپذیرفت و گفت: «تا تمام قایقها به منطقه شط على نرسند، از اینجا نمى‏روم.‌» 💢بعد از آنكه قایقها به شط على رسیدند، ایشان را كه در وضعیت خطرناكى به سر مى‏برد، با پیكرى مجروح و خونین به بهدارى رساندیم. مسئولان بهدارى بعد از معاینه گفتند: «اگر لحظه‏ اى دیگر درنگ مى‏كردید، به شهادت مى‏رسید!» 📚منبع : راوى: یوسف‏على حمیدى، ر. ك: صبح ارغوانى، ص 96 و 97 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷 ☀️روایتگری شهدا ✅ @shahidabad313 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷
وسط عملیات..! زیر آتش..! فرقی براش نداشت ؛ هرجا که بود ، اذان که می شد می گفت : من میرم ، موقعیت الله... 📕 ستارگان خاکی « اللهم عجل لولیک الفرج » 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷 ☀️روایتگری شهدا ✅ @shahidabad313 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌸 رفتند و ما جامانده ایم. 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷 ☀️روایتگری شهدا ✅ @shahidabad313 🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷
💎اگه شهیدم کنی،راضی نیستم! دوشنبه6 بهمن1365 عملیات کربلای5 🍁، سه‌راه مرگ 💢یک دستگاه نفربر بی.ام.پی که جهت آوردن مهمات به جلو آمده بود،دقایقی کنار پست امداد توقف کرد تامجروح‌ها را سوار کنیم.مجروحین بدحال راکه غالبا دست وپا قطع بودند،سوار آن کردیم.راننده مدام می‌گفت: -زود باشین...فرصت نیست...الانه که تانکای عراقی بزنن 💢ولی مابدون توجه به حرف او،تا آن‌جاکه جاداشت مجروحین راسوار کردیم.حتی آنها رابه هم فشار می‌دادیم تاتعدادبیش‌تری جا شوند.نالۀ بیش‌تر آنها بلندشد،ولی کاری نمی‌شدکرد.معلوم نبود وسیلۀ دیگری برای بردنشان بیاید. 💢خوب که مطمئن شدیم دیگر جایی برای کسی نیست،به‌زور درِ نفربر رابستیم و ازبیرون قفل کردیم.باقی مجروح‌ها به داخل پست امداد رفتند تاهمچنان منتظرآمدن آمبولانس بمانند. 💢نفربر باتکانی ازجاکنده شد وبه راه افتاد.هرچه سلام وصلوات به ذهن‌مان رسید،نذرکردیم تاسالم از سه‌راه مرگ ردشود.همین که به سه‌راه رسید،تانکی که همچون گرگی گرسنه درکمین نشسته بود،ازسمت چپ به طرفش شلیک کرد. درمقابل چشمان وحشت‌زده ومبهوت ما،گلولۀ مستقیم تانک به پهلوی نفربر خورد،آن را جرداد و باورود به داخل آن،درجا منفجر شد و نفربر رابه کنار خاکریز پرت کرد. 💢به‌دنبال آن،باران خمپاره وتوپ بودکه باریدن گرفت.به هیچ وجه نمی‌شدکاری کرد.درِ نفربر ازبیرون قفل شده بودو مجروح‌هاکه لای همدیگر فشرده بودند،میان آتش می‌سوختند.صدای دل‌خراش جیغ که ازحلقوم آنها به هوا برمی‌خاست،تنم رابه لرزه انداخت.هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم جیغ مرد،این‌گونه سوزاننده باشد!