هدایت شده از هیئت بانوان پیشکسوت زینبی «س» تاسیس ۱۴٠٠/۹/۴
•[شاخصه های موفقیت و شاخص های موفق]•
سرای راهبردی نورهان برگزار میکند:
⩥ گعده پرسش و پاسخ ⩤
🌟با حضور سرکار خانم دکتر اسماعیلی
💬دور هم جمع میشویم تا گفتگو کنیم.
شما دوست دغدغهمند هم دعوتید برای مشارکت در این گعده دوستانه.😉
⏰زمان: جمعه ، بعد از نماز مغرب و عشا
🗺مکان: قم ، ابتدای دورشهر (فاطمی)، بوستان نجمه
╾╾╾╾╾╾╾╾╾╾╾╾╾╾╾╾╾╾╾╾╾
🟢 سرای راهبردی نورهان
📣📣📣امت حزب الله
🔥جلسه بصیرتی با محوریت انتقام💪 از 🔥اس🔥رائ🔥یل🔥💪
با حضور نماینده انقلابی
👈 دکتر محمد منان رئیسی امشب بلافاصله بعد از نماز مغرب و عشا بلوار امین مسجد المهدی برگزار میگردد.
😲به افرادحاضر در جلسه ؛ از امشب به قید قرعه سکه طلایپارسیان اهدا
می گردد 💐
به همه دوستان خوبت اطلاع رسانی کن
رسانه باشیم یاعلی
داغترین اخبار روز ایران و جهان
https://eitaa.com/Beautifulirran🌺🌺
باعرض سلام وادب
🔺سوادرسانه چیست؟🔺
سواد رسانه ای یا Media Literacy نوعی تکنیک عملی و مهارت بسیار ویژه است که در عصر حاضر یکی از مهمترین آموزشها در جهان تلقی میشود. سواد رسانه ای به فرد این توانایی را میدهد که تحلیل مناسبی از مطالب منتشر شده در انواع شبکههای رسانه ای را داشته باشد.
با تجهیز به مهارت سواد رسانهای یاد خواهیم گرفت هر پیامی را نبینیم، نخوانیم و نپذیریم. باید از پیامها و اطلاعات اطرافمان براساس نیازهایمان استفاده کنیم .
🔺باتوجه به نیازافراد
برای بالابردن سوادرسانه ای خانم های محله
🔺برگزاری کلاس سوادرسانه 🔺
🔺زمان : شنبه ۱۴۰۳/۸/۱۲
🔺ساعت:۱۰:۳۰صبح
🔺حوزه ام ابیهاسلام الله
🔺پایگاه عقیله بنی هاشم سلام الله
🔺ویژه خواهران
📣📣📣📣📣
لطفاسرساعت حاضرباشید.
بنیاد ٫خ پاییزان ٫ خ دکترحسابی ٫
نبش کوچه هفتم ٫ مسجدحضرت زینب سلام الله
#خار_و_گل_میخک
از شهید یحیی السنوار
#قسمت_دهم
که به آهسته راه رفتن داشت و با وجود سن بالا بیش از 70 سال مجبور میشدم دنبالش ،بدوم چون نزدیک می بود مرا هم با خودش بکشاند.
قبل از اذان در مسجد نماز میخواندیم من در کنار پدربزرگم می ایستادم و تا جایی که میتوانستم اعمال نماز را به تقلید وی انجام میدادم چهار زانو مودبانه کنارش مینشستم و سرم را بین دستانم می.گذاشتم بچه ها، شیخ حمید می آمدند و ساعتش را از جیبی که روی سینه اش بود بیرون می آورد و نگاهش میکردند وقتی اذان نزدیک می شد، بالای مناره می رفت و اذان میداد از شنیدن آن صدای شیرین احساس خوشحالی می کردم
شیخ حمید اذانش را تمام میکرد و از مناره پایین میآمد و نماز سنت میخوانند کنار پدربزرگم می ایستادم و تا می توانستم از او تقلید میکردم، سپس تعداد کمی از شیوخ (بزرگسالان محله میآمدند و همه نماز می خوانند. نماز ظهر در جمعی که تعدادشان زیاد از ده نفر نمیشد و همه شیخ و کهن سال بودند به جز من و یکی دو بچه دیگر که پدربزرگ شان آنها را آورده بود.
به نظر میرسید پدربزرگ و مادرم در مورد سرنوشت نامعلوم پدرم عمل انجام شده را پذیرفته بودند. کمتر در مورد او صحبت میکردند یا متوجه شده بودند که باید منتظر بمانند که کاری کند چون هیچ کس دیگری را نداشتند هیچ راهی برای انجام کاری برای یافتن پدرم وجود نداشت تنها اتفاق جدیدی که برای خانه ما افتاد این بود که خانواده زن عمویم او را مجبور به ازدواج مجدد کرده بودند که کار آسانی هم نبود مادرم شبها پیش آنها میماند و مثل همه مادران به وظیفه خود در قبال آنها عمل میکرد مانند دیگر فرزندانش از آنها مواظبت میکرد اما شکی نیست که این فقدان پدر و مادر را جبران نمیکند اما تا حدودی روزگار عادی میشود و روزها گذشت صدای وضو گرفتن و نماز فجر پدربزرگم را می شنیدم و مادرم از خواب بیدار میشد تا برادران و خواهران و دو پسر عمویم را بیدار .کند او آنها را برای مدرسه آماده می کند و آنها به مدرسه می رفتند پدربزرگم به بازار میرفت مادرم شروع به مرتب کردن خانه می کرد و من از ترس اینکه مبادا خواهرم بیدار شود و گریه کند و در حالی که مادرم مشغول چیدن خانه میبود کنار خواهرم مریم می نشستم، پدربزرگم تنها و برادرانم برمیگشتند و پسر عموها هم از مدرسه برمی گشتند بنابراین مادرم ناهار را برای ما آماده کرد تا با هم بخوریم سپس مادرم دستورات همیشگی خود را به برادرانم محمود و حسن آغاز می کرد و آنها از خانه خداحافظی میکردند یا برای کار یا هم برای بازی اعراب) و (یهودیان یا هفت (زمین بیرون می رفتیم، و دخترها بازی (هاپسکاچ) میکردند تا اینکه غروب نزدیک میشد و محمود و حسن از کارخانه برمی گشتند و زندگی معمولی بدون هیچ چیز جدیدی اتفاق می افتد.
یک روز غروب محمود و حسن دیر از کارخانه برنگشتند و تنها نیامدند، بلکه مامایم صالح هم با آنها آمد و طبق معمول دور او همدیگر را دیدیم و طبق معمول به تک تک ما سلام کرد و به گرمی ما را نوازش کرد و به هر کدام از ما پول داد. سپس با مادرم در مورد خاله ام فتحیه صحبت کرد که خواستگارها نزد او آمده اند آنها در منطقه الخلیل پارچه تجارت می کنند و برای خرید پارچه ای که مامایم درست میکرد میآمده اند مادرم تصریح کرد که نظر نظر اوست و تا زمانی که فتحیه موافق و راضی است و تو موافق و راضی هستی و خودت او مردم را میشناسی پس به برکت خدا در کار خیر تعلل نکن در آن مدت مادرم برخاست و رفت ما با مامای مان در مورد حالات ما و اخبار همه و همه در مدرسه و چیزهای دیگر که می پرسید صحبت میکردیم.
مادرم کمی بعد بر گشت و یک چاینک چای آماده کرده ،بود ماما صالح با ما چای نوشید و بعد بلند شد که برود، مادرم سعی کرد او را راضی کند که شب را پیش ما بماند، اما عذرخواهی کرد و گفت میدانی که نمی توانم شب را بیرون از خانه بگذرانم چون کسی نزد دختران نیست مادرم برایش دعا کرد که خداوند پادشا تو را خیر بدهد صالح عوض الخير.. مامايم رفت و گفت که رضایت خود را به خواستگاران خاله اطلاع خواهد داد و وقتی برای خطبه میآیند، به شما خبر می دهم تا شما و حاج ابو ابراهیم و بچه ها تشریف بیاورید.
فردای آن روز در ساعات اولیه صبح اندکی پس از پایان نماز پدربزرگم آواز بلندگوهایی را که در جیپ های نظامی حمل میشد را شنیدیم که به زبان عربی شکسته اعلام میکردند که تا اطلاع ثانوی منع رفت و آمد برقرار شده است..
ادامه دارد ....
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
.
" خدا بخواهد غیرممکن هم ممکن میشود ” امیدوارم همینقدر قشنگ براتون بخواد...
💫شب تون پر از معجزه الهی💫
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
هدایت شده از قرارگاه خادمیاران مهدوی
🍃🌸🇮🇷🌸🍃
#سلام_امام_زمانم
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللّٰهِ الَّذِى يَهْتَدِى بِهِ الْمُهْتَدُونَ
وَ يُفَرَّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ
سلام بر تو که راهیابان توسط تو راه مییابند و گره کار مومنین بدست تو باز میشود
بیخبر!
در نزن و
سرزده از راه برس
مثل باران بهاری که نمیگوید کی
┄┅═══✼🍃🌺🍃✼═══┅┄
آنقدر از سختی کار فرمود و فرمود:
"... و نجات نیابد [از این امتحان]،
مگر کسی که خدا از او پیمان گرفته
و در قلبش ایمان را نقش کرده
و او را با روحی از جانب خود مؤیّد کرده باشد."
مفضل به گریه افتاد!
فرمود: "چرا گریه میکنی؟!"
عرض کرد:
"چگونه نگریم!
در حالی که شما میگویید؛
دوازده پرچم مشتبه که هیچیک از دیگری باز شناخته نشود، وجود دارد!
پس ما چه کنیم؟!"
صادق آلمحمد به پردهی آفتاب که به داخل صفه تابیده بود، نگاه کرد و فرمود:
"ای اباعبداللّه!
آیا این آفتاب را میبینی؟
به خدا سوگند!
امر ما از این آفتاب روشنتر است."
🔸🌺🔸--------------
قرارگاه مردمی خادمیاران مهدوی
@khademyaran_mahdavi
┄┅═✧❁﷽❁✧═┅┄
#تقویم_امروز
امروز؛ شنبه
☀️ ۱۲ آبان ۱۴۰۳ هش
☪ ۲۹ ربیعالثانی ۱۴۴۶ هق
✝ ۲ نوامبر ۲۰۲۴ میلادی
🕎 ۱ حشوان ۵۷۸۵ عبری
متعلق به پیامبر عزیز و اعظم؛ خاتمالنبیین حضرت #محمد_مصطفی صلیاللهعلیهوآله
ذکر امروز؛ یکصد مرتبه
یَا رَبَّ العَالَمِینَ
📆 روزشمار:
🔹 ۱ روز تا ۱۳ آبان؛
👈 سالروز تبعید حضرت امام خمینی به ترکیه پس از اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون ۱۳۴۳ش
👈 سالروز کشتار دانشآموزان معترض به رژیم پهلوی در دانشگاه تهران ۱۳۵۷ش - روز دانشآموز
👈 سالروز تسخیر لانه جاسوسی آمریکا بدست دانشجویان پیرو خط امام ۱۳۵۸ش - روز ملی مبارزه با استکبار جهانی
💐 ۵ روز تا میلاد عقیله بنیهاشم، اسوهی صبر و نماز، حضرت زینب کبری علیهاالسلام ۵ق - روز پرستار
🏴 ۱۳ روز تا سالگرد شهادت صدیقه کبری علیهاالسلام به روایت ۷۵ روز
🔹 ۱۸ روز تا اعلام پایان سیطره داعش بر سرزمینهای اسلامی به مقام معظم رهبری و فرمانده کل قوا توسط قهرمان ملی حاج قاسم سلیمانی ۱۳۹۶ش - روز قهرمان ملی
🔹 ۲۳ روز تا سالگرد فرمان حضرت امام خمینی رحمهالله مبنی بر تشکیل بسیج مستضعفین ۱۳۵۸ش - پایان هفته بسیج (۲۹ آبان الی ۵ آذر)
🏴 ۳۳ روز تا سالگرد شهادت صدیقه کبری علیهاالسلام؛ به روایت ۹۵ روز
┈••✾•🌸مناسبتهای امروز🌸•✾••┈
📆 مناسبتهای شمسی
🔹به رسمیت شناختهشدن سلسله منحوس #پهلوی در ایران توسط انگلستان ۱۳۰۵ش
📆 مناسبتهای قمری
📆 مناسبتهای میلادی
🔹صدور بیانیهٔ خائنانهٔ #بالفور / اولین گام برای تشکیل کشور جعلی #اسرائیل (١٩١٧م)
#سلام_امام_زمانم
📖 السَّلامُ عَلی وَلِیِّ اللَّهِ وَ ابْنِ اَوْلِیآئِهِ...
✳️ سلام بر تو ای مولایی که همچون پدران پاکت، بر ذره ذره این عالم ولایت داری.
✳️ سلام بر تو و بر روزی که زیر پرچم ولایت تو جهان آباد خواهد شد.
نزدیکترین مسافر دور، سلام
آیینهی سبز قامت نور، سلام
بی تو همه خفته اند در این عالم
ای نفخهی دل نواز در صور، سلام
🔻#اینجا_خیمه_گاه_شهداست... 👇
🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷
@shahidanemasjedehazratezeynab
🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷