eitaa logo
امام زادگان عشق
93 دنبال‌کننده
15هزار عکس
4هزار ویدیو
333 فایل
خانواده های معظم شهداء و ایثارگران محله مسجد حضرت زینب علیها سلام . ستاد یادواره امام زادگان عشق ارتباط با مدیر کانال @ya110s تاریخ تاسیس ۱۳۹۷/۱۰/۱۶
مشاهده در ایتا
دانلود
صبح علی الطلوع سلامٌ علے الحسین بالدمِ والدُموع سلامٌ علے الحسین این عین عاشقے ست که هر روز میشود با نامتان شروع سلامٌ علے الحسین . 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
21.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫شیوه امر به معروف خانوم بدحجاب در شب شهادت امام صادق توسط مسئول مجموعه دختران انقلاب ❌چرا برای حجاب امر به معروف کنیم ؟
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
8.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‏نافله ی شب 3دقیقه با لهجه ی زیبای یزدی ببینیم میتونید 3 دقیقه رو از شیطان رجیم پس بگیرید استاد ابایی _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ اللّهمّ صلّ علی فاطمهٔ و أبیها و بعلها و بنیها و السّرّ المستودع فیها بعدد ماأحاط به علمک. 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
Tahdir joze26.mp3
3.99M
جزء بیست وششم قران کریم🌿 📢بشنوید| تندخوانی (تحدیر) با صدای استاد معتز آقایی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
*📜گوشه ای از وصیت نامه پُر محتوا و شنیدنی ،ع، که کمتر به آن توجه شده است!*❣ *در کنار تمام این عزاداری ها و شب بیداری ها و گریه و اشک ها، دقیقه ای وقت گذاشته و وصیت امام علی ،ع، را گوش فرا داده و سعی در عمل به آن بنماییم !* 🔻... 👇 🌷〰〰〰🇮🇷〰〰🌷 @shahidanemasjedehazratezeynab 🌷〰〰🇮🇷〰〰〰🌷
21.48M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💫شیوه امر به معروف خانوم بدحجاب در شب شهادت امام صادق توسط مسئول مجموعه دختران انقلاب ❌چرا برای حجاب امر به معروف کنیم ؟
روایت فرشته ملکی همسر شهید بعد منوچهر نشست روی تخت گفت «یک جای کارم خراب بود. آن هم تو باعثش بودی. هر وقت خواستم بروم، آمدی جلوی چشمم سد شدی. حالا برو دیگرا» همه بی مهری و سرسنگینی اش برای این بود که دل بکنم. میدانستم. گفتم منوچهرخان، همچین به ریشت چسبیده ام و ولت نمی کنم. حالا ببین.» ما روزهای سخت جنگ را گذرانده بودیم. فکر می کردم این روزها هم می گذرد، پیر می شویم و به این روزها میخندیم. ناهار بیمارستان را نخورد. دلش غذای امام حسین را می خواست دکترش گفت «هر چه دلش خواست، بخورد. زیاد فرقی نمی کند.» به جمشید زنگ زدم و او از هیئت غذا و شربت آورد. همه بخش را غذا دادیم. دو بشقاب ماند برای خودمان. یکی از مریض ها آمد. بهش غذا نرسیده بود. منوچهر بشقاب غذاش را داد به او و سه تایی از یک بشقاب خوردیم. نگران بودم دوباره انسداد روده بشود. اما بعدازظهر که از خواب بیدار شد، حالش بهتر بود. گفت «از یک چیز مطمئنم. نظر امام حسین روی من هست. فرشته، هر بلایی سرم بیاید، صدام در نمی آید.» تا صبح بیدار ماند. نماز می خواند، دعا می کرد، زل میزد به منوچهر که آرام خوابیده بود؛ انگار فردا خیلی کار دارد. از خودش بدش آمد. تظاهر کردن را یاد گرفته بود؛ کاری که هرگز فکر نمی کرد بتواند. این چند روز تا آن جا که توانسته بود، پنهانی گریه کرده بود و جلوی منوچهر خندیده بود. دکتر تشخیص سرطان روده داده بود؛ سرطان پیشرفته روده که به معده زده بود. جواب کمیسیون سپاه هم آمده بود: جانباز نود درصد. هر چند تا دیروز زیر بار نرفته بودند که این بیماریها از عوارض جنگ باشد.