eitaa logo
شهید امنیت مجتبی بابائی زاده (خادم الشهدا)
173 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
791 ویدیو
21 فایل
مقام عظمای ولایت:هرشهید پرچمی برای استقلال و شرف این ملت است. #کانالی_برای_تبلیغ_وحفاظت_از_ارزشها به یاد #شهیدامنیت_مجتبی_بابایی_زاده (با نام جهادی #احمد_نجفی) #شهادت #قله_های_جاسوسان_پیرانشهر #شهادت:۱۳۹۰/۶/۱۳ ارتباط با ادمین: @montazer_deltang
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷 تقدیم به پاسداران شهید میلاد حیدری و مقداد مهقانی مرا به فصل تماشایی خزان ببرید به قطعه قطعۀ سرخ مدافعان ببرید از آن مسیر که بوی بهشت می‌آید از این زمین غم‌آجین به آسمان ببرید چقدر گوش زمانه پر از صدای شماست مرا برای شنیدن به بی‌کران ببرید منی که گم شده‌ام در حوالی دنیا مرا به مقصد پیدایش جهان ببرید مدافعان حرم! عطر کربلا دارید به‌جاست سر بدهید و به‌جاست جان ببرید به دوش شهر اگر کوچه کوچه می‌گذرید مرا به بدرقه با اشک کاروان ببرید خبر رسید که می‌آید او به زودی زود اگر که دست توسل به جمکران ببرید دلم گرفته برای صدای روضه‌تان! مرا به بارش باران بی‌امان ببرید ✍🏻 🏷 🚩 ┄┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄┄ قرارگاه             فرهنگی جهادی               خادم الشهدا            شهیدامنیت مجتبی بابایی زاده ╭┅────────────┅╮ @shahidbabaeizadeh ╰┅────────────┅╯
والصّبح... دمید گرد و غبار سپاهیان سحر گرفت قلعۀ شب را طلیعۀ لشکر در ازدحام فلک، برقِ فجر پیدا شد رها شدند از آن تیرگی هزار اختر سپیده سر زد و با دست مهربانی خویش کشید پرده‌ای از نور روی قرص قمر به دوش کوه بر آمد ملیکۀ مشرق طلوع کرد و جهان را گرفت سرتاسر به شکر فتح خودش بر سر زمین پاشید بدون هیچ دریغی هزار سکّۀ زر چه خلقتی‌ست؟ شگفتا! چه آیه‌ای؟ عظمی! به فتح صبح قسم خورده خالق اکبر قسم به صبح که خورشید شام، زینب بود بزرگوار، شکوه‌آفرین، بلندنظر به هوش باش که برخاست محکمات علی بلند شد که قیامش به پا کند محشر بلند شد، سخنش را نشاند بر کرسی نیاز نیست که باشد خطیب بر منبر بلند شد، همه بت‌ها به لرزه افتادند مگر که رفت علی روی دوش پیغمبر؟ کلام موجز او واژه واژه پر اعجاز به گوش می‌رسد آیات سورۀ کوثر شبیه بود به تسبیح، رشتۀ سخنش به جای لفظ به هم وصل کرده دُرّ و گهر مگر که روح الامین سورۀ قیامت خواند که کاخ ظلم شد از این کلام زیر و زبر خطاب کرد: «اَنا بِنتُ قامِعِ الکَفَرة وَرِثتُ حُجبَ الکوثَر وَ مَنطِقَ الحیدر منم همان که جگرگوشۀ نبی خداست تویی نوادۀ آن زن که می‌درید جگر رسیده کار به جایی که هم‌کلام توام منی که هم‌سخنم نیست از مَلَک کمتر کنیزهای تو در کاخ‌ها نشسته به تخت عزیزهای پیمبر اسیر کوه و کمر اسیر در غل و زنجیر کودکان یتیم؟ ندای روح الامین می‌رسد: فَلا تَقهر!» به پای خطبۀ غرّاء ذوالفقاری او سپاه شب‌زده انداخت بی‌اراده سپر هنوز می‌رسد از شام، برق خورشیدش اگر مسافر صبحی، ببند بار سفر! مرکّب و قلم و کاغذ و مضامین، سرخ رسانده نامۀ خون را کبوتری بی‌سر من الغریب می‌آید، نمانده وقت خضاب حبیب‌های حرم را خبر کنید، خبر! مدافعان حرم بوده‌ایم نسل به نسل رسیده قبضۀ شمشیر از پدر به پسر اگر چه سر بدهد، قصّه‌اش به سر نرسد که شیعه حبّ علی را گرفته از مادر چه می‌شود که علی جان! به ما سری بزنی شهید چشم تو باشیم لحظۀ آخر حکایت من و عشق تو همچنان باقی‌ست اگر چه باز به پایان رسید این دفتر ✍🏻 🏷 علیهاالسلام |