eitaa logo
🌺ابراهیمـ دلها🌺«قهرمان مـن»🕊
1.3هزار دنبال‌کننده
13.7هزار عکس
14.8هزار ویدیو
131 فایل
ـ🦋⃟ ﷽🦋 امام محمد باقر «ع»:⤵️ فضیلتی چون جهاد نیست ، و جهادی چون مبارزه با هوای نفس نیست...🌱 #کپی!؟ به عشق صاحب الزمانمون، حلالت مومن🕊 ارتباط باما⤵️🌹 «ارسال نظرات ودرخواست ها»👇 @majjnon_al_mahdi313
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📌امان از مصلحتی ، که به مصلحت نیست ! 🔰این حرف های آقای رائفی پور خیلی دقیق است 🔶یکی از مشکلات همین مصلحت اندیشی ها است، طرف اگر خطا نکرده چرا از کار برکنار میشه اگر خطا کرده غلط کرده مردمو به دین و انقلاب بدبین کرده است و باهاش برخورد نمیشه. 🔺قرار نیست دین و انقلاب برای ما هزینه بده قرار ما برای دین و انقلاب هزینه بدیم.یاعلی... ـُِِ✿ُِِ‌ِِّ‌َِِ🦋❥ِِّـٍِِ#✨الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ✨ ┏━━━━━☆━━♡━━☆━━━━┓  「⃢🦋➺@shahidebrahiimm ┗━━━━━☆━━♡━━☆━━━━┛
📸 تصویری از مراسم عزاداری شام غریبان حسینی در حسینیه امام خمینی. ۱۴۰۲/۰۵/۰۶ ❤️ قاب عکس سرادر شهید حاج قاسم سلیمانی در کنار رهبر انقلاب ـُِِ✿ُِِ‌ِِّ‌َِِ🦋❥ِِّـٍِِ#✨الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ✨ ┏━━━━━☆━━♡━━☆━━━━┓  「⃢🦋➺@shahidebrahiimm ┗━━━━━☆━━♡━━☆━━━━┛
قرائت هرشب دعای فرج به نیت ظهور 🕊 ♥️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
4_310226054725763750.mp3
701.2K
ش ۱۰ 🎧آنچه خواهید شنید؛👇 ❣بی خیال امام زمان شدن؛ در حقیقت، بی خیال آفتاب، شدنه! 💓در طول روز ، يه ساعتهایی بشین زیر نور این آفتاب، و دلتو روشن کن...روشن روشن...
و#?بہ‌وقت‌ڪتاب: 🥀 ✍🏻نویسند:سیدمهدۍشجاعے پاࢪت ۱۹ زینب ! کاش از خیمه بیرون مى زدى و خودت را به حسین نشان مى دادى تا او ببیند که خم به ابرو ندارى و نم اشکى هم حتى مژگان تو را تر نکرده است . تا او ببیند که از پذیرفته شدن این دو هدیه چقدر خوشحالى و فقط شرم از احساس قصور بر دلت چنگ مى زند. تا او ببیند که زخم على اکبر، بر دلت عمیق تر است تا این دو خراش کوچک . تا او...اما نه ، چه نیازى به این نمایش معلوم ؟ بمان ! در همین خیمه بمان ! دل تو چون آینه در دستهاى حسین است . این دل تو و دستهاى حسین ! این قلب تو و نگاه حسین ! پرتو هفتم قصه غریبى است این ماجراى عطش . و از آن غریبتر، قصه کسى است که خود بر اوج منبر عطش نشسته باشد و بخواهد دیگران را در مصیبت تشنگى ، التیام و دلدارى دهد. گفتن درد، تحمل آن را آسانتر مى کند اما نهفتنش و به رو نیاوردنش ، توان از کف مى رباید و نهال طاقت را مى سوزاند، چه رسد به اینکه عالوه بر هموار کردن بار اندوه بر پشت خویش ، بخواهى به تسالى دیگران بایستى و به تحمل و صبورى دعوتشان کنى . بارى که بر پشت توست ، ستون فقراتت را خم کرده است ، صداى استخوانهایت را در آورده است ، پیشانى ات را چروك انداخته است ، چشمهایت را از حدقه بیرون نشانده است ، میان مفصلهایت ، فاصله انداخته است ، تنت را خیس عرق کرده است و چهره ات را به کبودى کشانده است و... تو در این حال باید بخندى و به آرامش و آسایش تظاهر کنى تا دیگران اوال سنگینى بار تو را در نیابد و ثانیا بار سبکتر خویش را تاب بیاورد. این ، حال و روز توست در کربال. در کربال، شاید هیچ کس به اندازه تو زهر عطش در جانش رسوخ نکرده باشد. بچه ها که فریاد العطش سر داده اند، همگى در سایه سار خیمه بوده اند. معجر و مقنعه و عبا و دشداشه و لباس کامل ، در زیر آفتاب سوزنده نینوا، حتى خون رگهاى تو را تبخیر کرده است . تو اگر با همین حجاب ، در عرصه نینوا مى نشستى ، عطش تمام وجودت را به آتش مى کشید، چه رسد به اینکه هیچ کس در کربال به اندازه تو راه نرفته است ، ندویده است ، هروله نکرده است مگر البته خود حسین و تو اکنون با این حال و روز فریاد العطش بچه ها را بشنوى و تاب بیاورى . باید تشنگى را در تار و پود جوانان بنى هاشم ببینى و به تسالیشان برخیزى . باید زبانه هاى عطش را در چشمهاى کودکان نظاره کنى و زبان به کام بگیرى و دم برنیاورى . باید تصویر کوثر را در آینه نگاهت بخشکانى تا بچه ها با دیدن چشمهاى تو به یاد آب نیفتند. باید آوندهاى خشکیده اینهمه نهال را به اشک چشم آبیارى کنى تا تصویر پژمردگى در خیال دشمن بخشکد و گلهاى باغ رسول اهلل را شاداب تر از همیشه ببیند. اما از همه اینها مهمتر و در عین حال سختر و شکننده تر، کار دیگرى است و آن این که نگذارى آتش عطش بچه ها از در و دیوار خیمه ها سرایت کند و توجه ابوالفضل را برانگیزد، نگذارى طنین تشنگى بچه ها به گوش عباس برسد. چرا که تو عباس را مى شناسى و از تردى و نازکى دلش باخبرى . مى دانى که تمام صالبت و استوارى و دلیرى او، در مقابل دشمن است ادامه دارد... 🕯🍂' الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ‌بحق‌ حضࢪٺ‌زینب‌ڪبرۍ‌سلام‌الله‌علیها‌🖤🍃'
📚بہ‌وقت‌ڪتاب: 🥀 ✍🏻نویسند:سیدمهدۍشجاعے پاࢪت ۲۰ و مى دانى که دلش در پیش دوست ، تاب کمترین لرزش را ندارد. پس او نباید از تشنگى بچه ها باخبر شود، او علمدار لشکر است و پشت و پناه برادر، او اگر دلش بلرزد، طنین زلزله در کائنات مى پیچد. او اگر از تشنگى بچه هاى حسین باخبر شود، آنى طاقت نمى آورد، خود را به آب و آتش مى زند تا ریشه عطش را در جهان بخشکاند. او تاب دیدن اشک بچه ها را ندارد. او در مقابل گریه هاى رقیه دوام نمى آورد. لزومى ندارد که سکینه از او چیزى بخواهد. او خواستنش را از نگاه سکینه در مى یابد. او کسى نیست که بتواند در مقابل نگاه سکینه بى تفاوت بماند. سکینه فقط کافى است که لب به خواستن آب ، تر کند؛ او تمام دریاهاى عالم را به پایش مى ریزد. اما خدا چه صبر و طاقتى به این سکینه داده است . دلش را دوپاره کرده است . نیمش را با پدر به میدان فرستاده است و نیم دیگر را در زیر پاى کودکان ، پهن کرده است . ولى مگر چقدر مى شود به تسالى کودك نشست . سخن هر چقدر هم شیرین ، براى کودك تشنه ، آب نمى شود. این دل سکینه است که در سخن گفتن با کودکان ، آب مى شود. نه ، نه ، نه ، عباس نباید لبهاى به خشکى نشسته سکینه را ببیند. نگاه عباس نباید با نگاه سکینه تالقى کند. عباس جانش را بر سر این نگاه مى گذارد و روحش را به پاى این نگاه مى ریزد و بى عباس ... نه ... نه ...، زندگى بدون آب ممکن تر است تا بدون عباس . عباس ، دل آرام عرصه زندگى است ، آرام جان برادر است . حیات ، بدون عباس بى معناست و زندگى بدون ابوالفضل ، میان تهى است و آسمان و زمین ، بى قمر بنى هاشم ، تاریک و ظلمانى است . نه ، نه ، عباس نباید از تشنگى بچه ها باخبر شود. این تنها راز عالم هستى است که باید از او مخفى شود. اما مگر او با گفتن و شنیدن ، خبردار مى شود؟! دل او آینه آفرینش است . و آینه ، تصویر خویش را انتخاب نمى کند. مگر همین دیشب نبود که تو براى سرکشى به خیمه هاى خودى از خیمه خودت در آمدى و از دور عباس را، استوار و با صالبت در کار محافظت از خیمه ها دیدى ؟! مگر نه وقتى تو از دلت گذشت که ))چه علمدار خوبى دارد برادرم !(( از میان زمزمه هاى او با خودش شنیدى که : ))چه موالى خوبى دارم من .(( مگر نه وقتى تو از دلت گذشت که ))چه برادر خوبى دارد برادرم !(( شنیدى که : ))من نه برادر، که خدمتگزار حسینم و زندگى ام در بندگى حسین معنا مى شود.(( آرى ، دل عباس به آسمان آبى و بى ابر مى ماند. پرواز هیچ پرنده خیالى در نظرگاه دلش مخفى نمى ماند. چگونه مى توان رازى به این عظمت را از عباس مخفى کرد؟! همیشه خدا انگار نبض عباس با عطش حسین مى زده است . انگار پیش از آنکه لب و دهان حسین ، تشنگى را احساس کند، قلب عباس ، از آن خبر مى داده است . اکنون که روز تشنگى است ، چگونه ممکن است او از عطش حسین و بچه هاى جبهه حسین بى خبر بماند؟! بى خبر نمى ماند. بى خبر نمانده است . همین خبر است که او را از صبح مثل مرغ سرکنده کرده است . همین خبر است که او را میان خیمه و میدان ، هاجروار به سعى و هروله واداشته است ادامه دارد... 🕯🍂' الـٰلّهُمَ؏َجــِّلِ‌لوَلــیِّڪَ‌اَلْفــَرَجْ‌بحق‌ حضࢪٺ‌زینب‌ڪبرۍ‌سلام‌الله‌علیها‌🖤🍃'