15.04M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #مصاحبه با حجت الاسلام والمسلمین محمدمسلم وافی
در خصوص وضعیت جمعیت ایران ؟
چگونگی حل مسئله ؟
💡@FANUSESHAB
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❌ 🎬 شیطنت رسانه ای دشمن
🔶 اینبار با تلفن همراه دختر سردار دل ها
#مراقبباشیم
#دشمنانزهردارند
http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🔻دشمنشناسی به سبک حاج قاسم🚩
🔶🔹 پینوشت:
دشمن و دشمنشناسی از منظر #سردار_دلها:
1⃣ شناخت دشمن یک امر تحقیقی و تجربی است!
2⃣ کم کردن حساسیت جامعه نسبت به دشمن، خیانت است!
✍️مهندس شکوهیانراد
پ.ن : فهم غلط از دشمن، آدرس غلط دادن به مردم 👌👌👌
http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
👤 توییت استاد #رائفی_پور
✍ خانم #مجتهده_نجفی در سال ۹۲ بنده را با خطرات جبرانناپذیر کاشت درخت #کنو_کارپوس آشنا کرد. ایشان با واحد حکمرانی مصاف نیز همکاری داشت. متاسفانه باخبر شدم دعوت حق را لبیک گفتهاند.
🔸 خانم نجفی اولین کسی بود که پرده از خیانت کاشت این گونه مهاجم با پوشش بیابانزدایی برداشت!
🔹 متاسفانه هماکنون ۶ استان کشور درگیر این اختاپوس وحشتناک شدهاند و درگیرترین استانمان خوزستان مظلوم است که چهار سال پیش نسبت به آن هشدار دادم.
🔸 گفتنی است کاشت #کهور (کنو کارپوس) در برخی کشورها حتی تا ۳۰ سال زندان دارد. این گونه مهاجم بسیاری از کشورهای آفریقایی را به خاک سیاه نشاند.
🔹 #شبکه_نفوذ محیطزیستی در سال آخر دولت خاتمی با وارد و معرفی این گونه وحشتناک برای طرح بیابانزدایی عملا کشور و خصوصا استان خوزستان را در آستانه بحران بسیار جدی قرار داده.
🔸رشد بسیار سریع، مصرف زیاد آب، تولید سم و از کار انداختن تاسیسات آب و فاضلاب از اهم آسیبهای #کنو_کارپوس است.
🆔 @Masaf
9.56M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•••
دنیاجای موندننیست...
محل عبوره...✈
نباید وابسته بشی به جذابیت هاش!!!⛔
*هرچی بیشتر بهایندنیا پیلهکنی پروانه شدنت سخت تره*
http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
رو که سیلی میخورد، آثار میماند به جا
جای پنجه روی گل بسیار میماند به جا
دست سنگینی اگر چرخید روی صورتی
زیر پاها یک خط دوّار میماند به جا
لابلای ناسزا گم شد، صدای ضربه اش
پشت پیچ کوچه این اسرار میماند به جا
چون که پیغمبربه مکرکفر ازدنیا رود
اهل بیت وحی را آزار میماند به جا
میرود از خانه بیرون فاتح خیبر، ولی
فاطمه بین در و دیوار میماند به جا
یاد زخم سینه آتش میزند این خانه را
در که می سوزد، ولی مسمار میماند به جا
بعد #زهرا زانوی غم را بغل کرده #علی
از یل خیبر همین مقدار میماند به جا
#نـوكــر_نـوشـت:
#یاعلی_جـان
روی سیلی خورده ی زهرا شهادت میدهد
از علـی مظلومتر مردی در این دنیا نبود
#صلي_الله_عليڪ_ياسيدناالمظلوم_ياابا_عبدالله_الحسين
سلام عليكم و رحمة الله، صبحتون بخير، روزتون معطر بنام #خامس_آل_عبا
#به_یاد_شهید_مدافع_حرم_علی_آقایی
#اللهم_صل_علی_محمد_و_آل_محمد_و_عجل_فرجهم
http://eitaa.com/shahidmohammadrezaalvani
﷽
📚 تاریخ_سخن_میگوید
⏳ایام پایانی ماه ربیع الاول ، سال ۱۱ هجری
📖... خبر جراحت فاطمه «سلام الله علیها» و بستری شدن حضرت در مدینه می پیچد و به گوش خلیفه و یارانش می رسد...
⚫ حمله کنندگان به بیت فاطمه «سلام الله علیها»، نگاههای سرزنش آمیز دیگران را می بینند، پس تصمیم میگیرند برای خلاصی از این وضعیت کاری کنند.. هرچند به صورت نمایشی.
بی شرمانه از دختر گرامی رسول خدا «صلوات الله علیه و آله» تقاضای ملاقات میکنند. حضرت نمیپذیرند... آنها امیرالمؤمنین «علیه السلام» را واسطه قرار میدهند...😔
پس به نزد دخت نبی اکرم میروند و از جراحتی که بر او وارد ساخته اند ابراز پشیمانی میکنند.
✨اما فاطمه «علیها سلام» باز نقشه آنان را نقش بر آب میکند.
میداند پشیمانی آنها واقعی نیست و این عیادت یک نمایش عوام فریبانه است.
وقتی آنها خدمت حضرتش میرسند،
✨فاطمهی زهرا سلام الله علیها از آنها میپرسند:
«آیا شما این سخن پیامبر را نشنیدید که فرمودند:
«فاطمه پاره تن من است و من از او هستم، هر کس او را آزار دهد مرا آزار داده و هر کس مرا آزار دهد خدا را آزرده»
گفتند این سخن را از پیامبر شنیدیم...
✨ فاطمه «سلام الله علیها» دستهای ناتوان خود را بلند کرده 🤲🏻
و می فرماید :
«خدایا تو شاهد باش این دو نفر مرا آزردند و من از آنها راضی نیستم»
✨سپس فرمودند:
«من در هر نماز شما را نفرین می کنم»
🔖 ادامه دارد...
📚 برگرفته از کتاب:
حوادث فاطمیه /آقای مهدی خدّامیان
ذکر8
https://chat.whatsapp.com/JSz4OE6qWhPAZIGUb0mpo7
ذکر11
https://chat.whatsapp.com/IxSwpGKGYc4L9IHW8C5PLp
*دیروز رهبر معظم انقلاب به* *مدیر مسئول کیهان پیام فرستاده و گفته اند:*
« *یادداشت امروز آقای محمد صرفی، یک آفرین دارد* ».👏
*یادداشت آقای صرفی نویسندهی خوش ذوق، با سواد و بیادعای کیهان، درباره حاج قاسم که توجه رهبری را جلب کرده است اینجا بخوانید* 👇
*قاسم ستاره ای در کهکشان راه خمینی*
چقدر خوب است که کودکان وقتی به دنیا میآیند کسی نمیداند سرنوشت چه تقدیری برای آنان رقم زده و تاریخ برای شانه نحیف برخی از این کودکان گریان، چه مأموریتی گرانسنگ تدارک دیده است. آری! اینگونه بود که دست فرعون بهرغم تمام دست و پا زدنهایش، به فرزند عمران و یوکابد نرسید و موسی دودمان طاغوت عصر خود را در نیل بر باد داد. و آن زمانی بود که از چشم دنیااندیشان و ظاهربینان کار مؤمنان به پایان رسیده بود؛ در پیش، امواج خروشان نیل بود و از پس، لشکر جرّار فرعون. اما تقدیر الهی چیز دیگری بود. پس فرمان آمد که ای موسی! عصای خود را بر دریا بزن ... و شد آنچه ناشدنی مینمود.
تابستان سال ۱۹۵۳ برای «دوایت آیزنهاور» سی و چهارمین رئیسجمهور آمریکا شیرین بود. ماموران سازمان CIA در تهران به فرستادگان و مزدوران بریتانیایی که دیگر کبیر نبود پیوستند و عملیات آژاکس را با موفقیت به سرانجام رساندند. دولت وقت با کودتا سرنگون شد و شاه لرزان و فراری دوباره بر تخت نشست. «آلن دالس» رئیس CIA اگر از آینده چیزی میدانست بدون شک پنج سال بعد، تیمی از ماموران خود را بار دیگر راهی ایران میکرد اما این بار نه به مقصد تهران بلکه به «قناتملک»، روستایی در دل کویر مرکزی ایران. به خانه ساده و محقر مشهدی حسن.
اما نه آیزنهاور و دالس میدانستند و نه حتی مشهدی حسن و فاطمه که آن کودکی که روز اول فروردین سال ۱۳۳۷ پا به زمین گذاشته و گریه میکند، چه آیندهای و مأموریتی در پیش دارد. فرزند سوم خانه بود و نامش را گذاشتند قاسم. انتخابی بهجا و نامی نیکو بود. این طفل شیرخوار و روستازاده گمنام، مأموریت داشت چیزهایی را قسمت کند. از این باب همه ما قاسم هستیم چرا که در زندگی چیزهایی را با دیگران و بین دیگران قسمت میکنیم. اما قرار بود او از همه ما و قاسمها، قاسمتر باشد.
دنیا معرکههای عجیب و غریب و شگفتیهای فرامحاسباتی کم ندارد. نقاطی به ظاهر بسیار دور و بیربط در گوشه و کنار کرهخاکی هستند که هیچ دستگاه محاسباتی و عقل و حتی خیالی نمیتواند میان آنها خطی برقرار سازد. وقتی مامور ساواک سال ۱۳۴۲ با ریشخند از آقا روحالله پرسید یارانت کجا هستند، آن مرد خدا که دلش از خورشید هم گرمتر و چشمهایش از برق آسمان گیراتر بود، با دلی آرام و قلبی مطمئن پاسخ داد؛ سربازان من در گهوارهها هستند. یحتمل مأمور مفلوک سازمان اطلاعات و امنیت کشور، پوزخندی زده و در دل یا زیر لب گفته باشد عجب آخوند خوشخیالی و چه خیالات خامی! نمیتوان به واکنش آن مأمور چندان خرده گرفت. آن روز قاسم سلیمانی پنج ساله بود، مهدی باکری و اسماعیل دقایقی ۹ ساله، حسن باقری و ابراهیم همت هشت ساله، حسین خرازی شش ساله، احمد کاظمی، مهدی زینالدین و حسن تهرانیمقدم ۴ ساله، محمود کاوه و علی هاشمی ۲ ساله. کودکانی دور از هم، هر کدام در شهری و روستایی. آن ستارههای دور از هم در کهکشان راه خمینی. آنقدر دور که هیچ منجمی نمیتوانست پیشبینی کند روزی که چندان دور نیست این ستارهها در یک مدار قرار خواهند گرفت و چشم آسمان از نورشان روشن خواهد شد.
تازه این کودکان فرماندهان سپاه خمینی کبیر بودند و بسیاری از سربازان آنان حتی هنوز پای بر زمین، این «سیاره رنج» نگذاشته بودند. گفتیم فرمانده و سرباز! بگذار همینجا تکلیف این دو کلمه را روشن کنیم. میدانی چرا فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران که نامش لرزه بر اندام دشمنان میانداخت خود را همیشه سرباز میدانست و مینامید و وصیت کرد بر سنگ مزارش بنویسند سرباز قاسم سلیمانی؟ همان سربازی که چند روز پیش یک رسانه آمریکایی با کینهای عمیق نوشت سلیمانی شبه نظامیان عراق، لبنان و یمن (افغانستان و پاکستان و سوریه و فلسطین را جاانداخته) را به یک اتحاد راهبردی متصل و نیروی قدس را به نوعی ناتو تبدیل کرد.
در روزگاری که آدمها به دنبال نام هستند و برای خود لقب میسازند و میتراشند و برای محکمکاری سفارش میدهند، مردی که سرنوشت منطقه و بلکه جهان را تغییر داد، به او لقب «فرمانده سایهها»، «خردکننده داعش» و «قویترین مرد خاورمیانه» داده بودند و فرماندهان ارتش آمریکا به او حسادت میکردند، خود را سرباز میداند. ریشه ماجرا به همان پیرمرد طوفانی برمیگردد که بر صندلی ساده حسینیه جماران مینشست و آرام سخن میگفت و دنیا را به لرزه درمیآورد. قاسم شاگرد مکتب حضرت روحالله بود. همان که بنیانگذار انقلابش میخواندند، مرد قرن، سیاستمدار عصر، تغییردهنده جهان و تاریخ و... البته که همه اینها بود اما وقتی یکی از مریدان