eitaa logo
کانال جوانترین شهید مدافع حرم سید مصطفی موسوی
317 دنبال‌کننده
20.3هزار عکس
14.1هزار ویدیو
199 فایل
کانالهای @shahidmostafamousavi کانال استیگر.عکس.شهدا @shahidaghseyedmostafamousavi گروه https://eitaa.com/joinchat/2436431883C549b63c545 شهدا را باید خیلی جدّی گرفت. ما برای شهدا همان ارزشهایی را باید قائل باشیم که خدای متعال برای اینها قائل است.
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
شکار ریگی به دستور مستقیم روایت مرحوم نادر طالب زاده و دکتر از شبی که عبدالمالک ریگی دستگیر شد . 🗣 مطالب را منتشر کنید، و در افزایش سواد رسانه‌ای جامعه سهیم باشید. کانال جوانترین شهید مدافع حرم سید مصطفی موسوی🔻 @shahidmostafamousavi کانال استیکر🔻 @shahidaghseyedmostafamousavi
‍ 🌷 – قسمت 9⃣ ✅ فصل سوم ...صمد پایش را توی یک کفش کرده و به مهریه پنج‌هزار تومان دیگر اضافه کرده و زیر کاغذ را خودش امضا کرده بود. عصر آن روز، یک نفر کاغذ امضا‌شده را به همراه یک قواره پارچه‌ی پیراهنی زنانه برای ما فرستاد. دیگر امیدم ناامید شد. به همین سادگی پدرم به اولین خواستگارم جواب مثبت داد و ته‌تغاری‌اش را به خانه‌ی بخت فرستاد. چند روز بعد، مراسم شیرینی‌خوران و نامزدی در خانه‌ی ما برگزار شد. مردها توی یک اتاق نشسته بودند و زن‌ها توی اتاقی دیگر. من توی انباری گوشه‌ی حیاط قایم شده بودم و زارزار گریه می‌کردم. خدیجه، همه‌جا را دنبالم گشته بود تا عاقبت پیدایم کرد. وقتی مرا با آن حال زار دید، شروع کرد به نصیحت کردن و گفت: «دختر! این کارها چه معنی دارد؟! مگر بچه شده‌ای؟! تو دیگر چهارده سالت است. همه‌ی دخترهای هم سن و سال تو آرزو دارند پسری مثل صمد به خواستگاری‌شان بیاید و ازدواج کنند. مگر صمد چه عیبی دارد؟! خانواده‌ی خوب ندارد که دارد. پدر و مادر خوب ندارد که دارد. امسال ازدواج نکنی، سال دیگر باید شوهر کنی. هر دختری دیر یا زود باید برود خانه‌ی بخت. چه کسی بهتر از صمد. تو فکر می‌کنی توی این روستای به این کوچکی شوهری بهتر از صمد گیرت می‌آید؟! نکند منتظری شاهزاده‌ای از آن طرف دنیا بیاید و دستت را بگیرد و ببردت توی قصر رویاها. دختر دیوانه نشو. لگد به بختت نزن. صمد پسر خوبی است تو را هم دیده و خواسته. از خر شیطان بیا پایین. کاری نکن پشیمان بشوند، بلند شوند و بروند. آن وقت می‌گویند حتماً دختره عیبی داشته و تا عمر داری باید بمانی کنج خانه.» با حرف‌های زن ‌برادرم کمی آرام شدم. خدیجه دستم را گرفت و با هم رفتیم توی حیاط. از چاه برایم آب کشید. آب را توی تشتی ریخت و انگار که من بچه‌ای باشم، دست و صورتم را شست و مرا با خودش به اتاق برد. از خجالت داشتم می‌مردم. دست و پایم یخ کرده بود و قلبم به تاپ‌تاپ افتاده بود. خواهرم تا مرا دید، بلند شد و شال قرمزی روی سرم انداخت. همه دست زدند و به ترکی برایم شعر و ترانه خواندند. اما من هیچ احساسی نداشتم. انگار نه انگار که داشتم عروس می‌شدم. توی دلم خداخدا می‌کردم، هر چه زودتر مهمان‌ها بروند و پدرم را ببینم. مطمئن بودم همین‌که پدرم دستی روی سرم بکشد، غصه‌ها و دلواپسی‌هایم تمام می‌شود.» 🔰ادامه دارد....🔰 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ "کوچه شهدا"💫 ایتا 🌎 @shahidmostafamousavi سروش https://splus.ir/joingroup/HOKBJShtu8yPz4QRleG0U9mk splus.ir/900404shahidmostafamousavi روبیکا https://rubika.ir/joing/DBAHAGAG0BZAYBPVVJUXCKDXLZRDUNWV
‍ 🌷 – قسمت 0⃣1⃣ ✅ فصل سوم .... مطمئن بودم همین‌که پدرم دستی روی سرم بکشد، غصه‌ها و دلواپسی‌هایم تمام می‌شود. چند روز از آن ماجرا گذشت. صبح یک روز بهاری بود. توی حیاط ایستاده بودم. حیاطمان خیلی بزرگ بود. دورتادورش اتاق بود. دو تا در داشت؛ یک درش به کوچه باز می‌شد و آن یکی درش به باغی که ما به آن می‌گفتیم باغچه. باغچه پر از درخت آلبالو بود. به سرم زد بروم آن‌جا. باغچه سرسبز و قشنگ شده بود. درخت‌ها جوانه زده بودند و برگ‌های کوچکشان زیر آفتاب دلچسب بهاری می‌درخشید. بعد از پشت سرگذاشتن زمستانی سرد، حالا دیدن این طبیعت سرسبز و هوای مطبوع و دلنشین، لذت‌بخش بود. یک‌دفعه صدایی شنیدم. انگار کسی از پشت درخت‌ها صدایم می‌کرد. اول ترسیدم و جاخوردم، کمی که گوش تیز کردم، صدا واضح‌تر شد و بعد هم یک نفر از دیوار کوتاهی که پشت درخت‌ها بود پرید توی باغچه. تا خواستم حرکتی بکنم، سایه‌ای از روی دیوار دوید و آمد روبه‌رویم ایستاد. باورم نمی‌شد. صمد بود. با شادی سلام داد. دستپاچه شدم. چادرم را روی سرم جابه‌جا کردم. سرم را پایین انداختم و بدون این‌که حرفی بزنم یا حتی جواب سلامش را بدهم، دو پا داشتم، دو تا هم قرض کردم و دویدم توی حیاط و پله‌ها را دوتا‌یکی کردم و رفتم توی اتاق و در را از تو قفل کردم. صمد کمی منتظر ایستاده بود. وقتی دیده بود خبری از من نیست، با اوقات تلخی یک‌راست رفته بود سراغ زن برادرم و از من شکایت کرده بود و گفته بود: «انگار قدم اصلاً مرا دوست ندارد. من با هزار مکافات از پایگاه مرخصی گرفته‌ام، فقط به این خاطر که بیایم قدم را ببینم و دو سه کلمه با او حرف بزنم. چند ساعت پشت باغچه‌ی خانه‌شان کشیک دادم تا او را تنهایی پیدا کردم. بی‌انصاف او حتی جواب سلامم را هم نداد. تا مرا دید، فرار کرد و رفت.» نزدیک ظهر دیدم خدیجه آمد خانه‌ی ما و گفت: «قدم! عصر بیا کمکم. مهمان دارم، دست‌تنهام.» عصر رفتم خانه‌شان. داشت شام می‌پخت. رفتم کمکش. غافل از این‌که خدیجه برایم نقشه کشیده بود. همین‌که اذان مغرب را دادند و هوا تاریک شد، دیدم در باز شد و صمد آمد. از دست خدیجه کفری شدم. گفتم: «اگر مامان و حاج‌آقا بفهمند، هر دویمان را می‌کشند.» خدیجه خندید و گفت: «اگر تو دهانت سفت باشد، هیچ‌کس نمی‌فهمد. داداشت هم امشب خانه نیست. رفته سرزمین، آبیاری.» بعد از این‌که کمی خیالم راحت شد، زیرچشمی نگاهش کردم. چرا این شکلی بود؟! کچل بود. خدیجه تعارفش کرد و آمد توی اتاقی که من بودم. سلام داد. بازهم نتوانستم جوابش را بدهم. بدون هیچ حرفی بلند شدم و رفتم آن یکی اتاق. خدیجه صدایم کرد. جواب ندادم. کمی بعد با صمد آمدند توی اتاقی که من بودم. 🔰ادامه دارد....🔰 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ایتا 🌎 @shahidmostafamousavi سروش https://splus.ir/joingroup/HOKBJShtu8yPz4QRleG0U9mk splus.ir/900404shahidmostafamousavi روبیکا https://rubika.ir/joing/DBAHAGAG0BZAYBPVVJUXCKDXLZRDUNWV
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
خدایا ... قسمت می دهم هر لحظه کمکم کنی تا نفسم را به قربانگاه درگاهت عرضه کنم و تو قربانی شدن و نلرزیدن و نلغزیدن را عنایت فرما.🙏💚 امیدوارم در روز عید قربان، غم هاتون قربانی شادی هاتون بشن❤️ ‌‌امروزفضیلت زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست مقام معظم رهبری کانال @shahidmostafamousavi کانال استیگر.عکس نوشته ها @shahidaghseyedmostafamousavi گروه https://eitaa.com/joinchat/2436431883C549b63c545
هدایت شده از روشنگری
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خلاصه برنامه های پزشکیان: هیچی بهتر از صداقت نیست😅 ✍️ ‏ -محمّــــد- 🇵🇸 @Roshangari_ir 🅾️ Roshangari.ir/اینستاگرام
هدایت شده از توییتر انقلابی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
وقتی اهل هزینه دادن برای قلبت و آرمانت باشی اینطوری میشه که بابت حرفهایی که زدی اسیر زندان سعودی میشی اما خدا میخواد و فریادت میپیچه تو دنیا صدای تو رو همه شنیدیم حیدر ان‌شاالله به زودی آزادی تو ان‌شاالله به زودی سیأتي يوما نرا مهدينا... 🗣 أخٌ‌في‌الله🇮🇷 @twtenghelabi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
‌🔻ثواب زيارت امام حسين (ع) در روز عرفه امام صادق (ع) : كسي كه در روز عرفه قبر حضرت حسين بن علي (ع) را زيارت كند خداوند متعال ثواب هزار هزار حج كه باحضرت قائم (عج) بجاي آورند را براي وى منظور مى فرمايد 🔺️ستاد توسعه و بازسازی عتبات عالیات https://eitaa.com/Hadise_akhlag_m
👤 آیت ‌الله جوادی آملی : 🔻 از بهترین فرصت‌ها برای تقرب به خدای سبحان همان قربانی کردن است. 🔻 حالا اگر قربانی کردن گاو و گوسفند این همه فضیلت داشته باشد ، قربانی کردن نفس چقدر فضیلت دارد؟! 🔻 تضحیه نفس بالاتر از تزکیه نفس است ، آن ( یُزَکِّیهِمْ ) برای مراحل میانی تقرب است ، امّا این تضحیه که آدم خودش را قربانی کند و بشود جزء مقرّبین الی الله این بالاتر از آن است.
📸 قدیمی‌ترین عکس موجود از کعبه ثبت شده در سال ۱۸۸۵
هدایت شده از تحلیل گر سیاسی
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
💠 مقام معظم رهبری :« در دولت اصلاحات سال ۸۲ و مجلس ششم اصلاح طلب به بنده نامه زدن بیا تسلیم بشو والا ....*» 💢حالا بنطرتان به کدام طیف سیاسی باید رای بدهیم؟؟؟!!!* پ.ن: آقای پزشکان وزیر بهداشت همان دولت اصلاحات بود @Tahlilgharsiasi
هدایت شده از اخبار مقاومت اسلامی
🔴یأس و ناامیدی حکم‌فرما در شبکه‌های عبری رژیم صهیونیستی از مقابله با محور مقاومت 🔻خبرنگار شبکه 12 اسرائیل: شروع جنگ با حزب‌الله یعنی انفجار یک بمب اتمی در اسرائیل. 🔻خبرنگار شبکه کان رژیم صهیونیستی: من هیچ استراتژی در بین مقامات در مورد جبهه شمالی و همچنین نوار غزه نمی‌بینم، توانایی‌های ارتش محدود شده است. @akh_moq_is
هدایت شده از جلیلی پسندها 🇮🇷
26.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📺 کلیپ زیبا ببینید از حماسه اراک 🇮🇷 🔥 انرژی بگیریم... 🇮🇷 به جلیلی پسندها بپیوندید 🔆 @jalilipasand
هدایت شده از مراکز حوزوی 🇮🇷
📲 بسته اینترنت هدیه ۲۰ گیگابایتی یک ماهه ➖همراه اول: ☆100☆ ➖ رایتل: ☆100☆ ➖ایرانسل: #1☆5☆ 📡 👇 🌐 کانال مراکز حوزوی: @howzeh_m https://eitaa.com/joinchat/2242183168C097abb3ac9
⁉️ ‍چرا مسعود پزشکیان تکرار حسن روحانی است؟ ♦️اگر دولت روحانی کمترین محبوبیت و مقبولیتی نزد مردم داشت، آقای پزشکیان دیروز نسبتش با این دولت را انکار نمی کرد. ♦️پزشکیان دیروز در پاسخ به یک سوال، حرفی زد که نوع کانال های مدعی اصلاحات و اعتدال سانسور کردند و مورد بی اعتنایی قرار دادند. ♦️او گفت: غیرممکن است دولت سوم روحانی باشم. دولتی که می آید، دولت مسعود پزشکیان خواهد بود. ♦️قطعا او از انزجار مردم نسبت به وضعیتی آشفته ای که دولت روحانی تحویل داد، خبر دارد و اگر کمترین احتمالی نسبت به محبوبیت آن دولت می داد، فاصله گذاری نمی کرد. مقبولیت روحانی در ماه های پایانی دولتش به زیر ۶ درصد سقوط کرده بود. ♦️با این وصف، اجتماع نقیضین محال است. نمی شود اعضای دولت روحانی، حزب زیر دست وی و احزاب و سیاسیون مدعی اصلاح طلبی، دور پزشکیان جمع شوند و ستاد او را قبضه کنند و با این همه، او ادعا کند دولتش، غیر از دولت ائتلافی روحانی (و خاتمی) خواهد بود. ♦️هم اکنون، کسانی مانند نوبخت، واعظی، عباس آخوندی، آذری جهرمی، علی جنتی، صالحی امیری، علی ربیعی، ظریف، خاتمی و...، همه کاره ستاد پزشکیان، و حامیان اصلی او هستند. ♦️احزابی مانند اعتدال و توسعه، کارگزاران و صدای ملت، ارکان تشکیل دهنده این ستاد محسوب می شوند و پزشکیان، تقریبا هیچ فرد مستقل از این حلقه در کنار خود ندارد. ♦️حکما گفته اند:"تو اول بگو با کیان دوستی- پس آنگه بگویم که تو کیستی". برای فهم این که دولت پزشکیان چه شکل و شمایلی می تواند داشته باشد، کافی است ببینیم که همه کاره ستاد او، چه کسانی هستند؟ ♦️ائتلاف روحانی و خاتمی اگر قرار بود کاری برای مردم بکنند، در آن هشت سالی که دولت در اختیارشان بود، اقتصاد کشور را به قهقرا نمی بردند. دولت پزشکیان، پیشاپیش به این حلقه واگذار شده است. ✍محمد ایمانی 🇮🇷🗳کانال‌های نشریه عبرتهای عاشورا 🇵🇸 🌍 @ebratha_ir ایتا 🌍 @ebratha.org سروش
‍ 🌷 – قسمت1⃣1⃣ ✅ فصل سوم .... کمی بعد با صمد آمدند توی اتاقی که من بودم. خدیجه با اشاره چشم و ابرو بهم فهماند کار درستی نمی‌کنم. بعد هم از اتاق بیرون رفت. من ماندم و صمد. کمی این پا و آن پا کردم و بلند شدم تا از زیر نگاه‌های سنگینش فرار کنم، ایستاد وسط چهارچوبِ در، دست‌هایش را باز کرد و جلوی راهم را گرفت. با لبخندی گفت: «کجا؟! چرا از من فرار می‌کنی؟! بنشین باهات کار دارم.» سرم را پایین انداختم و نشستم. او هم نشست؛ البته با فاصله‌ی خیلی زیاد از من. بعد هم یک‌ریز شروع کرد به حرف زدن. گفت دوست دارم زنم این‌طور باشد. آن‌طور نباشد. گفت: «فعلاً سربازم و خدمتم که تمام شود، می‌خواهم بروم تهران دنبال یک کار درست و حسابی.» نگرانی را که توی صورتم دید، گفت: «شاید هم بمانم همین‌جا توی قایش.» از شغلش گفت که سیمان‌کار است و توی تهران بهتر می‌تواند کار کند. همان‌طور سرم را پایین انداخته بودم. چیزی نمی‌گفتم. صمد هم یک‌ریز حرف می‌زد. آخرش عصبانی شد و گفت: «تو هم چیزی بگو. حرفی بزن تا دلم خوش شود.» چیزی برای گفتن نداشتم. چادرم را سفت از زیر گلو گرفته بودم و زل زده بودم به اتاق روبه‌رو. وقتی دید تلاشش برای به حرف درآوردنم بی‌فایده است، خودش شروع کرد به سؤال کردن. پرسید: «دوست داری کجا زندگی کنی؟!» جواب ندادم. دست‌بردار نبود. پرسید: «دوست داری پیش مادرم زندگی کنی؟!» بالاخره به حرف آمدم؛ اما فقط یک کلمه: «نه!» بعد هم سکوت. وقتی دید به این راحتی نمی‌تواند من را به حرف درآورد، او هم دیگر حرفی نزد. از فرصت استفاده کردم و به بهانه‌ی کمک به خدیجه رفتم و سفره را انداختم. غذا را هم من کشیدم. خدیجه اصرار می‌کرد: «تو برو پیش صمد بنشین با هم حرف بزنید تا من کارها را انجام بدهم»، اما من زیر بار نرفتم، ایستادم و کارهای آشپزخانه را انجام دادم. صمد تنها مانده بود. سر سفره هم پیش خدیجه نشستم. بعد از شام، ظرف‌ها را جمع کردم و به بهانه‌ی چای آوردن و تمیز کردن آشپزخانه، از دستش فرار کردم. 🔰ادامه دارد......🔰 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ "کوچه شهدا"💫 ایتا 🌎 @shahidmostafamousavi سروش https://splus.ir/joingroup/HOKBJShtu8yPz4QRleG0U9mk splus.ir/900404shahidmostafamousavi روبیکا https://rubika.ir/joing/DBAHAGAG0BZAYBPVVJUXCKDXLZRDUNWV
‍ 🌷 – قسمت 2⃣1⃣ ✅ فصل سوم .... و به بهانه‌ی چای آوردن و تمیز کردن آشپزخانه، از دستش فرار کردم. صمد به خدیجه گفته بود: «فکر کنم قدم از من خوشش نمی‌آید. اگر اوضاع این‌طوری پیش برود، ما نمی‌توانیم با هم زندگی کنیم.» خدیجه دلداری‌اش داده بود و گفته بود: «ناراحت نباش. این مسائل طبیعی است. کمی که بگذرد، به تو علاقه‌مند می‌شود. باید صبر داشته باشی و تحمل کنی.» صمد بعد از این‌که چایش را خورد، رفت. به خدیجه گفتم: «از او خوشم نمی‌آید. کچل است.» خدیجه خندید و گفت: «فقط مشکلت همین است. دیوانه؟! مثل این‌که سرباز است. چند ماه دیگر که سربازی‌اش تمام شود، کاکلش درمی‌آید.» بعد پرسید: «مشکل دوم؟!» گفتم: «خیلی حرف می‌زند.» خدیجه باز خندید و گفت: «این هم چاره دارد. صبر کن تو که از لاکت درآیی و رودربایستی را کنار بگذاری، بیچاره‌اش می‌کنی؛ دیگر اجازه‌ی حرف زدن ندارد.» از حرف خدیجه خنده‌ام گرفت و این خنده سر حرف و شوخی را باز کرد و تا دیر‌وقت بیدار ماندیم و گفتیم و خندیدیم. چند روز بعد، مادر صمد خبر داد می‌خواهد به خانه‌ی ما بیاید. عصر بود که آمد؛ خودش تنها، با یک بقچه لباس. مادرم تشکر کرد. بقچه را گرفت و گذاشت وسط اتاق و به من اشاره کرد بروم و بقچه را باز کنم. با اکراه رفتم نشستم وسط اتاق و گره‌ی بقچه را باز کردم. چندتایی بلوز و دامن و پارچه‌ی لباسی بود، که از هیچ کدامشان خوشم نیامد. بدون این‌که تشکر کنم، همان‌طور که بقچه را باز کرده بودم، لباس‌ها را تا کردم و توی بقچه گذاشتم و آن را گره زدم. مادر صمد فهمید؛ اما به روی خودش نیاورد. مادرم هی لب گزید و ابرو بالا انداخت و اشاره کرد تشکر کنم، بخندم و بگویم قشنگ است و خوشم اومده، اما من چیزی نگفتم. بُق کردم و گوشه‌ی اتاق نشستم. 🔰ادامه دارد.....🔰 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ ایتا 🌎 @shahidmostafamousavi سروش https://splus.ir/joingroup/HOKBJShtu8yPz4QRleG0U9mk splus.ir/900404shahidmostafamousavi روبیکا https://rubika.ir/joing/DBAHAGAG0BZAYBPVVJUXCKDXLZRDUNWV "
🔰 اگر انصاف داشتید می‌گفتید که رئیسی، دولت را ازکجا به کجا رساند 🔸روزنامه زنجیره‌ای هم‌میهن بدون اشاره به موفقیت‌های چشمگیر دولت شهید رئیسی، مدعی نقد این دولت شد. 🔸روزنامه وابسته به غلامحسین کرباسچی بی‌آنکه اذعان کند شهید رئیسی چه دولت ورشکسته‌ای را از آقای حسن روحانی تحویل گرفت و هنگام شهادت، چه موفقیت‌هایی را به ثبت رسانده بود، نوشت: 🔻«آقای رئیسی به دلیل سقوط بالگرد از میان ما رفته‌اند و چندان پسندیده نیست که درباره عملکرد ایشان چیزی بگوییم؛ زیرا این از ویژگی‌های فرهنگی جامعه است. با این ‌حال، چنین وضعیتی امری کوتاه‌مدت است و نقد درگذشتگان به‌سرعت احیا می‌شود. در این انتخابات مردم امیدی پیدا کرده‌اند که از مشکلات کنونی رهایی یابند. 🔻امروز این سؤال به‌درستی مطرح است که با آمدن رئیس‌جمهور جدید چه تفاوتی حاصل خواهد شد؟ اگر این پرسش را بخواهیم پاسخ دهیم؛ ناچار باید برنامه‌ها و ایده‌های خود را با دولت قبل مقایسه کنیم که طبعاً منجر به نقد آن نیز می‌شود. 🔻البته، ما مطلقاً موافق نیستیم که بدون پروا و مثل اصولگرایان حاکم، علیه قبلی‌ها لجن‌پراکنی کنیم و هر اطلاعات درست و غلطی را به هم ببافیم و نتایج نادرست بگیریم. ولی حق داریم که بدانیم وعده‌های آن دولت چه بود و کدام‌ها محقق شد و اگر نشد چرا و چه کسی پاسخگوست و فرق ما با دولت قبل در چیست؟ 🔻ما قصد لیست کردن همه وعده‌های آن دولت را نداریم؛ ولی اجمالاً باید به اهم وعده‌های داده‌شده درباره مبارزه با فساد، تک‌رقمی شدن تورم، ساخت سالانه یک میلیون واحد مسکونی و ایجاد یک میلیون شغل، بهبود سرعت اینترنت، گشت ارشاد مدیران، به‌کارگیری نیروهای شایسته، کاهش فقر و... رسیدگی کرد و نشان داد که چرا و چگونه این وعده‌ها فقط وعده بوده و نه تعهد حرفه‌ای». 🔸درباره دو یادداشت هم‌میهن گفتنی است که اولاً؛ مقایسه شاخص‌های مختلف اقتصادی و سیاسی و دیپلماتیک و فرهنگی، از موفقیت‌های دولت سیزدهم نسبت به دولت روحانی حکایت می‌کند. 🔻خارج کردن کشور از طلسم فلج‌کننده برجام و تنوع‌بخشی به دیپلماسی، چند برابر کردن صادرات نفتی و غیرنفتی با وجود تحریم‌های دو برابر شده، احیای بازدارندگی امنیتی و نظامی، حاکم کردن آرامش و اخلاق در فضای سیاسی کشور در مقایسه با دولتمردانی که ترویج بی‌ادبی و بی‌اخلاقی و دوقطبی‌سازی را سرلوحه رفتار خود داشتند. 🔻توقف مدیریت پشت‌میزی و رفتن به میان مردم و شنیدن مطالبات و گلایه‌های آنها، کاهش تورم از 60درصد به 40درصد، کاهش کسری بودجه کمرشکن و تورم‌زا، اهتمام به خودکفایی گندم، افزایش نسبی ساخت‌وساز مسکن به عنوان موضوعی کمرنگ شده و مورد تمسخر در دولت قبل، تسویه چند صدهزار میلیارد تومان از بدهی‌های انباشته‌شده در دولت روحانی، تامین بیش از 50هزار میلیارد تومان برای طرح‌هایی مانند رتبه‌بندی معلمان و تعهدات مالی به تعویق افتاده درباره بازنشستگان، خط قرمز دانستن فساد اقتصادی به جای حمایت از مجرمان، احیای چندهزار کارخانه تعطیل و نیمه‌تعطیل، و... 🔸هم‌میهن اگر نگاه صادقانه و کارشناسی داشته باشد، ابتدا باید بگوید روحانی اقتصاد و سیاست و دیپلماسی و امنیت و فرهنگ کشور را به کدام قهقرا فرستاد، سپس در مقام نقد، موفقیت‌های دولت رئیسی را بشمارد و پس از آن، ادعا کند که در فلان حوزه به دولت رئیسی انتقاد دارد. ثانیاً؛ محتوای نشست اعضای دولت قبل با آیت‌الله رئیسی در مرداد ۱۴۰۰- زمانی که هنوز کابینه جدید، از مجلس رای اعتماد نگرفته بود- به اندازه کافی گویاست که چه وضعیتی را تحویل شهید رئیسی
هدایت شده از محرمانه
59.13M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 مستند انتخاباتی جلیلی را با عنوان «یک جهان فرصت، یک ایران جهش» ببینید 👌 کانال حرفه‌ای‌ها http://eitaa.com/joinchat/361299968Ca15e2013ea محرمانه را به دیگران هم معرفی کنید
✅ یادمان مجازی شهدای ارتش ✍ابراهیم فعالیت های ضد رژیم شاهنشاهی داشت و چند مرتبه دستگیر شد. 🔺 یک بار بعد از دستگیری، فرمانده نیروی هوایی هنگامی که پرونده او را مطالعه می کند، متوجه می شود ابراهیم را از هواپیمای جنگی «F5» برداشته و خلبان هواپیمای مسافربری کوچک کرده اند، دستور می دهد تا ابراهیم دوباره خلبان «F5» شود و می گوید «خلبان جنگی را که خلبان هواپیمای مسافربری نمی کنند!». 🔺دوران قبل از انقلاب، ابراهیم را خیلی اذیت کردند. تصمیم گرفتیم که از ایران برویم. در نامه استعفایش نوشته بود «می خواهم با هواپیمای سمپاشی برای کشاورزی خلبانی کنم» که البته موافقت نکردند.(همسر شهید دلحامد) 🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷🕊🌷 🌷روحشان شاد و یادشان گرامی باد ✨در این کانال از شهدای ارتش سخن می گوییم✨ 🌷 هدیه به روح شهدا صلوات 🌐 آدرس کانال 👇👇👇 @pa5cham840 📡 کانال "پرچم های عزت" 🕊🇮🇷