eitaa logo
شمعک
241 دنبال‌کننده
58 عکس
51 ویدیو
1 فایل
نوشته‌های زهره عیسی‌خانی در حوزه، زنان و خانواده. در حوالی فرهنگ، سیاست،اخلاق و سبک زندگی، معرفی کتاب و فیلم. به اضافه گاهی کلیپ‌های مرتبط. ارتباط با نویسنده: @z_isakhani
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕯تولدت مبارک جمهوری اسلامی. آمدی و دنیا را برای مستکبران ناامن کردی، امید ستم‌دیده‌ها شدی، پرچم ایران را در همه نقاط جهان برافراشتی، و افتخار ایرانی شدی. 🍃🕯🍃 @sham_ak
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕯چشم آقاجان می‌آییم، به دعوت شما می‌آییم که می‌دانیم جهان فهمیده انسان بزرگی هستی با هیبت و اقتدار. 🍃🕯🍃 @sham_ak
🕯با عزیزی رفته بودم مشهد که اهل زیارت بود و کاری به نماز جمعه و راهپیمایی نداشت. ۱۰ صبح جمعه حرم بودیم، یک ساعت و نیم مانده بود به شروع نماز جمعه. حالش مناسب نبود، نتوانستم برای نماز بمانم. از لابلای جمعیتِ نشسته برای نماز، زیکزاکی رد شدیم و از حرم بیرون آمدیم. به من گفت: من تا حالا نماز جمعه نرفته، و ندیده بودم. فکر نمیکردم اینقدر آدم، زودتر بیاید جابگیرد. به نظرم باید افکار سیاسی‌ام را از نو بسازم. این جمعیت خیلی حرفها به من زد. موضوع راهپیمایی دیروز هم همین است، این جمعیت باید روایت شود. من و شما در صداوسیمای خودمان چند میلیون نفر را می‌بینیم و کیف می‌کنیم. یادمان می‌رود بعضی از اطرافیان ما تلویزیونشان روی شبکه داخلی تنظیم نیست. هیچ خبری را از منبع وطنی نمی‌گیرند و بگیرند، باور نمی‌کنند. الان وظیفه ماست که این جمعیت را برای بقیه روایت کنیم. برخی از ما؛ مخصوصا خانمها، در شروع روایت ضعیف هستیم. در جمع فامیل و دوستان مینشینیم و همان اول دورهمی، بلندگو را می‌دهیم دست آن کسی که فقط خاطرات آرایشگاهی دارد. فضا را می‌سپاریم به اراجیف تکراری ، خودمان زیر لب صلوات می‌فرستیم و دلمان خوش است که بی‌ریا رفتیم راهپیمایی. لازم نیست تند و سیاسی بگوییم. چند جمله ساده کافی است: دیروز کمرم درد گرفت، زیاد راه رفتم. مسیر شلوغ بود، راه رفتن در جمعیت فشرده سخت بود. فلانی هم آمده‌بود، موقع برگشتن رفتیم بستنی خوردیم، خیلی شعار داده بودیم گلوی مان خشک شده بود. با کلمات صمیمی می‌شود این حماسه را مثل یک خاطرهٔ ساده در جمع دوست و فامیل و همکار به‌رخ کشید. 🍃🕯🍃 @sham_ak
🕯چهار کتاب هیجانی و جوان‌پسند. خانم زهرا اسعد بلند دوست، نویسنده‌ای دهه شصتی است و ذوق خلق داستان دارد. قدر این نعمت را دانسته و با تلاش مستمر چهار رمان امنیتی اطلاعاتی نوشته. زهرا خانم با ترکیبی از روابط آدم‌ها، منافقین، موساد و داعش داستان‌های پرکشش و جذابی ساخته. مثل بیشتر رمان‌ها عشق و اغراق را دستمایه قرار داده تا خواننده را برای آخر قصه مشتاق کند. ایراداتی دارد که با جسارت نویسنده در انتخاب موضوع قابل چشم‌پوشی است. . 🍃🕯🍃 @sham_ak
🕯کودک برای سالمند منبع انرژی است. به چشم‌هایشان نگاه کنید، وقتی سرتاپای طفلی را ورانداز می‌کنند یا با حوصله کلمات نصفه نیمه‌اش رابه جان می‌نشانند. فاصله سنی ، زیبایی و شیرینی کودک را برای سالمند ملموس‌تر می‌کند. سالمندان را از دیدار طفلان محروم نکنیم. 🍃🕯🍃 @sham_ak
9.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕯وقتی یک خبر خفن در گوشی را به ثانیه نرسیده، می‌فرستیم برای هر‌چه گروه‌ فامیلی و دوستی که داریم، معلوم می‌شود جنگ شناختی را یا نمی‌شناسیم یا جدی نگرفتیم. گاهی هم یادمان می‌رود نبردی دائمی در جهان جریان دارد به نام جنگ شناختی . جنگ شناختی مجموعه‌ای از روش‌ها و تکنیک‌هاست که در آن از اطلاعات و روان‌شناسی استفاده‌می‌شود برای تأثیرگذاری بر افکار و رفتارهای افراد یا جوامع. هدف اصلی‌اش تغییر دین، آیین، سبک زندگی و باورها به شکلی است که به نفع یک طرف درگیری باشد. از روم باستان تا جنگ جهانی‌ها بوده و در دوران امروز بیشتر می‌تازد. فرماندهان جنگ‌شناختی برای مدام وزوزکردن در گوش جهان وسیله‌ای لازم داشتند که اینترنت و ماهواره گفتند: بسپارید به ما. 🍃🕯🍃 @sham_ak
استاد میرباقری: 🔸در این ماه خدای متعال مغفرتی آماده کرده که شما را ببخشد و شستشو بدهد لذا شهر الطّهور است. در دعاهای ماه رمضان دیده‌اید و مکرر آمده که شهر الطّهور یعنی ماه شستشو و پاک کردن. 🔸کسی که وارد این ماه می‌شود، ماهی است که او را شستشو می‌دهند و ظاهر و باطنش را پاک و تطهیر می‌کنند و برای شب قدر و عید فطر و مهمانی‌های خدا آماده‌اش می‌کنند. 🔸در ماه رمضان خدای متعال یک سفره عامی پهن کرده و همه شما را اهل آن قرار داده که مورد کرامت قرار بگیرید اگرچه انسان خودش هم شایستگی نداشته باشد. رمضان‌مبارک🌺 🍃🕯🍃 @sham_ak
🕯مادرم ماه رمضان کارهایی می‌کرد که مطمئنم از عهده پیک موتوری‌های امروز برنمی‌آید. یک ساعت پیش از بیدار‌شدن روزه‌گیرانِ خانه بیدار می‌شد. درِ آشپزخانه را می‌بست و خوردنیِ سحر را تا حد سفره انداختن و بشقاب چیدن آماده می‌کرد. مادرم از آن‌هایی نبود که با زنگ ساعت سحر، پتو را روی سرش بکشد و بعد از اعلام بی‌میلی در سحری‌خوردن، بخوابد و بقیه را به حال خودشان رهاکند. افطار هم همین برنامه‌بود، سفره‌ی آماده بدون کمک‌گرفتن از بقیه. در افطاری از سهم ثوابش نمی‌گذشت. پدر اگر دوست داشت نان تازه بگیرد، آزاد بود ولی در تدارک غذای افطار انگار با خدا قرارداد بسته بود کسی را شریک نکند، نه پدر و بچه‌ها و نه حلیمی و کبابی سرمیدان. ۴ ساعت مانده به افطار بوی آرد بوداده را در هوای خانه پخش‌می‌کرد. حلوای خرما، آردگندم، آرد برنج. از ذوق و شوقش معلوم بود که از تهِ دل باور دارد؛ رمضان ماه مهمانی خداست و او مامور مخصوص خداوند، برای پذیرایی از خانواده روی زمین. مادر با سفره‌های تمیز به‌موقع پهن‌شده، عطر گلاب و کتلت، سبزی‌خوردنِ با تربچه تزئین شده و صدای قرآن و اذان رادیو، حال‌و‌هوای میل به‌روزه‌گرفتن را در خانه پخش‌می‌کرد. با یک بشقاب حلوا یا یک کاسه آش، در محله‌ی ما تبلیغ روزه‌ می‌کرد. بعضی که اهل روزه نبودند موقع پس دادن ظرف، می‌گفتند از روزه‌نبودن احساس شرمندگی داشته‌اند. مطمئنم فعالیت‌های تبلیغی مادرم، از عهده پیک موتوری‌هایی که این روزها نزدیک افطار درکوچه و خیابان می‌چرخند، برنمی‌آید. فرقی ندارد درجعبه‌ پیتزا داشته باشند یا آش و حلیم و یا چلوکباب. 🍃🕯🍃 @sham_ak
🕯تا می‌نشست، با آب و تاب شرح‌می‌داد، چه چیزهایی نداشته و ندارد. از تکرار شکایت‌هایش که خسته می‌شد، می‌گفت: «الهی شکر.» عجیب بود! چطور ممکن است کسی که مدام، «نداشته‌هایش» را به خودش یادآوری می‌کند، بگوید: «الهی شکر»؟ 🍃🕯🍃 @sham_ak
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕯با شنیدن این صحبت‌ها بیشتر می‌فهمیم چرا یک عده با روزه مخالفند. خوردن در خدمت سرمایه است و روزه و آدابش در خدمت انسان. 🍃🕯🍃 @sham_ak
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕯آیه‌های امید برای هر که با خدا باشد. برای لحظه‌هایی که دلمان می‌لرزد از تهدیدها. آیه‌های ۶۱ و ۶۲ سوره شعرا. 🍃🕯🍃 @sham_ak