eitaa logo
شمیم فقاهت
201 دنبال‌کننده
823 عکس
55 ویدیو
148 فایل
دروس استاد احمد ابراهیمی سال تحصیلی ۰۴_۱۴۰۳ #فقه_معاصر_شخص_اعتباری #تفسیر_سوره_مبارکه_اسراء #مکاسب_محرمه #مکاسـب_بیع #مشاوره_خارج مشاوره درسی وعلمی @Ebrahimi_Ahmad
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 دستورالعملی برای سامان زندگی 🔹 جزئیات مطلبی را که نقل می‌کنم، نمی‌دانم، ولی اصل این مطلب مسلم است که شیخ حسنعلی نخودکی به مرحوم والد و دستوری داده بود که به آن عمل کنند. من از خود مرحوم والد چیزی نشنیدم، اما ایشان برای کسی مطلبی بیان می‌کرد که در ضمن آن بخشی از همین قضیه بود که من از جاهای دیگر شنیده بودم. ولی همشیره‌زاده ما - حاج آقا علی - و نیز مرحوم آقای جودی از ایشان شنیده بودند. 🔹 شیخی هم به همین صورت از آسید صادق اهری - که من او را نمی‌شناسم، ولی شنیده‌ام که از اهل علم معروف بوده است - نقل كرد: يک وقت در خواب نهری از آب انار دیدم که مبدأ و سرچشمه آن قبر قطب راوندی ـ واقع در صحن حرم حضرت معصومه ـ است. یک طرف آن جوی، حاج آقای والد راه می‌رفت و طرف دیگر هم من (یعنی سید صادق). می‌گفت: از خواب بیدار شدم و حرم مشرف شدم. وقتی از حرم بیرون آمدم، دیدم که مرحوم والد مشغول خواندن فاتحه کنار قبر قطب راوندی است. به ایشان عرض کردم شنیده‌ام که شما علم کیمیا دارید؛ دلم می‌خواهد به من یاد بدهید. ایشان به من فرمود: برویم منزل و صبحانه را آنجا بخوریم و در این باره هم صحبت کنیم. می‌گفت: با هم رفتیم و ایشان فرمود: يک سال من و آقای خمینی در مشهد بودیم. در حرم، آقای مشغول زیارت بود. آقای خمینی رفت و به ایشان گفت: تو را به این حضرت ما حاجتی داریم. شما حاجت ما را رد نکنید. شیخ حسنعلی گفت: سید! بگذار من این زیارتم را بخوانم. شما کنار قبر شیخ حر باشید، من بعد از زیارت می‌آیم و صحبت می‌کنیم. ما رفتیم کنار قبر شیخ حر و ایشان آمد. آن‌ها درخواست کردند. (تردید دارم که گفت درخواست را آقای خمینی مطرح کرد یا نه). شیخ حسنعلی گفت: اگر شما الآن کیمیا را یاد گرفتید و توانستید تمام کوه‌های عالم را هم طلا کنید، آیا به خودتان اطمینان دارید که از این قدرت سوء استفاده نکنید؟ آقای خمینی گفت: نه، ما چنین اطمینانی نداریم. شیخ حسنعلی گفت: اگر شما اطمینان ندارید، چرا چنین نیرویی داشته باشید که نتوانید خودتان را کنترل کنید؟ ولی در عوض به شما چیزی می‌گویم که تالی فاسد ندارد. سپس دستوری می‌دهد که بعد از نماز واجب انجام بدهند. 🔸 ترتیب این دستور را از حاج آقای والد نشنیدم، لذا به شخصی که با آقای مقدادی ـ پسر شیخ حسنعلی که از همه اسرار پدرش خبر داشت ـ مربوط بود، گفتم که از ایشان ترتیب آن ذکر را بپرسد. آقای مقدادی به من نامه‌ای نوشت و در آن ترتیب آن دستور را هم گفت که بعد از (ظاهراً نماز واجب) اول «» و بعد از آن «» خوانده شود و بعد سه مرتبه «»، بعد سه مرتبه «» و بعد سه مرتبه: « يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللهَ بَالِغُ أمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً» بخواند. 🔹 این برای زندگی اشخاص خیلی مفید است. این مطلب را از آن آشیخ و او هم از آسید صادق اهری و او هم از حاج آقای والد شنیده بود. من هم يک وقت دیدم که حاج آقای والد قسمت اخیر حکایت را برای کسی نقل می‌کرد. 📚 ؛ جرعه‌ای از دریا ؛ ج ۱ ص ۵۵۲ @shamim_fegahat
💠 دستورالعملی برای سامان زندگی 🔹 جزئیات مطلبی را که نقل می‌کنم، نمی‌دانم، ولی اصل این مطلب مسلم است که شیخ حسنعلی نخودکی به مرحوم والد و دستوری داده بود که به آن عمل کنند. من از خود مرحوم والد چیزی نشنیدم، اما ایشان برای کسی مطلبی بیان می‌کرد که در ضمن آن بخشی از همین قضیه بود که من از جاهای دیگر شنیده بودم. ولی همشیره‌زاده ما - حاج آقا علی - و نیز مرحوم آقای جودی از ایشان شنیده بودند. 🔹 شیخی هم به همین صورت از آسید صادق اهری - که من او را نمی‌شناسم، ولی شنیده‌ام که از اهل علم معروف بوده است - نقل كرد: يک وقت در خواب نهری از آب انار دیدم که مبدأ و سرچشمه آن قبر قطب راوندی ـ واقع در صحن حرم حضرت معصومه ـ است. یک طرف آن جوی، حاج آقای والد راه می‌رفت و طرف دیگر هم من (یعنی سید صادق). می‌گفت: از خواب بیدار شدم و حرم مشرف شدم. وقتی از حرم بیرون آمدم، دیدم که مرحوم والد مشغول خواندن فاتحه کنار قبر قطب راوندی است. به ایشان عرض کردم شنیده‌ام که شما علم کیمیا دارید؛ دلم می‌خواهد به من یاد بدهید. ایشان به من فرمود: برویم منزل و صبحانه را آنجا بخوریم و در این باره هم صحبت کنیم. می‌گفت: با هم رفتیم و ایشان فرمود: يک سال من و آقای خمینی در مشهد بودیم. در حرم، آقای مشغول زیارت بود. آقای خمینی رفت و به ایشان گفت: تو را به این حضرت ما حاجتی داریم. شما حاجت ما را رد نکنید. شیخ حسنعلی گفت: سید! بگذار من این زیارتم را بخوانم. شما کنار قبر شیخ حر باشید، من بعد از زیارت می‌آیم و صحبت می‌کنیم. ما رفتیم کنار قبر شیخ حر و ایشان آمد. آن‌ها درخواست کردند. (تردید دارم که گفت درخواست را آقای خمینی مطرح کرد یا نه). شیخ حسنعلی گفت: اگر شما الآن کیمیا را یاد گرفتید و توانستید تمام کوه‌های عالم را هم طلا کنید، آیا به خودتان اطمینان دارید که از این قدرت سوء استفاده نکنید؟ آقای خمینی گفت: نه، ما چنین اطمینانی نداریم. شیخ حسنعلی گفت: اگر شما اطمینان ندارید، چرا چنین نیرویی داشته باشید که نتوانید خودتان را کنترل کنید؟ ولی در عوض به شما چیزی می‌گویم که تالی فاسد ندارد. سپس دستوری می‌دهد که بعد از نماز واجب انجام بدهند. 🔸 ترتیب این دستور را از حاج آقای والد نشنیدم، لذا به شخصی که با آقای مقدادی ـ پسر شیخ حسنعلی که از همه اسرار پدرش خبر داشت ـ مربوط بود، گفتم که از ایشان ترتیب آن ذکر را بپرسد. آقای مقدادی به من نامه‌ای نوشت و در آن ترتیب آن دستور را هم گفت که بعد از (ظاهراً نماز واجب) اول «» و بعد از آن «» خوانده شود و بعد سه مرتبه «»، بعد سه مرتبه «» و بعد سه مرتبه: « يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللهَ بَالِغُ أمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً» بخواند. 🔹 این برای زندگی اشخاص خیلی مفید است. این مطلب را از آن آشیخ و او هم از آسید صادق اهری و او هم از حاج آقای والد شنیده بود. من هم يک وقت دیدم که حاج آقای والد قسمت اخیر حکایت را برای کسی نقل می‌کرد. 📚 ؛ جرعه‌ای از دریا ؛ ج ۱ ص ۵۵۲ @shamim_fegahat