نگاهم سوی در مانده، میآید یا نمیآید؟
دلم بیبال و پر مانده، میآید یا نمیآید؟
منِ مادر به هر کس بگذرد از کوچه میگویم
دل من شعلهور مانده، میآید یا نمیآید؟
من از دیدار آخر از عبیرش بیخبر هستم
کجا آن گل پسر مانده؟ میآید یا نمیآید؟
تمام هم قطارانش ز جنگ و جبهه برگشتند
چرا او در سفر مانده؟ میآید یا نمیآید؟
سراغش را مفصل می گرفتم از همه، اکنون
جوابی مختصر مانده: میآید یا نمیآید؟
نمی دانم پلاکی، ساعتی، چیزی از آن دلبند
که مفقودالاثر مانده، میآید یا نمیآید؟
پدر خیلی صبوری می کند اما یقین این درد
در او چون نیشتر مانده، میآید یا نمیآید؟
پس از ما با خطوطی دلشکسته، کاش بنویسید
به سر خطِ خبر: «مانده میآید یا نمیآید؟»
#مادرـمفقودالاثر
#شمسی_حسنآبادی
#کرمان_نرماشیر
@shamimeshams
آمد بهار و گیسوانش را رها کرد
دست قنوت باغ را غرق دعا کرد
کم کم دمید از عطر انفاسش به دنیا
زنجیر یخ را چون گلوبندی جدا کرد
رعد آمد و در بزم ابر تیره رقصید
در رود چشم آسمان نوری شنا کرد
با عشق دستش را بهار آرام بگشود
دنیای خشک دشت را دریا سرا کرد
مشاطه شد، ارکیده را با عطر آراست
او را عروسی دلفریب و دلربا کرد
دستی کشید آرام بر ابروی زنبق
پیچ دو نستعلیق او را دلگشا کرد
تالار گل را داد زینت با نفسهاش
پیوند گلها را پر از نور خدا کرد
هر جا رسید آورد باران و ترنم
با عشق، صد باغ مطبق را بنا کرد
پشتِ بهارِ عشق و زیبایی ست خالق
باید به این دیوار محکم اتکا کرد
#خدا
#شمسی_حسن_آبادی
#کرمان_نرماشیر
@shamimeshams
https://eitaa.com/shamimeshams
.
از طارم فیروزه تا فرش زمرد
باران مهتاب است و می بارد عطارد
جبریل بالش را به راهش گستراند و
افلاک شد در جنب و جوش و پرتردد
سیل ستاره غرق دست افشانی و نور
هفت آسمان شد پر نشاط و در تجدد
شد خانه قلب حسن روشن به شعبان
بر سامرا بارید باران تفقد
فوجی ملک در محضر نرجس نشستند
هر لحظه می شد این عدد رو به تزاید
در مسجد چشمش جهانی معتکف شد
پیغمبر است اینجا گمانم در تهجد
ایکاش خورشید ظهور او بتابد
در این تماشاییترین جشن تولد
#شعبان
#شمسی_حسن_آبادی
#کرمان_نرماشیر
@shamimeshams
گریه کردم؛ قطره قطره آب دریا خشک شد
در فراقت چشمهٔ مهتاب و رؤیا خشک شد
حاجت چشمان من شد دیدن چشمان تو
زمزم اشکم در اوج این تمنا خشک شد
بغضهای تند من آمیخت با درد عطش
در گلویم حنجر شاداب آوا خشک شد
سوخت جانم را غریو آتش لبهای تو
بعد تو صدها فرات قلب صحرا خشک شد
دیدمت اما چه دیدن؟ استخوانهایم شکست
لکنتی افتاد بر لب، نبض نجوا خشک شد
در کنارت جان سپردم درد دوری کم شود
رود پیوند من و تو شد مجزا؛ خشک شد
مادرم تا عمر دارد می کند تکرار: آه!
دخترم چون غنچهٔ تازه شکوفا خشک شد
#حضرت_رقیه_سلام_الله
#شمسی_حسن_آبادی
#کرمان_نرماشیر
@shamimeshams
با آه تو آرام چون مرمر شکستم
پروانه پیراهنت زد پر شکستم
من با تو بودم بانشاط از بوی باران
بی تو چو ساق خشک سوسنبر شکستم
رفتی و کم سو شد فروغ چشمهایم
چون آینه داران حزن آور شکستم
تو ماه بودی آسمان غرق طوافت
در شام دفنت با هزار اختر شکستم
محکم ترین مرد زمین بودم کنارت
بی تو چو بغضی در گلو پرپر شکستم
دیگر امیدی نیست بر فتحی دوباره
وقتی شبیه قلعه سرتاسر شکستم
خواندم تمام آیه های صبر را، باز
هر کار کردم نشکنم، آخر شکستم
#حضرت_علی_(ع)
#شمسی_حسن_آبادی
#کرمان_نرماشیر
@shamimeshams
https://eitaa.com/shamimeshams
ز کرمان سوی مشهد عاشقانت را کشاندی
هوای لیلی و مجنون به دلهاشان دواندی
همای غرقِ ایمان و سعادت را در «آبان»
به روی شانههای «اکرم» و «احسان» نشاندی
تو را جان «جواد»ت دادهاند انگار سوگند
که خود را لحظهٔ عقدِ کبوترها رساندی
میان سادگی چون موج میزد «یا رضا» شان
تو از بال مَلَک، توری بر آنان گستراندی
کواکب را تو کردی ساقدوشِ این دو عاشق
تو حتی خوشهٔ پروین به پاشان می فشاندی
در ایوانِ دعاشان یاسمنها قد کشیدند
تو از باغ عبایت رزق آنان را رساندی
در این آیینهباران نگاهت زیرِ گنبد
یقیناً خطبهٔ پیوندِ آنان را تو خواندی
#رواق_دارالحجه_ حرم_رضوی
✍ #شمسی_حسن_آبادی
#کرمان_نرماشیر
@shamimeshams
تصور کن کنار سفرهٔ عقد دو دلشیدا
فقط آیینهای باشد، بهتنهایی فرحافزا
مجسم کن در این آیینه، چشم عاشقان یک آن
خورَد پیوند با چشم امام مهربان ما
تصور کن «رضا» را میزبان و عاقد و شاهد
تجسم کن، قلیلی میهمان ویژهٔ مولا
خدا اینجا ست وقتی خطبهخوان چشم «رضا» باشد
«رضا» راضی ست از پلک بلهگوی کبوترها
رواق الماسریزان، آسمان قندیلی از نقره
عجب جشنی بهپا کرده ست اکنون گنبد مینا!
دو مرغ عشق: «اکرم بانو» و «احسان» به سجاده
یقین «اَلفَتح۱» میخوانند زیر سایهٔ طوبا
چه احساس لطیفی میتراود «سوم آبان۲»!
چه آغاز قشنگی میشود تقدیرشان فردا!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- . برخی از عروسها و دامادها، هنگام خطبه عقد، سوره الفتح را قرائت می کنند
۲- ۱۴۰۴/۰۸/۰۳ تاریخ عقد در حرم مطهر امام رضا(ع)
✍#شمسی_حسن_آبادی
#کرمان_نرماشیر
#رواق_دارالحجه_ حرم_رضوی
@shamimeshams
شعاع طلعتت زیر نگین برده جهانم را
صفا بخشیده نورت تاروپود نیمه جانم را
شمیم جانفزایت زنده کرده مرغزاران را
مزین کرده کوکبهای چشمت آسمانم را
تویی؛ آن آفتابی که به زیر زلف خود برده
شکوه شبدر گلدار و نبض ارغوانم را
هوایی کرده قلبم را هوای صاف چشمانت
نگاه تو به لکنت مبتلا کرده زبانم را
طرب افتاده از مهر دلانگیزت به هر بیتم
به زیبایی کشید آرایۀ چشمت بیانم را
من آن مرغم که بال و پر گشودم در هوای تو
ز عطر دلکشت پر کردهام هرلحظه جانم را
تمنا میکنم رخصت بفرمایی به پاس عشق
بسازم در پناه شانه هایت آشیانم را
#حضرت_مهدی_عج
✍#شمسی_حسن_آبادی
#کرمان_نرماشیر
@shamimeshams
«ناخدا»
میوزی هر صبحدم مثل نسیمی دُرفشان
تا بپیوندی به انوار بلند عرشیان
همقدم با توست فوج بیشماری از ملک
همچو دریا میدود پشتِ سرت هفتآسمان
می تپد قلب تمام کوچه ها زیر عبات
می شوی بر خسته جانان سایهبان از جنس جان
در رکابت می دَوَند ابر سبکبال و نسیم
پابهپای توست موج جادههای کهکشان
میتراود با نگاه روشن تو ماهتاب
میدرخشد ماه بر گلدستههای آستان
هم زمین با سجده هایت از ازل بود آشنا
هم شنیده صوت قرآن تو را گوش زمان
در تدارک میشود مرغِ اجابت هر سحر
بر قنوتِ دستهای تو بسازد آشیان
با دعایت جویها تا قلب دریا میرسند
با نگاهت زندگی میبارد از سروِ چَمان
چون شدی بر عرشهٔ دین محمد ناخدا
شیعه ماند از موج طوفانخیز دریا در امان
#حضرت_علی
✍#شمسی_حسن_آبادی #کرمان_نرماشیر
@shamimeshams
تقدیم به کتابدارها،کتابخوانها و مولفان
«شاهکار»
میشود صفحهبهصفحه، آسمانها را ورق زد
پرنیانِ ابر را در سایهٔ رؤیا ورق زد
میشود با گوهرِ افکار و با یک شعرِ روشن
شاهکاری آفرید و کهکشانها را ورق زد
میتوان حتی بهار مرزها را جابجا کرد
یا افقهای جدیدی در دلِ فردا ورق زد
میشود در لابهلای سطرهای تَنگِ دیروز
جان پراکند و جهانی را فرحافزا ورق زد
واژهها از جنس نورند و تو هم موسی تباری
با عصای واژه باید نیل را جانا! ورق زد
گاه باید با غزل صد پنجره در سینه وا کرد
رو به فرداهای روشن، صبح را یکجا ورق زد
هر که با خَلق کتاب آیینهسازِ عصرِ خود شد
دفترِ تصویرِ خود را تا ابد، زیبا ورق زد
#هفته _کتاب
#شمسی_حسن_آبادی
#کرمان_نرماشیر
@shamimeshams