eitaa logo
درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
25.9هزار دنبال‌کننده
33.4هزار عکس
18.3هزار ویدیو
224 فایل
کانالی جهت آگاهی ازمفاهیم قرآن وذکر وحدیث کانال دوم مون(داستانهای آموزنده بهلول عاقل) http://eitaa.com/joinchat/3144482825C235a600727 تبلیغات👇 https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝
مشاهده در ایتا
دانلود
درمان باآیه های نور الهی وذکرهای گرهگشا
ادامه درس 👆 ❣🌸❣🌸❣ 🌸❣🌸❣ ❣🌸❣ 🌸❣ ❣ #تفسیر_سوره_نور #لطفا_توجه_بفرمایید 👇👇👇 ❣برای جمع آوری و نوشتن مط
ادامه درس 👆 🌼☘🌼☘🌼 ☘🌼☘🌼 🌼☘🌼 ☘🌼 🌼 👇👇👇 🌼برای جمع آوری و نوشتن مطالب و ها وقت گذاشته می شود درس ایات اِفک /۱۱_۱۲_۱۳ 🌼"روزهای متوالی (حدود چهل روز) گذشت تا این که نازل شد و تدریجاً اوضاع روشن گردید. 🌼خدا می‌داند [در این مدت‏[ بر اکرم و نزدیکان آن حضرت چه گذشت! 🌼این را به دلیل قرآن می‌گوید خیر است: 👇 1⃣ وخیراول یک دلیل این که این گروهِ شناخته شدند. در هر ‏ای یکی از بزرگترین این است که صفوفْ مشخص نباشد ، مؤمن و افراد همه در یک صف باشند . تا وقتی که اوضاع آرام است خطری ندارد؛ یک که به اجتماع بخورد، اجتماع از منافقینِ خودش بزرگترین صدمه ‏ها را می‌بیند. 🌼لهذا مطلقِ که برای جامعه رخ می‌دهد که در نتیجه آزمایش پیش می‌آید و آشکار می‌شود، 🌼مؤمنها در صف مؤمنین قرار می‌گیرند و پرده نفاقشان دریده می‌شود و در صفی که شایسته آن هستند قرار می‌گیرند ،که یک خیر بزرگ برای جامعه است. 🌼آن منافقینی که این را جعل کرده بودند، آنچه برایشان- به تعبیر قرآن- ماند «اثم» بود (اثم یعنی گناه). داغ گناه روی اینها ماند و تا زنده بودند، دیگر اعتبار پیدا نکردند👌 🌼 [و همه می‌گفتند: [ شما همان منافقهایی هستید که آن داستان را کردید. این یک فایده 2⃣فایده و دوم: 🌼گفتیم که سازندگان داستان، این داستان را جعل کردند نه ناآگاهانه، ولی مسلمین ناآگاهانه ابزار این «عُصبه» قرار گرفتند. 🌼عصبه یعنی ( گروهی که با هم متحد وهم فکر باشند ) 🌼اکثریت با این که مسلمان بودند، ایمان و مخلص بودند و و مرضی نداشتند، بلندگوی این «عصبه» قرار گرفتند 🌼 ولی از روی آگاهی و عدم توجه، که خود مطلب را خوب تشریح می‌کند 🌼این یک خطر بزرگ است👌 برای یک اجتماع که افرادش باشند. دشمن اگر باشد خودِ اینها را ابزار علیه خودشان قرار" می دهد ( این درس ادامه دارد 👆) ╰═⊰🍃❣❣🍃⊱━╯
☝️ 🌍اوقات شرعی به افق تهران🌍 ☀️امروز 24 دی ماه 1399 🌞اذان صبح: 05:45 ☀️طلوع آفتاب: 07:14 🌝اذان ظهر: 12:13 🌑غروب آفتاب: 17:13 🌖اذان مغرب: 17:32 🌓نیمه شب شرعی: 23:29
🌺 چهارشنبه ۱۰۰ مرتبه 🌼اى زنده ، اى پاينده 🌺يــا حــيُّ يــا قَــيّــوم 🌼این ذکر موجب عزت دائمی میشود ۴شنبہ ✍هرڪس این نماز را روز 4 شنبه بخواند خداوند توبه او را از هر گناهے باشد مے‌پذیرد 4 رکعتست درهر رکعت بعد از حمد 1 توحید و1 قدر 📚مفاتیح الجنان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
☝️مرگ نزدیک ترین چیزبه انسان باورندارین به سرنوشت این افرادنگاه کنیدتاشایدبرامنوشمادرس عبرتی بشن خدایامارونیامرزیده ازین دنیامبر🤲 ✍روایتی ازعلی بن حکم ازهشام بن سالم ازأبوحمزه ثمالی ازامام سجادع: 🔹تعجب ازکسیست که مرگ راانکارمی‌کند، وهر روز وشب میبیندکسانی راکه می‌میرند وجان می‌دهند.این موت به شماخواهدرسید،چون موت موجب کمال شماست؛وشمارابایدتغییر دهیم!دریک درجه شمارانگاه نمیداریم! شمارا ازاین کلاس به آن کلاس،وازآن کلاس به کلاس دیگرمی‌بریم! 🔹مرگ،عبوری است برای شما،وموجب تکامل شماست!اگربخواهیم شمارادردنیانگه داریم،این موجب فسادشماست!موجب توقف واضمحلال شماست!پس شماراتغییرمیدهیم ولباسی عوض میکنیم،و میبریم جلو،تا اینکه می‌رسانیم به جائی که{وَنُنشِئَکُمْ فِی مَالَاتَعْلَمُونَ} بجائی که اصلاًنمیدانیدچه خواهیدشد!به آن خلعت شمارامبدل می نمائیم؛ واین بسی اسراراست. 🔹ولی انسان غافل،چنین می پنداردکه مرگ یعنی انعدام؛وتصورمی‌کند که وجوداوهمین بدن است وتمام مراتب وجودی اومنحصرست دربدن؛ وبدن هم که درزیرزمین میمیردومیپوسد،پس دیگرهیچ خبری نیست! 📚معادشناسی‌جلد۶صفحه۳۶ 🌷آیت الله محمدحسین حسینی طهرانی ره
چگونه صبح ها مغز خود را تقویت کنیم ؟ 1- حداقل 5 دقیقه ورزش کنیم 2- حداقل 5 دقیقه کتاب بخوانیم 3- حداقل 5 دقیقه بازی فکری انجام دهیم 4- با آرامش صبحانه بخوریم
☘امام علی(ع) دنیا فریب می دهد، زیان می رساند، و سریع می گذرد. نهج البلاغه، حکمت۴۱۵ 🔸🔹🍃🌸🍃🔹🔸🍃🌸🍃
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
زمانهایےفرامی‌رسد که تصورمیکنی همه چیزبه پایان رسیده است اماخیلےغیرمنتظره خدامعجزه اش رانشانت میدهد🌸🍃 این لحظه ناب،نصیب تک تک 💕 شما عزیزان 🌸🍃 ‎‌‌‌‌‌‌چهارشنبه تون سرشارازمعجزه الهی
ذكر يا 💙از اميرالمومنين على عليه السلام است كه فرمود: كسى كه بخواهد آيه از قرآن را از هر جاى آن ، و بعد از آن هفت مرتبه بگويد (يا اللّه ) پس اگر نفرين كند بر سنگى ، هر آينه آن سنگ را از جاى خود جدا مى نمايد. 🔹💎🔹💎🔹💎🔹💎 ✍ مرحوم حاج اسماعیل دولابی: با این سه ذکر با خدا صحبت کنید👇 💙همین که گردی بر دلتان پیدا میشود، ♻️ یک ♻️ ✨ بگویید، آن گرد کنار میرود. 😜هر جا هم فیضی و نعمتی به شما رسید، ♻️ بگویید♻️ ✨ چون شکرش را به جا آوردی گرد نمیگیرد. 🦋هر وقت خطایی انجام دادید، ♻️ چارہ است ♻️ ☝️ با این سه ذکر با خدا صحبت کنید. ✨ صحبت کردن با خدا غم و حزن را از بین میبرد.💙
👆 👌هرڪه روز چهارشنبه آيه 22 سوره حشر را ۷۰ باربخواند ✨هُوَ اللَّهُ الَّذِى لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ‏ 🌾 براهالی علم وقلم فائق آيد 🌾فتوحات ازبراےاودست دهد 🌾حوائج اوبرآورده شود 🌾وغنےومكرم گردد 📗گوهرشب چراغ ج ۱ص۱۵۰
🍒 و آموزنده ای تحت عنوان 👈 🍒 👈 اونقدر کتکش می زنم که حساب کار بیاد دستش و بدونه یه من ماست چقدر کره داره! دیگه هر کاری هم بکنه برام مهم نیست، حتی اگه جلوی چشمام خودشو بکشه!» پوزخندی زدم و از جایم بلند شدم گفتم: « دیگه خیلی دیر شده آقا روزبه، دخترت حالا داره شیشه مصرف می کنه. خیلی قبل تر از اینا باید به فکر می بودی!» روزبه گره کراواتش را شل کرد و گفت: « همونقدر که من تو تباه شدن ساینا مقصرم، تو هم مقصری نقشین!» جوابش را ندادم. حق با او بود. من هم همچون روزبه در تربیت کردن ساینا کوتاهی کرده بودم و حالا هم نتیجه اش را می دیدم. به اتاق ساینا رفتم. همه چیز در هم ریخته و شلوغ بود. دلم حسابی گرفته بود. دوست داشتم ساعت ها بر بخت سیاه و تاریم خودم و دخترم اشک بریزم. عکس بچه گی ساینا روی میز تحریرش بود. قاب عکس را برداشتم و به سینه ام فشردم. روزهای کودکی ساینا را به خاطر می آوردم. او دخترک آرام و معصومی بود و من آرزو می کردم که ای کاش زمان به عقب برمی گشت و ساینا همانطور معصوم و سربه زیر می ماند، هر چند می دانستم من و روزبه او را به این حال و روز انداختیم! ساینا دختر با هوش و با استعدادی بود و حتم داشتم اگر من روزبه پدر و مادرش نبودیم و او در خانواده دیگری بزرگ می شد، آینده درخشانی می داشت اما صد افسوس که... ای کاش من و روزبه هیچ وقت با هم ازدواج نمی کردیم! ادامه دارد⬅️⬅️⬅️ 👇 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
🍒 و آموزنده ای تحت عنوان 👈 🍒 👈 پدر و مادرمان همیشه به داشتن من و نغمه افتخار می کردند و برای عاقبت بخیری مان دعا. - داداش جان، فکر کنم دیگه وقتش رسیده به حرفی که مادر خدا بیامرزمون زد عمل کنیم و دست این جوونا رو بذاریم تو دست همدیگه! این حرف را عمویم که همراه زن عمو و دو پسر دوقلویش «رامین» و «روزبه» برای شب نشینی به خانه مان آمده بود به پدر زد و سپس خطاب به من و خواهرم و فرزندان خودش گفت: « من و داداشم شش، هفت سال بیشتر نداشتیم که پدرمون فوت کرد. مادرمون با بدبختی ما رو بزرگ کرد و از همون بچه گی ازمون خواست هیچ وقت پشت همدیگه رو خالی نکنیم و تا ابد مثل دو تا برادر واقعی کنار هم باشیم. اگه من و داداش به جایی رسیدیم از صدقه سری مادرمونه. دعای خیر اون باعث شد که ما زندگی راحت، همسری خوب و بچه های سربه راهی داشته باشیم. وقتی خدا رامین و روزبه رو به ما و یکسال بعد نقشین و نغمه رو به داداش داد، مادرمون که حسابی خوشحال بود گفت حتما حکمتی داره که دوتاتونم صاحب دوقلو شدید و نغمه رو برای روزبه و نقشین رو برای رامین نشون کرد. من و داداشم هم رو حرف مادرم حرف نزدیم چون می دونستیم اون با این کارش می خوا د رابطه ما دو تا داداش مستحکم تر بشه اما صد حیف که عمرش کفاف نداد عروسی نوه هاشو ببینه. من که همه جای دنیا رو بگردم بهتر از دخترای دادشم برای پسرام پیدا نمی کنم. دخترا هم که با پسرعموهاشون مخالف نیستن، پس حالا که رامین و روزبه درسشون تموم شده و هر کدوم خونه و یه کمی پس انداز دارن، بهتره کم کم سور و ساط عروسی رو راه بندازیم!.... ادامه دارد⬅️⬅️⬅️ 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
پدربزرگم ژرومینو، که گوسفند پرورش می داد و داستان می گفت، وقتی احساس کرد مرگش نزدیک شده است رفت حیاط و از یک یکِ درخت ها خداحافظی کرد. بغلشان می کرد و می گریست. چون می دانست دیگر آنها را نخواهد دید. برای این که واقعاً قدر زندگی را بدانیم باید به خاطر داشته باشیم هیچ چیزی همیشگی نیست و آن چیزی که ازش لذت می بریم همیشه نخواهد بود. تنها در این صورت است که می توانیم شُکر همۀ خوشبختی هامان را به جای آوریم و خوشبخت باشیم. ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌