هدایت شده از طهور
📝 امام غایب، ولیّ حاضر
✏️ گفتاری از استاد حسینی شاهرودی به مناسبت آغاز #امامت_امام_زمان علیه الصلات و السلام
7ـ آذرـ1396
🔊 صوت و 🗂 متن 🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
هدایت شده از طهور
📝 امام غایب، ولیّ حاضر
✏️ گفتاری از استاد حسینی شاهرودی به مناسبت آغاز #امامت_امام_زمان علیه الصلات و السلام
7ـ آذرـ1396
💠 امامت امام زمان علیه الصلات و السلام از زمانی شروع میشود که امامِ قبل از ایشان توانایی یا شرایط دخل و تصرف در امور خلق و بندگان خدا را ندارند.
💠 این ممکن است که با مرگ طبیعی اتفاق بیفتد، چنان که مشهور همین است و وقتی که امام حسن عسکری علیه الصلات و السلام از دنیا رفتند، میگویند امامت امام زمان از اینجا شروع میشود. ولی غیر از این، هم امکانپذیر است و هم شواهدی وجود دارد. از زمانی که امام حسن عسکری علیه الصلات و السلام بسط ید ندارند یا حداقلِ دخالت را در زندگی خلق نمیکنند، چون در واقع غیبت شروع شده، زمان امامت امام زمان علیه الصلات و السلام است.
💠 در جاهایی هم عرض کردم که غیبت خیلی زودتر از اینها شروع شده. اگر زمان امام جواد شروع نشده باشد، قطعاً از زمان امام هادی علیهما الصلات و السلام شروع شده.
💠 این یک نکته که امامت امام زمان که در واقع امامت غایبانه آن حضرت است، زودتر از اینها شروع شده، در عین اینکه ائمه دیگر هستند. چون ائمه دیگر با فرض توانایی یا وجود شرایطِ دخالتِ حداقلی در سرنوشتِ شرعی مردم، امامتشان برجاست. ولایتشان که به این چیزها ربطی ندارد. همزمان با همدیگر همه ولی خدای متعال هستند، یعنی همه احاطه تفصیلی بر مراتب تکوین دارند؛ چه ولایت تکوینی خود را اعمال کنند، چه اعمال نکنند؛ ارتباطی با امامت ندارد.
💠 امامت، حیثیت دخل و تصرف ظاهری در حوزه تشریعیات مردم است. وقتی که امام علیه الصلات و السلام بهخاطر شرایط عصر و زمان، امکان دخالت در زندگی تشریعی را نداشت، یعنی غیبت شروع شده. غیبت که شروع شد، یعنی امامت امام زمان علیه الصلات و السلام شروع شده.
💠 نکته دوم این است که غیبت مربوط به امامت است، نه مربوط به ولایت. یعنی آنگونه که امامت پیامبر، امیر المؤمنین یا دیگر امامان ظهور داشت و در نتیجه دخل و تصرف تشریعی داشت، امامت امام زمان علیه الصلات و السلام ندارد. بنابراین او «امام غایب» است، ولی «ولیّ حاضر». ولایت امام زمان مانند ولایت هر یک از امامان، چه در زمان حیات و چه بعد از ممات، به اندازه سر سوزنی نه کم شدنی است و نه زیاد شدنی. اما امامت آنها، آری. امامت یعنی راهنمایی خلق بر حسب ظاهر شریعت، بر حسب تصرفات ظاهری در احکام، فقه و مصالح و مفاسدی که برای انسانها در زندگی دنیایی آنها هست.
💠 بنابراین امام زمان علیه الصلات و السلام از حیث امامت غایب است. آن تعبیرهایی هم که گفته شده است که مثلاً امام زمان علیه الصلات و السلام مثل خورشیدِ پسِ ابر هستند، در حوزه تشریع نیست؛ در حوزه تشریع حقیقتاً امام زمان غایب است، مخصوصاً بعد از غیبت صغری که یا ارتباط با امام زمان امکانپذیر نیست یا اگر امکانپذیر باشد، هیچ دلیلی بر قطعیت، اعتماد و اطمینانآوری نیست.
💠 بنابراین امامت امام زمان علیه الصلات و السلام دوره غیبت صغری و اینک دوره غیبت کبری را میگذراند و خلق خدا، مؤمنین و شیعیان در حوزه شریعت و احکامِ ناظر به مصالح و مفاسد شرعی و ظاهری باید خودشان به فکر باشند، یعنی باید به مراجع، کارشناسان و مجتهدان در حوزههای مختلف مراجعه کنند. هیچکس نباید منتظر باشد که توسل به امام زمان داشته باشیم تا اینکه حکمی از احکام را برای ما بیان کند یا مصلحتی از مصالح را برای ما تدارک ببیند یا مفسدهای از مفاسد را پیشگیری کند. هیچکس نباید چنین انتظاری داشته باشد، بهخاطر اینکه دوره غیبت امام است.
💠 اما ولایتشان؛ غیبت ولایت امکانپذیر نیست. اگر غیبتی برای ولایت قابل تصور باشد، غیبت مولّی علیهم است. یعنی در شرایطی ممکن است که ولیّ خدا حضور دارد، توانمندی دخالت هم دارد اما در عین حال مولّی علیه فهم و درک ندارد. بنابراین خود را در معرض استفاده و برخورداری از ولایت ولیّ قرار نمیدهد.
💠 آنچه خطرناک است و ممکن است ضرر و زیان آن، آن اندازه باشد که شیعیان توانایی تحمل آن را نداشته باشند، این است که غیبت به ولایت ارتباط پیدا کند. آنهم نه به ولیّ، [بلکه] به مولّی علیه. یعنی شیعیان امام زمان علیه الصلات و السلام ـ که در این عصر همه شیعیان، شیعیان امام زمان علیه الصلات و السلام هستند ـ به درجهای از بیتوجهی، غفلت و خدایناکرده جهالت گرفتار و مبتلا شوند که توانایی برخورداری از ولی حاضر که امام زمان علیه الصلات و السلام هست را نداشته باشند. جای خطرناک اینجاست. یعنی هم به لحاظ اعتقادی جای خطرناک اینجاست و هم به لحاظ رفتاری.
هدایت شده از طهور
💠 بر این اساس باید پیوسته شیعیان و مؤمنین را توجه و تذکر داد که امام زمان علیه الصلات و السلام از حیث امامت غایب است، یعنی برای شما رهاوردی به نام فقه و تبیین مصالح و مفاسد یا جلوگیری از مصالح و مفاسد در حد شریعت ممکن نیست و ندارد. اما حیثیت ولایتشان که ولایت خدای متعال و تام و تمام است، نهفقط ولایت حاضر است و همه جهات و تغییرات و تحولاتی که میتواند انسان را به قرب الهی برساند و گذر کردن از سختیها و گرفتاریها و مشکلات جهان طبیعت که بهوسیله ولایت انجام میشود، در عصر غیبت وجود دارد، بلکه بیشتر وجود دارد.
💠 علت بیشتری آن است که مؤمنین و شیعیان امید خود را از عوامل ظاهری قطع کردند. وقتی امیدشان از عوامل ظاهری قطع باشد، یعنی خود را بیپناه و مضطر مییابند. همچنان که دعای مضطر به اجابت نزدیک است، توسل، تمسک و دسترسی مضطر به «ولیّ حاضر» به مراتب سهل الوصلتر و ممکنتر هست.
کانال طهور
هدایت شده از طهور
💠 معنای انتظار
📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی
🔊 صوت و 🗂 متن در ادامه🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
هدایت شده از طهور
💠 معنای انتظار
📝 گفتاری از استاد حسینی شاهرودی
💠 آنچه درباره عبادت بودن و ثواب داشتن انتظار فرج گفته شده، یا در اغلب موارد و یا به عنوان یکی از مصداقهای تام انتظار فرج، انتظار گشایش گرههای کار امت و شیعیان است، نه فرج امام زمان (صلوات الله و سلامه علیه). یکی از این دو احتمال است: یا در اغلب موارد، مقصود از انتظار فرج که عبادت است و ثواب دارد، همین گرهگشایی از کار بندگان خداست و یا اینکه اگر فرج امام زمان صلواتاللهوسلامهعلیه هم هست، یا یکی از مصادیق فرج است و یا مصداق اتم نیست.
💠 اینکه انسانها، مؤمنین و شیعیان انتظار داشته باشند که گره از کار خلق باز شود، گرههای خلقی، اعتقادی، رفتاری، اجتماعی، اقتصادی و ...، انتظارِ اینها عبادت است، چون با امید به رحمت خدای متعال و رجا به فضل الهی تطابق و تناسب تام و تمام دارد.
💠 البته با توجه به اینکه در فرج امام زمان صلواتاللهوسلامهعلیه هم چنانکه از ظواهر فهمیده میشود، بسیاری از گرههای کار خلق باز میشود، یا بسیاری از باز شدنها به نقطه پایان و تمامیت میرسد و الا باز شدن گرهها از خیلی جلوتر شروع میشود، مربوط به زمان انتظار نیست؛ از دوره قبل از فرج آرام آرام شرایط ظهور که فراهم میشود، فرجی حاصل میشود یعنی گره از کار خلق، هم کارهای دنیوی و هم کارهای اخروی باز میشود و تمامیت آن به دست حضرت انجام میشود و الا اینگونه نیست که مردم همینطور به دنبال کارهای خودشان باشند، فساد در دریا و خشکی و زمین و آسمان به دست مردم انجام شود و منتظر یک معجزه باشند.
💠 اگر کار به معجزه انجام میشد، یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر هم آمدند و معجزات بزرگی ارایه کردند. کسانی مانند حضرت نوح علیهالصلاتوالسلام معجزهاش این بود که بهطور کلی ستمگران و کفار را ریشهکن کرد و اثری از آنها باقی نماند، اما در عین حال طولی نکشید که نسل بعدی یا چند نسل بعد، اگر شبیه نسلهای گذشته نشدند، خیلی تفاوت هم نداشتند. کفار، مشرکین و مستکبرین، همه باقیماندههای نسل صالحان قوم حضرت نوحند.
💠 بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که امام زمان یک شمشیری بیاورند که همه را از دم قلع و قمع کند. چون اگر قلع و قمع کند، تا به حال بارها و بارها این اتفاق افتاده و قلع و قمع شدند، بهصورت تام و تمام در عصر حضرت نوح اتفاق افتاده ولی دوباره به سر جای اول برگشته. یک مسیر خارق العاده نیست، مسیر طبیعی است همراه با فرآیند بسیار گسترده تکامل انسانها که ان شاء الله به نتیجه برسند.
💠 بنابراین اولاً، انتظار فرج که عبادت است و فرج به معنای گرهگشایی از کار امت، شیعیان و بهطور کلی خلق خدای متعال، این عبادت بسیار بزرگی است و انسان هر قدمی که در مسیر گرهگشایی بردارد، در واقع در مسیر تامترین و کاملترین عبادات قدم برداشته. البته با توجه به همین نکته گفته شده، انتظار ظهور امام زمان صلواتاللهوسلامهعلیه هم از مصادیق انتظار فرج به حساب میآید.
💠 نکته دوم با توجه به آنچه در نکته اول گفته شد، این است که: این کار با توجه به بسیاری از شواهد که یکی، دو مورد از آن گفته شد، با اعجاز همراه نیست و بهصورت طبیعی است. اگرچه آنچه که در روایات آمده، برای انسان آن عصر امر خارق العاده و معجزهوار بوده؛ اینکه امام زمان صلواتاللهوسلامهعلیه را در هر جایی از کره زمین مشاهده میکنند، در زمان گذشته این را معجزه میدانستند، چون امکان مشاهده حضرت وجود نداشت. کسانی میتوانستند حضرت را مشاهده کنند که نزدیک و در فاصله چند متری او باشند، اما اینکه آن حضرت در مکه باشند، اهل مدینه، کوفه، بصره و نقاط دوردست ایشان را ببینند، برای آنها معجزه بود. ولی نهفقط الآن با توجه به ابزار جدید معجزه نیست، بلکه با توجه به ابزارهای دقیقتر، کاملتر و علمیتری که در آینده ان شاء الله به ظهور خواهد رسید، مشاهده حضرت حتی بیشتر از مشاهده از طریق تلویزیون و تصاویر تک بعدی است.
💠 یا اگر مثلاً در روایات دارد که حضرت وقتی که کنار کعبه میایستد، فریاد میزند و ندا میدهد که اهل عالم، من مهدی هستم و همه به من ایمان بیاورید، صدا به همهجا میرود، این برای گذشته که ابزار رساندن صدا فقط حنجره بود، البته کار خارق العادهای است که کسی با حنجره خود، صدایش را به همه عالم برساند. ولی الآن مشاهده میفرمایید که یک نفر در مرکزی در هر کجای دنیا، در غرب یا شرق صحبت میکند، صدایش بهآسانی بدون اینکه فریاد بزند و به خودش زحمت بدهد، به همهی دنیا میرسد.
هدایت شده از طهور
💠 این اتفاق باید بیفتد و تا نیفتد، انتظار معجزه نباید داشته باشیم. اگر قرار بود معجزه شود، خیلی زودتر از این میتوانست بشود، آنهم به دست کسانی که قطعاً و یقیناً از حضرت مهدی صلواتاللهوسلامهعلیه برتر بودند، مانند امیر المؤمنین، مانند وجود مبارک خودِ پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم. ملاحظه میکنید که در کارهایی که پیامبر انجام داده، کار بهصورت طبیعی، آرام و تدریجی انجام شده؛ به آنها حمله کردند، گاهی عقب رفتند، گاهی جلو آمدند، گاهی نقشه ریختند، آنها را در شعب ابیطالب محاصره کردند. او ختم انبیاست و بزرگتر از او انسانی در عالم هستی بهوجود نیامده است، ولی سه سال گرسنگی، سختی و گرفتاری را تحمل کردند تا بلکه زمینه در جای دیگر فراهم شود، نه اینکه معجزهای کنند و همچنانکه شق القمر کردند، سرها از تنها جدا شود.
آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین
کانال طهور
@sharabetahour
هدایت شده از طهور
💠 بقیه مواردی هم که درباره ظهور حضرت حجت صلواتاللهوسلامهعلیه گفته شده، از همین قسم است یعنی با توجه به فکر، فهم و ادراک پیشینیان، معجزهوار است، اما با توجه به ابزار و وسایلی که حالا به وجود آمده، بلکه ابزار و وسایلی که در آینده به وجود خواهد آمد و کشف و اختراع میشود، اینها امور طبیعی هستند. نهفقط ابزار و وسایل، بلکه حوادث و رخدادهایی هم که اتفاق میافتد، امور طبیعی است و امر خارق العاده نیست.
💠 همچنانکه مثلاً سی و پنج سال پیش در کشور ما نهضتی اتفاق افتاده که مردم نه تیر داشتند، نه توپ، تفنگ، مسلسل و ... داشتند و در نقطه مقابل، رژیم طاغوت همهچیز داشته و با همین الله اکبر گفتن آن را ساقط کردند. این یک کشوری با یک میلیون و ششصد هزار کیلومتر مساحت است، این را ده برابر و بیست برابر کنید، یک مقدار که مسیر و فرآیند رشد انسانها به پیش رود و به فعلیت برسد، اتفاقهای مشابه آنچه در کشور ما رخ داده، در مقیاس چندین و چند برابر، امکان اتفاق آن هست. بنابراین آنچه در این مسیر اتفاق میافتد، مسیر طبیعی تکامل تدریجی انسانهاست، بهگونهای که مشتاق شوند و عدالت را ببینند.
💠 نکته سوم این است که وقتی امام زمان صلواتاللهوسلامهعلیه ظاهر میشوند و به اصطلاح فرج اتفاق میافتد که انسانها مشتاق مشاهده عدالت باشند و این اشتیاق هم درست و راست باشد، نه اینکه بر اساس احساسات و عواطف باشد و مثلاً بخواهند فیلم نگاه کنند و حال اینبار میخواهند فیلم عدالت و عدالتگستری یا فیلم پلیس خوب را ببینند. این اشتیاق باید حقیقی، واقعی و راستین باشد و نشان اشتیاق راستین آن است که پیش از آنکه به مرتبه عدالت تام برسند و آن را مشاهده کنند، آرام آرام خودشان در مسیر عدالت گام برمیدارند. یعنی به تزکیه درون، تخلیه صفات، افکار و رفتار ناپسند میپردازند و همینطور که آرام آرام پیش میروند، نقطهی اوج و تکامل به دست ولی الله اعظم انجام خواهد شد. بسیاری از کمالاتی که حتی در اعصار انبیا علیهم الصلات و السلام و اولیای خدا صلوات الله علیهم اجمعین انجام نشده است، قبل از عصر ظهور انجام خواهد شد.
💠 نکته دیگر و آخرین نکته این است که ضمن این که انسانها رو به کمال میروند و در نتیجه اشتیاق مشاهده و اجرای عدالت دارند و در عمل هم خود گامهای بلندی را برمیدارند، ولی با اینکه ظلم همهجا را گرفته باشد، منافات ندارد. آن ظلمی که همینطور که پیش میرویم، گسترش بیشتری پیدا میکند، غیر از ظلمی است که در گذشته وجود داشته، غیر از ظلمی است که یک نفر پیدا میشد به قدرت، زور، قهر، غلبه و مانند آن ملتها را تسخیر میکرد و اگر کسی صحبت میکرد، زبانش را قطع میکرد، کسی بلندتر نفس میکشید، به دار میآویخت و ... از این قسم ظلم نیست، بلکه ظلمی است که ضمن اینکه ظلم و نارواست و مناسب کرامت انسانی نیست، ولی انسانها آن را خوشایند مییابند. بنابراین با عمله و اکره ظلم و ستمگران بزرگ همراهی و همگامی میکنند.
💠 یعنی تحولات فرهنگی عمیق اتفاق میافتد که انسانها آنچه که برای آنها ظلم است و با کرامت یا فطرت توحیدیشان ناسازگار هست را ناسازگار نمییابند، بلکه خلاف آن را سازگار مییابند و به دنبال یافتن آنچه با فطرت و کرامت آنها سازگار نیست، میروند. مانند آنچه هماکنون اتفاق افتاده که به اسم آزادی آدمها را چنان تسخیر کردند که حاضرند هر کاری انجام بدهند و فقط اسم آن آزادی باشد، به نام دموکراسی، فرهنگ، اختیار، رأی دادن و مانند اینها. اتفاقی که افتاده است، گسترش پیدا میکند.
💠 الآن از بین 190 کشور ممکن است در 10 کشور اینگونه باشد که با میل و رغبت خود، در مسیر ظلم ستمگران یا طرحها و نقشههای ظالمانه و استکباری مستکبران قرار میگیرند، اما بقیه اینگونه نیستند و به زور مورد قهر و قصر قرار میگیرند. اما این گسترش پیدا میکند، بهگونهای که هرچه رادیو میگوید، همان را میشنوند، هرچه روزنامهها مینویسند، هرچه را که طراحان اصلی اداره این جهان تصمیم میگیرند، همانها را با میل و رغبت انجام میدهند.
💠 ضمن اینکه ظلم وجود دارد، ولی انسانها باید در مسیری بروند که با این ظلم فاصله بگیرند یعنی حداقل 1ـ دل آنها موافق با این امر نباشد، غرایز و شهواتشان با طراحیهای جهانی همگام باشد 2ـ در حد توان و اقتضای موقعیتهایشان با این ظلم حداقلْ مقابله و درگیری داشته باشند.
💠 رؤیت امام زمان صلوات الله و سلامه علیه در زمان غیبت کبری
🗂 گزیده درسهای عرفان نظری ـ 1397
🔊 صوت در ادامه🔽🔽
کانال طهور
@sharabetahour
Erfan97-06-01.mp3
4.21M
🔊 #صوت
💠 رؤیت امام زمان صلوات الله و سلامه علیه در زمان غیبت کبری
🗂 گزیده درسهای عرفان نظری ـ 1397
طهور
💠 رؤیت امام زمان صلوات الله و سلامه علیه در زمان غیبت کبری 🗂 گزیده درسهای عرفان نظری ـ 1397 🔊 صوت
💠 رؤیت امام زمان صلوات الله و سلامه علیه در زمان غیبت کبری
🗂 گزیده درسهای عرفان نظری ـ 1397
🔹 بسیاری از اتفاقهایی که در عصر و زمانهای گذشته و از جمله حالا اتفاق میافتد که یا امام زمان علیه الصلات و السلام یا یاری از یاران آن حضرت را رؤیت کردهاند، مواردی که به رؤیت و ملاقات حضرت حجت صلوات الله و سلامه علیه میانجامد، در عالم مکاشفه است.
🔹 امام زمان علیه الصلات و السلام خاتم ولایت محمدیه خاصه است. کسی که میخواهد حضرت را ملاقات کند، نهایتاً نماز شب خوانده است. این دارای کدام مرتبه از ولایت است؟ رؤیت امام زمان بعد از غیبت صغری متوقف بر این است که سنخیت و ملائمت بین رائی و مرئی تحقق پیدا کند تا رؤیت انجام شود.
🔹 امام زمان غایب است به تمام معنا از تمام وجودهای مقید امکانی که به اولین درجه از ولایت عامه نرسیده باشند و این یعنی صددرصد مردم. امام زمان همانگونه غایب است که پیامبر همینک غایب است. غیبت هر یک از اولیا از مدت معین و محدود که اصطلاحاً به آن غیبت صغری میگویند، بگذرد، همینگونه خواهد بود. از یک عمر طبیعی (هفتاد سال) که بگذرد، غیبت کبری است و در غیبت کبری همه خاندان پیامبر مشترکند یعنی پیامبر و امیر المؤمنین و تک تک امامان از اهل بیت پیامبر الان غایب هستند، نه مرده و نه منتقل شده. برای آنها انتقال معنا ندارد. انتقال از دنیا به برزخ و از برزخ به عالم دیگر برای کسی قابل تصور است که محاط و محدود به این عالم باشد. اما کسی که محیط بر تمام مراتب عالم هستی باشد، اگر غیبت برای آنها رخ میدهد، به این معناست که پوشیده و پنهان من جمیع النفوس و القلوب و الارواح هستند الا همسنخ خودشان.
کانال طهور
@sharabetahour