شراب و ابریشم...
ولی تلاشهاتون برا زدن تو گوش ماتریکس رو دوست دارم.
به نیابت از هشت شهید
خادمِ امام هشتم و همراهانش
تقدیم به امام هشتم
واریزونِ هشت هشتی...
تا برسیم به هشت تا هشت....
۸۸۸۸۸۸۸۸ تومن
زودتر تمومش کنید.
یکی تازه میاد تو کانال اصلا معلوم نمیشه اینجا جمع فرهیختگانه.
حواستون به واریزیا باشه.
لب مرزیم.
اگه یه جوری واریز کنید که ریتم هشت به هم بخوره، خودم از کانال لفت میدم.
.
شراب و ابریشم...
آقا دمِ واریز کننده گرم😃
تامام
حیف اگه ساعت واریزشم هشت و هشت دقیقه میشد دیگه حتی خودمم ایمان میآوردم.
هشت تا هشت
به نیابت از هشت شهید
خادم امام هشتم و همراهانش
تقدیم به امام هشتم
واریز میشه به صندوقی که هدفش گره واکردن از کار مردمه.
عین هدفی که خادمِ امام هشتم توی همه عمر دنبال کرد.
دمِ همهتون با همهی واریزیای عجیب و غریبتون گرم.
سابقه نداشته مهدوی با اینجور رقمها کنار بیاد. ولی خب دیگه...
اگه خندیدین، خنده حلالتون
اگه اعصابتون خرد شد، لفت دادن حلالتون
دستتون برسه به کوبهی درِ بهشت.
که با هر بار کوبیدنش صدای یا علی بلند میشه و ذوق روی ذوق میریزه.
چشمتون بیفته به پردههای آویخته از در و دیوار بهشت که روی همهشون اسم ابوتراب طلاکوب شده و هر جای بهشت که نظر کنید، چشمتون از هیبت امیرالمؤمنین پر بشه و عشق کنید.💚
روی آبیا بزنید، جیگرتون حال بیاد، بچههای ابوتراب.
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی من با این ویدئو خیلی گریه کردم.
الان اگه بودید و من میگفتم این هشت هشتیها رو به نیابت شما واریز کردیم حتما در جواب منم میگفتید:
"خیلی لطف کردید، دست شما درد نکنه
من قابل نداشتم شما محبت بکنید
زحمت شما قابل تقدیر و تشکر است
از طرف حضرت آقا واریز میکردید من که طلبه هستم، کسی نیستم..."
آقای رئیسی کی گفته شما قابل نداشتید؟
شما اونقد قابل بودید که امام رضا جان جلو چشم هشتاد ملیون ایرانی شما رو برای خودش برداشت.
بدجورم برداشت.
جوری برداشت که هیشکی نتونه بزنه زیرش و بگه نه اینطورام نیس!
آقای رئیسی دلم خیلی تنگ شده براتون.
حلالمون کنید
این حجم از بی آلایشیِ شما واسه ما آدمای اداییِ این دوره زمونه، قابل درک نبود.
ما رو ببخشید آقای ابراهیمِ امام رضا!
آره درست میگید.
مخلصِ همهتونم هستم که هم موندید و هم پول دادید.
اجرتون با هشتمین خورشید و دودمان محترمش.
ولی با همین تهدیدا تونستم پولو تکمیل کنم وگرنه مریدای من که دست شسته بودن از واریز.
خب بِچّا حالا بیاین دو تا چیز جواب بدین:
محتوای فاخر چی میخواین؟
هشتریزونِ دیروز چطور بود؟
اینجا بنویسید.
فحش بدید لفت میدم.
.
هیع ولی من فقط یه کم شما رو خندوندم وگرنه با همین فیلم قد یک حسینه که تا کمرکش پرِ آدمیزادِ شیونکنون باشه، اشک ریختم و آه کشیدم.
رحمت به روحت سید
.
هدایت شده از KHAMENEI.IR
29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖤 انتشار نخستینبار
📹 نماهنگ | خداوند "ابراهیم" را دوست داشت
☝ بیانات رهبر انقلاب در منزل شهید رئیسی
💻 Farsi.khamenei.ir/live
شراب و ابریشم...
تامام حیف اگه ساعت واریزشم هشت و هشت دقیقه میشد دیگه حتی خودمم ایمان میآوردم. هشت تا هشت به نیابت
خدا خیرتون بده انشاالله
واریزیهاتون هنوز ادامه داره.
لطفا بیاین عدد رو رندش کنیم!
دیگه ترکیبِ هشت تا هشت به هم خورد
البته من این عدد رو دوست دارم، چون این عدد حاصلجمعِ ارادتهای شماست.
اما خب رند باشه ترتمیزتره.
هر چیزی ترتمیزترش قشنگتره
به نیابت از هشت شهید
خادم امام هشتم و همراهانش
تقدیم به امام هشتم
واریز میشه به صندوقی که هدفش گره واکردن از کار مردمه.
6037998170738750بزنید رو شماره کارت کپی میشه. اجرتون با خورشید هشتم .
.
من آقای مجلسی نیستم
اما اگر بودم، دلم میخواست امروز عصر، توی محلهای غریب، دعوت شوم به یک مجلسِ خانگی.
یک ختمِ روزِ هفت که زنهای یکی از محلههای پایینشهر به عشق رئیسجمهورِ شهیدشان بر پا کردهاند.
یک مجلسی که قرار کرده آقا ساعت پنج بیاید اما زنهای محله را از ساعت چهار جمع کرده و زنها پیش از رسیدنِ من، حدیث کسایشان را خوانده و از رئیسجمهورِ فقیدشان افسانهها گفتهاند و حالا فقط منتظرِ روضهاند.
سر ساعتِ پنج زنگِ خانه را میزنم یااللهی میگویم و میروم روی صندلیِ زهواردررفتهای که رویش پارچه مشکی افتاده، مینشینم. صندلی تکانی میخورد و یک لحظه میترسم با صندلی چپه شوم. رنگ از صورتم میپرد و زنِ صاحبخانه دستورِ صلواتش را صادر میکند و زنها پی در پی صلوات میفرستند و من در این فاصله به تکانهای بالگرد موقع سقوط فکر میکنم، خجالت میکشم و زود خودم را جمع و جور میکنم.
بعد هم به زنهای مثلثی روگرفتهی مجلسم که پَرِ چادر را یا به دندان گرفتهاند و یا به انگشت، با تبسم نظر میکنم و سلامشان میدهم.
یکی از مفاتیحهایی که صفحهی حدیث کسایش هنوز باز است را از روی قالیِ تکیدهی خانه برمیدارم. روی دیوار خانه، چند قاب عکس است؛ انگار که دیوارِ سادات باشد، از آیتاله قاضی تا امام عکس هر چه از علمای سادات بوده را زده تَنگِ دیوار و حالا یک عکس بزرگ از همین پوسترهای خیابانیِ سید ابراهیم را هم چسبانده بغلِ بقیهی سیدهای روی دیوار! حدس میزنم عکس را از تشییع آورده باشد، چروک شده و جای اشک هم رویش معلوم است.
مفاتیح را ورق میزنم تا زیارت جامعةالمومنین و شروع میکنم برایشان خواندن و ترجمه:
«يَا مَوَالِيَّ فَلَوْ عَايَنَكُمُ الْمُصْطَفَي وَ سِهَامُ الأُْمَّةِ مُغْرَقَةٌ فِي أَكْبَادِكُمْ وَ رِمَاحُهُمْ مُشْرَعَةٌ فِي نُحُورِكُمْ
ای سروران من، چه حالی داشت محمّد مصطفی اگر شما را میديد درحالیكه تيرهای ملت، در جگرهای شما فرورفته و نيزههايشان در گلوهای شما قرارگرفته؟ »
حتم دارم همهشان فیلمِ آن تکه از صحبتهای رئیسجمهور را دیدهاند که داشت حدیثِ "إِنْ كُنْتَ بَاكِياً لِشَيْءٍ فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ" را میگفت و الان خودشان هم منتظرِ همین فَابْكِ لِلْحُسَيْنِ هستند.
بیهیچ درآمد و پیشزمینهای؛ میگویم:
«ما وقتی میافتیم وسط مصیبتها و غصهها دنبال یکی میگردیم باهاش درددل کنیم! یک دردآشنا»
و بعد برایشان میخوانم:
«فَهَلِ الْمِحَنُ يَا سَادَتِي إلاَّ الَّتِي لَزِمَتْكُمْ وَ الْمَصَائِبُ إلاَّ الَّتِي عَمَّتْكُمْ
پس ای سروران من! آيا محنتها غير آن است كه ملازم شما شد و مصايب جز آن است كه شما را فرا گرفت؟»
خیره در پوسترِ چروک برداشتهی روی دیوار میگویم:
«بنظر من توسل یعنی مصیبتها را ببریم پیش کسانی که وقتی داریم جزعوفزع میکنیم، بنشینند کنارمان، دستی روی سرمان بکشند و بگویند: چی از دست دادی؟ میفهمیم حالت را، آخر غمی نیست در عالم که ما نچشیده باشیم.
رئیسجمهور از دست دادی؟ ما هم رأسِ قبیله از دست دادیم!
ما شیرخوارهی پارهحنجر داشتیم، ما زن به اسیری فرستادیم، ما جوان دادیم!
ما داغ روی دلمان نشست، ما اهانت دیدیم، ما مجالِ دفنِ عزیز نیافتیم...
آنقدر برایمان بگویند، تا دلمان آرام بگیرد: غصههای ما کجا و غصههای مصیبزدههای نینوا کجا....»
و اینجای مجلس آرام دم بگیرم:
سیدی ماکو مثلُکَ الغریب؟!
.
✍ملیحه سادات مهدوی
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
به مناسبتِ هفتمین روز پس از آن پروازِ بیبازگشت
تقدیم به روحِ آن هشت شهیدِ همیشه جاوید
.
❌نشر فقط با منبع❌
.