eitaa logo
شراب و ابریشم...
7.8هزار دنبال‌کننده
4.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
70 فایل
تنفس در هوای واژه‌ها اینجا هر چه که هست دستنوشته‌های شخصی من است، لطفا فقط با نام خودم و لینک کانالم نشر بدهید. ملیحه سادات مهدوی| @mehmane_quran مدیر و بنیانگذار مؤسسه شراب و ابریشم شاگردقرآن ایده‌پرداز نویسنده سخنران مدرس دانشگاه مربی نوجوان مجری
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام بر تو به عددِ ریگ‌های بیابان‌ها عکس: الان هوا: عالی حرم: عالی‌تر از عالی
. صبح تا الان فقط دارم بین حرم علمدار و ارباب می‌رم و میام و حالا که نشستم یک گوشه‌ی حرم اباعبدالله حس می‌کنم پاهام داره از بدنم جدا می‌شه. من کار خاصی نکردم، شرایط خاصی نداشتم و هیچ مسئولیتی به عهده‌ام نبوده و با خیال راحت فقط چند بار بین حرم عمو و ارباب رفت و آمد کردم و حالا احساس می‌کنم هلاک شدم! هلاک شدم! هِع! با امنیت‌‌خاطر، بدون هیچ اتفاق خاصی، توی هوای خوب، بدون خستگی و تشنگی، بدون داغ و رنج و کِد، فقط چند بار رفتم و اومدم و هلاک شدم! پس اون خانومی که هفتاد و دو داغ دیده بود و مسئولیت هشتاد و چند زن و بچه با او بود و تشنه و خسته و لطمه‌دیده وسط مردهای جنگی و زیر تیغ آفتاب و با ترس و اضطراب این مسیر رو بارها و بارها دویده بود، چه حالی داشته؟ چه حالی داشته؟ پاهای اون خانوم چقدر درد داشته؟ کار به درد روی قلبش ندارم، فقط همین پاها چقدر درد داشته؟ ..... @sharaboabrisham
. هوای حرم بی‌اندازه مطبوعه. بوی خوش، خنکای دل‌انگیز، زمزمه‌ی زائرها، آینه‌ها، شیشه‌ها، کاشی‌ها... همه چیز مطلوبه. یک روز حوالیِ همین جایی که من الان نشستم، هیچ چیز مطبوع نبود! بوی خون، هوای تفتیده، نعره‌ها، نیزه‌ها، شمشیرها، خنجرها‌... هیچ‌چیز مطلوب نبود و عمه‌ی سادات وسط این‌همه گیر افتاده بود... .
. نماز ظهر رو تو حرم اباعبدالله خوندیم و دارم فکر می‌کنم به اون آخرین نماز جماعتی که اینجا به امامتِ اباعبدالله اقامه شده، به مؤذن اون نماز که شبیه‌ترینِ مردم بود به پیغمبر، به سعید‌ابن‌عبدالله که سپر این نماز شده بود و به همه‌ی بازماندگانی که مأمومِ اون نماز بودند... اینجا روضه‌خون نیاز نداره، در و دیوار خودش روضه می‌خونه... .
خوشبخت‌ترین راه‌پله‌ی جهان: پله‌های منتهی به گنبد ارباب🌱
. ماشالله همه اینجا ایرانی هستن. یعنی کلا تو حرمها همه دارن فارسی حرف می‌زنن، با لهجه‌های شهرهای مختلف کشور. کلا ایرانیها حرمها رو مصادره کردن. یه لحظه یادت می‌ره اینجا ایران نیست.😅 .
. خانوم خادم دم ورودی حرم عمو، با همون فارسیِ لهجه‌دارِ عراقی بهم گفت "خانوم شبیه عربهایی؛ فکر کردم عربی." خندیدم و گفتم خب عربم، سیدم. تا گفتم سیدم دستاشو برد سمت سرش و گفت: سید تاج سر، تاج سر. عاشق فهم و شعورش شدم.😁 نوادگان تاجدارانِ عالَمیم ما💚 .
Seyed.Reza.Narimani.Pasho.Ali.Akbaram(128).mp3
زمان: حجم: 19.5M
دقیقا یادمه اولین بار این مداحی رو کجا شنیدم. کجای این دنیا بودم، چه حالی داشتم و تو چه فکری بودم. و حالا نشستم تو بین‌الحرمین و دوباره دارم گوش می‌دم و همه‌ چیز رو مرور می‌کنم و می‌بینم که چقدر دور از کربلا به من سخت گذشته... @sharaboabrisham
. توی کادر مستطیل گوگل می‌نویسم: عراق کِی از ایران جدا شد؟ و بعد با سؤالِ خودم قد یک روضه گریه می‌کنم! چند هزار کیلومتر فاصله‌ بَسِمون بود. دیگه مرز واقعا از سرمون زیاد بود. نباید بین ما و کربلا یک کشور فاصله می‌بود. موقع تقسیم اراضی، کسی فکر دلتنگی ما نبود؟ لعنت به هر چی پادشاه بی‌کفایت تاریخه! . @sharaboabrisham
تمام دفعاتی که وارد حرم امیرالمؤمنین شدم و خواستم برای شراب و ابریشمی‌ها دعا کنم حتما یک تعدادی را استثنا کردم و گفتم اینها نَه! هر بار تأکید کردم فقط آنهایی که فقط و فقط بخاطر اهل‌بیت اینجا هستند. آن چندتایی که می‌شناسمشان و حتی اتاق کارشان را بلدم و می‌‌دانم از روی بغض و حسد اینجا هستند و جز آتوگیری و اسکرین‌شات و فوروارد و به بازی گرفتن آبروی مردم کاری ندارن، آنها نَه! آنها لایق دعا در حرم امیر نیستند. اما به حرم اباعبدالله که رسیدم گفتم این ظالِمَک‌ها آنقدر بیچاره‌اند که به اسم دین و با توهمِ وظیفه‌ی شرعی دنبال مچ‌گیری از این و آنَند، اینها بدبختند، بد می‌کنند و با توهمِ خودطبیب‌پنداری دنبالِ هدایت دیگرانند! گفتم اینها در عمرشان لااقل یک بار که برای اباعبدالله اشک ریخته‌اند، پس به حرمت اشکی که بر مصیبت ارباب ریخته‌اند می‌سپارمشان به اباعبدالله تا خودش دست روی دلهای بیمارشان بگذارد و از مردابی که در آن مغروقند نجاتشان دهد... سلام بر اباعبدالله به نیابت از هر کس که اینجاست، حتی آنها.... .
. ار هتل تا حرم عمو دو دقیقه راهه و دیگه بیشتر از این نمی‌شد که در حق مهمان لطف کنند. هزار هزار الحمدلله رب العالمین .