.
ماشالله همه اینجا ایرانی هستن.
یعنی کلا تو حرمها همه دارن فارسی حرف میزنن، با لهجههای شهرهای مختلف کشور.
کلا ایرانیها حرمها رو مصادره کردن.
یه لحظه یادت میره اینجا ایران نیست.😅
.
.
خانوم خادم دم ورودی حرم عمو، با همون فارسیِ لهجهدارِ عراقی بهم گفت "خانوم شبیه عربهایی؛ فکر کردم عربی."
خندیدم و گفتم خب عربم، سیدم.
تا گفتم سیدم دستاشو برد سمت سرش و گفت: سید تاج سر، تاج سر.
عاشق فهم و شعورش شدم.😁
نوادگان تاجدارانِ عالَمیم ما💚
.
Seyed.Reza.Narimani.Pasho.Ali.Akbaram(128).mp3
زمان:
حجم:
19.5M
دقیقا یادمه اولین بار این مداحی رو کجا شنیدم.
کجای این دنیا بودم، چه حالی داشتم و تو چه فکری بودم.
و حالا نشستم تو بینالحرمین و دوباره دارم گوش میدم و همه چیز رو مرور میکنم و میبینم که چقدر دور از کربلا به من سخت گذشته...
@sharaboabrisham
.
توی کادر مستطیل گوگل مینویسم: عراق کِی از ایران جدا شد؟
و بعد با سؤالِ خودم قد یک روضه گریه میکنم!
چند هزار کیلومتر فاصله بَسِمون بود.
دیگه مرز واقعا از سرمون زیاد بود.
نباید بین ما و کربلا یک کشور فاصله میبود.
موقع تقسیم اراضی، کسی فکر دلتنگی ما نبود؟
لعنت به هر چی پادشاه بیکفایت تاریخه!
.
@sharaboabrisham
تمام دفعاتی که وارد حرم امیرالمؤمنین شدم و خواستم برای شراب و ابریشمیها دعا کنم حتما یک تعدادی را استثنا کردم و گفتم اینها نَه!
هر بار تأکید کردم فقط آنهایی که فقط و فقط بخاطر اهلبیت اینجا هستند.
آن چندتایی که میشناسمشان و حتی اتاق کارشان را بلدم و میدانم از روی بغض و حسد اینجا هستند و جز آتوگیری و اسکرینشات و فوروارد و به بازی گرفتن آبروی مردم کاری ندارن، آنها نَه!
آنها لایق دعا در حرم امیر نیستند.
اما به حرم اباعبدالله که رسیدم گفتم این ظالِمَکها آنقدر بیچارهاند که به اسم دین و با توهمِ وظیفهی شرعی دنبال مچگیری از این و آنَند، اینها بدبختند، بد میکنند و با توهمِ خودطبیبپنداری دنبالِ هدایت دیگرانند!
گفتم اینها در عمرشان لااقل یک بار که برای اباعبدالله اشک ریختهاند، پس به حرمت اشکی که بر مصیبت ارباب ریختهاند میسپارمشان به اباعبدالله تا خودش دست روی دلهای بیمارشان بگذارد و از مردابی که در آن مغروقند نجاتشان دهد...
سلام بر اباعبدالله به نیابت از هر کس که اینجاست، حتی آنها....
.
.
ار هتل تا حرم عمو دو دقیقه راهه و دیگه بیشتر از این نمیشد که در حق مهمان لطف کنند.
هزار هزار الحمدلله رب العالمین
.
.
نجف حاج محمود عیش ما رو کامل میکرد و کربلا حاج میثم
رحمت به حنجرهی هر چی نغمهخونِ اربابه
.
به همسفر گفتم این کربلا از مقدرات شب قدر حرم امیرالمؤمنینه؛ چون ما بعد از اون شب قدر مشرف شدیم و این زیارت رو اونجا برامون نوشتن هر چند به حسب ظاهر قبلتر از ایران راهی شده بودیم اگه تو حرم امیرالمؤمنین مقدر نشده بود نمیشد که الان اینجا باشیم.
اینو گفتم و آه کشیدم و در لحظه چشمهام پر از اشک شد...
نجف
نجف
جوری دلتنگ نجفم که انگار هزار ساله از نجف دورم....
.
.
چشمهایم را دوستتر دارم وقتی از عشق خیس میشوند...
موقعیت: بینالحرمین🌱
زمان:
حجم:
43.8K
هر گوشهی بینالحرمین یک مجلس به پاست.
روضهها، نواها، اشکها، کاروانها...
واقعا تماشاییه
یک هندی هم یک گوشه برای خودش تنهایی مجلس داشت:
.
روضهخونِ بینالحرمین گفت: بدن که بسوزه جمع میشه، کم میشه...
در لحظه یاد شهید رئیسی افتادم.
خدا رحمتش کنه.
هر جا میرم همراهمه.
هر جا برم به یادشم.
تا همیشه داغدارشم.
.