.
من یک کوالای درون دارم که همیشه و در هر شرایطی خواب رو بر هر چیزی ترجیح داده و میده.
حتی شده قرارهای مهم کاری رو بخاطر خواب کنسل کردم، مهمونیها و دورهمیهای درجه یک و خیلی موقعیتهای خوب دیگه رو به فنا دادم، چون خوابم میاومده و حاضر نشدم خوابم رو با هیچی تو دنیا عوض کنم.
شبهای سختترین امتحانهای تخصصی دانشگاه اگه خوابم میگرفت، به راحتی میخوابیدم و هیچ فکر امتحان رو نمیکردم و برام در لحظه فقط خوابم مهم بود!
من امپراطور خوابهای طولانی و ممتدم.
بقدری خواب برام اولویته که همیشه یکی از وحشتهام این بوده نکنه این خواب زمان ظهور امام زمان وبالم بشه و من رو از رسیدن به امام بازداره! یعنی قصهی بندهی خواب بودن تا این حد در من جدیه!
ولی الان یک هفتهاس که اینجام و خواب ندارم!
کوالای همیشهخواب؛ تبدیل شده به بیدار شبزندهدار که دل از هیچ حرمی نمیکَنه!
دارم از بیخوابی میمیرم و در عین حال نمیخوام که بخوابم!
نمیخوام آخرین ساعتها رو از کف بدم
میخوام تا چشمهام جون دارن، تماشا کنم...
.
.
چه خیال میتوان بست و کدام خواب نوشین
بِه از این درِ تماشا که به روی من گشادی
#ابتهاج
.
.
از لابهلای انبوه ساختمانها، آخرین نمای گنبد قشنگ ارباب رو نگاه کردم و تمام...
روزهای دلخوشی تمام شد...
خداحافظ ای عزیز قلبهای ما همه...
.
.
ما خراسونیها که از فراق کربلا به آغوش امام رضا جان پناه میبریم.
موندم ولی بقیهی آدما به چه امیدی از کربلا برمیگردن؟
.
شراب و ابریشم...
یه دونه از این پَرای خادمای حرم حضرت عباس روزیِ من شد. بعد نماز صبح رفتم دور ضریح زیارت که این پَر ر
پَرِ حرم عمو در انتظارِ پرواز به حرم امام رضا جان
فرودگاه نجف
کاش میشد یه سر تا حرم امیرالمؤمنین رفت و دوباره برگشت فرودگاه😢
.
تو فرودگاه نجف نشستیم به انتظار پرواز سمت مشهد.
این چند روز که مهمون بهشت بودم سعی کردم شما رو هم توی حال خوش زیارت شریک کنم؛ اگه از گذر این کانال قدر ذرهای حال خوب عتبات به شما هم رسید؛ دعای خیرش رو در حق پدر و مادرم کنید.
امیدوارم خیلی زود زیارت روزیِ خودتون باشه.
در آخرین روزهای ماه مبارک رمضان از همهی شما التماس دعا دارم
هنوز عکسها و قصههای زیادی از این سفر توی گوشیم هست که شاید بعدها منتشر کردم، شاید هم مثل بسیاری دیگه از عکسها و متنهام هیچ وقت هیچجا منتشر نشه.
فعلا فقط فقط به فکر جبران کمبود خواب این مدت هستم.😅
.