.
تو فرودگاه نجف نشستیم به انتظار پرواز سمت مشهد.
این چند روز که مهمون بهشت بودم سعی کردم شما رو هم توی حال خوش زیارت شریک کنم؛ اگه از گذر این کانال قدر ذرهای حال خوب عتبات به شما هم رسید؛ دعای خیرش رو در حق پدر و مادرم کنید.
امیدوارم خیلی زود زیارت روزیِ خودتون باشه.
در آخرین روزهای ماه مبارک رمضان از همهی شما التماس دعا دارم
هنوز عکسها و قصههای زیادی از این سفر توی گوشیم هست که شاید بعدها منتشر کردم، شاید هم مثل بسیاری دیگه از عکسها و متنهام هیچ وقت هیچجا منتشر نشه.
فعلا فقط فقط به فکر جبران کمبود خواب این مدت هستم.😅
.
.
من اصلا بازار نرفتم و چیزی نخریدم.
به دو دلیل: اولا نمیخواستم زمان طلاییِ سفر رو با تماشای جاذبههای بازار بسوزونم.
و مهمتر اینکه نمیخواستم با خرید از یه کشور دیگه، ارز از کشور خودم خارج بشه.
قبل از سفر از مشهد سوغاتیامو خریده بودم.
.
زنبور عسلی بودم که گلستون به گلستون، حرم به حرم، از نجف تا کاظمین و سامرا و کربلا پرواز کردم و از شهد حرمها نوشیدم، و حالا خسته و دلتنگ یه گوشه غش کردم:
@sharaboabrisham
پینوشت:
توی سایت خبری زیر این عکس نوشته بود زنبورهای عسل بعضی وقتها از پرواز کردن خسته میشن و توی گل خوابشون میبره.
شراب و ابریشم...
تسبیحِ موردِ علاقهی مامانا رو پیدا کردم😁
خانومه با تسبیحش سه تا صف نمازجمعه رو پوشش داد.💪😅