.
توی هر اقدام جهادی، شما اینجا فقط یه پول جمع کردنو میبینید، گرچه که همین هم کار سادهای نیست و واقعا زمانبَر و وقتگیره، ولی تقریبا سادهترین قسمت کاره.
بعد که پول جمع میشه تازه سختیهای اصلی شروع میشه.
مثلا برای همین کربلاییهامون، جدای از تمام دوندگیها و هماهنگیها، ارتباط با خودشون هم سختیهایی داشت، مثلا یکی از زوجهامون سواد نداشتند، هم خانوم و هم آقا با اینکه جوان بودن متأسفانه سواد نداشتن و من واقعا در ارتباط با این دو نفر اذیت شدم، برای گرفتن هر نوع اطلاعاتی ازشون باید بارها تماس میگرفتم و توضیح میدادم که مثلا کدملی رو بگید...
یکی از زوجهامون ساکن روستایی بودند که آنتن درستدرمونی نداشت و به اینترنت هیچجوره دسترسی نداشتن و چالش بعدی من ارتباط با این دو نفر بود.
یکی از زوجهامون همین دیشب، بین مادراشون اختلاف و بحث پیش اومده بود و داشتن میرفتن که بزنن زیر میز مذاکره و کربلا رو بفرستن هوا، که دیشب تا دوازده شب مجلس آشتیکنون داشتم و اینا رو صلحشون میدادم...
امروز که اصلا پودر شدم به معنی واقعی کلمه!
تا بخوام اینا رو سرجمع کنم و تدارکات مراسم بدرقهاشون رو آماده کنم و راهیشون کنم برن، به معنی واقعی کلمه بند بندم از هم گسست😅
خلاصه که واسه این کربلاییها واقعا اذیت شدم و میدونم که اباعبدالله تمام این دویدنها و استرسهایی که کشیدم رو جزء به جزء دیدند و جبران میکنند.
من همیشه آخر هر اقدام جهادی اجر و پاداش اون کار رو تقدیم به بانو خدیجه میکنم ولی این بار دوست دارم با اذن از بانو، بگم اگه اجر و پاداشی تو این حجم از دوندگی و خستگی بود همه و همه تقدیم به پدر و مادرم که فارغ از حقِ والد که بزرگترین حقه، حق آشنا کردنم با اهلبیت رو بر من دارند و این بزرگترین لطفی هست که هر پدر و مادری میتونند نسبت به فرزندانشون داشته باشند....
و این لطف رو هیچجوره نمیشه جبران کرد، فقط میشه دل، خوش کرد به جبران اباعبدالله...
هزار هزار الحمدلله رب العالمین 💚
.
.
کربلاییهامون الان به سلامتی رسیدن قم.
ون هماهنگ شده، همه با هم سوار میشن و میرن محل اسکان.
امروز ناهار مهمان حضرت معصومه جان هستند انشاالله و بعد مشرف میشن جمکران و فردا صبح انشاالله از قم میرن سمت کربلا.
اجر همهی شما با اربابِ دو سرا
شما که با واریزیهاتون امکان این سفر رو فراهم کردید.
.
.
_ پس از هربار فروریختن به کجا پناه بریم؟
+به آن بارگاهِ بنا شده در سرزمینِ طوس...
.
تنها امامی که دیدارِ رُخِ ماهش برای ما ایرانیها، نَه پاسپورت میخواد، نَه ویزا و نَه حتی اذنِ ولیّ!
نَه برگهی ترخیصِ سربازی، نَه اجازهی خروج از کشور، نَه محدودیتِ اقامت و نَه هیچ تبصره و قانونِ دیگهای!
تنها امامی که تمامِ خرجِ دیدنش فقط یه بلیطِ مشهده...
✍ملیحه سادات مهدوی
@sharaboabrisham
.
آغاز ثبتنام زیارت نیابتی امام رضا جان🌱
قرارِ زیارت نیابتیها به این شکله:
شما هر مبلغی که دوست دارید و در توانتونه از طرف خودتون و یا هر کس که دوست دارید، تقدیم میکنید به حضرت زهرا و واریز میکنید به کارت جهادی ما و بعد فیش واریز و نام مبارکتون رو برای ادمین میفرستید تا شب میلاد امام رضا جان در حرم مطهر به نیابت از همهی ثبتنام شدهها یک زیارت امینالله خونده بشه.
بسمالله 🌱
5892107047558757شماره کارت به نام مبارک کریم اهلبیت ادمین ثبتنام زیارت نیابتی: @Mohad3jamali تمام مبالغ واریزی به کارت جهادی در امور خیر مصرف میشه. .
هدایت شده از شراب و ابریشم...
سُها بوتهی خوشمَنظر و خوشبوی ریحانی بود، روییده در دامنههای سبز و بینهایتِ آلپ!
موجِ بلندی برخاسته از ساحلِ مدیترانه.
بانویی فرانسوی اهلِ یکی از مهمترین بنادرِ اروپا...
حمیده خاتون همسرِ حضرت صادق خوابِ پیغمبر را دیده بود که با مهربانی از او میخواست سُهابانو را به فرزندش موسیابنجعفر ببخشد...
پیغمبر در همان خواب به عروسِ گرامیاش حمیده خاتون فرموده بود از سها بهترین خَلقِ روی زمین متولد خواهد شد.
بعد از این خواب سها به عقد موسیابنجعفر درآمد...
و شاید اصلا برای همین، لقبِ نجمه خانوم شده بود سها...
سها ستارهایست در آسمان هفتم!
چه استعارهی بیبدیلی!
ستارهای در آسمانِ هفتم!
سها هم ستارهای بود در آسمانِ هفتمین امام...
ستارهی دنبالهداری که نورِ تابیده از دامانش، طاقِ هفت آسمان و خاکِ هفت زمین را روشن کرد...
سها همچنین نامِ یکی از فرشتگانِ خداست!
این چه نامِ قشنگیست که هر معنیاش یکی از زیباییهای نجمه خانوم را نشان میدهد!
فرشتهی خدا... فرشتهای که دامنش محملِ کسی شد که تجلیِ اسم رئوف خداست! و نوزادی که در آغوش فرشته جا بگیرد کمتر از رئوف نمیشود...
نجمه خاتون ستارهی دنبالهداری بود که از فراز اروپا به آسمان مدینه و خانهی سادهی موسیابنجعفر آمده بود و به شهادت پیغمبر، بهترین خلق خدا در بطنش جاگرفته بود...
سها خودش تعریف میکرد صدای تسبیح و تهلیل طفلِ درونش را میشنود و حمیدهبانو که از سِرِّ درونِ سها مطلع بود، میدانست که آن طفل، عالمِ آلِ محمد است که نجمه صدایش را میشنود...
قصهی مادرانِ اهلبیت اندازهی قصههای خودشان سحرانگیز و عجیب است...
خدا چطور پاکیزهترین زنهای هر عصر را از هر کجای زمین که بودهاند، از افریقا تا آندلس و فرانسه، در هالهای از نور به مدینه رسانده و در خانهی امامی نشانده تا به مادریِ امامِ بعد نائل آیند...
درود خداوند بر مادرانِ اهلبیت، این پاکیزهترین زنهای آفرینش...
و سلام پروردگار بر مادرِ ایران، سها بانو، نجمه خاتون، که رضا و معصومهاش، ایران و ایرانی را سعادتمندِ دو سرا کردند....
✍ملیحه سادات مهدوی
https://eitaa.com/joinchat/3329950063C640e43cb5a
❌ با احترام به جهت رعایت حق مولف نشر مطالب بدون نام نویسنده و لینک کانال جایز نیست🙏🌱
.
شراب و ابریشم...
سُها بوتهی خوشمَنظر و خوشبوی ریحانی بود، روییده در دامنههای سبز و بینهایتِ آلپ! موجِ بلندی برخا
☝️☝️چون که امشب مصادفه با ولادتِ بهترین نعمتی که خدا به ایران و ایرانی داده، این متن رو دوباره بخونیم.
بانو نجمه خاتون یک دختر و یک پسر به ایرانِ ما تقدیم کرده و بعد از اومدنِ دو فرزندِ نجمه خاتون، ایران و ایرانی خوشبختِ دو سرا شدن...💚
سها، نامِ دیگرِ مادرِ امام رضا جانمونه💚
.