.
یک دختربچه گم شده بود و با صدای بلند گریه میکرد، بغلش کردم، بوسیدمش گفتم آروم باش عزیزم خودم الان مامانتو پیدا میکنم.
دستشو گرفتم گفتم کجا گم کردی مامانتو؟ گفت همینجا
گفتم پس همینجا باشیم حتما مامانت الان برمیگرده
گفت خاله میشه به مامانم زنگ بزنی
گفتم آره شماره داری؟
داشت شماره میداد که مامانش رسید
مامان شروع کرد به داد و بیداد که چرا گم شدی
دوباره دخترک رو بغل کردم و خواهش کردم دعواش نکنید، گفتم بچه خیلی ترسیده، همین ترس براش کافیه لطفا دعواش نکنید.
بعد یکی از عروسکامو درآوردم و به دخترک دادم.
مامانش دستشو گرفت و رفتن...
همینطور که از پشت سر دخترک رو نگاه میکردم که هنوز شونههاش میلرزید و با اینکه دستش تو دست مامانش بود هقهقش آروم نشده بود داشتم به این فکر میکردم که گم شدن چقدر ترسناکه، مخصوصا برای یک بچه. بچه که گم میشه واقعا وحشت میکنه.
ما گاهی فراموشمون میشه بچههای کاروان اباعبدالله بچه بودن و نه هیچ چیزِ بیشتری.
بچههایی مثل بچههای ما، با ترسها و بهونههای مخصوص بچهها.
بچههایی شبیه همین دخترک که از ترس داشت قالب تهی میکرد.
بچههایی که یک لحظه اگه صورت برگردونی، یک مرتبه گم میشن. حتی یک مامان که فقط یک دخترک باهاشه ممکنه بچه رو گم کنه، بچه طبیعتش همینه، یک مرتبه از پر چادرت جدا میشه.
حالا حساب کنید، یکی دو تا نبودن، چهل پنجاه تا بودن و یک زینب کبری!
عمه چطور اینها رو جمع میکرده؟ چطور مراقبت میکرده و چطور وحشتشون از بیابونها رو آروم میکرده؟
تازه خانوم در شرایط عادی که نبوده، فقط داغ هجده نفر از بنیهاشم رو دیده، داغِ دو پسر نوجوان خودش و از همه بالاتر داغ اباعبدالله، کلی لطمه خورده و تو بند اسارت بوده، در اون شرایط روحی، چطور این بچههای داغدارِ سوختهی تشنهی ترسیده رو مدیریت میکرده؟
آه، آه، آه...
.
.
توی موکب دعای عهد داره پخش میشه، دلم خیلی گرفته، دارم فکر میکنم بچههای غزه الان در چه حالن؟
از دیروز که چند تا خرما خوردم دیگه چیزی نخوردم و ضعف دارم، من فقط ضعف دارم، اون هم ضعفی که میدونم الان میتونم برم با احترام و در امنیت بهترین پذیرایی بشم، ولی بچههای غزه ضعف ندارن، سوءتغذیه دارن و هیچ امیدی ندارن که غذایی بهشون برسه، تو صف غذا هم اگه بایستن هر لحظه ممکنه تکتیرانداز اسرائیلی اونا رو بزنه!
آخ هزار لعن و نفرین به اسرائیل
دعای عهد داره پخش میشه، دلم گرفته و دوست دارم برای بچههای غزه گریه کنم...
.
.
مردهای ایرانی اگه همینقدر که تو ایام اربعین نسبت به زنهای غریبه محبت و غیرت دارن، تو سایر ایام سال نسبت به زنهای خودشون داشته باشن، زندگیها گلستون میشه🦥
انقدررر که آقایون ایرانی اینجا مواظب خانمها هستن، آدم خیال میکنه اباعبدالله شفاشون داده ولی واقعیت اینه که بادِ موسمیه😂
.
.
یه خانومه نشسته تو موکب و داره آدرس بازار میده به بقیه😞
لطفا از بازار عراق خرید نکنید.
بدون هیچ تعارف و ملاحظهای میگم این خیانت به کشوره!
ما نباید ارز رو از کشور خودمون خارج کنیم اونم برای خریدن خرت و پرتهایی که تو کشور خودمون بهترش هست.
همیشه یادمون باشه کشور ما کشور امام زمانه، ما همهجوره باید برای قدرتمند شدن کشورمون تلاش کنیم.
اقتصاد هر کشوری، یکی از اصلیترین ستونهای اون کشوره.
نباید با خارج کردن ارز از کشورمون به اقتصاد کشورِ امام زمان آسیب بزنیم.
.
.
امشب شب جمعه و شب زیارتیه
من انشاالله مشرف میشم حرم اباعبدالله.
اسم هر کس که دوست دارید، حَی یا میت، شهدا، خانواده، دوستان، فامیل، آشناها...
👈 اینجا بنویسید، انشاالله همهی اسامی رو در حرم یاد میکنم و از طرف همه سلام میدم خدمت حضرت ارباب و حضرت ابوفاضل
.
.
تعداد بازدیدی که👈 این پیام خورده نشون میده جیگر خانومای ایرانی حال اومده و دارن دست به دست تو گروها میچرخونن🦹🦹
.