eitaa logo
شرح سیب
103 دنبال‌کننده
3 عکس
15 ویدیو
0 فایل
شادی و غم ،بیم و امید، شرم و ترس ، عشق و نفرت ، حیرانی و شیدایی... شرح سیب فضایی است برای شرح این همه سیب آورده
مشاهده در ایتا
دانلود
ابرم که در فراق تو بارنده ام حسین صبرم که در پناه تو پاینده ام حسین مویم سپید گشته و قدم خمیده است من زینبم که از غمت آکنده ام حسین برگشته ام که گریه کنم درد شام را بر من ببخش بی تو اگر زنده ام حسین هر جا گلی شکست دل زینبت شکست از کوفه تا به شام پراکنده ام حسین این اربعین نبود چهل سال درد بود من سالهاست بی تو سرافکنده ام حسین برگشته ام بدون سه ساله مرا ببخش شرمنده ام به جان تو شرمنده ام حسین من قول داده ام که دوباره ببینمش تا آن قرار شمع فروزنده ام حسین اما گمان مبر که مرا خوار کرده اند من برق ذوالفقارم و برنده ام حسین چون موج قد کشیده ام از کربلا به شام طوفان منم که محکم و توفنده ام حسین آتش زدم سپاه شغالان شام را چون شیر شرزه حیدر غرنده ام حسین من شام را به نام تو تسخیر کرده ام با لحن مرتضایی و کوبنده ام حسین https://eitaa.com/sharh_sib
نگاه خیره به در داشت تا خبر برسد خبر از آمده ی تازه از سفر برسد پدر همیشه امیدش به یاری پسر است جواد کوچکش ای کاش زودتر برسد کسی نداشت گمان در چنین زمان کمی شرار زهر بلا خیز تا جگر برسد کشیده بود عبا را به سر می اندیشید میان کوچه نیفتد به پشت در برسد روا مباد امامی غریب تشنه ی آب به خاک سر بگذارد که وعده سر برسد پدر همیشه امیدش به یاری پسر است چه می شود که پدر یاری پسر برسد؟!! https://eitaa.com/sharh_sib
ابالقاسم، محمد ،مصطفی ،ختم رسل اما برایش یا ابالزهرا همیشه دل نشین تر بود @https://eitaa.com/sharh_sib
نبوده بعد زهرا کوثری دریاتر از زینب نمی‌آید پس از او زُهره ای زهراتر از زینب خدا می‌خواست تا آیات صبرش جلوه گر باشد نظر کرد و نشد پیدا کسی اولیٰ تر از زینب پیمبر تا که دید او را به زهرا گفت: «دلبندم، زمانی غم نمی‌یابد کسی تنهاتر از زینب» به لبخند علی وقت ملاقاتش قسم هرگز ندیده چشم عالم دختری والاتر از زینب چنان صدیقه کبری است اعمال و صفات او پس از زهرا که دارد عصمتی کبری تر از زینب جلال مرتضی را جمع در انوار عَذرا کن چه خواهی دید غیر از آیتی عظما تر از زینب حسن در پیش پای او به پا می خاست تا گیتی بداند در حیا یک تن نشد یکتا تر از زینب تمنای حسین از او دعای خیر بود آری پس از ذات امامت کیست با تقواتر از زینب اگر شور حسینی پر کند آفاق عالم را نیابی ای دل شیدا دلی شیدا تر از زینب عقیله، عابده ،سِّر ابیها ، کامله، نجمه نیامد در زمان او کسی داناتر از زینب اگر ام المصائب خوانده اند اورا تعجب نیست که در عالم نبود از غصه بی‌ همتاتر از زینب زبان چون باز کرد از کاخ جز کوخی به جا نگذاشت چنان حیدر که خوانده خطبه‌ای غَّراتر از زینب غرور کوفیان را خُرد کرد از نطق گویایش نبود آن لحظه در کوفه کسی مولاتر از زینب گمان می‌کرد زینب را به خاک آلوده اما دید نمانده در سرافرازی زنی بر پا تر از زینب @sharh_sib
زبانحال حضرت زهرا با امام علی علیه‌السلام دیشب از درد و دل من با خدایم گریه کردی امشب اما از سکوت غم فزایم گریه کردی خواستم تا درد سر را کم کنم از خانه ی تو با خدا از مرگ گفتم از دعایم گریه کردی اشکها را با مشقت پاک کردم از نگاهت پا به پایت گریه کردم ،پا به پایم گریه کردی سوختم از غربت تو سوختی از قسمت من من برایت غصه خوردم تو برایم گریه کردم مرد من، کوه غیورم کاش زهرا را ببخشی من بمیرم پیش چشم بچه هایم گریه کردی گفته بودی درد و دل کن سعی کردم پس چرا تو تا سخن آغاز کردم از صدایم گریه کردی پیشوازت آمدم تا در به لبخندت گشایم وقت برگشتن چه شد که در قفایم گریه کردی @sharh_sib
ای روضه خوان بخوان و در این روضه جان بده ای گریه کن به فاطمه خود را نشان بده آتش بگیر از غم تنهایی علی آتش بگیر و شعله به هفت آسمان بده این اشکهای جاری از داغ روضه را نذر فرج به حضرت صاحب زمان بده روضه رسید پشت در نیم سوخته یا رب به این دهان شکسته بیان بده تا بازگو کنم غم تلخ مدینه را اذن ورود روضه به این ناتوان بده پشت در است فاطمه با پا لگد نزن بار حریر دارد قدری زمان بده فریاد می زدند ملائک در آسمان نایی نمانده است برایش امان بده در بین ازدحام کسی نعره می کشید مبهوت مانده است علی ریسمان بده آن چکمه های سنگی از جنس کینه را از روی پنجه های ظریفش تکان بده چشمان هیز دور و برش را گرفته اند فضه بیار چادر و او را تکان بده @sharh_sib
دلی شکسته و قلبی حزین بس است مرا از این جهان غزلی دلنشین بس است مرا دخیل دامن لطف علی‌ است دستانم پناه رحمت حبل المتین بس است مرا به شک و شبهه دچار است هر که منکر اوست منم محب علی این یقین بس است مرا عطای حضرت زهرا زیاده از سر ماست دعای حضرت ام البنین بس است مرا به این زمانه ندارم امید مرحمتی مرا خریده حسین و همین بس است مرا قسم به روضه و شور و شعور سینه زنان نگاه ساقی شورآفرین بس است مرا سپرده دل به مناجات و نور رو به ضریح از این زمانه شبی این چنین بس است قرار ما و تو ای مرگ باب قبله ی عشق که خاک بوسی آن سرزمین بس است مرا @sharh_sib
گه گاه می پرسم از خود در شان کوثر چه دارم بر درک اوصاف او، من با فهم ابتر چه دارم چون ذره ای گنگ و مبهم در وصف خورشید عالم جز کوهی از ناتوانی بر شانه دیگر چه دارم وقتی خدا وصف او را تابانده در سوره ی نور من، این گم در سیاهی توصیف بهتر چه دارم حُجبی عفیفانه دارد طبعی کریمانه دارد من چون یتیم و اسیرم جز فقر در سر چه دارم گاه غزل واژه واژه نور از لبم می تراود آری به جز نور از آن نور مطهر چه دارم هفت آسمان زیر گامش عرش است اوج مقامش در طی این راه من جز بال کبوتر چه دارم انیسه ،قدسیه، حورا ،صدیقه، مرضیه ، عذرا من نام بهتر برای او غیر مادر چه دارم آرامش و برکت او جاریست در زندگی ام از لطف مولا علی و زهراست من هر چه دارم فردا به صحرای محشر در آن هراس مکرر در سینه غیر از ولای زهرای اَطهر چه دارم جز آنکه جان را ببخشم نذر قدمهای پاکش چون پا نهد بر سر من در بیت آخر چه دارم @sharh_sib