بیت ۲
همینکه بازرگان وسایل سفر را آماده کرد و در تدارک کوچیدن سوی هندوستان بود.
( ساز کرد = قصد کرد )
بیت ۳
از روی بخشندگی و سخاوت به یکایک غلامان و کنیزان خود گفت : زود بگو ببینم از سفر هندوستان چه ارمغانی برایت بیاورم ؟
(ارمغان = تحفه، سوغاتی، هدیه)
بیت ۴
هر یک از آنان چیزی درخواست کرد و آن بازرگان نیکو خصال به همه آنان وعده داد .
( خواست کرد = تقاضا نمود ، درخواست کرد )
بیت ۵
بازرگان به طوطی خود نیز گفت : تو چه ارمغانی میخواهی تا از سرزمین هندوستان برایت بیاورم ؟
کارَمَت = که بیاورم برای تو
خطه = سرزمین
بیت ۶
طوطی در پاسخ بازرگان گفت : هر گاه طوطیان همنوع مرا در هندوستان دیدی آنان را از حال من با خبر کن .
بیت ۷
بگو آن طوطی که اشتیاق فراوانی دارد که با شما دیدار کند به حکم تقدیر در قفس ما زندانی شده است.
بیت ۸
آن طوطی برای شما سلام فرستاد و از شما دادخواهی کرد و گفت : برای رهایی از قفس منتظر راهنمایی شما هستم .
دادخواست = تظلّم خواهی کرد ، دادخواهی کرد
بیت ۹
طوطی به بازرگان گفت : به آن طوطیان بگو : آیا شایسته است که من در شوق دیدار شما جان بسپارم و در این قفس از غم فراق شما بمیرم ؟
بیت ۱۰
آیا این سزاوار است که من سخت در اسارت باشم و شما آزادانه گاهی بر سبزه زار گردش کنید و گاه بر سر درخت بنشینید .